تبلیغات
احادیث دینی
چهارشنبه 10 شهریور 1389

زندگی نامه امام علی (ع)

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

حضرت امیر المومنین علی (ع ) فرزند ابوطالب شیخ بنی هاشم عموی پیغمبر اکرم (ص) بود که پیغمبر اکرم او را سرپرستی نموده و در خانه خود جای داده و بزرگ کرده بود و پس از بعثت نیز تا زنده بود ازآن حضرت حمایت کرد و شر کفار عرب و خاصه قریش را از وی دفع نمود .

علی ع بنا به نقل مشهور ده سال پیش از بعثت متولد شد و پس از شش سال بر اثر قحطی که در مکه و حوالی آن روی دا د بنا به در خواست پیغمبر اکرم ص  از خانه پدر به خانه پسرعموی خود پیغمبر اکرم  منتقل کردید. و تحت سرپرستی و پرورش مستقیم آن حضرت درآمد پس از چند سال که پیغمبر اکرم ص به موهبت نبوت نایل شد و برای نخستین بار در غار حرا وحی آسمانی به وی رسید. وقتی که از غار رهسپار شهر و خانه خود شد وما جرارا فرمودعلی ع به آن حضرت ایمان آورد. وباز درمجلسی که پیغمبرا کرم ص خویشاوندان نزدیک خود را جمع کرده و بدین خدا دعوت نمود فرمود نخستین کسی از شما که دعوت مرا بپذیرد خلیفه و وصی و وزیر من خواهد بود.تنها کسیکه از جای خود بلند شد و ایمان آورد علی ع بود و پیغمبر اکرم ایمان او را پذیرفت و وعده های خود را درباره اش امضا نمود. از این روی علی ع نخستین کسی است که به اسلام ایمان آورد و نخستین کسی است که هرگز غیر خدای یگانه را نپرستید.
علی ع پیوسته ملازم پیغمبر اکرم ص بود تا آن حضرت از مکه به مدینه هجرت نمود و در شب هجرت نیز که کفار خانه آن حضرت را محاصره کرده بودند و تصمیم داشتند آخر شب به خانه ریخته و آن حضرت را در بستر خواب قطعه قطعه نمایند علی ع در بستر پیغمبر اکرم ص خوابید و آن حضرت از خانه بیرون آمده .رهسپار مدینه گردید
در مدینه نیز ملازم پیغمبر اکرم ص بود و آن حضرت در هیچ زمان علی ع را کنار نزد و یگانه دختر محبوبه خود فاطمه را به عقد آن حضرت درآورد. و در موقعی که میان اصحاب خود عقد اخوت می بست او را برادر خود قرار داد. علی ع در تمام  جنگهاپی که پیغمبر اکرم ص شرکت داشتند حاضر شد جز جنگ تبوک که آن حضرت اورا درمدینه به جای خود قرارداده بودودر هیچ جنگی پای به عقب نگذاشت. و از هیچ حریفی روی نگردانید و در هیچ امری با پیغمبر اکرم ص مخالفت نکرد چنانکه آن حضرت فرمود هرگز علی از حق و حق از علی جدا نمی شوند.علی ع روز رحلت پیغمبر اکرم سی و سه سال داشت و با اینکه در همه فضایل دینی سرآمد و در میان اصحاب پیغمبر ممتاز بودبه بهانه اینکه وی جوان است و مردم بواسطه خونهایی که در جنگهابه همراه پیغمبر اکرم ص ریخته با وی دشمنند از خلافت  کنارش زدند و به این ترتیب دست آن حضرت از شئون عمومی بکلی قطع شد وی نیز به تربیت افراد پرداخت و بیست و پنجسال که زمان خلا فت سه خلیفه پس از رحلت پیغمبر اکرم ص بودبدین ترتیب گذرانید و پس از کشته شدن خلیفه سوم مردم با آن .حضرت بیعت نموده و به خلافتش برگزیدند
آن حضرت در خلافت خود که چهار سال و نه ماه تقریبا طول کشید سیرت پیغمبر اکرم ص را داشت و به خلافت خود صورت نهضت و انقلاب داده به اصلاحات پرداخت و البته این اصلاحات بضرر برخی از سود جویان تمام می شد و از این روی عده ای از صحابه که پیشاپیش آنها ام المومنین عایشــه و طلحــه و زیبــر ومعاویــه بودند خون خلیفه سوم را دستاویز قرار داده سر به مخالفت برداشتـه و بنای شورش وآشوبگری گذاشتند .
آن حضرت برای خوابانیدن فتنه , جنگی با ام المومنین عایشه و طلحه و زیبر در نزدیکی بصره که به جنگ جمل معروف است و جنگی دیگر با معاویه در مرزعراق و شام که به جنگ صفین معروف است و یکسال و نیم ادامه یافت و جنگی  با خوارج در نهروان که به جنگ نهروان معروف است  کرده و به این ترتیب بیشتر مساعی آن حضرت در ایام خلافت خود صرف رفع اختلافات داخلی شد و پس از مدتی صبح روز نوزدهم ماه رمضان سال چهلم هجری در مسجد کوفه در سر نماز .بدست یکی از خوارج ضربتی خورده و در شب بیست و یکم ماه شهید شدند .

امیرالمومنین علی ع به شهادت تاریخ و اعتراف دوست و دشمن در کمالات انسانی نقیصه ای نداشته و در فضایل اسلامی نمونه کاملی ا ز تربیت پیغمبر اکرم ص .بود .بحثهایی که در اطراف شخصیت او شده و کتابهایی که در این باره شیعه و سنی و سایر مطلعین و کنجکاوان نوشته اند درباره هیچیک از شخصیت های تاریخ اتفاق نیفتاده است
علی ع در علم و دانش داناترین یاران پیغمبر اکرم ص و سایرمسلمانان بود  و نخستین کسی است در اسلام که در بیانات علمی خود در استدلال و برهان را باز کرد و در معارف الهیه بحث فلسفی نمود و در باطن قرآن سخن گفت و برای نگهداری لفظ قرآن دستورزبان عربی را وضع فرمود و تواناترین عرب بود در سخنرانی. علی ع که در زمان پیغمبر اکرم ص و پس ازآن در همه جنگها شرکت کرد.

در شجاعت ضرب المثل بود هرگز ترس و اضطراب از خود نشان نداد و با اینکه بارها ضمن حوادثی مانند جنگهای احد و حنین و خیبر و خندق یاران پیغمبر اکرم ص و لشکریان اسلام لرزیدند و یا پراکنده شده فرار نمودند وی هرگز پشت به دشمن نکرد و هرگز نشد که کسی از مردان جنگی دشمن با وی درآویزد و جان به سلامت برد و در عین حال با کمال توانایی, ناتوانان را نمی شکست و فراریان را دنبال نمی کرد و شبیخون نمی زد و آب بروی دشمن نمی بست .
حضرت علی ع در سال 40 هجری در ماه مبارک رمضان در شب نوزدهم ضربت خوردند .و در شب بیست و یکم به شهادت رسیدند

حضرت علی ع با همه وجود و خالصانه از حریم دین خدا حمایت کرد لحظه ای در آسایش نبود مخصوصا در ایام پر مخاطره حکومت عدل گسترش که نظیر  آن وجود نداشته است.

 پیامبر اکرم ص حضرت علی  و خودشان را از یک شجره می دانستند و می فرمودند : .من و علی پدر این امت هستیم من شهر علم هستم و علی درب آن


وصیت امیر مومنان علی ع

طبری در تاریخ و ابوالفر اصفهانی در مقاتل الطالبیین وصیت نامه امیر مومنان ع را ذکر کرده اند. این وصیت نامه چنین است .
بسم الله الرحمن الرحیم
این وصیت‌نامه علی بن ابیطالب است. گواهی می دهد که معبودی جز خدای بی شریک نیست و محمد بنده و پیامبر اوست که وی را با هدایت و آیین حق فرستاد که بر همه دینها چیرگی دهد اگرچه مشرکان آن را ناخوش دارند. نماز و عبادت و زندگی و مرگ من برای خدای بی شریک و پروردگار جهانیان است. چنین مامور شده ام و من از مسلمانانم. شما دو تن حسن و حسین ع را به تقوای الهی سفارش می کنم. درجست و جوی دنیا نباشید اگر چه دنیا در جست و جوی شما باشد و بر چیزی از دنیا که از دست شما می رود دریغ مخورید. جز حق مگویید و برای پاداش کار کنید برای آخرت کار کنید. دشمن ستمگر و یاور مظلوم و ستمدیده باشید. شما دو تن و همه فرزندان و خانواده ام و هرکس را که این وصیت نامه من به دست او می رسد به تقوای الهی و رعایت نظم در کارها و اصلاح میان خودتان سفارش می کنم. زیرا از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود اصلاح میان مردم برتر از تمام نماز و روزه است و دشمنی مکنید که باعث زوال دین است و نیرویی نیست مگر به استعانت خدا. به خویشاوندان خود بنگرید. پس با آنها رفت و آمد. کنید که خداوند محاسبه را بر شما سبک می کند .خدا را ا در مورد یتیمان رعایت کنید. گرسنه شان نگه ندارید تا در محضر شما در  خواری نیفتند. زیرا از رسول خدا ص شنیدم که می فرمود هر کس یتیمی را سرپرستی کند تا بی نیاز شود .
خداوند بهشت را برای او واجب می گرداند. و اگر کسی مال یتیمی را بخورد جهنم را بر او واجب
می کند. خدا را خدا را در مورد قرآن منظور دارید تا مبادا دیگران در عمل بدان از شما پیشی گیرند خدا را در مورد همسایگانتان پیش نظر آورید که سفارش شدگان پیامبرتان هستند. خدا را خدا را خدا را درباره خانه پروردگارتان منظور دارید. پس تا زمانی که باقی هستید نباید از وجود شما خالی باشد که اگر متروک شود نتوانید همتایی برای آن قرار دهید و کوچک ترین چیز برای کسی که از آن بازگردد آمرزش تمام گناهانی است که پیش از آن مرتکب شده بود. خدا را خدا را درباره نماز رعایت کنید که آن بهترین کردارها و ستون دین شماست. خدا را خدا را درباره زکات پیش چشم آورید که آن خشم .پروردگارتان را فرو می‌نشاند. خدا را خدا را درباره جهاد در راه خدا با مالها و جانهایتان منظور دارید .
جز این نیست که دو تن در راه خدا جهاد می کنند, پیشوای هدایت کننده و کسی که مطیع او و پیرو هدایت اوست. خدا را خدا را درباره ذریه پیامبرتان ص رعایت کنید و مبادا پیش روی شما به آنان ستم کنند. خدا را خدا را در مورد یاران پیامبرتان ص منظور دارید کسانی که بدعتی از آنان سر نزده و بدعتگذاری را پناه نداده‌اند. زیرا رسول خدای به آنان سفارش کرده و بدعتگذاران آنان و پناه دهندگان به آنان را لعنت فرموده است. خدا را خدا را در مورد مستمندان و مسکینان پیش چشم آورید. پس آنان را در زندگی خود سهیم کنید .
سپس فرمود نماز. نماز. در راه خدا از سرزنش سرزنشگران بیم مدارید خداوند شما را از شر کسانی که بر ضد شمایند کفایت کند. با مردم به نیکویی سخن بگویید چنان که خداوند شما را بدان فرموده است و امر به معروف و نهی از منکر را کنار مگذارید که در این صورت خداوند بدان شما را بر شما حاکم کند. آن گاه دعا می کنید ولی به استجابت نمی رسد. بر شما باد دوستی و بخشندگی و از جدایی و دشمنی و پراکندگی بر حذر باشید. در کار نیک و پرهیزگاری .یار همدیگر باشید و بر گناه و ستم همدلی مکنید. پروای خدا پیشه کنید که خدا سخت مجازات است.

خداوند دودمان شما را حفظ کند و پیغمبر را در میان شما بر جای دارد و شما را به خدا می سپارم که بهترین نگهدارنده است و سلام و رحمت و برکات الهی را بر شما می خوانم .


تالیفات امیرالمومنین ع

ـ جمع القرآن و تاویله یا جمع آوری آیات قرآن براساس ترتیب نزول

ـ کتابی که آن حضرت در آن شصت نوع از انواع علوم قرآنی را جمع کرده و برای هر نوع از آنها

مثالی زده است

ـ الجامعه

ـ الحفر

ـ صحیفه الفرائض

ـ کتابی درباره زکات چارپایان

ـ کتابی در ابواب فقه

ـ کتابی دیگر در ابواب فقه

ـ نامه آن حضرت به مالک اشتر

ـ وصیت وی به محمد حنفیه

ـ دعاها و مناجاتی که از آن حضرت به جا مانده است و برخی از دانشمندان آنها را جمع کرده و بدان صحیفه علویه گفته‌اند .

ـ مسند آن حضرت که توسط نسایی جمع آوری شده است. این کتاب حاوی احادیث و روایاتی است که از آن حضرت نقل شده است .

ـ جنة الاسماء در کشف الظنون در این باره آمده است جنة الاسماء نوشته امام علی بن ابیطالب است که امام محمد غزالی متوفا در 505 ه بر آن شرحی نوشته است .


کتابهایی که سخنان آن حضرت را گرد آورده اند

.ـ نهج البلاغه که توسط شریف رضی جمع آوری شده و تا کنون چندین بار به چاپ رسیده است
ـ مافات نهج البلاغه من کلامه سخنان آن حضرت که در نهج البلاغه نیامده است جمع آوری شده توسط فاضل معاصرشیخ هادی بن شیخ عباس بن شیخ جعفر فقیه نجفی این کتاب به چاپ رسیده است
.ـ مائه کلمه جمع آوری شده توسط جاحظ مطبوع
ـ غرر الحکم و دررالکلم گردآوری شده توسط عبدالواحد بن محمد بن عبدالواحد آمدی تمیمی. وی این سخنان را از کلمات کوتاه آن حضرت جمع آوری کرده و به نهج البلاغه نزدیک است. انگیزه آمدی در تالیف این کتاب کاری بود که جاحظ در تالیف مائه الکلمه به انجام رسانده بود. مطبوع
.ـ دستور معالم الحکم مطبوع
.ـ نثر اللالی جمع آوری شده به وسیله ابوعلی فضل بن حسن طبرسی مولف مجمع البیان مطبوع
ـ مطلوب کل طالب من کلام علی بن ابیطالب جمع آوری شده توسط ابواسحاق و طواط انصاری. در
این کتاب صد سخن حکمت آمیز منسوب به آن حضرت نقل شده است. این کتاب در لایپزیک و بولاق به طبع رسیده و به فارسی و آلمانی برگردانده شده است
.ـ قلائد الحکم و فرائد الکلم گردآوری شده توسط قاضی ابو یوسف یعقوب بن سلیمان اسفراینی
.ـ معمیات علی ع
.ـ امثال الامام علی بن ابیطالب طبع جوائب که بر پایه حروف الفبا ترتیب یافته است
.ـ سخنان علی ع که شیخ مفید در کتاب ارشاد خود نقل کرده است
.ـ سخنان و نامه های آن حضرت که نصر بن مزاحم در کتاب صفین خود نقل کرده است
ـ سخنان علی ع که در کتاب جواهر المطالب آورده شده است و کتابهای دیگری غیر از آنچه نام بردیم


سه شنبه 9 شهریور 1389

شعری در سوگ شهادت حضرت علی (ع)

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

بسم الله الرحمن الرحیم

لیلته القدر خیر من الف شهر

ایام نزول قرآن كریم و شبهای قدر ، شب دوستی ، شب محبت ، شب مغفرت و شب استجابت دعا دلهایمان را روانه ی كوفه كنیم و با بزرگ داشت شبهای قدر در ماتم اول مظلوم عالم ، سیل خون از دیدگان آلودیمان جاری كنیم تا مورد رحمت و مغفرت حق تعالی قرار گیریم . انشاء الله

                                   ***************

اگر چه ناله ای داغ دار دارم من                     ز داغ هجر تو بر سر شرار دارم من

شبی كه یاد تو در خاطرم گل افشاند             هزار خرمن گل در كنار دارم من

توئی بهشت من و تا تو با منی ای دوست       دگر به روضه رضوان چه كار دارم من

                                   ***************

یارب چه بسی جرم و گناهم دیدی                رسوائی من به رحمتت پوشیدی

امید من است و بخشش روز جزا                  جز درگه تو نیست مرا امیدی

                                   ***************

یارب چو حساب كارم آغاز كنی                     وای من اگر گناهم ابراز كنی

خود دانم و تو چه معصیت ها كردم                 بیچاره شوم چو مشت من باز كنی

                                   ***************

امشب شب قدر است و من قدری ندارم         بحر دل آلوده ی خود بیقرارم

امشب شب قدر است و یك دنیا فقیرم           بیمارم و محتاج و در غفلت اسیرم

من آمدم با كوله بار ، بار زشتم                     تا رنگ زهرائی بگیرد سرنوشتم

ای كاش میمردم شب قدرت نبینم                 من باعث درد نگاری مهجبینم

چون نامه اعمال من بیند سحر گاه                بر حالت آلوده من میكشد آه

امشب بیا و كار دل را چاره بنما                    مكتوب اعمال بدم را پاره بنما

رزق من امشب بهتر از صد سال گردد            گر یوسف زهرا ز من خوشحال گردد

گر او بخواهد بنده تو میشوم من                   گر او نخواهد راه غفلت میروم من

امشب بیا و آرزویم را روا كن                         او را به یاد ما ، تو مشغول دعا كن

با كوهی از حاجت به در گاهت نشستم         در لیلة القدر علی دل بر تو بستم

                                   ***************

 

         السلام علیك یا امیر المومنین

 

دست حق حیدر كرار علی                 شیر حق حجت دادار علی

مخزن و معدن اسرار علی                 سید و سرور و سالار علی

جان به قربان جمالت مولا                  كی رسم من به وصالت مولا

چه بگویم كه جه ها كرد عدو              آتش كینه به پا كرد عدو

ای خدا شیعه دلش محزون است       از غم عشق علی مجنون است

این همان ماتم عظمی باشد             سحر آخر مولا باشد

میزبان زینب كبری باشد                   او نوازش گر بابا باشد

زیر لب زمزمه دارد زینب                    كه دگر آخر كار است امشب

تا علی گشت برون از خانه               عالمی شد ز غمش غمخانه

شد علی شمع و همه پروانه            خیل مرغان ز پی اش مستانه

می سرودند به صد آه و نوا                  مرو امشب تو مسجد مولا

مسجد كوفه پر از غوغا شد              گوئیا روز جزا بر پا شد

سند قتل علی امضاء شد                پر ز اندوه دل زهرا شد

تا كه آمد ز شهادت خبرش               بست تكبیر نماز سحرش

حیدر از تیغ جفا شد بیتاب                رفت از هوش میان محراب

رنگ خورشید علی شد مهتاب          چهره اش در یم خون گشت خضاب

ضربه تیغ اگر كاری بود                      ذكر مولا به لبش جاری بود

                             *****************

دگر شوق خدای خویش دارم             ز داغ فاطمه دل ریش داریم

مگیر ای میخ شالم را كه عمری         من از مسمار در تشویش دارم

حسین جان زیر بازویم رها كن            برای طاقت زینب دعا كن

بگو برگشت مهمانت ز مسجد             ز رویم خون پیشانی جدا كن

                             *****************

من مانده ام تنهای تنهای                   خسته شدم دیگر ز دست شهر غمها

                                وای شهر غمها

            چشم انتظار تیغ دشمن( مانده ام من ، مانده ام من)     

            آیات مرگم را خدایا ( خوانده ام من ، خو.انده ام من )

                                      ------------

در آخرین صوت اذانم                        بر روی گل دسته چكید اشك روانم

                              ای مهربانم

            گفتم خدایا خسته هستم ( راحتم كن ، راحتم كن )

            از دست این مردم شكستم ( راحتم كن ، راحتم كن )

                                      ------------

چشم انتظارم ابن ملجم                  با تیغ خود آید زند بر روی فرقم

                                 روی فرقم

             شمشیر قاتل در غزایم ( گریه كرده ، گریه كرده )

              محراب و منبر هم برایم ( گریه كرده گریه كرده )

                                      ------------

هم فرق من امشب شكسته            هم بین خانه ام دل زینب شكسته

                                وای دل شكسته

                 راهی برای او بجوئید ( تا نمیرد ، تا نمیرد )

                آهسته با زینب بگوئید ( تا نمیرد ، تا نمیرد )

                     *************************

بیائید با این اشعار رسیده دلهایمان را صادقانه با حضرت دوست پیوند زده و در شب های بی پدری ایتام دلهایمان را روانه ی مسجد كوفه كرده و با حسنین و زینبین در سوگ مولای مظلومان امیر مومنان حضرت علی (ع) خون بگرییم و در این گریستن شهدا ، امام الشهدا ، بیماران ، گرفتاران ، حاجت مندان ، گذشتگانمان را فراموش نكنیم .

خدایا در این شبهای عزیز پرونده جرم ما را به مظلومیت اول مظلوم عالم نادیده گیر و از گناهانمان درگذر و توفیق شیعه واقعی مولا بودن را به ما عنایت فرما تا بتوانیم رضای تو و رضای امام زمانمان را فراهم نمائیم .

آمین یا رب العالمین


دوشنبه 8 شهریور 1389

احادیثی در مورد شب قدر قسمت اول

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

شب سرنوشت‏ساز

قال الصادق (علیه السلام)

راس السنة لیلة القدر یكتب فیها ما یكون من السنة الى السنة.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته مى‏شود.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 258 ح 8

 

برترى شب قدر

قیل لابى عبد الله (علیه السلام)

كیف تكون لیلة القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیلة القدر.

از امام صادق (علیه السلام) سوال شد: چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟

حضرت فرمود: كار نیك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 256، ح 2

 

تقدیر اعمال

قال الصادق (علیه السلام)

التقدیر فى لیلة تسعة عشر و الابرام فى لیلة احدى و عشرین و الامضاء فى لیلة ثلاث و عشرین.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گیرد و تصویب آن در شب بیست ویكم و تنفیذ آن در شب بیست‏سوم.

وسائل الشیعه، ج 7 ص 259


یکشنبه 7 شهریور 1389

همه چیز در مورد احكام روزه قضا و كفاره آن

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

 
بنام تو ای قرار هستی


روزه قضا

اگر كسى روزه را در وقت آن نگیرد, باید روز دیگرى , به جاى آن روزه بگیرد, پس روزه اى كه بعد از وقت آن , به جا آورده مى شود, <روزهء قضا> نام دارد.
كفاره روزه

كفّاره , همان جریمه اى است كه براى باطل كردن روزه معین شده است و عبارت است از:
-- آزاد كردن یك بَرده
-- دو ماه روزه گرفتن كه سى و یك روز آن باید پى در پى باشد
-- سیر كردن شصت فقیر, یا دادن یك مُدّ طعام به هر یك از آن ها.
كسى كه كفّاره بر او واجب شود, باید یكى از این سه را انجام دهد و چون امروزه <برده > به معناى فقهىِ آن یافت نمى شود, مورد دوّم یا سوم را انجام مى دهد, و اگر هیچ یك از اینها برایش مقدور نیست هر مقدار كه مى تواند باید به فقیر طعام بدهد و اگر اصلاً نتواند طعام بدهد, باید استغفار كند.(1)
در این موارد به جا آوردن قضاى روزه واجب است ولى كفّاره ندارد:
1- روزه دار عمداً قى كند.
2- در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با حال جنابت , یك یا چند روز روزه بگیرد.
3- در ماه رمضان , بدون اینكه تحقیق كند صبح شده یا نه ؟ كارى كند كه روزه را باطل مى كند, مثلاً آب بخورد, و بعداً معلوم شود صبح بوده است .
4- كسى بگوید صبح نشده و روزه دار به گفتهء او, كارى كند كه روزه را باطل مى كند, و بعداً معلوم شود صبح بوده است .(2)
5- روزه هایى كه به واسطه سفر باطل شده است .(3)
6- روزه هاى ایام حیض و نفاس بانوان .(4)
7- بر اثر ندانستن مسأله , مبطلى انجام داده ولى نمى توانسته مسأله را یاد بگیرد, یا اصلاً ملتفت نبوده .(5)
-- اگر عمداً روزهء رمضان را نگیرد, یا عمداً آن را باطل كند, قضا و كفاره واجب مى شود.(6)
مواردى كه فقط باید براى هر یك روز یك مد طعام به فقیر داده شود:
1- به واسطه مرض نتواند روزه بگیرد و مرض او تا سال بعد طول بكشد و اگر چنانچه مرض او تا چندین سال طول بكشد قضاى سال آخر را باید به جا آورد و سالهاى گذشته را براى هر یك روز یك مد طعام به فقیر بدهد(7)
2- كسى كه به واسطهء پیرى , روزه گرفتن برایش مشقت دارد و بعد از رمضان هم نمى تواند قضاى آن را به جا آورد.(8)
3- مرضى دارد كه زیاد تشنه مى شود و روزه گرفتن برایش مشقت دارد و بعد از رمضان هم نمى تواند قضاى آن
را به جا آورد(9).
مواردى كه باید قضاى روزه را به جا آورد و براى هر یك روزه یك مد طعام به فقیر بدهد:
1- به واسطه عذرى ; مثلاً سفر روزه نگرفته و بعد از ماه رمضان عذر برطرف شده و تا رمضان سال بعد عمداً
قضاى آن را به جا نیاورده است .(10)
2- به واسطه عذرى روزه نگرفته و بعد از رمضان عذر او برطرف شده و تا چند سال قضا آن را تأخیر انداخته
(قضا و یك كفاره 10سیرى ), كفاره تكرار نمى شود.(11)
3- موقعى كه عذر دارد, تصمیم او بر این است كه بعد از برطرف شدن عذر, قضا روزه را به جا آورده و عذر برطرف شد و پیش از آن كه قضا كند درتنگى وقت عذرى برایش پیدا شود, قضا آن واجب و یك مد طعام احتیاط واجب است(12) .
4- در قضا روزه كوتاهى كند و وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى برایش پیش آید.(13)
5- مرضى دارد كه زیاد تشنه مى شود و روزه گرفتن برایش مشقت دارد ; اضافه بر یك مد طعام , بنابر احتیاط واجب (قضاى آن را هم به جا آورد.(14)
6- زنى كه زائیدن او نزدیك است و روزه براى حملش ضرر دارد و نمى تواند روزه بگیرید.(15)
7- زنى كه زاییدن او نزدیك است و روزه براى خودش ضرر دارد و نمى تواند روزه بگیرد قضاى آن را باید به ت جاآورد و بنابر احتیاط واجب براى هر یك روز, یك مد طعام به فقیر بدهد.(16)
8- زنى كه بچه شیر مى دهد و شیر او كم است و روزه براى بچه اى كه شیر مى دهد ضرر دارد(17).
9- زنى كه بچه شیر مى دهد و شیر او كم است و روزه براى خودش ضرر دارد, قضاى روزه را باید به جا آورد وأبنابر احتیاط واجب براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد.(18)
10- به واسطهء عذرى , غیر مرض مانند مسافرت , روزهء رمضان را نگیرد و عذر او تا رمضان سال بعد طول بكشد,حقضا آن را باید به جا آورد و احتیاط مستحب آنست كه براى هر روز یك مد طعام به فقیر بدهد.(19*
1- لازم نیست قضاى روزه را فوراً به جا آورد, ولى بنابر احتیاط واجب باید تا رمضان سال بعد انجام دهد.(1)
2- اگر چند ماه رمضان روزهء قضا دارد, هر كدام را اوّل بگیرد اشكال ندارد, ولى اگر وقت قضاى روزهء آخرین ماه رمضان تنگ است ; مثلاً ده روز از رمضان آخر, قضا دارد و ده رور به رمضان مانده است , باید اوّل قضاى آن را بگیرد.(2)

3- انسان نباید در انجام كفاره كوتاهى كند, ولى لازم نیست , فوراً آن را انجام دهد.(3)
4- اگر كفّاره بر انسان واجب شود, چند سال بر آن بگذرد و به جا نیاورد, چیزى بر آن اضافه نمى شود.(4)
5- اگر روزهء خود را با كار حرامى ; مانند استمنا باطل كند, بنابر احتیاط واجب كفّارهء جمع لازم مى شود; یعنى باید یك برده آزاد كند و دو ماه روزه بگیرد و به شصت فقیر طعام بدهد; اگر هر سه برایش ممكن نیست , هر كدام از آن ها را كه مى تواند باید انجام دهد.(5)
6- كسى كه قضاى روزهء رمضان را گرفته , اگر بعد از ظهر عمداً آن را باطل كند, باید به ده فقیر هر كدام یك مدّ طعام بدهد. و اگر نمى تواند طعام بدهد, بنابر احتیاط واجب باید سه روز پى در پى روزه بگیرد.(6)

استفتاء

س ـ كسانى كه نماز و روزه شان شكسته است و همیشه سر كارند, به جز تعطیلات , پس باید روزه هاى قضا شده را چگونه و كِى به جا آورند؟
ج ـ باید در طول سال قضا نمایند, على الاحوط.(7)
س ـ زنى مدتهاست كه یا حامله است و یا بچه شیر مى دهد و در ماه رمضان نمى تواند روزه بگیرد, تكلیفش در مورد قضاى روزه چگونه است ؟
ج ـ وجوب قضا ساقط نیست .(8)

در این موارد نه قضا واجب است و نه كفّاره :

1- روزه هاى ایّام كفر براى تازه مسلمان ; یعنى اگر كافرى مسلمان شود قضاى روزه هاى گذشته واجب نیست .(9)
2- كسى كه به واسطهء پیرى نمى تواند روزه بگیرد و بعد از رمضان هم نمى تواند قضاى آن را انجام دهد. ولى اگرثروزه گرفتن برایش دشوار است , باید براى هر روز, یك مُدّ طعام به فقیر بدهد.(10)
3-روزهء قضاى پدر و مادر پس از مرگ پدر, پسر بزرگ او باید نمازها و روزه هاى قضا شدهء او را به جا آورد و احتیاط مستحب است قضاى نماز و روزه هاى مادر را هم به جا آورد.(11)


شنبه 6 شهریور 1389

احکام روزه مسافر 2

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

بسمه تعالی

روزه مسافر


پرسش‏هاى مقدماتى

- مسافرت در ماه رمضان چه حكمى دارد؟
- در چه مواردى مسافر، میتواند روزه بگیرد؟
- چنان چه مسافر اشتباهاً روزه بگیرد چه حكمى دارد؟
- اگر روزه‏دار، اقدام به مسافرت كند،وظیفه‏اش نسبت به روزه آن روز چیست ؟
- اگر مسافر در ماه مبارك رمضان - قبل از ظهر یا بعد از ظهر - به وطن برسد، وظیفه‏اش نسبت به روزه آن روز چیست ؟

مسأله 1 - مسافرى كه باید نمازهاى چهار ركعتى را دو ركعت بخواند، نباید روزه بگیرد و مسافرى كه نمازش را تمام مى‏خواند - مثل كسى كه شغلش مسافرت است یا سفرش، سفر معصیت است - باید روزه واجب را نیز بگیرد. *(ر.م 1714)

مسأله 2 - مسافرت در ماه رمضان اشكال ندارد، ولى اگر براى فرار از روزه باشد، مكروه است. 211(ر.م‏1715)

مسأله 3 - اگر كسى نذر كند روزه بگیرد و روز آن را معین نكند، نمى‏تواند آن را در سفر به جا آورد، ولى اگر نذر كند روز معینى را - چه مسافر باشد یا نباشد - روزه بگیرد، باید آن روز را - هر چند مسافر باشد - روزه بگیرد. 212(ر.م 1717)


مسأله 4 - كسى كه نمى‏داند روزه مسافر باطل است (جاهل به حكم است)، اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز مسأله را بفهمد، روزه‏اش باطل مى‏شود و اگر تا مغرب (موقع افطار) نفهمد، روزه‏اش صحیح است. 213(ر.م 1719)

مسأله 5 - اگر كسى فراموش كند كه مسافر است یا فراموش كند كه روزه مسافر باطل مى‏باشد و در سفر روزه بگیرد، روزه او باطل است. 214(ر.م 1720)

مسأله 6 - اگر روزه‏دار بعد از ظهر مسافرت كند، بایدروزه خود را تمام نماید و اگر پیش از ظهر مسافرت كند، وقتى‏به حد ترخص * رسید، روزه‏اش باطل مى‏شود - چه از شب، نیت سفر داشته باشد یا نه 215 - و اگر پیش از حد ترخص، روزه را باطل كند، احتیاطاً كفاره **بر او واجب مى‏شود.216(ر.م 1721)

مسأله 7 - اگر مسافر، پیش از ظهر به وطنش یا به جایى برسد كه مى‏خواهد ده روز یا بیشتر در آن جا بماند - چنان چه كارى كه روزه را باطل مى‏كند انجام نداده است - باید آن روز را روزه بگیرد و اگر انجام داده، نمى‏تواند آن روز راروزه بگیرد. 217 (ر.م 1722)

مسأله 8 - اگر مسافر بعد از ظهر به وطن یا جایى برسد كه مى‏خواهد ده روز یا بیشتر در آن جا بماند، نمى‏تواند آن روز را روزه بگیرد. 218(ر.م 1723)

مسأله 9 - براى مسافر و كسى كه از روزه گرفتن معذور است، مكروه است در روز ماه رمضان جماع نماید و در خوردن و آشامیدن كاملاً خود را سیر كند. 219 (ر.م 1724)
* - مسافرى كه بنابر احتیاط واجب، باید نماز را هم شكسته و هم تمام بخواند، بایددر مورد روزه نیز احتیاط نماید یعنى، روزه رابگیرد و بعداً نیز همان روزه را قضا نماید، مگر به نظر آیت الله تبریزى كه قضاى آن روزه را لازم نمى‏دانند. از این رو طبق فتواى ایشان دانشجویان كثیرالسفر - كه در سفرهاى تحصیلى ،بنابر احتیاط واجب، نماز را هم شكسته و هم تمام مى‏خوانند - در ماه مبارك رمضان، در این سفرها، باید روزه را بگیرند و همان روزه كافى است و قضا لازم نیست.

210- همه مراجع معظم تقلید در حكم این مسأله اتفاق نظر دارند.
211- همه مراجع معظم تقلید در حكم این مسأله اتفاق نظر دارند.
212- همه مراجع معظم تقلید در حكم این مسأله اتفاق نظر دارند.
213- همه مراجع معظم تقلید در حكم این مسأله اتفاق نظر دارند.

* - براى توضیح حد ترخص به فصل هشتم مراجعه فرمائید.

** - یعنى باید یك برده آزاد نماید، یادو ماه روزه بگیرد، یا شصت فقیر را سیر كند.

214- همه مراجع معظم تقلید در حكم این مسأله اتفاق نظر دارند.
215- اراكى (ر.م 1754)، گلپایگانى (ر.م 1730)، بهجت (ر.م 1357)، خامنه‏اى (استفتا)، فاضل (ر.م 1787) و مكارم (ر.م 1447): حكم مسأله همان است كه امام راحل (ره) فرموده‏اند.

خوئى (ر.م 1730): چنان چه از شب قصد مسافرت داشته، وقتى به حد ترخص برسد، روزه‏اش باطل مى‏شود؛ اما اگر ازشب قصد مسافرت نداشت و صبح تصمیم گرفت به مسافرت برود، در این صورت نمى‏تواند روزه را بشكند؛ بلكه بنابر احتیاط واجب روزه آن روز را تمام كند و بعداً قضایش را نیز به جا آورد .

تبریزى (ر.م 1730): چنان چه از شب قصد مسافرت داشته، وقتى به حد ترخص برسد، روزه‏اش باطل مى‏شود؛ اما اگر از شب قصد مسافرت نداشته و صبح تصمیم گرفت مسافرت نماید، در این صورت نمى‏تواند روزه را بشكند؛ بلكه بنابر احتیاط واجب باید روزه آن روز را تمام كند (این روزه صحیح است و بعداً لازم نیست قضاى آن را به جا آورد).

زنجانى (ر.م 1730): چنان چه از شب در فكر سفر بوده، وقتى به حد ترخص برسد مى‏تواند روزه را بخورد و مى‏تواند روزه را به امید قبولى، به اتمام برساند؛ ولى بنابر احتیاط واجب باید قضاى آن را نیز به جا آورد؛ اما اگر از شب در فكر سفر نبوده -حتى به نحو تردید - و در روز مسافرت كند، باید روزه را به اتمام برساند (این روزه صحیح است و لازم نیست بعداً قضاى آن را به جا آورد).

216- اراكى (ر.م 1754)و فاضل (ر.م 1787): بنابر احتیاط، كفاره بر او واجب مى‏شود.

خوئى (ر.م 1730)، تبریزى (ر.م 1730)و مكارم (ر.م 1447): كفاره بر او واجب است .

گلپایگانى، بهجت، خامنه‏اى:؟ (از فتاواى این سه بزرگوار نیز استفاده مى‏شود كه كفاره واجب است. ن).

زنجانى (ر.م 1730): پیش از رسیدن به حد ترخص جایز نیست روزه را بخورد، ولى اگر روزه را خورد كفار ندارد .
217- همه مراجع معظم تقلید در حكم این مسأله اتفاق نظر دارند.
218- همه مراجع معظم تقلید در حكم این مسأله اتفاق نظر دارند.
219- همه مراجع معظم تقلید در حكم این مسأله اتفاق نظر دارند.


جمعه 5 شهریور 1389

احكام روزه اساتید و دانشجویان

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

 
بنام تو ای قرار هستی



· اساتید و دانشجویان، در صورتی كه بیش از ده روز با قصد اقامت در محل درس و تدریس می‌مانند:

همه مراجع محترم تقلید: برای این گونه افراد، نماز تمام و روزه صحیح است
ملاحظه: در صورتی كه از ابتدا به طور جد، قصد ماندن ده روز داشته باشند و بعد از خواندن یك نماز چهار ركعتی، به دلیلی تصمیم برگشت به وطن بگیرند نماز و روزه آنها در محل تحصیل كامل خواهد بود.

· اساتید و دانشجویان در صورتی كه كمتر از ده روز در محل تحصیل و خوابگاه می مانند:

آیات عظام بهجت ، صافی، فاضل و نوری : اساتید و دانشجویان، اگر در كمتر از ده روز، حداقل یك بار، بین وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته باشند و این وضعیت تا مدتی ادامه داشته باشد به طوری كه نزد عرف« سفر» كار آنان شمرده شود – نماز ایشان در محل تحصیل و بین راه تمام و روزه صحیح است.
تبصره 1: آیت الله صافی، مدت لازم برای صدق شغل سفر را حداقل چهار ماه رفت و آمد می داند.
تبصره2.(سفر اول) تمامی دانشجویان و اساتید مذكور، هرگاه بیش از ده روز در وطن خود بمانند، در اولین مسافرت به محل درس و تدریس، باید نماز را شكسته بخوانند و روزه نگیرند اما پس از یك رفت و برگشت میان وطن و محل تحصیل، به وظیفه خود، مانند كثیرالسفر عمل كنند و نماز را كامل بخوانند و روزه را بگیرند.
تبصره 3. به فتوای آیت الله بهجت سفر اول با طی مسیر هشت فرسخ، تحقق می یابد. از این رو اگر فاصله محل درس و تدریس از وطن، بیش از هشت فرسخ باشد، در همان اولین مسافرت نیز نمازشان در محل تحصیل، كامل و روزه صحیح است.

آیت الله خامنه ای: اساتید و دانشجویان بورسیه و مأمور به تحصیل، اگر در كمتر از ده روز حداقل یك بار بین وطن و دانشگاه رفت و آمد داشته باشند، نماز آنان تمام و روزه ایشان صحیح است، اما دیگر دانشجویان نمازشان شكسته و روزه آنها صحیح نیست.
ملاحظه. با توجه به اینكه آیت الله خامنه ای در مساله رجوع به مرجع مساوی، احتیاط واجب دارند، دانشجویان می توانند در این مساله به مرجع تقلید مساوی دیگری، مراجعه كنند(به شرط اینكه مرجع تقلید جدید) رجوع به مرجع مساوی را جایز دانسته باشد و نماز دانشجوی مسافر را تمام و روزه او را صحیح بداند،(مانند آیت الله بهجت).

آیت الله تبریزی : دانشجو اگر در مدت كمتر از ده روز، بین وطن و دانشگاه رفت و آمد كند، باید احتیاط كند، یعنی نماز را تمام و شكسته بخواند و اگر روزه گرفت، صحیح است و قضا ندارد. استاد اگر هر هفته برای تدریس ، به حد مسافت شرعی مسافرت می كند چنانچه مدت تدریس، دو ماه یا زیادتر باشد باید نماز تمام بخواند و روزه بگیرد.
ملاحظه. با توجه به اینكه آیت الله تبریزی در این مساله احتیاط واجب دارند، مقلدان ایشان می توانند در این مساله به فتوای مرجع تقلید مساوی و یا اعلم بعدی رجوع كنند و نمازشان را تمام بخوانند و روزه بگیرند.

آیت الله سیستانی: 1. اگر زمان تحصیل و تدریس اساتید و دانشجویان، حداقل دو سال ادامه دارد و در آنجا مستقر می‌شوند{گرچه در هفته دو شبانه روز كامل باشند، به نحوی كه به آنان مسافر گفته نشود} آنجا در حكم وطن است و باید نمازشان را در محل تحصیل، تمام بخوانند و روزه بگیرند.
2. اگر اساتید و دانشجویان در هفته، حداقل سه روز بیش از مسافت شرعی رفت و آمد كنند و یا در سفر باشند و این برنامه برای مدتی( به طور مثال شش ماه در یك سال و یا حداقل سه ماه در چند سال تحصیلی ) ادامه یابد، كثیرالسفر محسوب می‌شوند و نماز ایشان در محل تحصیل و بین راه تمام است و روزه شان صحیح است.
تبصره. در هر دو صورت اگر در ماه اول، قصد اقامت ده روز نكنند، باید احتیاط نمایند، یعنی نمازشان را هم تمام و هم شكسته بخوانند و روزه را هم بگیرند و هم قضا نمایند.
ملاحظه. با توجه به اینكه آیت الله سیستانی، رجوع به مرجع تقلید مساوی را جایز می داند، مقلدان ایشان می توانند در این مساله به مرجع مساوی دیگر ، مراجعه كنند كه نماز را كامل و روزه را صحیح می داند.

آیت الله مكارم : 1. اساتید و دانشجویان اگر برای مدت قابل ملاحظه ای مثلا یك سال یا بیشتر در محل تحصیل یا تدریس بمانند، آن محل در حكم وطن است و نماز و روزه در آنجا تمام می باشد و ماندن ده روز پی در پی در آنجا شرط نیست.

2. كسانی كه همه روزه، یا حداقل سه روز در هفته ، به محل تحصیل یا تدریس می روند یعنی صبح به محل تحصیل یا تدریس می روند و عصر بازمی گردند و این كار مدتی ادامه می یابد، كثیرالسفر محسوب می شوند و نماز و روزه ایشان در آن محل و به هنگام رفت و برگشت، تمام است.


پنجشنبه 4 شهریور 1389

احکام روزه مسافر

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

احکام روزه مسافر

سئوال 1 _ در چه صورتی مسافر نمی تواند روزه بگیرد؟

جواب _ مسافری که باید نمازهای چهار رکعتی را، دو رکعت بخواند، در سفر نباید روزه بگیرد.

س 2 _ در چه صورتی مسافر باید روزه بگیرد؟

ج_ مسافری که نمازش را تمام می خواند، مانند کسی که شغل اش مسافرت، یا سفر او سفر گناه است، باید در سفر روزه بگیرد.

س 3 _ آیا مسافرت در ماه رمضان اشکال دارد؟

ج _ مسافرت در ماه رمضان اشکال ندارد.

س 4 _ در چه صورت مسافرت در ماه رمضان اشکال دارد؟

ج _ اگر برای فرار از روزه باشد، مکروه است.

س 5 _ اگر غیر از روزه ماه رمضان، روزه معین دیگری بر انسان واجب، آیا می تواند در آن روز مسافرت کند؟

ج _ اگر غیر از روزه ماه رمضان، روزه معین دیگری بر انسان واجب باشد، مثلا نذر کرده روز معینی را روزه بگیرد، چنانچه ناچار نشود، بنابر احتیاط واجب، نمی تواند در آن روز مسافرت کند.

س 6 _ اگر این شخص در سفر باشد، نسبت به انجام روزه آن چه وظیفه ای دارد؟

ج _ اگر در سفر باشد، چنانچه ممکن است، باید قصد کند ده روز در جایی بماند و آن روز را روزه بگیرد.

س 7 _ اگر نذر کند روزه بگیرد و روز آن را معین نکند، آیا می تواند آن روز را در سفر بجا آورد؟

ج _ نمی تواند آن را در سفر بجا آورد.

س 8 _ چنانچه نذر کند روز معینی را چه مسافر باشد یا نباشد، روزه بگیرد، چه وظیفه ای دارد؟

ج _ باید آن روز را، اگر چه مسافر باشد، روزه بگیرد.

س 9 _ اگر غیر از روزه ماه رمضان، روزه معین دیگری بر انسان واجب باشد، مثلا نذر کرده، روز معینی را روزه بگیرد، آیا می تواند در آن روز به سفر برود؟

ج _ چنانچه ناچار نشود، بنابر احتیاط واجب، نمی تواند در آن روز مسافرت کند.

س 10 _ اگر در آن روز معین در سفر بود، چه تکلیفی بر عهده اوست؟

ج _ چنانچه ممکن است، باید قصد کند ده روز در جایی بماند و آن روز را روزه بگیرد.

س 11 _ اگر کسی نذر کند، روزه بگیرد و روز آن را معین نکند، آیا می تواند آن را در سفر بجا آورد؟

ج _ نمی تواند آن را در سفر بجا آورد.

س 12 _ چنانچه کسی نذر کند روز معینی را چه مسافر باشد، یا نباشد، روزه بگیرد، چه وظیفه ای دارد؟

ج _ باید آن روز را، اگر چه مسافر باشد، روزه بگیرد.

س 13 _ آیا مسافر می تواند برای حاجت خواستن از درگاه الهی، در مدینه منوره روزه بگیرد؟

ج _ می تواند سه روز در شهر مدینه منوره، روزه مستحب بگیرد.

س 14 _ کسی که نمی داند، روزه مسافر باطل است، اگر در سفر روزه بگیرد و در بین روز، مسأله را بفهمد، روزه اش چه حکمی پیدا می کند؟

ج _ روزه باطل می شود.

س 15 _ اگر تا مغرب نفهمد، روزه اش چه حکمی پیدا می کند؟

ج _ روزه اش صحیح است.

س 16 _ اگر فراموش کند، مسافر است، یا فراموش کند، روزه مسافر باطل می باشد و در سفر روزه بگیرد، روزه او چه حکمی پیدا می کند؟

ج _ روزه او باطل است.

س 17 _ اگر مسافر، بعدازظهر مسافرت کند، چه وظیفه ای دارد؟

ج _ باید روزه خود را تمام کند.

س 18 _ اگر پیش از ظهر مسافرت رود و قصد طی کردن مسافت شرعی را داشته باشد، چگونه باید تکلیف اش را انجام دهد؟

ج _ وقتی به حد ترخص برسد، یعنی به جایی برسد که دیوار شهر را ببیند و صدای اذان آن را نشنود، باید روزه خود را باطل کند.

س 19 _ اگر پیش از رسیدن به حد ترخص روزه را باطل کند، انجام چه تکلیفی بر او واجب می شود؟

ج _ بنابر احتیاط کفّاره بر او واجب می شود.

س 20 _ اگر مسافر پیش از ظهر به وطن اش برسد، یا به جایی که می خواهد، ده روز در آنجا بماند، آیا می تواند روزه آن روز را بگیرد؟

ج _ چنانچه کاری که روزه را باطل می کند انجام نداده، باید آن روز را روزه بگیرد و اگر انجام داده، روزه آن روز بر او واجب نیست.

س 21 _ اگر مسافر بعدازظهر به وطن اش برسد، یا به جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند، آیا لازم است آن روز را روزه بگیرد؟

ج _ نباید آن روز را روزه بگیرد.

س 22 _ انجام چه کارهایی بر مسافر و کسی که نمی تواند روزه بگیرد، مکروه است؟

ج _ مکروه است در روز ماه رمضان، جماع نماید و در خوردن و آشامیدن، خود را سیر کند.

ثابت شدن اول ماه

 س 23 _ با چند چیز، اول ماه ثابت می شود؟

ج _ اول ماه با پنج چیز ثابت می شود.

س 24 _ مورد اول که باعث ثابت شدن اول ماه می شود کدام است؟

ج _ خود انسان ماه را ببیند.

س 25 _ دومین موردی که باعث ثابت شدن اول ماه می گردد، چیست؟

ج _ عده ای که از گفته آنان یقین پیدا می شود، بگویند ماه را دیده ایم و همچنین است هر چیزی که به وسیله آن یقین یا اطمینان پیدا شود.

س 26 _ مورد سوم که باعث ثابت گردیدن اول ماه می شود، کدام است؟

ج _ دو مرد عادل بگویند، ماه را دیده ایم. ولی اگر وصف ماه را برخلاف یکدیگر بگویند اول ماه ثابت نمی شود.

س 27 _ مورد چهارم کدام است؟

ج _ سی روز از اول ماه شعبان بگذرد که به جهت آن ماه رمضان ثابت می شود و سی روز از اول ماه رمضان بگذرد که بر اثر آن، اول ماه شوال ثابت می شود.

س 28 _ پنجمین موردی که اول ماه را ثابت می کند، کدام است؟

ج _ حاکم شرع حکم کند، اول ماه است.

س 29 _ اگر حاکم شرع حکم کند اول ماه، آیا لازم است مقلدان مجتهدهای دیگر نیز بر حکم او عمل نمایند؟

ج _ اگر حاکم شرع حکم کند اول ماه است، کسی که از او تقلید نمی کند، باید به حکم او عمل نماید.

البته در صورتی که حاکم شرع دیگری بر خلاف او حکم نکند.

س 30 _ اگر کسی علم داشته باشد که حاکم شرع در تعیین اول ماه اشتباه کرده و او در حکم خود اشتباه کرده است، آیا لازم است که به حکم حاکم شرع عمل نماید؟

ج _ کسی که می داند، حاکم شرع، اشتباه کرده، نمی تواند به حکم او عمل نماید.

س 31 _ آیا اول ماه با پیش گویی منجمان ثابت می شود؟

ج _ اول ماه با پیش گویی منجمان ثابت نمی شود. ولی اگر انسان به گفته آنان یقین پیدا کند، به آن عمل نماید.

س 32 _ آیا بلند بودن ماه و یا دیر غروب کردن آن، دلیل می شود که شب پیش، اول ماه بوده است؟

ج _ دلیل نمی شود که شب پیش، اول ماه بوده است.

س 33 _ اگر برای کسی، اول ماه رمضان ثابت نشود و روزه نگیرد، چنانچه دو مرد عادل بگویند، شب پیش ماه را دیده ایم، چه وظیفه ای بر عهده آن شخص است؟

ج _ باید روزه آن روز را قضا نماید.

س 34 _ اگر برای شهری اول ماه ثابت شد، آیا مردم شهر دیگر هم می توانند به آن عمل نمایند؟

ج _ برای مردم شهر دیگر فایده ندارد. مگرآن دو شهر به هم نزدیک باشند، یا بدانند افق آنها یکی است.

س 35 _ آیا اول ماه با تلگراف ثابت می شود؟

ج _ اول ماه با تلگراف ثابت نمی شود.

س 36 _ در چه صورتی با تلگراف ثابت می شود؟

ج _ [در صورتی] که دو شهر نزدیک یا هم افق که انسان بداند تلگراف از روی حکم حاکم شرع یا شهادت دو مرد عادل بوده است.

س 37 _ در روزی که انسان نمی داند آخر ماه رمضان است یا اول شوال چه وظیفه ای دارد؟

ج _ باید روزه بگیرد.

س 38 _ اگر پیش از مغرب بفهمد که اول ماه شوال است، چه تکلیفی دارد؟

ج _ باید افطار کند.

س 39 _ آیا نسبت به طلوع فجر، تحقق مغرب و اول ماه رمضان و عید و... حکم زندانی با غیر زندانی فرق می کند؟

ج _ حکم زندانی با غیر زندانی مساوی است.

روزه های حرام

س 40 _ چه روزهایی حرام است که گرفته شود؟

ج _ روزه عید فطر و عید قربان، حرام است و نیز روزی که انسان نمی داند آخر ماه شعبان است یا اول ماه رمضان، اگر به نیت اول ماه رمضان روزه بگیرد، حرام می باشد.

س 41 _ در چه صورت گرفتن روزه مستحب بر زن حرام می گردد؟

ج _ اگر زن به جهت گرفتن روزه مستحب، حق شوهرش از بین برود، روزه او حرام است.

س 42 _ اگر حق شوهر از بین نرود، آیا زن می تواند روزه مستحب بگیرد؟

ج _ اگر حق شوهر از بین نرود، بدون اجازه او، روزه مستحب نگیرد.

س 43 _ در چه صورت روزه فرزند حرام می گردد؟

ج _ اگر روز مستحب فرزند سبب اذیت پدر یا مادر یا جد شود، حرام است.

س 44 _ اگر پسر بدون اجازه پدر، روزه مستحب بگیرد و در بین روز پدر او را نهی کند، چه تکلیفی به عهده اوست؟

ج _ اگر ترک افطار سبب اذیت پدر شود، باید افطار نماید و اگر سبب اذیت او نشود، افطار لازم نیست.

س 45 _ کسی که می داند، روزه برای او ضرر ندارد، اگر چه دکتر بگوید ضرر دارد، چه وظیفه ای دارد؟

ج _ باید روزه بگیرد.

س 46 _ کسی که می داند روزه برایش ضرر دارد، اگر دکتر گفت: روزه ضرر ندارد، آیا می تواند روزه بگیرد؟

ج _ کسی که یقین یا گمان دارد، روزه برایش ضرر دارد، اگر چه دکتر بگوید، ضرر ندارد، باید روزه نگیرد و اگر روزه بگیرد، صحیح نیست.

س 47 _ اگر انسان احتمال بدهد روزه برایش ضرر دارد و از آن احتمال، ترس برایش پیدا شود، آیا می تواند روزه بگیرد؟

ج _ چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد، نباید روزه بگیرد و اگر روزه بگیرد صحیح نیست.

س 48 _ کسی که عقیده داشته روزه برای او ضرر ندارد، اگر روزه بگیرد و بعد از مغرب بفهمد روزه برای او ضرر داشته، آیا لازم است، قضای آن روزه را بجا آورد؟

ج _ واجب نیست قضای آن را بجا آورد.

روزه های مستحب و مکروه

س 49 _ روزه چه روزه های مستحب است؟

ج _ روزه تمام روزهای سال، غیر از روزه های مکروه و حرام، مستحب می باشد.

س 50 _ روزه کدام روزها بیشتر سفارش شده است؟

ج _ برای بعضی از روزها بیشتر سفارش شده است. مانند: پنج شنبه اول هر ماه، پنج شنبه آخر هر ماه و چهارشنبه اولی که بعد از روز دهم ماه است.

س 51 _ اگر روزهای فوق الذکر را روزه نگرفت، چه وظیفه ای دارد؟

ج _ اگر کسی اینها را بجا نیاورد، مستحب است قضا نماید و چنانچه اصلاً نتواند روزه بگیرد، مستحب است برای هر روز یک مد طعام یا 6 / 12 نخود نقره به فقیر بدهد.

س 52 _ روزهای دیگری که مستحب است روزه گرفته شود، کدام است؟

ج _ 1 _ روز سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم هر ماه. 2 _ تمام روزهای ماه رجب و ماه شعبان و بعضی از این دو ماه اگر چه یک روز باشد. 3 _ روز عید نوروز، روز چهارم تا نهم شوال، روز 25 و 29 ذی العقده 4_ روز اول تا نهم ذی الحجه

س 53 _ اگر به سبب روزه نتواند دعاهای روز عرفه را بخواند، روزه او چه حکمی پیدا می کند؟

ج _ روزه آن روز مکروه است.

س 54 _ سایر روزهایی که بیشتر سفارش شده روزه گرفته شود، کدام است؟

ج _ روز عید سعید غدیر _ روز مباهله (24 ذی الحجه) _ روز اول، سوم و هفتم محرم  _  روز میلاد مسعود پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  (17 ربیع الاول) _ پانزدهم جمادی الاولی _ روز مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم (27 رجب).

س 55 _ اگر کسی روزه مستحب گرفت، آیا لازم است آن را به آخر برساند؟

ج _ واجب نیست آن را به آخر برساند.

س 56 _ کسی که روزه مستحب گرفته، اگر برادر با ایمانش او را به غذا دعوت کند، چه وظیفه ای دارد؟

ج _ مستحب است دعوت او را قبول کرده و در بین روز افطار نماید.

س 57 _ روزه چه روزهایی مکروه است؟

ج _ روزه روز عاشورا و روزی که انسان شک دارد، روز عرفه است یا عید قربان، مکروه است.

س 58 _ احتیاط در روزه روز عاشورا چیست؟

ج _ احتیاط در ترک روزه روز عاشورا است.

س 59 _ در چند مورد مستحب است انسان در ماه رمضان اگر چه روزه نیست امساک کند؟

ج _ در شش مورد مستحب است انسان در ماه رمضان، اگر چه روزه نیست، امساک کند، یعنی از کارهایی که روزه را باطل می کند، خودداری نماید.

س 60 _ شش مورد امساک کدام است؟

ج _ شش مورد امساک به شرح زیر است:

اول _ مسافری که در سفر، کاری که روزه را باطل می کند انجام داده باشد و پیش از ظهر به وطن اش یا به جایی که می خواهد ده روز در آنجا بماند، برسد.

دوم _ مسافری که با فرض مذکور بعد از ظهر برسد.

سوم _ بیماری که پیش از ظهر، خوب شود و کار که روزه را باطل می کند انجام داده باشد.

چهارم _ بیماری که بعد از ظهر خوب شود.

پنجم _ زنی که در بین روز، از خون حیض یا نفاس پاک شود.

ششم _ کافری که بعد از ظهر مسلمان شود.

س 61 _ انجام چه کارهایی بر روزه دار مستحب است؟

ج _ مستحب است روزه دار، نماز مغرب و عشا را پیش از افطار کردن بخواند، ولی اگر کسی منتظر اوست یا میل زیادی به غذا دارد که نمی تواند با حضور قلب نماز بخواند، بهتر است اول افطار کند. ولی تا می تواند، نماز را در وقت فضیلت آن بجا آورد.


چهارشنبه 3 شهریور 1389

احکام و مسائل شرعی و 1400 پرسش و پاسخ شرعی قسمت دوم

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

تـقـلـید

 احكام تقلید

مسأله 1ـ هیچ مسلمانى نمى تواند در اصول دین تقلید نماید، بلكه باید آنها را از روى دلیل ـ به فراخور حال خویش ـ بداند ولى در فروع دین یعنى احكام و دستورات عملى، اگر مجتهد باشد (یعنى بتواند احكام الهى را از روى دلیل به دست آورد) به عقیده خود عمل مى كند و اگر مجتهد نباشد باید از مجتهدى تقلید كند، همان گونه كه مردم در تمام امورى كه تخصّص و اطّلاع ندارند، به اهل اطّلاع مراجعه مى كنند و از آنها پیروى مى نمایند.

و نیز مى تواند عمل به احتیاط كند، یعنى در اعمال خود طورى رفتار نماید كه یقین كند تكلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضى از مجتهدین كارى را حرام و بعضى مباح مى دانند آن را ترك كند و یا اگر بعضى، آن را مستحب و بعضى واجب مى دانند آن را حتماً به جا آورد، ولى چون عمل به احتیاط مشكل است و احتیاج به اطّلاعات نسبتاً وسیعى از مسائل فقهى دارد، راه براى توده مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدین و تقلید از آنهاست.

مسأله 2ـ حقیقت تقلید در احكام، استنادعملى به دستور مجتهد است، یعنى انجام اعمال خود را موكول به دستور مجتهد كند.

مسأله 3ـ مجتهدى كه از او تقلید مى كند باید داراى صفات زیر باشد: مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامى، حلال زاده و همچنین بنابراحتیاط واجب عادل و زنده باشد. (عادل كسى است كه داراى حالت خداترسى باطنى است كه او را از انجام گناه كبیره و اصرار بر گناه صغیره باز مى دارد).

مسأله 4ـ در مسائلى كه مجتهدین اختلاف نظر دارند باید از «اعلم» تقلید كند.

مسأله 5ـ «مجتهد» و «اعلم» را از سه راه مى توان شناخت:

اوّل: این كه خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.

دوم: این كه دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند، به شرط این كه دو نفر عالم دیگر برخلاف گفته آنها شهادت ندهند.

سوم: این كه آنچنان در میان اهل علم و محافل علمى مشهور باشد كه انسان یقین پیدا كند او اعلم است.

مسأله 6ـ هرگاه شناختن «اعلم» بطور قطع ممكن نشود، احتیاط آن است از كسى تقلید كند، كه گمان به اعلم بودن او دارد و در صورت شك میان چند مجتهد و عدم ترجیح آنها از هركدام بخواهد مى تواند تقلید كند.

مسأله 7ـ براى آگاهى از فتواى مجتهد چند راه وجود دارد:

اوّل، شنیدن از خود مجتهد یا ملاحظه دستخطّ او;

دوم، دیدن در رساله اى كه مورد اطمینان باشد;

سوم، شنیدن از كسى كه مورد اعتماد است;

چهارم، مشهور بودن در میان مردم بطورى كه سبب اطمینان شود.

مسأله 8ـ اگر احتمال دهد فتواى مجتهد عوض شده، مى تواند به فتواى سابق عمل كند و جستجو لازم نیست.

مسأله 9ـ در جایى كه مجتهد صریحاً فتوا ندارد، بلكه مى گوید احتیاط آن است كه فلان گونه عمل شود، این احتیاط را «احتیاط واجب» مى گویند و مقلّد یا باید به آن عمل كند و یا به مجتهد دیگر مراجعه نماید و امّا اگر فتواى صریحى داده، مثلاً گفته است اقامه براى نماز مستحبّ است، سپس گفته احتیاط آن است كه ترك نشود، این را «احتیاط مستحبّ» مى گویند و مقلّد مى تواند به آن عمل كند یا نكند و در مواردى كه مى گوید «محلّ تامّل» یا «محلّ اشكال» است مقلّد مى تواند عمل به احتیاط كند

یا به دیگرى مراجعه نماید. امّا اگر بگوید «ظاهر چنین است» یا «اقوى چنین است»، این تعبیرها فتوا محسوب مى شود و مقلّد باید به آن عمل كند.

مسأله 10ـ هرگاه مجتهدى كه انسان از او تقلید مى كند، از دنیا برود باقى ماندن بر تقلید او جایز است; بلكه اگر اعلم باشد واجب است، به شرط این كه عمل به فتواى او كرده باشد.

مسأله 11ـ عمل كردن به فتواى مجتهد مرده ابتداءً جایز نیست هرچند اعلم باشد بنابر احتیاط واجب.

مسأله 12ـ هركس باید مسائلى را كه معمولاً مورد احتیاج او واقع مى شود یاد گیرد یا طریقه احتیاط آن را بداند.

مسأله 13ـ اگر مسأله اى پیش آید كه حكم آن را نمى داند مى تواند عمل به احتیاط نماید، یا اگر وقت آن نمى گذرد صبر كند تا دسترسى به مجتهد پیدا كند، و اگر دسترسى ندارد یك طرف را كه بیشتر احتمال صحّت مى دهد انجام مى دهد و بعداً سؤال مى كند، اگر مطابق فتواى مجتهد بود صحیح است وگرنه باید اعاده كند.

مسأله 14ـ هرگاه كسى مدّتى اعمال خود را بدون تقلید انجام داده، سپس تقلید كند، اگر اعمال سابق، مطابق فتواى این مجتهد باشد صحیح است و گرنه باید اعاده كند، همچنین است اگر بدون تحقیق كافى از مجتهدى تقلید نموده.

مسأله 15ـ هرگاه كسى در نقل فتواى مجتهدى اشتباه كرده باید بعد از اطّلاع، صحیح آن را بگوید، و اگر در منبر و سخنرانى گفته باید آن را در جلسات مختلف تكرار كند تا كسانى كه به اشتباه افتاده اند از اشتباه درآیند، امّا اگر فتواى آن مجتهد تغییر كرده، اعلام تغییر بر او لازم نیست.

مسأله 16ـ عدول، یعنى تغییر تقلید از مجتهدى به مجتهد دیگر، جایز نیست بنابر احتیاط واجب، مگر آن كه مجتهد دوم اعلم باشد و اگر بدون تحقیق عدول كرده باید بازگردد.

مسأله 17ـ هرگاه فتواى مجتهد تغییر كند باید به فتواى جدید عمل شود، امّا اعمالى را كه مطابق فتواى سابق عمل كرده (مانند عبادات یا معاملاتى كه انجام داده) صحیح است و اعاده لازم ندارد، همچنین اگر از مجتهدى به مجتهد دیگر عدول كند، اعاده اعمال سابق لازم نیست.

مسأله 18ـ هرگاه مدّتى تقلید كرده امّا نمى داند تقلید او صحیح بوده یا نه، نسبت به اعمال گذشته اشكالى ندارد، امّا براى اعمال فعلى و آینده باید تقلید صحیح كند.

مسأله 19ـ هرگاه دو مجتهد مساوى باشند، مى توان بعضى از مسائل را از یكى و بعضى را از دیگرى تقلید كرد.

مسأله 20ـ فتوا دادن و اظهار نظر كردن در مسائل شرعى براى كسى كه مجتهد نیست (یعنى قادر به استنباط احكام از مدارك و دلایل آن نمى باشد) حرام است و هرگاه بدون اطّلاع اظهار نظر كند، مسؤول اعمال تمام كسانى است كه به گفته او عمل مى كنند.

 

طــهـارت

  اقسام آبها

مسأله 21ـ آب یا «مطلق» است یا «مضاف». آب مضاف آبى است كه به تنهایى به آن آب گفته نشود، مثلاً بگویند «آب میوه»، «آب نمك» و «آب گل»; امّا آب مطلق آن است كه مى توان بدون هیچ قید و شرطى به آن آب گفت; مثل آبهاى معمولى.

مسأله 22ـ آب مطلق اقسامى دارد كه هركدام حكمى دارد و آن پنج قسم است: اوّل آب كر، دوم آب قلیل، سوم آب جارى و آبهاى لوله كشى، چهارم آب باران، پنجم آب چاه، ولى همه این آبها پاك و پاك كننده اند; امّا آب مضاف چیزى را پاك نمى كند، بلكه با ملاقات به نجس، نجس مى شود.

 1ـ آب كر

مسأله 23ـ آب كر بنابر احتیاط واجب مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه طول و عرض و عمق آن هركدام سه وجب ونیم است بریزند، آن ظرف را پركند، یا وزن آن 384 كیلوگرم (384 لیتر) باشد و معیار در وجب، وجبهاى متوسّط است.

مسأله 24ـ اگر عین نجس مانند بول و خون در آب كر بریزد نجس نمى شود، مگر این كه رنگ، یا بو یا مزه آن تغییر كند.

مسأله 25ـ اگر چیزى كه نجس شده (مانند لباس و ظرف) در آب كر بشویند، پاك مى شود.

 مسأله 26ـ هرگاه رنگ و بو و طعم آب كر به واسطه غیر نجاست تغییر كند، نجس نمى شود ولى خوب است از هرگونه آب آلوده اجتناب گردد.

مسأله 27ـ هرگاه عین نجس (مانند خون) به آبى كه بیشتر از كر است برسد و قسمتى از آن را تغییر دهد چنانچه باقیمانده به اندازه كر یا بیشتر است، فقط آن قسمت كه تغییر كرده نجس مى شود و الاّ تمام آن نجس خواهد شد.

مسأله 28ـ هرگاه چیز نجس را زیر شیرى كه متّصل به كر است بگیرند، آبى كه از آن مى ریزد پاك است، مگر این كه بو یا رنگ یا طعم نجاست به خود گیرد.

مسأله 29ـ آبى كه به اندازه كر یا بیشتر بوده، چنانچه شك كنیم از كر افتاده حكم آب كر را دارد و بعكس، اگر آبى كمتر از كر بوده و شك داریم كر شده، حكم آب كمتر از كر را دارد.

مسأله 30ـ كُر بودن آب را از دو راه مى توان شناخت: نخست این كه خود انسان یقین پیدا كند و دیگر این كه لااقل یك نفر عادل خبر دهد.

 2ـ آب قلیل

مسأله 31ـ آب قلیل آبى را گویندكه از مقداركر كمتر باشد و از زمین نجوشد.

مسأله 32ـ هرگاه چیز نجسى به آب قلیل برسد آن را نجس مى كند (بنابر احتیاط واجب) امّا اگر از بالا بریزند، فقط آن مقدار كه به نجس رسیده نجس مى شود و اگر به صورت فوّاره از پایین به بالا رود و به چیز نجسى برسد، قسمت پایین آن نجس نمى شود.

مسأله 33ـ اگر با آب قلیل پاك چیزى را كه نجس شده بشویند پاك مى شود (باشرایطى كه بعداً گفته خواهد شد) امّا آبى كه از آن جدا مى شود و آن را «غساله» گویند، نجس است; مگر در آبى كه با آن مخرج بول و مدفوع را مى شویند كه با پنج شرط پاك است: یكى از اوصاف سه گانه نجس را به خود نگرفته باشد. نجاستى از خارج به آن نرسیده باشد. نجاست دیگرى مانند خون یا بول همراه آن نباشد. بنابر احتیاط واجب ذرّات مدفوع در آب پیدا نباشد. بیشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد، ولى پاك بودن این آب به آن معنى است كه اگر به بدن و لباس ترشّح كند لازم نیست آن را آب بكشند، امّا سایر استفاده هاى آب پاك را از آن نمى توان كرد.

 3ـ آب جارى

مسأله 34ـ آبهایى كه از زمین مى جوشد و جارى مى شود مانند آب چشمه و قنات، یا از برفهاى متراكم در كوهها سرچشمه مى گیرد و ادامه دارد آب جارى است.

مسأله 35ـ آب جارى با ملاقات نجاست نجس نمى شود، هرچند كمتر از كر باشد، مگر این كه بو، یا رنگ، یا طعم نجاست به خود گیرد.

مسأله 36ـ هرگاه نجاستى به آب جارى برسد و قسمتى از آن، بو، یا رنگ ویا طعم نجس گیرد همان مقدار نجس مى شود و طرفى كه متّصل به چشمه است اگرچه كمتر از كر باشد پاك است، ولى طرف دیگر اگر كمتر از كر باشد نجس مى شود، مگر این كه با آب تغییر نكرده، اتّصال به چشمه داشته باشد.

مسأله 37ـ آبهاى ایستاده كه هروقت از آن برمى دارند باز هم مى جوشد حكم آب جارى دارد و با ملاقات نجاست نجس نمى شود، هرچند كمتر از كر باشد، همچنین آبهاى ایستاده كنار نهرها كه متّصل به نهر است.

مسأله 38ـ چشمه ها و قناتها كه گاه مى جوشد و گاه از جوشش مى افتد، در هنگامى كه مى جوشد حكم آب جارى دارد.

مسأله 39ـ آبهاى لوله كشى شهرها و حمّام ها و مانند آن كه متّصل به منبع است حكم آب جارى را دارد، به شرط این كه آب منبع به تنهایى یا به اضافه لوله ها كمتر از كر نباشد.

مسأله 40ـ هرگاه ظرفى را زیر آب لوله كشى بگذارند، آبى كه درون ظرف است حكم آب جارى را دارد، به شرط این كه متّصل به آب لوله كشى باشد.

 4ـ آب باران

مسأله 41ـ آب باران در حكم آب جارى است و به هر چیز نجسى برسد آن را پاك مى كند، خواه زمین باشد، یا بدن، یا فرش و یا غیر اینها، به شرط این كه عین نجاست در آن نباشد و غساله یعنى آبى كه با آن شسته شده جدا شود.

مسأله 42ـ بارش چند قطره كافى نیست، بلكه باید به مقدارى ببارد كه به آن «باران» گویند.

مسأله 43ـ هرگاه باران روى عین نجسى ببارد و به جاى دیگر ترشح كند، احتیاط واجب اجتناب از آن است.

مسأله 44ـ هرگاه روى زمین یا پشت بام عین نجس باشد و باران روى آن ببارد احتیاط واجب اجتناب است، امّا آن مقدار كه روى نجس نباریده پاك است و اگر باهم مخلوط شود و از ناودان جارى گردد آن هم پاك است.

مسأله 45ـ هرگاه آب باران جارى شود و به زیر سقف یا جایى كه باران نمى بارد برسد آن را پاك مى كند، به شرط این كه باران قطع نشده باشد.

مسأله 46ـ هرگاه آب باران در جایى جمع شود و متّصل به باران باشد، حكم آب باران را دارد و هرچیز نجسى را پاك مى كند هرچند كمتر از كر باشد.

مسأله 47ـ هرگاه فرش پاكى روى زمین نجس باشد و باران بر آن ببارد و از زیر آن جارى شود، آن فرش نجس نمى شود، بلكه زمین هم پاك مى شود.

مسأله 48ـ هرگاه باران بر حوضى كه آب آن نجس است ببارد و با آن مخلوط گردد پاك مى شود.

 5ـ آب چاه

مسأله 49ـ آب چاه پاك و پاك كننده است، هرچند كمتر از كر باشد و اگر
چیز نجسى كه عین نجاست در آن نیست با آن شسته شود پاك مى گردد، مگر این كه به واسطه رسیدن عین نجس، بو یا رنگ ویا طعم نجس به خود
بگیرد.

مسأله 50ـ گرچه آب چاه بر اثر افتادن چیز نجس در آن نجس نمى شود، ولى مستحبّ است مقدارى از آن را براى هریك از اشیاء نجس بكشند و دور بریزند، این مقدار در كتابهاى مفصل فقهى تعیین شده است.

مسأله 51ـ چاههاى عمیق و نیمه عمیق و معمولى كه آب آن با موتور و تلمبه كشیده مى شود هرگاه آبى كه از آن كشیده اند، به مقدار كر باشد پاك كننده است و اگر كمتر از كر باشد مادام كه آب جریان مستمر دارد حكم آب چاه را دارد و با ملاقات نجاست نجس نمى شود.

مسأله 52ـ هرگاه آب چاه بر اثر ریختن عین نجس در آن بو یا رنگ یا طعم نجاست گیرد و بعداً این تغییر، خود به خود از بین برود آب چاه پاك نمى شود، مگر این كه آبهاى تازه اى از آن بجوشد و با آن مخلوط گردد.

 احكام آبها

مسأله 53ـ آب مضاف كه در اوّل این بحث معنى آن گفته شد مانند گلاب و آب میوه، چیز نجس را پاك نمى كند و نیز وضو و غسل با آن صحیح نیست.

مسأله 54ـ هرگاه آب مضاف با چیز نجسى ملاقات كند نجس مى شود، مگر در سه صورت:

اوّل این كه از بالا به پایین بریزد، مثلاً گلاب را از گلابدان روى دست نجسى بریزیم، گلابهایى كه در گلابدان است نجس نمى شود.

دوم این كه مانند فوّاره با فشار از پایین به بالا رود، در این صورت نیز تنها آن قسمت كه با نجس ملاقات كرده نجس مى شود.

سوم آن كه بقدرى زیاد باشد كه بگویند نجاست به آن سرایت نكرده، مثل این كه استخر بزرگى از آب مضاف باشد و نجس در گوشه اى از آن بیفتد یا لوله طولانى از نفت باشد و نجس با یك طرف آن ملاقات كند، در این گونه موارد، بقیّه نجس نمى شود.

مسأله 55ـ هرگاه آب مضاف نجس، با كر یا آب جارى، چنان مخلوط شود كه دیگر به آن مضاف نگویند، پاك مى شود.

مسأله 56ـ هرگاه آبى مطلق بوده، شك كنیم مضاف شده یا نه ـ مانند سیلابهایى كه نمى دانیم به آن آب مى گویند یا نه ـ حكم آب مطلق را دارد، یعنى مى توان چیزهاى نجس را با آن شست و وضو گرفت و غسل كرد، امّا بعكس اگر آبى مضاف بوده، شك داریم مطلق شده، حكم آب مضاف را دارد.

مسأله 57ـ آبى كه معلوم نیست مطلق است یا مضاف و حالت سابقه آن هم معلوم نیست چیزى را پاك نمى كند، وضو و غسل هم با آن باطل است، امّا اگر چیز نجسى به آن رسد نجس نمى شود.

مسأله 58ـ هرگاه آبى بر اثر مجاورت و نزدیكى با عین نجس بوى نجس بگیرد پاك است، مگر این كه عین نجس به آن برسد، درعین حال اجتناب از آن بهتر است.

مسأله 59ـ هرگاه آبى كه بو، یا رنگ و یا طعم آن بر اثر نجاست تغییر كرده خود به خود رنگ و بو و طعمش از بین برود پاك نمى شود، مگر این كه با آب كر یا باران یا جارى مخلوط گردد.

مسأله 60ـ آبى كه قبلاً پاك بوده شك داریم نجس شده یا نه، پاك است و آبى كه قبلاً نجس بوده شك داریم پاك شده یا نه نجس است.

مسأله 61ـ آب نیم خورده «حیوانات نجس» مانند سگ و خوك نجس است، امّا نیم خورده حیوانات حرام گوشت (مانند گربه و جانوران درنده) پاك است هرچند خوردن آن مكروه است.

مسأله 62ـ مستحبّ است آب نوشیدنى كاملاً تمیز بوده باشد، خوردن آبهاى آلوده كه موجب بیمارى مى گردد حرام است، آبهاى شست و شو نیز شایسته است تمیز باشد از آبهاى متعفّن و آلوده تا آنجا كه ممكن است، باید پرهیز شود.

 احكام تخلّى

مسأله 63ـ واجب است انسان عورت خود را از دیگران بپوشاند، چه در موقع تخلّى و چه در مواقع دیگر، خواه بیننده محرم او باشد (مانند خواهر و مادر) یا نامحرم، بالغ باشد یا غیر بالغ، حتّى از اطفال ممیّز كه خوب و بد را مى فهمند. ولى زن و شوهر لازم نیست خود را از یكدیگر بپوشانند.

مسأله 64ـ براى پوشانیدن عورت از هر چیز مى توان استفاده كرد، حتّى با دست و آب كدر.

مسأله 65ـ در موقع تخلّى باید رو به قبله یا پشت به قبله نباشد و برگرداندن عورت به تنهایى كافى نیست، امّا اگر بدن رو به قبله یا پشت به قبله نباشد، احتیاط واجب آن است كه عورت را رو به قبله یا پشت به قبله نكند.

مسأله 66ـ در موقع شستن مخرج بول و غائط مانعى ندارد رو به قبله و پشت به قبله باشد، ولى در موقع «استبراء» احتیاط واجب ترك است.

مسأله 67ـ احتیاط واجب آن است كه بزرگترها بچّه ها را در موقع تخلّى رو به قبله یا پشت به قبله ننشانند، امّا اگر خود بچّه بنشیند جلوگیرى او واجب نیست، هرچند بهتر است.

مسأله 68ـ در منزلهایى كه مستراح آن رو به قبله یا پشت به قبله ساخته شده (خواه از روى عمد باشد، یا اشتباه، یا ندانستن مسأله) باید طورى بنشینند كه رو به قبله یا پشت به قبله نباشد و الاّ حرام است.

مسأله 69ـ اگر قبله را نمى داند باید جستجو كند و اگر طریقى براى جستجو نیست اگر مى تواند تأخیر بیندازد، امّا در صورت ضرورت به هر طرف بنشیند اشكالى ندارد، در هواپیماها و قطارها نیز باید همین معنى را مراعات كرد.

مسأله 70ـ در چند محل تخلّى كردن حرام است (خواه بول یا غائط): اوّل در كوچه ها و جادّه هایى كه مسیر مردم است. دوم در جایى كه براى عدّه خاصى وقف شده، مانند مدرسه هایى كه مخصوص طلاّب است یا مساجدى كه آبریز آن فقط براى نمازگزاران مى باشد. سوم روى قبر مؤمن یا هر محلّ دیگرى كه موجب بى احترامى نسبت به مؤمن یا یكى از مقدّسات شود.

مسأله 71ـ مخرج غائط را مى توان با آب شست، یا با سه قطعه كاغذ یا سنگ یا پارچه یا مانند آن تمیز كرد، مگر در صورتى كه از حدّ معمول تجاوز كرده و اطراف مخرج را آلوده نموده باشد، یا نجاست دیگرى مانند خون با آن بیرون آید،یا از خارج نجاستى به آن برسد، كه در این حال فقط با آب پاك مى شود.

مسأله 72ـ در مواردى كه مى توان مخرج غائط را با غیر آب تمیز كرد، شستن با آب بهتر است.

مسأله 73ـ مخرج بول با غیر آب پاك نمى شود و اگر با آب قلیل بشویند واجب است دوبار بشویند، امّا با شیلنگ هاى متّصل به آب لوله كشى كه در حكم جارى است، یك مرتبه كافى است.

مسأله 74ـ در شستن مخرج بول و غائط فرق میان مجراى طبیعى و غیرطبیعى نیست، ولى در مخرج غیرطبیعى غیر آب كفایت نمى كند.

مسأله 75ـ هرگاه مخرج غائط را با سه قطعه سنگ، یا كاغذ و مانند آن پاك كنند و ذرات كوچكى كه معمولاً جز با آب برطرف نمى شود باقى بماند، ضررى ندارد و مى تواند با آن نماز بخواند.

مسأله 76ـ هرگاه با سه طرف یك قطعه سنگ محل را پاك كند كافى است، همچنین با سه گوشه یك قطعه كاغذ و پارچه.

مسأله 77ـ اگر شك كند كه مخرج را پاك كرده، باید خود را تطهیر كند، ولى اگر بعد از نماز شك كند، نمازش صحیح، امّا براى نمازهاى بعد باید خود را تطهیر كند.

 استبراء

مسأله 78ـ استبراء عمل مستحبّى است كه مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام مى دهند، به این ترتیب كه چند مرتبه از بیخ آلت تا بالا دست مى كشند و قسمت بالا را چند مرتبه فشار مى دهند، تا باقیمانده قطرات بول خارج شود، امّا استبراء از منى آن است كه بعد از خروج منى بول كنند تا ذرّات باقى مانده خارج شود.

مسأله 79ـ رطوبتهایى كه از انسان خارج مى شود غیر از بول و منى بر چند قسم است: اوّل آبى كه گاه بعد از بول بیرون مى آید و كمى سفید و چسبنده است و به آن «وَدْى» مى گویند، دوم آبى كه هنگام ملاعبه و بازى كردن با همسر بیرون مى آید و به آن «مَذْى» مى گویند، سوم آبى كه گاه بعد از منى بیرون مى آید و به آن «وَذْى» گویند، همه این آبها در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است و وضو و غسل را هم باطل نمى كند.

مسأله 80ـ فایده استبراء از بول این است كه، مجرا را از بول پاك مى كند، یعنى اگر آب مشكوكى بعد از آن خارج شود پاك است و وضو را هم باطل نمى كند، امّا اگر استبراء نكرده باید وضو را اعاده كند و محل را بشوید.

مسأله 81ـ فایده استبراء از منى این است كه اگر رطوبت مشكوكى از او خارج شود و نداند منى است یا یكى از آبهاى پاك، غسل ندارد و اگر استبراء نكند و احتمال دهد ذرّات منى در مجرى باقى بوده و همراه بول یا رطوبت دیگرى خارج شده، باید دوباره غسل كند.

مسأله 82ـ هرگاه شك كند استبراء كرده یا نه، باید از رطوبتهاى مشكوك اجتناب كند، امّا اگر استبراء كرده ولى نمى داند درست بوده یا نه، اعتنا به شك نمى كند.

مسأله 83ـ براى زن استبراء نیست و هرگاه رطوبت مشكوكى از او خارج شود، پاك است وضو وغسل هم ندارد.

 مستحبّات و مكروهات تخلّى

مسأله 84ـ مستحبّ است در موقع تخلّى جایى بنشیند كه كسى مطلقاً او را نبیند، همچنین مستحبّ است هنگام تخلّى سر را بپوشاند.

مسأله 85ـ این كارها در موقع تخلّى مكروه است:

نشستن زیر درختان میوه، نشستن در جایى كه محلّ عبور و مرور مردم است، هرچند كسى او را نبیند. نشستن اطراف خانه ها، نشستن مقابل خورشید و ماه، ولى اگر عورت خود را بپوشاند، مكروه نیست. توقّف زیاد، سخن گفتن مگر به هنگام ضرورت، ولى ذكر خدا در همه حال خوب است. ایستاده بول كردن، بول كردن در آب، مخصوصاً آبهاى ایستاده، بول كردن در سوراخ جانوران، بول كردن در زمینهاى سفت كه از آن ترشّح مى شود و در مقابل باد.

مسأله 86ـ نگه داشتن بول و غائط مكروه است، و اگر ضرر داشته باشد اشكال دارد.

مسأله 87ـ مستحبّ است پیش از خواب و پیش از نماز و بعد از خارج شدن منى، بول كند.

 

چیزهاى نجس

مسأله 88ـ نجاسات بنابر احتیاط واجب یازده چیز است: بول مدفوع منى مردار خون سگ خوك كافر مایعات مست كننده 10ـ آبجو 11ـ عرق حیوان نجاستخوار

 

1 و 2ـ بول و مدفوع

مسأله 89ـ بول و مدفوع انسان و هر حیوان حرام گوشت كه خون جهنده دارد، یعنى اگر رگ آن را ببرندخون از آن به سرعت جارى مى شود، نجس است، احتیاط واجب آن است از بول حیوان حرام گوشت كه خون جهنده ندارد نیز اجتناب كند; ولى فضله حیوانات كوچك ـ مثل پشه مگس و مانند آنها پاك است ـ بنابر این از فضله موش و گربه و حیوانات درنده و مانند آنها باید اجتناب كرد.

مسأله 90ـ بول و مدفوع حیوان نجاستخوار نجس است بنابر احتیاط واجب همچنین بول و غائط حیوانى كه انسانى آن را وطى كرده، یعنى با آن نزدیكى نموده است.

مسأله 91ـ از بول و مدفوع گوسفندى كه شیر خوك خورده باید اجتناب كرد. مسأله 92ـ فضله و بول پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت نجس نیست، ولى احتیاط مستحبّ پرهیز از حرام گوشت است مخصوصاً از بول خفّاش.

 

 


ادامه مطلب

سه شنبه 2 شهریور 1389

احکام و مسائل شرعی و 1400 پرسش و پاسخ شرعی قسمت اول

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

شرایط نماز جماعت

مسأله 1236ـ در جماعت چند چیز باید رعایت شود:

 

اوّل ـ نبودن حایل

میان امام و مأموم و همچنین میان مأمومین نسبت به یكدیگر باید چیزى كه مانع دیدن است نباشد، بلكه حایل شیشه اى نیز اشكال دارد، امّا اگر مأموم زن باشد حایل میان او و مردان مانعى ندارد.

مسأله 1237ـ اگر امام در محراب باشد و كسى پشت سر او اقتدا نكرده باشد كسانى كه در دو طرف محراب ایستاده اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمى بینند نمى توانند به او اقتدا كنند، بلكه اگر كسى هم پشت سر امام اقتدا كرده باشد كسانى كه دو طرف او ایستاده اند و به واسطه دیوار محراب امام را نمى بینند جماعت آنها اشكال دارد، ولى صفهایى كه پشت سر آنها قرار دارد نمازشان صحیح است، همچنین اگر صفها به در مسجد برسد و از آن خارج گردد.

مسأله 1238ـ هرگاه به واسطه طولانى شدن صفها كسانى كه دو طرف صف ایستاده اند امام را نمى بینند مانعى ندارد، همچنین اگر به واسطه طولانى شدن یكى از صفها كسانى كه در دو طرف آن ایستاده اند صف جلو خود را نبینند جماعتشان صحیح است.

مسأله 1239ـ كسى كه پشت ستون ایستاده اگر از طرف راست یا چپ به واسطه مأموم دیگر به امام متصل باشد كافى است.

 

شرط دوم ـ بلندتر نبودن جاى ایستادن امام از مأموم

مسأله 1240ـ جاى ایستادن امام از جاى مأموم بلندتر نباشد; مگر به مقدار بسیار كم، و اگر زمین سراشیبى باشد و امام در طرفى كه بلندتر است بایستد در صورتى كه سراشیبى آن زیاد نباشد و به آن زمین مسطّح گویند مانعى ندارد.

مسأله 1241ـ بلندتر بودن جاى مأموم از جاى امام اشكال ندارد، ولى اگر امام در صحن مسجد بایستد و عدّه اى از مأمومین در بالكن و پشت بام، و طورى باشد كه به آن جماعت نگویند، صحیح نیست. مثل این كه امام در طبقه اوّل بایستد و مأمومین در بعضى از طبقات بالا كه از جماعت دور است.

 

شرط سوّم ـ نبودن فاصله میان امام و مأموم

مسأله 1242ـ اگر یك یا چند قدم میان امام و مأموم یا مأمومین با یكدیگر فاصله باشد، بطوریكه به آن جماعت گویند مانعى ندارد، بنابراین فاصله شدن یك یا دو نفر كه نماز نمى خوانند مانعى ندارد، ولى مستحبّ است صفوف كاملاً به هم متّصل باشد.

مسأله 1243ـ هنگامى كه امام تكبیر مى گوید و وارد نماز مى شود در صورتى كه صفهاى جلوتر آماده نماز باشند همه مى توانند تكبیر بگویند و وارد نماز شوند و لازم نیست انتظار بكشند تا صفهاى جلو وارد نماز شوند بلكه انتظار كشیدن بر خلاف احتیاط است.

مسأله 1244ـ هرگاه بداند یكى از صفهاى جلو، نمازشان باطل است اگر صف جلو حایل شود، صفهاى بعد نمى توانند اقتدا كنند.

 

شرط چهارم ـ مأموم جلوتر از امام نایستد

مسأله 1245ـ اگر مأموم در ابتداى جماعت یا در اثناء، جلوتر بایستد جماعت او باطل مى شود، احتیاط این است كه مساوى هم نایستد، بلكه كمى عقب تر قرار گیرد و این عقب تر بودن در تمام حالات نماز مراعات گردد حتّى در حالت ركوع و سجود.

 

احكام جماعت

مسأله 1246ـ هرگاه مأموم بداند نماز امام قطعاً باطل است، مثلاً بداند امام وضو ندارد نمى تواند به او اقتدا كند هر چند امام متوجّه نباشد، امّا اگر مأموم بعد از نماز بفهمد كه امام عادل نبوده و یا خداى نكرده كافر بوده است یا نمازش باطل بوده، نماز مأموم صحیح است.

مسأله 1247ـ اگر مأموم در اثناء نماز شك كند كه نیّت اقتدا كرده یا نه، چنانچه در حالى باشد كه اطمینان پیدا كند مشغول جماعت است نماز را به جماعت تمام مى كند، ولى اگر اطمینان پیدا نكند باید نماز را به نیّت فرادى انجام دهد.

مسأله 1248ـ بدون عذر نمى توان از جماعت جدا شد و نیّت فرادى كرد، خواه از اوّل تصمیم بر این كار داشته باشد، یا در اثناء نماز.

مسأله 1249ـ هرگاه مأموم به واسطه عذرى بعد از حمد و سوره امام از او جدا شد و نیّت فرادى كرد لازم نیست حمد و سوره را بخواند، ولى اگر پیش از تمام شدن حمد و سوره نیّت فرادى كند باید آن مقدار را كه امام نخوانده بخواند.

مسأله 1250ـ اگر در اثناء نماز به خاطر عذرى نیّت فرادى كند نمى تواند دوباره به جماعت برگردد و نیز اگر مردّد شود كه نیّت فرادى كند یا نكند و بعد تصمیم بگیرد نماز را به جماعت تمام كند جماعت او اشكال دارد، امّا هرگاه شك كند كه نیّت فرادى كرده یا نه، بنا مى گذارد بر این كه نیّت فرادى نكرده است.

مسأله 1251ـ اگر موقعى كه امام در ركوع است به او اقتدا كند و به ركوع رود و به ركوع امام برسد نماز او صحیح است، خواه امام ذكر ركوع را گفته باشد یا نه و ركعت اوّل او حساب مى شود، امّا اگر به ركوع امام نرسد نمازش را بطور فرادى تمام كند و بنابر احتیاط واجب اعاده نماید، همچنین اگر شك كند به ركوع امام رسیده یا نه.

مسأله 1252ـ در ركعتهاى دیگر نماز (غیر از ركعت اوّل) نیز باید خود را به ركوع امام برساند و گرنه جماعت او اشكال دارد.

مسأله 1253ـ اگر موقعى كه امام در ركوع است اقتدا كند و پیش از آن كه به اندازه ركوع خم شود امام سر از ركوع بردارد، نیّت فرادى مى كند و نمازش صحیح است و اعاده ندارد.

مسأله 1254ـ هرگاه در اوّل نماز یا در بین حمد و سوره اقتدا كند و خود را به ركوع امام نرساند جماعت او صحیح نیست، مگر این كه عذرى داشته باشد.

مسأله 1255ـ اگر موقعى به جماعت رسد كه امام مشغول خواندن تشهّد آخر نماز است چنانچه بخواهد به ثواب نماز جماعت برسد باید نیّت كند و تكبیره الاحرام بگوید و بعد بنشیند و تشهّد نماز را با امام بخواند، ولى سلام نگوید و كمى صبر كند تا امام سلام نماز را بگوید، بعد بایستد و نماز را ادامه دهد، یعنى حمد و سوره را بخواند و آن را ركعت اوّل نماز خود حساب كند.

مسأله 1256ـ اگر در ركعت دوم اقتدا كند قنوت و تشهّد را با امام مى خواند و احتیاط آن است كه موقع خواندن تشهّد زانوها را از زمین بلند كند و تنها انگشتان دست و سینه پا را بر زمین بگذارد (و به صورت نیمه خیز بنشیند) و بعد از تشهّد امام برخیزد و حمد و سوره بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد، حمد را تمام كند و در ركوع، خود را به امام برساند.

مسأله 1257ـ كسى كه در ركعت دوم امام اقتدا مى كند، باید در ركعت دوم نماز خودش كه ركعت سوم امام است بعد از دو سجده بنشیند و تشهّد را به مقدار واجب بخواند و برخیزد و خود را به امام برساند و چنانچه براى گفتن سه مرتبه تسبیحات وقت ندارد یك مرتبه بگوید و در ركوع خود را به امام برساند.

مسأله 1258ـ اگر امام در ركعت سوم یا چهارم باشد و مأموم بداند كه اگر اقتدا كند و حمد را بخواند به ركوع امام نمى رسد، بنابر احتیاط واجب باید صبر كند تا امام به ركوع برود بعد اقتدا كند.

مسأله 1259ـ هرگاه در ركعت سوّم یا چهارم به امام اقتدا كند، باید حمد و سوره را بخواند و اگر براى سوره وقت ندارد فقط حمد را بخواند و خود را در ركوع به امام برساند.

مسأله 1260ـ كسى كه اطمینان دارد اگر سوره را بخواند به ركوع امام مى رسد، احتیاط واجب آن است كه سوره را بخواند و در این حال اگر سوره را بخواند و اتفاقا به ركوع امام نرسد جماعتش صحیح است.

مسأله 1261ـ اگر امام ایستاده باشد و مأموم نداند در كدام ركعت است مى تواند اقتدا كند و حمد و سوره را به قصد قربت بخواند و نمازش صحیح است، خواه معلوم شود امام در ركعت سوم و چهارم بوده، یا در ركعت اوّل و دوم، به شرط این كه نماز ظهر و عصر باشد كه حمد و سوره را امام آهسته مى خواند.

مسأله 1262ـ اگر خیال مى كرد امام در ركعت اوّل یا دوم است و حمد و سوره را نخواند و بعد از ركوع فهمید كه ركعت سوم و چهارم بوده، نمازش صحیح است، ولى اگر پیش از ركوع بفهمد باید حمد و سوره را بخواند و اگر وقت ندارد فقط حمد را بخواند و در ركوع، خود را به امام برساند.

مسأله 1263ـ هرگاه مشغول نماز مستحبّى باشد و جماعت برپا شود چنانچه مى ترسد اگر نماز خود را تمام كند به جماعت نرسد مستحبّ است آن نماز را رها كند و مشغول جماعت شود.

مسأله 1264ـ هرگاه مشغول نماز واجب است و جماعت برپا شود، چنانچه وارد ركعت سوم نشده و مى ترسد اگر نماز را تمام كند به جماعت نرسد مستحبّ است نیّت خود را به نماز مستحبّى برگرداند و آن را دو ركعتى تمام كرده، خود را به جماعت برساند.

مسأله 1265ـ اگر نماز امام تمام شود و مأموم هنوز مشغول تشهّد یا سلام است لازم نیست نیّت فرادى كند.

مسأله 1266ـ كسى كه یك ركعت از امام عقب مانده، وقتى امام تشهّد را مى خواند احتیاط آن است كه زانوها را از زمین بلند كند و انگشتان دست و سینه پا را بر زمین بگذارد و همراه او تشهّد بخواند، یا ذكر بگوید و اگر تشهّد آخر است صبر كند تا امام سلام نماز را بگوید و بعد برخیزد و ادامه دهد.

 

شرایط امام جماعت

مسأله 1267ـ امام جماعت باید «بالغ» و «عاقل» و «عادل» و «حلال زاده» و «شیعه دوازده امامى» باشد و قرائت را صحیح بخواند و اگر مأموم مرد است امام هم باید مرد باشد، ولى امامت زن براى زن مانعى ندارد و هر انسانى حلال زاده است خواه مسلمان یا غیر مسلمان، مگر این كه خلاف آن ثابت شود.

مسأله 1268ـ «عدالت» یك حالت خداترسى باطنى است كه انسان را از انجام گناه كبیره و تكرار گناه صغیره باز مى دارد و همین اندازه كه با كسى معاشرت داشته باشیم و گناهى از او نبینیم نشانه وجود عدالت است و این را حسن ظاهر كه حاكى از ملكه باطن است مى گویند.

مسأله 1269ـ كسى كه سابقاً عادل بوده هرگاه شك شود كه بر عدالت باقى مانده است یا نه باید گفت عادل است، مگر این كه یقین به خلاف پیدا شود.

مسأله 1270ـ كسى كه ایستاده نماز مى خواند نمى تواند به كسى كه نشسته یا خوابیده نماز مى خواند اقتداكند و كسى كه نشسته نماز مى خواند نمى تواند به كسى كه خوابیده نماز مى خواند اقتدا كند.

مسأله 1271ـ اگر امام جماعت با تیمّم یا وضوى جبیره اى نماز مى خواند مى توان به او اقتدا كرد، ولى اگر به واسطه عذرى با لباس نجس از روى ناچارى نماز مى خواند بنابر احتیاط واجب نباید به او اقتدا كرد، همچنین كسى كه نمى تواند از بیرون آمدن بول و غائط خوددارى كند و همچنین زن مستحاضه و بطور كلّى هر كس نماز خود را به سبب عذرى ناقص مى خواند حق ندارد امام جماعت براى دیگران شود (بنابر احتیاط واجب) مگر آنچه در بالا درباره تیمّم یا وضوى جبیره اى گفته شد.

مسأله 1272ـ كسى كه بیمارى جذام (خوره) یا برص (پیسى) دارد بنابر احتیاط نمى تواند امام جماعت شود حتّى براى مثل خودش.

 

ادامه احكام جماعت

مسأله 1273ـ مأموم باید امام را در نیّت خود معیّن كند، ولى دانستن اسم او لازم نیست، مثلاً همین اندازه كه نیّت كند اقتدا به امام حاضر مى كنم و عدالت و سایر جهات در او جمع باشد كافى است.

مسأله 1274ـ ماموم باید غیر از حمد و سوره همه چیز نماز را خودش بخواند و حمد و سوره در صورتى از او ساقط است كه در ركعت اوّل و دوم با امام نماز بخواند، امّا اگر در ركعت سوم و چهارم در حال قیام امام، اقتدا كند باید حمد و سوره را خودش بخواند.

مسأله 1275ـ اگر مأموم صداى قرائت امام را در نمازهاى صبح و مغرب و عشاء بشنود باید حمد و سوره را ترك كند و اگر صداى امام را نشنود جایز است حمد و سوره را بخواند، ولى باید آهسته بخواند، امّا در نمازهاى ظهر و عصر احتیاط واجب آن است كه همیشه حمد و سوره را ترك نماید، امّا ذكر گفتن بطور آهسته جایز، بلكه مستحبّ است.

مسأله 1276ـ هرگاه مأموم بعضى از كلمات حمد و سوره امام، یا صداى همهمه او را بشنود احتیاط واجب ترك حمد و سوره است.

مسأله 1277ـ اگر مأموم سهواً حمد و سوره را بخواند، یا گمان كند صدایى را كه مى شنود صداى امام نیست و حمد و سوره را بخواند و بعد بفهمد صداى امام بوده نمازش صحیح است و هرگاه شك كند صداى امام است یا صداى كس دیگر بنابر احتیاط حمد و سوره را نخواند.

مسأله 1278ـ مأموم نباید تكبیرة الاحرام را پیش از امام بگوید، ولى در ذكرهاى دیگر مانع ندارد، هرچند احتیاط مستحب آن است كه اگر صداى امام را بشنود پیش از او نگوید.

مسأله 1279ـ مأموم باید كارهاى نماز را مانند ركوع و سجود جلوتر از امام انجام ندهد، بلكه همراه امام یا كمى بعد از او به جا آورد و اگر سهوا پیش از امام سر از ركوع بردارد باید دوباره به ركوع برود و با امام سربردارد و زیادى ركوع در اینجا نماز را باطل نمى كند، ولى اگر به ركوع برگردد و پیش از آن كه به ركوع برسد امام سر بردارد نمازش باطل است.

مسأله 1280ـ هرگاه مأموم خیال مى كرد امام سر از سجده برداشته، او هم سر از سجده برداشت، باید دوباره به سجده برود و اگر این كار در هر دو سجده واقع شود زیادى دو سجده كه ركن است نماز را در اینجا باطل نمى كند، امّا اگر به سجده برگردد در حالى كه در همان لحظه امام سر از سجده برداشته است، اگر در یك سجده چنین اتفاق افتد نمازش صحیح است و اگر در دو سجده باهم باشد نمازش باطل مى شود.

مسأله 1281ـ اگر اشتباهاً سر از ركوع یا سجده بردارد و سهواً یا به خیال این كه به امام نمى رسد به ركوع یا سجده نرود نمازش صحیح است.

مسأله 1282ـ هرگاه مأموم سهواً قبل از امام به ركوع رود و طورى باشد كه اگر سر بردارد به مقدارى از قرائت امام مى رسد باید برگردد و قرائت امام را درك كند و با او به ركوع رود و هرگاه مى داند به چیزى از قرائت امام نمى رسد احتیاط واجب آن است كه سر بردارد و با امام نماز را تمام كند و نماز را دوباره بخواند.

مسأله 1283ـ در تمام مواردى كه مأموم باید برگردد اگر عمداً برنگردد نمازش اشكال دارد.

مسأله 1284ـ اگر امام در ركعتى كه تشهّد ندارد اشتباهاً تشهّد بخواند، یا در ركعتى كه قنوت ندارد اشتباهاً قنوت بخواند، مأموم نباید تشهّد و قنوت را بخواند، ولى نمى تواند پیش از امام برخیزد، یا پیش از امام به ركوع رود، بلكه باید مطلب را با علامت و اشاره اى به او حالى كند، و اگر نشد صبر كند تا امام تشهّد و قنوت را تمام كند و بقیّه نماز را با او بخواند.

 

امورى كه در نماز جماعت مستحبّ است

مسأله 1285ـ مستحبّ است امور زیربه امید ثواب الهى در جماعت رعایت شود:

  اگر مأموم یك مرد است در طرف راست امام، كمى عقب تر از او بایستد و اگر یك زن است در طرف راست امام طورى بایستد كه جاى سجده اش مساوى زانو یا قدم امام باشد و اگر یك مرد و یك زن یا یك مرد و چند زن باشند مرد طرف راست امام و باقى پشت سر امام مى ایستند و اگر چند مرد یا چند زن باشند همه پشت سر امام مى ایستند و اگر چند مرد و چند زن باشند مردها پشت سر امام و زنها پشت سر مردها بایستند. اگر امام و مأموم هر دو زن باشند در یك صف مى ایستند، ولى امام كمى جلوتر مى ایستد. امام در وسط صف بایستد و اهل علم و فضیلت و تقوا در صف اوّل بایستند. صفهاى جماعت منظم باشد آنچنان كه شانه هاى آنان ردیف یكدیگر قرار گیرد و میان كسانى كه در یك صف ایستاده اند فاصله اى نباشد.

بعد از گفتن «قَدْ قامَتِ الصَّلاة» مأمومین همگى برخیزند و آماده جماعت شوند. امام جماعت حال مأمومى را كه از دیگران ضعیف تر است رعایت كند و عجله نكند تا افراد ضعیف به او برسند، همچنین ركوع و سجود و قنوت را زیاد طولانى نكند، مگر این كه بداند همه كسانى كه به او اقتدا كرده اند آمادگى دارند.
امام جماعت هنگام قرائت حمد و سوره صداى خود را بلند كند تا مأمومین بشنوند ولى نه بیش از اندازه. اگر امام در ركوع بفهمد شخص یا اشخاصى تازه رسیده اند و مى خواهند اقتدا كنند ركوع را كمى طول بدهد تا به او برسند، ولى بیش از دو برابر ركوع معمولى طول ندهد، هرچند بداند شخص یا اشخاص دیگرى نیز مى خواهند اقتدا كنند.

 

امورى كه در نماز جماعت مكروه است

مسأله 1286ـ شایسته است به امید ثواب از امور زیر بپرهیزند:
1ـ اگر در صفهاى جماعت جا باشد نمازگزار تنها نایستد. 2ـ مأموم ذكرهاى نماز را طورى نگوید كه امام بشنود. 3ـ مسافرى كه نماز ظهر و عصر و عشا را شكسته مى خواند براى كسانى كه مسافر نیستند امامت نكند، همچنین كسى كه مسافر است به شخص حاضر اقتدا نكند (البته منظور از كراهت در اینجا كمتر بودن ثواب است وگرنه نماز جماعت در هر صورت ثواب دارد).

مسأله 1287ـ نماز آیات در چهار صورت واجب مى شوداوّل و دوم گرفتن خورشید و ماه هرچند مقدار كمى از آنها بگیرد، خواه كسى بترسد یا نه. سوم زلزله، خواه كسى بترسد یا نه. چهارم صاعقه و بادهاى سیاه و سرخ و هرگونه حوادث خوفناك آسمانى در صورتى كه بیشتر مردم بترسند، بلكه براى حوادث خوفناك زمینى نیز اگر موجب وحشت بیشتر مردم شود احتیاط واجب آن است كه نماز آیات بخوانند.

مسأله 1288ـ هرگاه امورى كه نماز آیات براى آنها واجب است مكرّر اتّفاق بیفتد واجب است براى هریك از آنها یك نماز آیات بخواند، مثل این كه چند بار زلزله شود، یا گرفتن خورشید با زلزله همراه گردد، امّا اگر در بین نماز آیات این امور واقع شود همان یك نماز آیات كافى است.

مسأله 1289ـ لازم نیست تعیین كند نمازى كه مى خواند براى كدام یك از این حوادث است كه رخ داده، همین اندازه كه نیّت آنچه بر او واجب است بكند كافى است.

مسأله 1290ـ در صورتى نماز آیات واجب است كه این امور در همان محل رخ دهد و اگر در شهرها و نقاط دیگر رخ دهد بر او واجب نیست.

مسأله 1291ـ در موقع گرفتن خورشید یا ماه وقت نماز آیات از موقعى است كه شروع به گرفتن كرده و تازمانى كه كاملاً باز نشده ادامه دارد، ولى احتیاط مستحب آن است قبل از شروع به باز شدن نمازرابخواند.

مسأله 1292ـ هنگامى كه زلزله یا صاعقه و مانند آن اتّفاق مى افتد باید بلافاصله نماز آیات را بخواند و اگر نخواند معصیت كرده و احتیاط مستحب آن است كه تا آخر عمر هر وقت توانست بخواند.

مسأله 1293ـ اگر بعد از گذشتن وقت بفهمد تمام خورشید یا ماه گرفته بوده، باید قضاى نماز آیات را به جا آورد، امّا اگر تمام آن نگرفته باشد قضا واجب نیست.

مسأله 1294ـ اگر به او خبر دهند خورشید یا ماه گرفته است ولى براى او یقین حاصل نشود و نماز نخواند بعداً معلوم شود كه راست گفته اند، اگر تمام خورشید یا ماه گرفته باشد باید نماز آیات را بخواند وگرنه واجب نیست.

مسأله 1295ـ اگر از گفته منجّمین و اشخاصى كه از این امور اطّلاع دارند اطمینان پیدا كند كه خورشید یا ماه گرفته، باید نماز آیات را بخواند و نیز اگر بگویند فلان وقت خورشید یا ماه مى گیرد و فلان مقدار طول مى كشد و به گفته آنها اطمینان پیدا كند، باید وقت را رعایت كند.

مسأله 1296ـ اگر در وقتى كه نماز روزانه واجب است نماز آیات بر او واجب شود، هرگاه براى هر دو وقت دارد، هر كدام را اوّل بخواند اشكالى ندارد و اگر وقت یكى از آن دو تنگ شود، باید اوّل آن را بخواند و اگر وقت هر دو تنگ باشد، باید اوّل نماز روزانه را بخواند.

مسأله 1297ـاگر در وسط نماز روزانه بفهمد كه وقت نماز آیات تنگ است و وقت نماز روزانه هم تنگ باشد، باید نماز روزانه را ادامه دهد بعد نماز آیات را بخواند و اگر وقت نماز روزانه تنگ نیست باید آن را بشكند اوّل نماز آیات را بخواند، بعد نماز روزانه را و اگر در بین نماز آیات بفهمد وقت نماز روزانه تنگ است باید نماز آیات را بشكند و مشغول نماز روزانه شود و بعد از آن كه نماز را تمام كرد باید پیش از انجام كارى كه نماز را به هم مى زند، بقیّه نماز آیات را از همان جا كه رها كرده به جا آورد.

مسأله 1298ـ اگر در حال عادت ماهانه یا نفاس، آفتاب یا ماه بگیرد و تا آخر مدّتى كه خورشید یا ماه بازمى شود از خون حیض و نفاس پاك نشده باشد، نماز آیات بر او واجب نیست و قضا هم ندارد.

 

دستور نماز آیات

مسأله 1299ـ نماز آیات دو ركعت است و هر ركعت پنج ركوع دارد و مى توان آن را دو گونه به جا آورد:

بعد از نیّت، تكبیر بگوید و یك حمد و سوره تمام بخواند و به ركوع رود و سر از ركوع بردارد، دوباره یك حمد و یك سوره تمام بخواند، باز به ركوع رود، تا پنج بار این كار را انجام دهد، بعد از بلند شدن از ركوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد و ركعت دوم را مانند ركعت اوّل به جا آورد و تشهّد بخواند و سلام دهد. بعد از نیّت و تكبیر و خواندن حمد، آیه هاى یك سوره را پنج قسمت كند و یك قسمت از آن را بخواند و به ركوع رود، بعد سر بردارد و قسمت دوم از همان سوره را (بدون حمد) بخواند و به ركوع رود و همین طور تا پیش از ركوع پنجم سوره را تمام نماید و بعد به ركوع رود و ركعت دوم را هم به همین صورت به جا آورد، مثلاً سوره «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ» را به ترتیب زیر تقسیم كند: قبل از ركوع اوّل: «بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» بگوید و به ركوع رود بعد بایستد و بگوید: «قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ» باز به ركوع رود و سربردارد و بگوید: «اَللّهُ الصَّمَدُ»، باز به ركوع رود و سر بردارد و بگوید: «لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ» و به ركوع رود و سر بردارد و بگوید: «وَ لَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُوَاً اَحَدٌ»، بعد به ركوع رود و بعد از سر برداشتن دو سجده كند و ركعت دوم را نیز مانند ركعت اوّل به جا آورد و در آخر تشهّد بخواند و سلام گوید.

 

احکام نماز آیات

مسأله 1300ـ مانعى ندارد كه در نماز آیات ركعت اوّل را مطابق یكى از این دو روش به جا آورد و ركعت دوم را مطابق روش دیگر.

مسأله 1301ـ تمام كارهایى كه در نماز روزانه واجب و مستحبّ است در نماز آیات هم واجب و مستحبّ است، فقط در نماز آیات اذان و اقامه نیست و به جاى آن سه مرتبه به امید ثواب «الصَّلاة» مى گوید.

مسأله 1302ـ مستحبّ است در هر ركعت قبل از خم شدن براى سجده «سَمِعَ اللّهُ لِمَنْ حَمِدَهُ» وَ «اللّهُ اَكْبَرُ» بگوید و نیز قبل از هر ركوع و بعد از آن تكبیر بگوید.

مسأله 1303ـ مستحبّ است قبل از ركوع دهم قنوت بخواند.

مسأله 1304ـ اگر در عدد ركعات شك كند و نداند چند ركعت خوانده و فكرش به جایى نرسد، نماز باطل است، ولى اگر در عدد ركوعها شك كند بنابر كمتر مى گذارد و اگر از محل گذشته یعنى وارد سجده شده باشد اعتنا نمى كند.

مسأله 1305ـ هر یك از ركوعهاى نماز آیات ركن است و اگر عمداً یا سهواً كم و زیاد شود نماز باطل است.

 

نماز عید فطر و قربان

مسأله 1306ـ این نماز در زمان حضور امام(علیه السلام) واجب است و باید به جماعت خوانده شود، ولى در زمان ما كه امام(علیه السلام) غایب است مستحب مى باشد و مى توان آن را به جماعت یا فرادى خواند.

مسأله 1307ـ وقت نماز عید فطر و قربان از اوّل آفتاب است تا ظهر، ولى مستحبّ است نماز عید قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخواند و در عید فطر مستحبّ است بعد از بلند شدن آفتاب افطار كند و زكات فطره را بدهد و بعد نماز عید را بجا آورد.

 

بقیه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب

دوشنبه 1 شهریور 1389

احکام روزه و سوالات شرعی در مورد روزه داری

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

مواردى كه فقط قضا لازم است

مسأله 1423ـ در چند صورت فقط قضاى روزه لازم است و كفّاره واجب نیست:

در صورتى كه در شب ماه رمضان جُنُب باشد و بخوابد و بیدار شود و براى بار دوم یا سوم بخوابد و بیدار نشود، در این صورت احتیاط واجب قضاى روزه است. امّا اگر در خواب اوّل بیدار نشود، قضا ندارد و روزه اش صحیح است.

هرگاه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام ندهد، ولى نیّت روزه نكرده باشد یا قصد كند كه روزه خود را بخورد، یا با ریا روزه را باطل نماید.

هرگاه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با همان حال یك یا چند روز روزه بگیرد بنابراحتیاط واجب.

در ماه رمضان بدون آن كه تحقیق كند صبح شده یا نه، كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، همچنین اگر بعد از تحقیق شك یا گمان كند كه صبح شده است; ولى اگر بعد از تحقیق یقین كند صبح نشده، و چیزى بخورد، بعد معلوم شود كه صبح بوده، قضا واجب نیست.

هرگاه كسى بگوید صبح نشده و هنوز وقت باقى است و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده، در اینجا نیز قضا لازم است، ولى اگر بعد از تحقیق یقین كند صبح نشده و چیزى بخورد بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نیست.

  كسى بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نكند یا خیال كند شوخى مى كند و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده.

هرگاه شخص عادلى خبر دهد مغرب شده و او افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

هرگاه در هواى صاف به واسطه تاریكى یقین كند مغرب شده و افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده.

هرگاه براى خنك شدن، یا بدون هدف، آب در دهان بگرداند و بى اختیار فرو رود باید قضا كند، امّا اگر فراموش كرده كه روزه است و آب را فرو برد قضا ندارد، همچنین اگر براى وضو آب در دهان كند و بى اختیار فرو رود قضا بر او واجب نیست.

10ـ كسى كه با همسر خود بازى كند بدون این كه قصد استمناء داشته باشد و منى از او خارج شود، ولى اگر اطمینان داشت كه با این كار منى خارج نمى شود و تصادفا خارج شد روزه اش صحیح است و قضا ندارد.

 

مواردى كه قضا واجب نیست

در چند صورت قضاى روزه لازم نیست:

مسأله 1424ـ الف: هرگاه چیز دیگرى غیراز مایعات را در دهان ببرد و بى اختیار فرو رود یا آب داخل بینى كند و بى اختیار فرو رود.

ب: در ماه رمضان اگر بعد از تحقیق یقین كند صبح نشده و چیزى بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده است.

ج: اگر فراموش كرده كه روزه است و آب را فرو برد.

د: اگر براى وضو آب در دهان كند و بى اختیار فرو رود.

هـ : كسى با همسر خود بازى كند و اطمینان داشته باشد كه با این كار منى خارج نمى شود و تصادفاً خارج شود.

 و: در صورتى كه در شب ماه رمضان جنب باشد و بخوابد ولى در خواب اوّل بیدار نشود.

مسأله 1425ـ مضمضه كردن زیاد براى روزه دار مكروه است و بعد از مضمضه باید آب خارجى را از دهان بیرون بریزد و بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیندازد و اگر بداند به واسطه مضمضه بى اختیار آب وارد گلویش مى شود نباید مضمضه كند.

مسأله 1426ـ هرگاه انسان شك دارد مغرب شده یا نه نمى تواند افطار كند و اگر افطار كند هم قضا دارد و هم كفّاره، ولى اگر شك كند كه صبح شده یا نه مى تواند كارهایى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد و تحقیق كردن نیز واجب نیست.

 

احكام روزه قضا

مسأله 1427ـ روزه هایى كه در حال جنون به جا نیاورده بعد از عاقل شدن لازم نیست قضا كند، همچنین اگر كافرى مسلمان شود قضاى روزه هاى گذشته واجب نیست، امّا اگر مسلمانى مرتد شود و دوباره برگردد و مسلمان شود روزه هاى دوران مرتد بودن را باید قضا نماید.

مسأله 1428ـ هرگاه به واسطه مستى روزه او ترك شده باید قضا كند، هرچند مادّه مست كننده را از روى اشتباه و یا براى معالجه خورده باشد، بلكه اگر نیّت روزه را قبلاً كرده بعد در حال مستى روزه را تمام كند بنابر احتیاط واجب باید قضا نماید.

مسأله 1429ـ روزه هایى كه به خاطر مسافرت یا بیمارى و مانند آن ترك شده باید قضا كند، امّا اگر نداند تعداد روزه هاى فوت شده چه اندازه بوده، كافى است مقدارى كه یقین دارد قضا كند و اضافه بر آن واجب نیست، هرچند احتیاط مستحبّ است.

مسأله 1430ـ اگر از چند ماه رمضان روزه قضا بر ذمّه دارد قضاى هر كدام را اوّل بگیرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت براى قضاى رمضان آخر تنگ شده باشد باید بنابر احتیاط اوّل قضاى رمضان آخر را بگیرد.

 مسأله 1431ـ كسى كه روزه قضاى ماه رمضان را به جا مى آورد مى تواند پیش از ظهر روزه را افطار كند، به شرط این كه وقت براى قضاى روزه تنگ نباشد، ولى بعد از ظهر جایز نیست، همچنین اگر قضاى روزه غیر معیّنى (مانند قضاى روزه نذر) را گرفته باشد احتیاط واجب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.

مسأله 1432ـ كسى كه به واسطه بیمارى یا حیض و نفاس روزه ماه رمضان را نگیرد و پیش از پایان ماه رمضان از دنیا برود لازم نیست روزه هایى را كه نگرفته براى او قضا نمایند.

مسأله 1433ـ هرگاه به واسطه بیمارى، روزه ماه رمضان را نگیرد و بیمارى او تا ماه رمضان سال بعد طولانى شود، قضاى روزه هایى را كه نگرفته واجب نیست، فقط باید براى هر روز یك مد (تقریبا 750 گرم) گندم یا جو و مانند آن به فقیر بدهد، ولى اگر به واسطه عذر دیگرى (مثلاً بخاطر مسافرت) روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند احتیاط واجب آن است كه روزه هایى را كه نگرفته بعد از ماه رمضان قضا كند و براى هر روز یك مد طعام به فقیر دهد، همچنین اگر ترك روزه بخاطر بیمارى بوده، بعد بیمارى رفع شده و عذر دیگرى مانند مسافرت پیش آمده است.

مسأله 1434ـ هرگاه روزه ماه رمضان را به واسطه عذرى نگیرد و تا رمضان آینده عمداً قضاى آن را به جانیاورد در حالى كه عذرش برطرف شده، باید بعداً روزه را قضا كند و براى هر روز یك مد طعام كفّاره بدهد، همچنین اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پیدا كند، باید بعداً هم قضا به جا آورد و هم كفّاره دهد، امّا اگر كوتاهى نكرده و اتّفاقاً در تنگى وقت عذرى پیدا شده فقط قضا لازم است.

مسأله 1435ـ هرگاه بیمارى انسان چند سال طول كشد و بعداً خوب شود اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت باقى است باید فقط قضاى رمضان آخر را بگیرد و براى هر روز از سالهاى پیش یك مد طعام بدهد.

مسأله 1436ـ هرگاه قضاى روزه ماه رمضان را چند سال به تأخیر اندازد باید قضا را به جا آورد و براى هر روز یك مد طعام به فقیر دهد و با گذشت سالها كفّاره متعدّد نمى شود.

مسأله 1437ـ لازم نیست كفّاره هر روز را به یك فقیر بدهد، بلكه مى تواند كفّاره چندین روز را به یك نفر بدهد و اگر مقدارى نان دهد كه گندم آن به اندازه یك مد باشد كافى است، ولى پول آن را نمى تواند بدهد مگر این كه اطمینان داشته باشد آن را براى خرید نان مصرف مى كند.

مسأله 1438ـ بعد از مرگ پدر باید پسر بزرگتر قضاى نماز و روزه او را به شرحى كه در مسائل قضاى نماز گفته شد به جا آورد و احتیاط این است كه قضاى نماز و روزه مادر را نیز انجام دهد.

مسأله 1439ـ اگر ولى میّت نداند كه میّت قضاى روزه بر ذمّه دارد یا نه، واجب نیست براى او قضا بگیرد و اگر اجمالاً بداند مقدارى قضاى روزه بر ذمّه اوست باید به اندازه اى كه یقین دارد به جا آورد و بیش از آن لازم نیست.

 

احكام روزه شخص مسافر

مسأله 1440ـ شخص مسافر (با شرایطى كه در مسأله نماز مسافر گفته شد) نباید روزه بگیرد، و بطور كلّى در هر موردى نماز شكسته است روزه را باید ترك كرد و در جایى كه نماز را باید تمام بخواند (مانند كسى كه شغلش مسافرت است و یا در محلّى قصد ماندن ده روز كرده) باید روزه را بگیرد.

مسأله 1441ـ مسافرت در ماه رمضان حرام نیست، ولى اگر براى فرار از روزه باشد مكروه است.

مسأله 1442ـ هرگاه روزه روز معیّنى غیر از ماه رمضان بر انسان واجب باشد (مثل این كه نذر كرده نیمه شعبان را روزه بگیرد) بنابر احتیاط واجب نباید در آن روز مسافرت كند، حتّى اگر در سفر است باید در جایى قصد توقّف ده روز كند و آن روز را روزه بگیرد.

مسأله 1443ـ اگر نذر روزه كند ولى روز آن رامعیّن نسازد نمى تواند آن را در سفر به جا آورد، ولى اگر نذر كند روز معیّنى را در سفر روزه بگیرد یا نذر كند روز معیّنى را چه مسافر باشد چه نباشد روزه بگیرد، احتیاط واجب آن است كه آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگیرد.

مسأله 1444ـ مسافر مى تواند براى گرفتن حاجت، سه روز در مدینه روزه مستحبّى بگیرد (هر چند قصد ده روز نكند) ولى احتیاط آن است كه روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را اختیار كند.

مسأله 1445ـ كسى كه اصلاً نمى داند روزه مسافر باطل است اگر در سفر روزه بگیرد روزه اش صحیح است، ولى اگر در بین روز مسأله را بفهمد روزه اش باطل مى شود.

مسأله 1446ـ هر گاه فراموش كندمسافر است،یا فراموش كند كه روزه مسافر باطل است و در این حال روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید روزه را قضا كند.

مسأله 1447ـ هرگاه روزه دار بعد از ظهر مسافرت نماید باید روزه خود را تمام كند، امّا اگر پیش از ظهر مسافرت نماید روزه اش باطل است، ولى قبل از آن كه به حدّ ترخص برسد نمى تواند روزه را افطار كند و اگر پیش از آن افطار كند كفّاره بر او واجب است (منظور از حدّ ترخص جایى است كه صداى اذان شهر را نشنود، یا به جایى برسد كه از نظر مردم شهر پنهان گردد).

مسأله 1448ـ هرگاه مسافر پیش از ظهر وارد وطن شود، یا به جایى برسد كه قصد ده روز توقّف دارد، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد باید روزه بگیرد و اگر انجام داده باید بعداً قضا كند و مستحبّ است باقیمانده آن روز را امساك نماید، ولى اگر بعد از ظهر وارد شود نمى تواند روزه بگیرد.

مسأله 1449ـ مسافر و كسى كه از روزه گرفتن معذور است مكروه است در روز ماه رمضان در خوردن و آشامیدن، خود را كاملاً سیر كنند، همچنین جماع براى آنها مكروه است.

 

كسانى كه روزه بر آنها واجب نیست

مسأله 1450ـ مرد و زن پیر كه روزه گرفتن براى آنها مشكل است مى توانند روزه را ترك كنند، ولى باید براى هر روز یك مد (تقریباً 750 گرم) گندم یا جو و مانند اینها به فقیر دهند و بهتر آن است به جاى گندم و جو نان را انتخاب كنند و در این صورت احتیاط واجب این است به اندازه اى باشد كه گندم خالص آن مقدار یك مد شود.

مسأله 1451ـ كسانى كه به خاطر پیرى روزه نگرفته اند اگر در فصل مناسبى كه هوا ملایم و روزها كوتاه است بتوانند قضاى آن را به جا آورند احتیاط آن است كه آن را قضا كنند.

مسأله 1452ـ روزه بر كسانى كه مبتلا به بیمارى استسقاء هستند، یعنى زیاد تشنه مى شوند و توانایى روزه گرفتن را ندارند و یا براى آنها بسیار مشكل است واجب نیست، ولى باید براى هر روز یك مدّ طعام كه در مسأله قبل به آن اشاره شد كفّاره بدهند و بهتر است كه بیش از مقدار ضرورت آب نیاشامند و اگر بعداً بتوانند قضا كنند احتیاط واجب قضا كردن است.

مسأله 1453ـ زنان باردارى كه وضع حمل آنها نزدیك است و روزه براى حمل آنها ضرر دارد روزه گرفتن بر آنها واجب نیست، ولى كفّاره اى را كه در مسأله قبل گفته شد باید بدهند، امّا اگر روزه براى خودش ضرر دارد روزه بر او واجب نیست كفّاره هم ندارد، ولى بعداً قضا مى كند.

مسأله 1454ـ زنانى كه بچّه شیر مى دهند خواه مادر بچّه باشند یا دایه، اگر روزه گرفتن باعث كمى شیر آنها و ناراحتى بچّه شود روزه بر آنها واجب نیست، ولى براى هر روز همان كفّاره (یك مدّ طعام) واجب است، بعداً نیز باید روزه را قضا كنند، امّا اگر روزه براى خودشان ضرر داشته باشد، نه روزه واجب است و نه كفّاره، ولى باید بعداً روزه هایى را كه نگرفته اند قضا نمایند.

مسأله 1455ـ اگر كسى پیدا شود كه بدون اجرت، بچّه را شیر دهد یا شخصى پیدا شود كه اجرت دایه را بى منّت بپردازد، در این صورت روزه گرفتن واجب است.

 

راه ثابت شدن اوّل ماه

مسأله 1456ـ اوّل ماه از پنج طریق ثابت مى شود:

دیدن ماه با چشم، امّا دیدن با دوربین و وسایل دیگرى از این قبیل كافى نیست.

شهادت عدّه اى كه از گفته آنها یقین پیدا شود (هر چند عادل نباشند، همچنین هر چیزى كه مایه یقین گردد).

شهادت دو مرد عادل، ولى اگر این دو شاهد صفت ماه را بر خلاف یكدیگر بگویند، یا نشانه هایى بدهند كه دلیل بر اشتباه آنهاست به گفته آنها اوّل ماه ثابت نمى شود.

گذشتن سى روز تمام از اوّل ماه شعبان كه اوّل ماه رمضان با آن ثابت مى شود، یا گذشتن سى روز تمام از اوّل ماه رمضان كه اوّل ماه شوال ثابت مى شود (البتّه این در صورتى است كه اوّل ماه قبل مطابق همین طریق ثابت شده باشد).

حكم حاكم شرع، به این صورت كه براى مجتهد عادلى اوّل ماه ثابت شود و سپس حكم كند كه آن روز اوّل ماه است، در این صورت پیروى از او بر همه لازم است، مگر كسى كه یقین به اشتباه او دارد.

مسأله 1457ـ اوّل ماه به وسیله تقویمها و محاسبات منجّمین ثابت نمى شود، هرچند آنها اهل اطّلاع و دقّت باشند، مگر این كه از گفته آنها یقین حاصل گردد، همچنین بلند بودن ماه و دیر غروب كردن آن دلیل بر این نمى شود كه شب قبل شب اوّل ماه بوده است.

مسأله 1458ـ اگر در شهرى اوّل ماه ثابت شود براى شهرهاى دیگر كه با آن نزدیك است كافى است و همچنین شهرهاى دور دستى كه افق آنها باهم متّحد است، همچنین اگر در بلاد شرقى ماه دیده شود براى كسانى كه در بلاد غربى نسبت به آنها باشند كافى است (مثل این كه اوّل ماه در مشهد ثابت شود مسلّماً براى كسانى كه در تهران هستند كافى است ولى عكس آن كفایت نمى كند).

مسأله 1459ـ اگر اوّل ماه رمضان ثابت نشود روزه واجب نیست، ولى اگر بعداً ثابت شود كه آن روزى را كه روزه نگرفته اوّل ماه بوده باید آن را قضا كند.

مسأله 1460ـ روزى را كه انسان شك دارد آخر رمضان است یا اوّل شوّال باید روزه بگیرد، امّا اگر در اثناء روز ثابت شود كه اوّل شوّال است باید افطار كند هر چند نزدیك مغرب باشد.

مسأله 1461ـ هرگاه شخص زندانى نتواند به ماه رمضان یقین پیدا كند باید به گمان خود عمل نماید و آن ماه را كه بیشتر احتمال مى دهد كه ماه رمضان است روزه بگیرد و اگر گمان براى او حاصل نشود هر ماهى را كه روزه بگیرد صحیح است، ولى احتیاط واجب آن است كه اگر زندان او ادامه یابد در سال آینده نیز همان ماه را روزه بگیرد.

 

روزه هاى حرام

مسأله 1462ـ دو روز از سال روزه اش حرام است: عید فطر (اوّل ماه شوّال) و عید قربان (دهم ماه ذى الحجّه).

مسأله 1463ـ روزه گرفتن زن (روزه مستحبّى) در صورتى كه حقّ شوهرش از بین برود بدون اجازه او جایز نیست، و اگر حقّ او از بین نرود نیز، بنابر احتیاط واجب باید با اجازه شوهر باشد، همچنین روزه مستحبّى اولاد اگر اسباب اذیّت پدر و مادر شود جایز نیست، ولى اجازه گرفتن از آنها لازم نمى باشد.

 مسأله 1464ـ كسى كه مى داند روزه براى او ضرر دارد باید روزه را ترك كند و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، همچنین اگر یقین ندارد امّا احتمال قابل توجّهى مى دهد كه روزه براى او ضرر دارد، خواه این احتمال از تجربه شخصى حاصل شده باشد یا از گفته طبیب.

مسأله 1465ـ اگر طبیب بگوید روزه ضرر دارد امّا او با تجربه دریافته است كه ضرر ندارد، باید روزه بگیرد و در صورت معلوم نبودن ضرر، مى تواند یكى دو روز تجربه كند و بعد طبق دستور بالا عمل نماید.

مسأله 1466ـ هرگاه عقیده اش این بود كه روزه براى او ضرر ندارد و روزه گرفت و بعد از مغرب فهمید روزه براى او ضرر داشته، احتیاط آن است كه قضاى آن را به جا آورد.

مسأله 1467ـ روزى كه انسان شك دارد كه آخر ماه شعبان است یا اوّل ماه رمضان، اگر مى خواهد روزه بگیرد باید به قصد آخر شعبان باشد و اگر به نیّت اوّل ماه رمضان روزه بگیرد حرام و باطل است.

مسأله 1468ـ غیر از روزه هایى كه گفته شد روزه هاى حرام دیگرى نیز هست كه در كتابهاى مفصّل گفته شده است.

 

روزه هاى مكروه

مسأله 1469ـ روزه روز عاشورا مكروه است، همچنین روزى كه انسان شك دارد روز عرفه است یا عید قربان و روزه میهمان بدون اجازه میزبان نیز كراهت دارد.

 

روزه هاى مستحب

مسأله 1470ـ روزه تمام روزهاى سال، غیر از روزه هاى حرام و مكروه كه دربالا گفته شد، مستحبّ است، ولى بعضى از روزها تأكید بیشترى دارد از جمله:

پنجشنبه اوّل و آخر هر ماه و اوّلین چهارشنبه بعد از روز دهم ماه، حتّى اگر كسى اینها را به جا نیاورد مستحبّ است قضا كند.

سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.

تمام ماه رجب و شعبان و اگر نتواند قسمتى از آن را روزه بگیرد، هر چند یك روز باشد.

روز بیست و چهارم ذى الحجّه و بیست و نهم ذى القعده.

روز اوّل ذى الحجّه تا روز نهم، ولى اگر به واسطه ضعف روزه نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند روزه آن روز مكروه است.

عید سعید غدیر (هیجده ذى الحجّه).

روز اوّل و سوم و هفتم محرم.

روز تولّد پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) (17 ربیع الاول).

روز مبعث رسول خدا (صلى الله علیه و آله) (27 رجب).

10ـ روز عید نوروز.

مسأله 1471ـ هرگاه كسى روزه مستحبّى بگیرد واجب نیست آن را به آخر برساند و هر موقع بخواهد مى تواند روزه خود را بخورد، بلكه اگر برادر مؤمنى او را به غذا دعوت كند مستحبّ است دعوت او را قبول كرده در اثناء روز افطار نماید.

 

كسانى كه نمى توانند روزه بگیرند

مسأله 1472ـ براى شش گروه روزه گرفتن ممكن (صحیح) نیست هرچند مستحبّ است اعمالى كه روزه را باطل مى كند ترك كنند:

مسافرانى كه در سفر روزه خود را خورده اند و پیش از ظهر به وطن یا جایى كه مى خواهند ده روز اقامت كنند وارد شوند.

مسافرانى كه بعد از ظهر به وطن یا محلّ اقامت مى رسند.

بیمارانى كه قبل از ظهر بهبودى یابند، ولى كارى كه روزه را باطل مى كند قبلاً انجام داده اند و نمى توانند روزه بگیرند.

بیمارانى كه بعد از ظهر خوب شوند هرچند تا آن ساعت چیزى نخورده اند.

زنانى كه در بین روز از عادت ماهانه، یا نفاس پاك شوند.

افراد غیر مسلمانى كه در روز ماه رمضان بعد از ظهر مسلمان شوند، ولى اگر قبل از ظهر باشد و چیزى نخورده باشند احتیاط واجب آن است كه روزه بگیرند.

مسأله 1473ـ مستحبّ است روزه دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار بخواند، ولى اگر حضور قلب ندارد، یا كسى منتظر اوست، بهتر است اوّل افطار كند، امّا بقدرى كه بتواند نماز را در وقت فضیلت به جا آورد.

 

خــمــس

 

 موارد هفتگانه خمس

مسأله 1474ـ خمس در هفت چیز واجب است:

منافع كسب و كار معدن گنج مال حلال مخلوط به حرام جواهراتى كه با غوّاصى از دریا به دست مى آید. غنیمت جنگى زمینى كه كافر ذمّى از مسلمان مى خرد (بنابر احتیاط واجب).

 

احكام و موارد هفتگانه خمس

 1ـ منافع كسب و كار

مسأله 1475ـ هرگاه انسان از طریق زراعت یا صنعت یا تجارت یا از طریق كارگرى و كارمندى در مؤسّسات مختلف درآمدى به دست آورد، چنانچه از مخارج سال او و همسر و فرزندان و سایر كسانى كه نفقه آنها را مى دهد زیاد آید، باید خمس (پنج یك) آن را به شرحى كه بعداً گفته مى شود بپردازد.

مسأله 1476ـ هیچ گونه تفاوتى میان كسب ها و درآمدهاى كسب نیست، ولى اگر انسان چیزى را به عنوان وام از دیگرى بگیرد خمس ندارد، همچنین اموالى كه به عنوان ارث به او مى رسد مشمول خمس نیست، مگر این كه بداند شخص میّت خمس آن را نداده است و یا این كه به خاطر سایر اموالش بدهكار خمس است.

 مسأله 1477ـ اگر كسى چیزى را به او ببخشد و از مخارج سالش زیاد آید احتیاط واجب آن است كه خمس آن را بپردازد، همچنین اگر از كسى ارثى به او رسد كه خویشاوندى دورى با او دارد و اطّلاعى از چنین خویشاوندى و انتظارى درباره چنین ارثى نداشته، در اینجا نیز احتیاط واجب آن است كه خمس آن را بپردازد.

مسأله 1478ـ هرگاه ملكى را برافراد معیّنى، مثلاً اولاد خود وقف نماید، چنانچه آن ملك درآمدى داشته باشد و از مخارج سال آنها زیاد بیاید باید خمس آن را بدهند.

مسأله 1479ـ چیزى را كه افراد مستحق از باب خمس یا زكات مى گیرند خمس ندارد، هر چند از مخارج سالشان به عللى زیاد بیاید،ولى اگر از مالى كه از این طریق به او رسیده منفعتى ببرد، مثلاً از درختى كه از باب خمس به او داده شده میوه اى به دست آورد باید خمس آن مقدارى كه از مخارج سالش زیاد آمده بپردازد.

مسأله 1480ـ اگر با عین پولى كه خمس آن را نداده اند جنسى بخرد، معامله نسبت به مقدار خمس باطل است، مگر این كه حاكم شرع آن را اجازه دهد، در این صورت باید پنج یك جنسى را كه خریده به حاكم شرع دهد.

مسأله 1481ـ اگر جنسى را به ذمّه بخرد ولى بعد از معامله قیمت آن را از پولى كه خمس آن را نداده بپردازد معامله او صحیح و تصرّفاتش در آن جنس جایزاست، ولى چون از پولى كه خمس در آن است به فروشنده داده به مقدار خمس آن پول به او مدیون است و در صورتى كه آن مقدار در دست فروشنده موجود باشد حاكم شرع همان را مى گیرد و اگر از بین برود عوض آن را از خریدار یا فروشنده مطالبه مى كند.

مسأله 1482ـ هرگاه كسى مالى را كه خمسش را نداده اند خریدارى كند، معامله او نسبت به خمس باطل است، مگر آن كه حاكم شرع اجازه دهد كه در این صورت خمس پول معامله را باید به او داد و اگر به فروشنده داده باشد باید از او بگیرد و به حاكم شرع دهد.

مسأله 1483ـ اگر چیزى را كه خمس آن را نداده به دیگرى ببخشد مقدار خمس آن ملك او نمى شود.

 مسأله 1484ـ هرگاه مالى به دست انسان از شخص كافر، یا كسى كه عقیده به خمس ندارد از طریق تجارت یا غیر آن بیاید، دادن خمس آن واجب نیست، امّا اگر عقیده به خمس دارد ولى خمس آن را نداده، دادن خمس آن واجب است.

مسأله 1485ـ اگر اجمالاً مى دانیم كسى عقیده به خمس دارد و خمس نمى دهد ولى نمى دانیم خصوص مالى را كه به ما داده خمس به آن تعلّق گرفته یا نه، مثل این كه احتمالاً اموالى از طریق ارث به او رسیده، یا وام گرفته و احتمال مى دهیم این مال از آنها باشد، تصرّف در چنین مالى اشكال ندارد و خمس آن لازم نیست، همچنین قبول دعوت این گونه اشخاص و یا نماز خواندن در خانه آنها جایز است، مگر این كه بدانیم غذایى را كه تهیّه كرده و یا خانه او از پولهایى است كه خمس آن را نداده.

مسأله 1486ـ آغاز سال براى حساب خمس هر كسى اوّلین درآمد اوست، یعنى اگر كسى شروع به تجارت و كسب و صنعت و زراعت و غیر اینها كند، اوّلین زمانى كه درآمد براى او حاصل مى شود اوّل سال خمس اوست و نمى توان با قصد و نیّت آن را جلو یا عقب انداخت و اگر بخواهد اوّل سال را جلو بیندازد راهش این است كه حساب سال خود را زودتر از موعد معیّن برسد و خمس خود را بپردازد، همان وقت اوّل سال او خواهد شد.

مسأله 1487ـ انسان مى تواند در وسط سال هر وقت منفعتى به دستش آمد خمس آن را بدهد، ولى مى تواند آن را تا آخر سال تأخیر بیندازد تا مخارج احتمالى اش را از آن بردارد.

مسأله 1488ـ براى دادن خمس مى توان معیار را سال شمسى یا قمرى قرار داد.

مسأله 1489ـ كسى كه درآمد اضافى ندارد نیاز به قرار دادن سال خمسى ندارد.

مسأله 1490ـ كسى كه سال خمس دارد اگر در وسط سال بمیرد باید مخارج او را تا موقع مرگش از منافع او كم كنند و خمس باقیمانده را بدهند.

مسأله 1491ـ اگر قیمت جنسى كه براى تجارت خریده بالا رود و روى ملاحظات تجارتى و كسبوكار آن را نفروشد و در بین سال قیمتش پایین آید، خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نیست، ولى اگر قیمت آن تا آخر سال همچنان بالا باشد باید سر سال خمس آن را بدهد، هر چند قیمت آن بعد از گذشتن سال پایین آید، این در صورتى است كه آخر سال وقت فروش آن باشد و به میل خود آن را نگه دارد.

مسأله 1492ـ هرگاه غیر مال التّجاره مالى دارد كه خمس آن را داده یا اصلاً خمس ندارد (مانند ارث) چنانچه قیمتش بالا رود، اگر آن را بفروشد باید خمس اضافه قیمت را بدهد، همچنین اگر گوسفندى را كه خمسش داده چاق شود باید خمس آنچه زیاد شده بعد از فروش بدهد.

مسأله 1493ـ اگر باغى احداث كند براى آن كه بعد از بالا رفتن قیمتش بفروشد چنانچه وقت فروش آن رسیده باشد باید خمس آن را بدهد، ولى اگر قصدش این باشد كه از میوه آن استفاده كند باید خمس میوه ها را بدهد و خمس خود باغ را هنگام فروش مى دهد.

مسأله 1494ـ درختانى را كه براى استفاده از چوبشان پرورش مى دهند وقتى موقع فروش چوب آنها رسید باید خمس آن را بدهند، هر چند نخواهند آنها را بفروشند، ولى اگر موقع فروش آنها نرسیده خمس ندارد هر چند سالها بگذرد.

مسأله 1495ـ كسى كه داراى چند رشته كسب و كار است، مثلاً هم زراعت دارد و هم صنعت و هم درآمد كارگرى، باید منافع همه را در آخر سال یكجا حساب كند، چنانچه چیزى زاید بر مخارج داشت خمس آن را بدهد.

مسأله 1496ـ مخارجى را كه براى به دست آوردن فایده مى كند، مانند خرج باربرى و دلالى و غیر آن جزء مخارج كسب حساب مى شود.

مسأله 1497ـ هزینه زندگى خمس ندارد، یعنى آنچه را انسان از درآمدش در بین سال مصرف خوراك و پوشاك و مسكن و اثاث خانه و ازدواج و جهیزیه دختر و زیارت واجب یا مستحب و بذل و بخشش و میهمانى و مانند آن مى كند، چنانچه در آن زیاده روى نكرده باشد خمس ندارد و تنها آنچه در آخر سال اضافه مى ماند خمس دارد; ولى هرگاه چیزى جزء مؤونه سال گردد، مانند خانه و فرش و وسایل دیگر، اگر بعداً آن را بفروشند به قیمت آن خمس تعلّق نمى گیرد مخصوصاً اگر بخواهند آن را تبدیل به مثل كنند.

مسأله 1498ـ اموالى را كه انسان به مصرف نذر و كفّاره و مانند آن مى رساند جزء مخارج سالیانه اوست، همچنین اموالى را كه به دیگران مى بخشد یا جایزه مى دهد اگر از شأن او زیاد نباشد جزء مخارج سالانه حساب مى شود.

مسأله 1499ـ كسى كه نیاز به خانه ملكى دارد آنچه را صرف خرید خانه مى كند خمس ندارد، ولى اگر درآمد سالش براى خرید خانه كفایت نكند و مجبور باشد چند سال پس انداز كند تا قادر به تهیّه خانه شود پولهایى كه سال بر آنها گذشته خمس دارد، امّا اگر فى المثل زمین خانه را در اثناء سال اوّل بخرد و مصالح ساختمانى را در اثناء سال بعد و اجرت بنا را در سال سوم بدهد هیچ كدام خمس ندارد.

مسأله 1500ـ در میان بسیارى از خانواده ها معمول است كه جهیزیه دختران را تدریجاً تهیّه مى كنند، چنانچه سال بر آن جهیزیه بگذرد خمس آن واجب است ولى در مناطقى كه اگر جهیزیه را قبلاً تهیّه نكنند عیب است و یا این كه تهیّه آن جز به صورت تدریجى مشكل است، خمس ندارد.

مسأله 1501ـ كسانى كه قبر یا كفن از قبل براى خود تهیّه مى كنند چنانچه سال بر آن بگذرد خمس دارد.

مسأله 1502ـ هر مالى را كه یك بار خمس آن را بدهند دیگر خمس به آن تعلق نمى گیرد، مگر این كه نمو كند یا قیمت آن اضافه شود.

مسأله 1503ـ همان گونه كه اشاره شد هزینه سفر حج یا زیارتهاى مستحبّى اگر از درآمد همان سال باشد خمس ندارد و اگر ناچار باشد از چند سال قبل اسم نویسى كند و هزینه را بدهد، جزء مخارج همان سالش محسوب مى شود و خمس ندارد، نه در آن سال و نه در سالهاى بعد.

مسأله 1504ـ كسى كه درآمدى از كسب و كار به دست آورده اگر مال دیگرى هم دارد كه خمس آن واجب نیست یا خمس آن را داده، مى تواند آن دو را از هم جدا كند و مخارج سال خود را فقط از فایده كسب آن سال بردارد، امّا اگر مخارج خود را از پولى كه خمس ندارد یا خمسش را قبلاً داده است بردارد، نمى تواند این مخارج را از درآمد آن سال كم كند.

مسأله 1505ـ اگر از درآمد كسب و كار آذوقه اى براى مصرف سالش خریده، چنانچه چیزى در آخرسال از آن زیاد بماند باید خمس آن را بدهد احتیاط این است كه حتّى اشیاء كم اهمّیّت را مانند مختصر مواد غذایى اضافى و امثال آن را هرچه هست حساب كند و باید توجّه داشت كه اگر مى خواهد قیمت آنها را بدهد باید قیمت همان آخر سال را در نظر بگیرد خواه كمتر از خرید باشد یا بیشتر.

مسأله 1506ـ اگر در اثناء سال وسایل مورد نیاز خود را بخرد خمس ندارد و اگر بعداً از آن وسائل بى نیاز شود خمس دادن آن لازم نیست، همچنین زیور آلات زنانه اگر بعد از گذشتن سنّ و سالى از زن، مورد نیازش نباشد خمس به آن تعلق نمى گیرد، ولى احتیاط مستحب آن است كه خمس این وسایل یا زیورآلات را بدهد.

مسأله 1507ـ كتابهایى را كه طلاّب علوم دینى یا غیر آنها از درآمد كسب و كار مى خرند چنانچه مورد نیازشان باشد خمس ندارد، ولى اگر فعلاً نیازى به آن ندارند و مقصودشان استفاده در آینده است خمس به آن تعلّق مى گیرد (اگر در تمام طول سال نیز از آن استفاده نكند، ولى وجود آن كتاب براى مواقع ضرورى در كتابخانه لازم است، نیاز محسوب مى شود) همچنین وسایلى مانند اسباب آتش نشانى در جاهایى كه بیم آتش سوزى است یا داروهاى ضرورى و كمكهاى اوّلیّه در خانه جزء هزینه هاى زندگى محسوب مى شود و خمس ندارد هر چند اتّفاقاً در تمام سال از آنها استفاده نشود.

مسأله 1508ـ اگر در یك سال منفعتى نبرد، بنا بر احتیاط نمى تواند مخارج آن سال را از منافع سال بعد كم كند.

مسأله 1509ـ هرگاه در ابتداى سال منافعى نداشته باشد و از سرمایه خرج كند، امّا پیش از تمام شدن سال منفعتى ببرد، در این صورت مى تواند آنچه را از سرمایه برداشته از منافع كم كند.

بقیه مطالب در ادامه مطلب


ادامه مطلب

یکشنبه 31 مرداد 1389

احکام غسل و غسل جنابت

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

غـســـل

 

 غسلهاى واجب

مسأله 359ـ غسلهاى واجب هفت غسل است:

غسل جنابت غسل استحاضه غسل حیض غسل نفاس غسل مسّ میّت غسل میّت غسل مستحبّى كه بواسطه نذر و قسم و مانند آن واجب شده است.

 

جنابت

مسأله 360ـ انسان با دو چیز جُنُب مى شود: اوّل جماع (آمیزش جنسى) دوم بیرون آمدن منى، چه در خواب باشد یا بیدارى، كم باشد یا زیاد، با شهوت باشد یا بى شهوت.

 

احكام جنابت

مسأله 361ـ اگر رطوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است یا رطوبت دیگر، چنانچه همراه با «جستن» و «شهوت» بوده باشد آن رطوبت حكم منى دارد و اگر این دو نشانه، یا یكى از آنها را نداشته باشد حكم منى ندارد، ولى در زن و مریض لازم نیست كه با جستن بیرون آید، بلكه اگر رطوبت هنگامى بیرون آید كه به اوج شهوت جنسى رسیده است، حكم منى دارد.

مسأله 362ـ غالباً بعد از بیرون آمدن منى بدن سست مى شود، ولى این موضوع جزء شرایط قطعى و نشانه ها نیست.

مسأله 363ـ مستحبّ است بعد از بیرون آمدن منى بول كند تا ذرّات باقیمانده خارج شود و اگر نكند و بعد از غسل رطوبتى از او بیرون آید كه نداند منى است یا رطوبت دیگر، حكم منى دارد و باید دوباره غسل كند.

مسأله 364ـ اگر انسان جماع كند و به اندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، مرد و زن هردو جُنُب مى شوند، خواه بالغ باشند یا نابالغ، منى بیرون آید یانه. این در صورتى است كه جماع در قُبُل باشد و اگر در دُبُر باشد بنابر احتیاط واجب باید جمع كند بین غسل و وضو.

مسأله 365ـ اگر شك كند كه به مقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست.

مسأله 366ـ هرگاه نعوذ باللّه با حیوانى نزدیكى كند و منى از او بیرون آید، جُنُب مى شود و غسل كافى است، امّا اگر منى بیرون نیاید احتیاط واجب آن است كه براى نماز و مانند آن، هم غسل كند و هم وضو بگیرد، مگر این كه قبل از این كار وضو داشته باشد كه در این صورت تنها غسل كافى است.

مسأله 367ـ هرگاه منى از جاى خود حركت كند امّا از ریختن آن به بیرون جلوگیرى بعمل آورد، یا به علّت دیگر بیرون نیاید غسل واجب نیست، همچنین اگر شك كند كه بیرون آمده یا نه.

مسأله 368ـ كسى كه آب براى غسل كردن ندارد مى تواند با همسر خود نزدیكى كند و تیمّم براى او كافى است، خواه بعد از داخل شدن وقت نماز باشد یا قبل از آن.

مسأله 369ـ هرگاه در لباس خود منى ببیند و یقین نماید از خود اوست باید غسل كند و نمازهایى را كه یقین دارد با جنابت خوانده قضا نماید، ولى آنچه را شك دارد لازم نیست قضا نماید.

 

كارهایى كه بر جُنُب حرام است

مسأله 370ـ پنج كار بر جُنُب حرام است:

مسّ خطّ قرآن یا اسم خدا و پیامبران و امامان بنابر احتیاط واجب، همانطور كه در وضو گفته شد.

رفتن به مسجدالحرام و مسجد پیغمبر(صلى الله علیه وآله)، هرچند از یك در داخل و از در دیگر خارج شود.

توقّف كردن در مساجد دیگر، امّا اگر از یك در داخل و از در دیگر خارج شود، یا براى برداشتن چیزى برود مانعى ندارد و احتیاط واجب آن است كه در حرم امامان هم توقّف نكند.

داخل شدن در مسجد براى گذاشتن چیزى در آن.

خواندن یكى از آیات سجده، ولى خواندن غیر آیه سجده از سوره سجده مانعى ندارد.

مسأله 371ـ سوره هایى كه سجده واجب در آن است چهار سوره است:

سوره الم سجده (سوره 32). سوره حم سجده (سوره 41). سوره والنّجم (سوره 53). سوره اقرأ (سوره 96).

 

كارهایى كه بر جُنُب مكروه است

مسأله 372ـ شایسته است جُنُب چند چیز را ترك كند:

1 و 2ـ خوردن و آشامیدن، ولى اگر وضو بگیرد مكروه نیست. خواندن بیشتر از هفت آیه از قرآن، حتّى از سوره هایى كه سجده واجب ندارد. تماسّ بدن با جلد وحاشیه و فاصله سطور قرآن مجید و همراه داشتن آن. خوابیدن بدون وضو. رنگ كردن موها به حنا و مانند آن. مالیدن روغن و انواع كِرِم ها به بدن. جماع كردن بعد از محتلم شدن.

 

احكام غسل جنابت

مسأله 373ـ غسل جنابت را هرگاه براى رفع جنابت و پاك شدن انجام دهد مستحبّ است، امّا براى خواندن نماز واجب مانند آن واجب مى شود. براى نماز میّت سجده شكر سجده هاى واجب قرآن (هنگامى كه آیه سجده را از دیگرى بشنود) غسل جنابت واجب نیست، بلكه در همان حال نیز انجام این كارها جایز است، هرچند بهتر است كه براى نماز میّت و سجده شكر و امثال آن غسل كند.

مسأله 374ـ هنگام غسل كردن لازم نیست نیّت واجب یا مستحب كند، همین اندازه كه به قصد قربت و اطاعت فرمان خدا انجام دهد كافى است.

مسأله 375ـ هرگاه یقین كند وقت نماز داخل شده و نیّت غسل واجب كند بعد معلوم شود كه پیش از وقت بوده، غسل او صحیح است، همچنین اگر به نیّت نماز واجب غسل كند، بعد معلوم شود وقت گذشته بوده است،غسل او صحیح مى باشد.

 

اقسام و احكام غسل

مسأله 376ـ غسل را خواه واجب باشد یا مستحب، به دو صورت مى توان انجام داد: ترتیبى و ارتماسى.

مسأله 377ـ غسل ترتیبى به این صورت است كه بعد از نیّت، اوّل سر و گردن را مى شوید و بعد طرف راست و بعد طرف چپ را (بنابر احتیاط واجب) و اگر عمداً یا از روى فراموشى یا ندانستن مسأله به این ترتیب عمل نكند غسل را اعاده مى كند.

مسأله 378ـ باید نصف ناف و نصف عورت را با طرف راست بدن و نصف دیگر را با طرف چپ بشوید، ولى بهتر است تمام آن را با هر دو طرف غسل دهد.

مسأله 379ـ براى این كه یقین كند هر سه قسمت بدن یعنى سر و گردن و طرف راست و طرف چپ را كاملاً غسل داده، كمى از قسمتهاى دیگر را با آن قسمت مى شوید و احتیاط مستحبّ آن است كه طرف راست گردن را با طرف راست بدن و طرف چپ گردن را با طرف چپ بدن بشوید.

مسأله 380ـ اگر بعد از غسل بفهمد مقدارى از بدن را نشسته، چنانچه از طرف چپ باشد شستن همان مقدار كافى است و اگر از طرف راست باشد، احتیاط آن است كه بعد از شستن آن دوباره طرف چپ را بشوید و اگر از سر و گردن باشد، باید بعد از شستن آن دوباره طرف راست و چپ را بشوید.

مسأله 381ـ اگر بعد از تمام شدن غسل، شك كند كه اعضا را درست شسته یا نه، اعتنا نكند.

مسأله 382ـ غسل ارتماسى آن است كه بعد از نیّت، تمام بدن را یك دفعه یا به تدریج در آب فرو مى برد،خواه در مثل حوض استخر باشد و یا زیر آبشارى كه آب آن یك مرتبه تمام بدن را فرامى گیرد، امّا غسل ارتماسى زیر دوش معمولى ممكن نیست.

مسأله 383ـهرگاه مقدارى از بدن بیرون آب باشد و نیّت غسل ارتماسى كند و در آب فرو رود كافى است، امّا اگر تمام بدن زیر آب باشد و آن را تكان دهد مشكل است.

مسأله 384ـاگر بعد از غسل ارتماسى بفهمد مقدارى از بدن شسته نشده، باید دوباره غسل كند.

مسأله 385ـ در غسل ارتماسى باید پاها را نیز از زمین بلند كند تا آب به زیر آن برسد.

مسأله 386ـ اگر براى غسل ترتیبى وقت ندارد و مى تواند ارتماسى انجام دهد، واجب است ارتماسى انجام دهد.

مسأله 387ـ احتیاط واجب آن است كه كسى كه روزه واجب گرفته، یا براى حج یا عمره احرام بسته، غسل ارتماسى نكند و سر خود را زیر آب فرو نبرد، ولى اگر از روى فراموشى غسل ارتماسى كند، صحیح است و ضرر به روزه و احرام او نمى زند.

مسأله 388ـ در غسل ترتیبى مى تواند سه بار در آب فرو رود، یك بار به نیّت سر و گردن، دیگرى به نیّت طرف راست و دیگرى را به نیّت طرف چپ.

مسأله 389ـ در غسل ارتماسى باید تمام بدن پاك باشد(بنابر احتیاط واجب) ولى در غسل ترتیبى پاك بودن تمام بدن لازم نیست، همین اندازه كه هر عضو پیش از غسل دادن پاك باشد، كافى است.

مسأله 390ـ سابقاً گفتیم عرق جُنُب از حرام نجس نیست و چنین كسى مى تواند با آب گرم غسل كند، ولى بهتر است با آب ملایم غسل كند كه عرق ننماید.

مسأله 391ـ هرگاه مختصرى از بدن شسته نشود، غسل باطل است، امّا شستن باطن، مانند داخل گوش و بینى و داخل چشم لازم نیست.

مسأله 392ـ هنگام غسل باید هر چیز كه مانع رسیدن آب به بدن است برطرف كند و اگر احتمال عقلایى مى دهد مانعى باشد، باید وارسى كند تا مطمئن شود مانعى نیست.

مسأله 393ـموهاى كوتاه را كه جزء بدن حساب مى شود باید بشوید، بنابر احتیاط واجب شستن موهاى بلند و زیر آنها هر دو لازم است.

مسأله 394ـشرایطى كه براى وضو گفته شد مانند پاك بودن آب و غیر آن در غسل هم شرط است، ولى در غسل لازم نیست كه از بالا به پایین بشوید و فاصله افتادن میان شستن اعضا در غسل ترتیبى نیز اشكالى ندارد، مگر در مورد كسى كه نمى تواند بول و غائط خود را حفظ كند كه باید پشت سر هم به جاآورد و فوراً نماز بخواند، همچنین در زن مستحاضه.

مسأله 395ـ كسى كه قصد دارد پول حمّامى را ندهد، یا بدون علم به رضایت او مى خواهد نسیه بگذارد بنابر احتیاط، غسل او باطل است، همچنین اگر قصد دارد پول حرام یا پولى كه خمس آن را نداده به حمّامى بدهد.

مسأله 396ـ كسى كه زیادتر از معمول در حمّام آب مى ریزد، غسل او اشكال دارد، مگر این كه تصمیم داشته باشد حمّامى را با پول اضافى راضى كند.

مسأله 397ـ هرگاه شك كند غسل كرده یا نه،باید غسل كند ولى اگر بعد از غسل شك كند غسل او صحیح بوده یا نه، اعتنا به شك نكند.

مسأله 398ـ اگر در اثناء غسل، حَدَث اصغر از او سر زند (مثلاً بول كند) بنابر احتیاط واجب، باید غسل را از سر گیرد و براى نماز و مانند آن، وضو نیز بگیرد.

مسأله 399ـ هرگاه كسى جُنُب شده و نمازهایى خوانده است، بعداً شك كند غسل كرده یا نه، آن نمازها صحیح است، ولى براى نمازهاى بعد باید غسل كند.

مسأله 400ـ چند غسل واجب، یا واجب و مستحب را مى توان با یك نیّت انجام داد، یعنى یك غسل كند به نیّت جنابت و حیض و مسّ میّت و غسل جمعه و مانند آن و از همه كفایت مى كند.

مسأله 401ـ با هر غسلى مى توان نماز خواند و وضو واجب نیست، خواه جنابت باشد یا غیر آن، واجب باشد یا مستحب، ولى احتیاط مستحب آن است كه در غیر غسل جنابت وضو بگیرد.

 

2ـ استحاضه

مسأله 402ـ یكى از خونهایى كه از زن خارج مى شود خون «استحاضه» است و دراین موقع زن را «مستحاضه» مى گویند، بطور كلّى تمام خونهایى كه غیر از حیض و نفاس و زخم و دمل است و از رحم زن خارج مى شود خون استحاضه است.

مسأله 403ـ خون استحاضه غالباً كم رنگ و سرد و رقیق است و بدون فشار و سوزش بیرون مى آید، ولى ممكن است گاهى تیره رنگ یا سرخ و گرم و غلیظ باشد و با فشار و سوزش خارج شود.

مسأله 404ـ استحاضه فقط دو قسم است: «قلیله» و «كثیره»: استحاضه قلیله آن است كه هرگاه زن پنبه اى را داخل كند، خون، آن را آلوده نماید ولى از طرف دیگر خارج نشود، خواه خون در پنبه فرو رود یا نه، و استحاضه كثیره آن است كه خون، در پنبه فرو رود و از آن بگذرد و جارى شود.

 

احكام زن مستحاضه

مسأله 405ـ در استحاضه قلیله باید زن براى هر نماز یك وضو بگیرد (بنابراحتیاط واجب) و واجب است از سرایت خون به سایر اعضا جلوگیرى كند، امّا عوض كردن پنبه و دستمال واجب نیست، هر چند احتیاط است. و در استحاضه كثیره واجب است سه غسل انجام دهد: یك غسل براى نماز صبح و دیگر براى نماز ظهر و عصر و سوم براى مغرب و عشا و باید میان این نمازها جمع كند و احتیاط مستحب آن است كه علاوه بر این، براى هر نماز یك وضو بگیرد، قبل از غسل یا بعد از آن.

مسأله 406ـ هرگاه قبل از داخل شدن وقت نماز وضو یا غسل را انجام داده باشد باید در موقع نماز بنابر احتیاط واجب، آن را اعاده كند.

مسأله 407ـ هرگاه استحاضه قلیله بعد از نماز صبح كثیره شود، باید براى نماز ظهر و عصر غسل كند و اگر بعد از نماز ظهر و عصر كثیره شود، باید براى نماز مغرب و عشا غسل كند.

مسأله 408ـ در تمام مواردى كه غسل بر او واجب مى شود اگر غسل كردن مكرّر براى او ضرر دارد، یا مایه مشقّت زیاد است مى تواند به جاى آن تیمّم كند.

مسأله 409ـ در استحاضه «كثیره» یا «قلیله» اگر قبل از اذان صبح براى نماز شب غسل كند یا وضو به جا آورد و نماز شب را بخواند احتیاط واجب آن است كه بعد از داخل شدن صبح، دو مرتبه غسل و وضو را انجام دهد.

مسأله 410ـ هرگاه زن مستحاضه قلیله، نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا را از هم جدا بخواند، باید براى هر كدام یك وضو بگیرد و همچنین براى نمازهاى مستحب، ولى براى مجموع نماز شب، یك وضو یا غسل كافى است و براى خواندن نماز احتیاط و سجده فراموش شده و تشهّد فراموش شده و سجده سهو كه بلافاصله بعد از نماز به جا مى آورد، غسل و وضو لازم نیست.

مسأله 411ـ زن مستحاضه بعد از آن كه خونش قطع شد، فقط براى اولین نماز باید كارهاى استحاضه را انجام دهد.

مسأله 412ـ هرگاه نداند استحاضه او قلیله است یا كثیره، بنابر احتیاط واجب باید قبل از نماز، خود را وارسى كند و اگر نمى تواند خود را وارسى كند، احتیاط آن است كه هم وظیفه استحاضه كثیره را انجام دهد و هم قلیله، امّا اگر حالت سابق او معلوم است كثیره یا قلیله بوده مى تواند به وظیفه همان ادامه دهد.

مسأله 413ـ هرگاه زن مستحاضه بعد از نماز، خود را وارسى كند و خون نبیند، با وضویى كه دارد مى تواند نماز دیگر را بخواند، هرچند بعد از مدّتى دوباره خون بیاید.

مسأله 414ـ هرگاه زن مستحاضه بداند پیش از گذشتن وقت نماز بكلّى پاك مى شود و یا به اندازه خواندن نماز، خون قطع مى گردد، بنابر احتیاط واجب باید صبر كند و هنگامى كه پاك شد غسل كند، یا وضو بگیرد و نماز را بخواند.

مسأله 415ـ مستحاضه باید بعد از غسل یا وضو فوراً مشغول نماز شود، ولى گفتن اذان و اقامه و خواندن دعاهاى قبل از نماز بلكه انتظار جماعت به اندازه معمول اشكال ندارد و در نماز نیز، مى تواند مستحبّات، مثل قنوت و مانند آن را انجام دهد.

مسأله 416ـ هرگاه خون به بیرون جریان دارد چنانچه براى او ضرر نداشته باشد باید پیش از غسل و بعد از آن بوسیله پنبه و مانند آن از بیرون آمدن خون جلوگیرى كند، ولى اگر این كار مشقّت زیاد دارد، لازم نیست.

مسأله 417ـ هرگاه در موقع غسل خون قطع نشود، ضررى براى غسل ندارد، خواه ترتیبى باشد یا ارتماسى.

مسأله 418ـ زن مستحاضه باید روزه ماه رمضان را بگیرد و در صورتى روزه او صحیح است كه غسل نماز مغرب و عشاى شبى كه مى خواهد فرداى آن را روزه بگیرد به جا آورد و همچنین غسلهاى روزى را كه روزه است (بنابر احتیاط واجب).

مسأله 419ـ هرگاه زن روزه دار بعد از نماز ظهر و عصر مستحاضه شود براى روزه آن روز غسلى ندارد.

مسأله 420ـ اگر در بین نماز، استحاضه قلیله زن، كثیره شود باید نماز را رها كند و غسل نماید و از نو بخواند و در صورتى كه براى غسل وقت ندارد تیمّم كند، ولى اگر براى تیمّم هم وقت ندارد باید همان نماز را تمام كرده و بنابر احتیاط واجب قضا نماید.

مسأله 421ـ هرگاه استحاضه كثیره زن، قلیله شود، باید براى نماز اوّل غسل كند و براى نمازهاى بعد وضو بگیرد.

مسأله 422ـ مستحاضه كثیره، هرگاه غسلهاى روزانه خود را انجام دهد براى اعمال دیگر مانند طواف و نماز قضا و نماز آیات و نماز شب، غسل دیگرى بر او واجب نیست تنها باید وضو بگیرد.

مسأله 423ـ زن مستحاضه مى تواند نماز قضا بخواند، ولى براى هر نماز بنابر احتیاط واجب باید یك وضو بگیرد، ولى براى خواندن نوافل روزانه، همان وضوى نماز واجب كافى است و همچنین براى تمام نماز شب یك وضو كفایت مى كند، به شرط این كه پشت سر هم به جا آورد.

مسأله 424ـ هر خونى كه از زن خارج شود و شرایط حیض و نفاس را نداشته باشد و مربوط به بكارت یا زخم یا جراحتّى در رحم نبوده باشد، خون استحاضه است.

مسأله 425ـ هرگاه شك كند كه خون، از زخم است یا نه و ظاهر حال او سلامت است، خون استحاضه حساب مى شود، امّا اگر وضع حال او مشكوك باشد كه خون از زخم است یا غیر آن، احكام استحاضه ندارد.

 

3ـ عادت ماهانه

مسأله 426ـ «حیض» كه گاهى از آن تعبیر به «عادت ماهانه» مى كنند خونى است كه غالباً در هر ماه چند روزى از رحم خارج مى شود و به هنگام انعقاد نطفه، غذاى فرزند است. زن را در موقع دیدن خون حیض «حائض» مى گویند و در شرع مقدّس اسلام احكامى دارد كه در مسائل آینده خواهد آمد.

 

احكام زن حائض

مسأله 427ـ خون حیض نشانه هایى دارد: در بیشتر اوقات غلیظ و گرم و رنگ آن تیره یا سرخ است و با فشار و كمى سوزش خارج مى شود.

مسأله 428ـ زنان سیّده و غیر سیّده هر دو بعد از تمام شدن پنجاه سال یائسه مى شوند، یعنى اگر خونى ببینند خون حیض نیست، مگر زنانى كه از قبیله «قریش» محسوب مى شوند كه آنها بعد از تمام شدن شصت سال یائسه مى شوند.

مسأله 429ـ خونى را كه دختر پیش از تمام شدن نه سال و زن بعد از یائسه شدن مى بیند حكم حیض ندارد و اگر مربوط به زخم و جراحتّى نباشد. استحاضه است كه احكام آن قبلاً گفته شد.

مسأله 430ـ زنان باردار یا زنانى كه بچّه شیر مى دهند ممكن است حائض شوند.

مسأله 431ـ دخترى كه نمى داند نه سالش تمام شده یا نه، اگر خونى ببیند كه نشانه هاى حیض را نداشته باشد، حیض نیست و اگر نشانه ها را داشته باشد و اطمینان حاصل كند كه حیض است، دلیل بر این است كه نه سالش تمام و بالغ شده است، ولى زنى كه شك دارد یائسه شده یا نه، هر گاه خونى ببیند و نداند حیض است یا نه، باید بنا بگذارد كه حیض است و هنوز یائسه نشده است.

مسأله 432ـ مدّت حیض كمتر از سه روز و بیشتر از ده روز نمى شود، حتّى اگر مختصرى كمتر باشد حیض نیست.

مسأله 433ـ سه روز اوّل حیض باید پشت سر هم باشد، بنابراین اگر مثلاً دو روز خون ببیند و یك روز پاك شود و دوباره ببیند، حیض نیست و این كه مى گوییم باید پشت سر هم باشد، معنایش این نیست كه در تمام سه روز خون بیرون آید، بلكه اگر در فضاى داخل فرج خون باشد كافى است.

مسأله 434ـ لازم نیست شب اوّل و شب چهارم را خون ببیند، ولى باید در شب دوم و سوم قطع نشود و ادامه داشته باشد.

مسأله 435ـ هرگاه سه روز پشت سر هم خون ببیند و پاك شود چنانچه دوباره خون ببیند و ایّامى كه خون دیده روى هم رفته از ده روز بیشتر نشود، تمام روزهایى را كه خون دیده حائض است، ولى روزهایى كه در وسط پاك بوده، حكم زنان پاك را دارد.

مسأله 436ـ اگر كمتر از سه روز خون ببیند و پاك شود، بعداً سه روز یا بیشتر خون ببیند با نشانه هایى كه گفته شد فقط خون دوم حیض است.

مسأله 437ـ زنى كه مبتلا به خونریزى است اگر به طبیب مراجعه كند و او تشخیص دهد خون حیض یا خون زخم و مانند آن است، چنانچه به گفته طبیب اطمینان حاصل كند مى تواند بر طبق احكام آن عمل نماید.

مسأله 438ـ كارهایى كه بر حائض حرام است به شرح زیر است:

1ـ تمام عبادتهایى كه با وضو یا غسل یا تیمّم انجام مى شود، مانند نماز و روزه و طواف خانه خدا، ولى به جا آوردن عباداتى كه طهارت در آن شرط نیست مانند نماز میّت مانعى ندارد.

2ـ تمام كارهایى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.

3ـ نزدیكى كردن، كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن.

4ـ طلاق در این حالت نیز باطل و بى اثر است.

مسأله 439ـ هرگاه مرددر حال حیض با همسر خود نزدیكى كند مستحبّ است كفّاره دهد و كفّاره آن، در ثلث اوّل روزهاى حیض، یك مثقال طلاى سكّه دار، یا قیمت آن است (مثقال شرعى 18 نخود مى باشد) و اگر در ثلث دوم باشد نیم مثقال و اگر در ثلث سوم باشد یك چهارم مثقال است، بنابر این اگر ایّام عادت شش روز است دو روز اوّل یك مثقال، دو روز وسط نیم مثقال و دو روز آخر یك چهارم مثقال كفّاره دارد.

مسأله 440ـ هرگاه بخواهد قیمت طلا را بپردازد باید به قیمت روزى كه مى پردازد حساب كند.

مسأله 441ـ بازى كردن با همسر در حال حیض، حرام نیست و كفّاره هم ندارد.

مسأله 442ـ هرگاه نزدیكى را تكرار كند مستحبّ است كفّاره را نیز تكرار كند.

مسأله 443ـ اگر مرد در حال نزدیكى بفهمد زن حائض شده، باید فوراً از او جدا شود و اگر جدانشود، گناه كرده و بنابر احتیاط مستحب باید كفّاره نیز بپردازد.

مسأله 444ـ اگر مرد با زن حائض زنا كند، یا با زن حائض بیگانه اى به گمان این كه همسر خود اوست نزدیكى نماید، احتیاط آن است كه كفّاره دهد.

مسأله 445ـ كسى كه نمى تواند كفّاره بدهد بهتر آن است كه صدقه اى بدهد و اگر نمى تواند، باید از گناه خود استغفار كند.

مسأله 446ـ هرگاه زن بگوید حائض هستم یا از حیض پاك شده ام، حرف او قبول است، مگر این كه مورد سوءظن باشد.

مسأله 447ـ هرگاه زن در وسط نماز حائض شود نماز او باطل است و نباید ادامه دهد، ولى اگر شك كند كه حائض شده یا نه، نماز او صحیح است.

مسأله 448ـ هنگامى كه زن از حیض پاك شود باید براى انجام عبادات خود غسل كند و اگر دسترسى به آب ندارد تیمّم نماید، دستور غسل حیض مثل غسل جنابت است و از وضو نیز كفایت مى كند، ولى احتیاط مستحب آن است كه وضو هم بگیرد (خواه پیش از غسل باشد یا بعد از غسل).

مسأله 449ـ هنگامى كه زن از خون حیض پاك شود، طلاق او صحیح است و همسرش نیز مى تواند با او نزدیكى كند، هر چند هنوز غسل نكرده باشد ولى احتیاط مستحب آن است كه پیش از غسل از نزدیكى خود دارى كند، ولى كارهاى دیگرى كه در وقت حیض بر او حرام بوده، مانند توقّف در مسجد و مسّ خطّ قرآن، تا غسل نكند بر او حلال نمى شود، بنابر احتیاط واجب.

مسأله 450ـ نمازهاى روزانه كه زن در حال حیض نخوانده قضا ندارد، ولى روزه واجب را باید قضا كند.

مسأله 451ـ هرگاه وقت نماز داخل شود و بداند یا گمان داشته باشد كه اگر نماز را تأخیر بیندازد حائض مى شود، باید فوراً نماز را بخواند.

 مسأله 452ـ هرگاه زن در اوّل وقت به اندازه انجام واجبات یك نماز پاك باشد و نماز نخواند و حائض شود، آن نماز را باید بعداً قضا كند و در اندازه «وقت براى انجام واجبات» باید ملاحظه حال خود را نماید، مثلاً براى مسافر به اندازه دو ركعت و براى حاضر، به اندازه چهار ركعت و كسى كه وضو ندارد، وقت وضو را نیز باید در نظر بگیرد و همچنین تطهیر لباس و بدن و اگر فقط به اندازه خود نماز وقت داشته باشد احتیاط، قضا كردن نماز است.

مسأله 453ـ هرگاه در آخر وقت نماز پاك شود باید غسل كند و نماز را بخواند، حتّى اگر به اندازه یك ركعت نماز وقت داشته باشد احتیاط واجب خواندن نماز است و در صورت نخواندن، قضاى آن را به جاآورد.

مسأله 454ـ هرگاه در آخر وقت پاك شود، امّا وقت براى غسل ندارد فقط مى تواند تیمّم كند و یك ركعت نماز را در وقت و بقیّه را در خارج وقت به جا آورد نماز بر او واجب نیست، ولى اگر گذشته از تنگى وقت تكلیفش تیمّم است، مثل این كه آب براى او ضرر دارد باید تیمّم كند و نماز را به جا آورد.

مسأله 455ـ هرگاه زن پاك شود و شك كند كه به مقدار كافى وقت براى نماز باقى مانده یا نه، باید نمازش را بخواند.

مسأله 456ـ مستحبّ است زن حائض در وقت نماز خود را از خون پاك كند و دستمال و پنبه را عوض نماید و وضو بگیرد، یا اگر نمى تواند تیمّم كند و در جاى نماز خود رو به قبله بنشیند و مشغول ذكر خدا و دعا و صلوات شود، امّا خواندن قرآن و همراه داشتن آن و مسّ حواشى و فاصله میان خطوط آن و نیز خضاب كردن به حنا براى حائض شایسته نیست.

 

اقسام زنان حائض

مسأله 457ـ زنان حائض بر شش گونه اند:

1ـ صاحب عادت وقتیّه و عددیّه: یعنى زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معیّن خون حیض ببیند و شماره روزهاى او در هر دو ماه یك اندازه باشد، مثل این كه دو ماه پشت سر هم از اوّل ماه تا هفتم، خون ببیند.

2ـ صاحب عادت وقتیّه: و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معیّن خون حیض ببیند، ولى شماره روزهاى او به یك اندازه نباشد، مثلاً یك ماه، پنج روز و یك ماه، هفت روز ببیند.

3ـ صاحب عادت عددیّه: و آن زنى است كه شماره روزهاى عادت او در دو ماه پشت سر هم یك اندازه است (مثلاً هفت روز)، ولى وقت دیدن آن مختلف است، مثلاً یك بار از اوّل ماه و بار دیگر از دهم ماه شروع مى شود.

4ـ مضطربه: و آن زنى است كه چندماه حائض شده ولى عادت معیّن پیدا نكرده و یا اگر سابقاً عادت داشته، به هم خورده و عادت تازه اى جانشین آن نشده است.

5ـ مبتدئه: و آن زنى است كه براى اوّلین بار حائض مى شود.

ناسیه: و آن زنى است كه عادت خود را فراموش كرده است. هر كدام از اینها احكامى دارند كه در مسائل آینده گفته مى شود.

 


ادامه مطلب

شنبه 30 مرداد 1389

احادیثی در مورد روزه در ماه رمضان

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

1- پایه هاى اسلام

امام باقر علیه السلام فرمودند:

بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولایه؛

اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).

(فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1)

2- فلسفه روزه

امام صادق علیه السلام فرمود:

انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر؛

خداوند روزه را واجب كرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.

(من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1)

3- روزه آزمون اخلاص

امام على علیه السلام فرمود:

فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏؛

خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.

(نهج البلاغه، حكمت 252)

4- روزه یاد آور قیامت

امام رضا علیه السلام فرمود:

انما امروا بالصوم لكى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر؛

مردم به انجام روزه امر شده اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.

(وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10)

5- روزه زكات بدن

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

لكل شیئى زكاة و زكاة الابدان الصیام؛

براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.

(الكافى، ج 4، ص 62، ح 3)

6- روزه سپر آتش

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

الصوم جنة من النار؛

روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»

(الكافى، ج 4، ص 162)

7- اهمیت روزه

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

الصوم فى الحر جهاد؛

روزه گرفتن در گرما، جهاد است.

(بحار الانوار، ج 96، ص 257)

8- روزه نفس

امیرالمومنان على علیه السلام فرمود:

صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام؛

روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.

(غرر الحكم، ج 1، ص 416، ح 64)

9- روزه واقعى

امام على علیه السلام فرمود:

الصیام اجتناب المحارم كما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب؛

روزه پرهیز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏كند.

(بحار الانوار، ج 93، ص 249)

10- برترین روزه

امام على علیه السلام فرمود:

صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن؛

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

(غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80)

11- روزه چشم و گوش

امام صادق علیه السلام فرمود:

اذا صمت فلیصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك؛

آنگاه كه روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز كند.»

(الكافى ج 4 ص 87، ح 1)

12- روزه اعضا و جوارح

حضرت زهرا علیها السلام فرمود:

ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه؛

روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

(بحار، ج 93 ص 295)

13- روزه ناقص

امام باقر علیه السلام فرمود:

لا صیام لمن عصى الامام و لا صیام لعبد ابق حتى یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصیام لولد عاق حتى یبر؛

روزه این افراد كامل نیست:

1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.

2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.

3 - زنى كه اطاعت شوهر نكرده تا اینكه توبه كند.

4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اینكه فرمانبردار شود.

(بحار الانوار ج 93، ص 295)

14- روزه بى ارزش

امام على علیه السلام فرمود:

كم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و كم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.

چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد.

(نهج البلاغه، حكمت 145)

15- روزه و صبر

امام صادق علیه السلام فرمود:

«واستعینوا بالصبر و الصلوة‏» قال: الصبر الصوم.

خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگیرید، صبر، روزه است.

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 298، ح 3)

16- روزه و صدقه

امام صادق علیه السلام فرمود:

صدقه درهم افضل من صیام یوم.

یك درهم صدقه دادن از یك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 218، ح 6)

17- پاداش روزه

رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:

الصوم لى و انا اجزى به؛

روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.

(وسائل الشیعه، ج 7، ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30)

18- جرعه نوشان بهشت

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

من منعه الصوم من طعام یشتهیه كان حقا على الله ان یطعمه من طعام الجنة و یسقیه من شرابها؛

كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.

(بحار الانوار، ج 93، ص 331)

19- خوشا بحال روزه داران

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذین یشبعون یوم القیامة؛

خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اینان در روز قیامت سیر مى‏شوند.

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 299، ح‏2)

20- شادى روزه دار

امام صادق علیه السلام:

للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه؛

براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:

1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26)

21- بهشت و باب روزه‏داران

رسول خدا صلى الله علیه و آله:

ان للجنة بابا یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون.

براى بهشت درى است‏بنام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.

(وسائل الشیعه، ج 7، ص 295، ح‏31 _ معانى الاخبار، ص 116)

22- دعاى روزه‏داران

امام موسی كاظم علیه السلام:

دعوة الصائم تستجاب عند افطاره؛

دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.

(بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33)

23- بهار مومنان

رسول خدا صلى الله علیه و آله:

الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به على قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به على صیامه؛

زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گیرد.

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 302، ح 3)

24- روزه مستحبى

امام صادق علیه السلام:

من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صیام ثلاثة ایام من كل شهر؛

هر كس كار نیكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.

(وسائل الشیعه، ج 7، ص 313، ح 33)

25- روزه ماه رجب

امام كاظم علیه السلام:

رجب نهر فى الجنه اشد بیاضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام یوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر؛

رجب نام نهرى است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر هركس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.

(من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 56 ح 2 _ وسائل الشیعه ج 7 ص 350 ح 3)

26- روزه ماه شعبان

امام صادق علیه السلام:

من صام ثلاثة ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرین متتابعین؛

هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برایش محسوب مى‏كند.

(وسائل الشیعه ج 7 ص 375،ح 22)

27- افطارى دادن(1)

امام صادق علیه السلام:

من فطر صائما فله مثل اجره؛

هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.

(الكافى، ج 4 ص 68، ح 1)

28- افطارى دادن (2)

امام كاظم علیه السلام:

فطرك اخاك الصائم خیر من صیامك؛

افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.

(الكافى، ج 4 ص 68، ح 2)

29- روزه خوارى

امام صادق علیه السلام فرمودند:

من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه؛

هر كس یك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ایمان از او جدا مى‏شود

(وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5 _ من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 9)

30- دری از بهشت مخصوص روزه داران

رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:

اِنَّ لِلجَنَّةِ بابا یُدعى اَلرَّیّانَ لایَدخُلُ مِنهُ اِلاّ الصّائِمونَ؛

بهشت را درى است كه ریّان نامیده مى شود از آن در، جز روزه داران وارد نشوند.

(معانى الأخبار، ص 409)

31- روزه و سلامتی

رسول خدا صلى الله علیه و آله:

صوموا تَصِحّوا؛

روزه بگیرید تا تندرست باشید.

(نهج الفصاحه، ح 1854)

32- اطعام روزه دار و حوض کوثر

رسول خدا صلى الله علیه و آله:

مَن اَشبَعَ صائما سَقاهُ اللّه مِن حَوضى شَربَةً لایَظمَأُ بَعدَها؛

هر كس روزه دارى را سیر نماید، خداوند از حوض (كوثر) من شربتى نصیب او خواهد كرد كه پس از آن هرگز تشنه نشود.

(دعائم الإسلام، ج1، ص269)


ادامه مطلب

جمعه 29 مرداد 1389

احادیثی در مورد توبه قسمت 4

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

حدیث (1) رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

مَن حَبَسَ عَن اَخیهِ المُسلِمِ شَیئا مِن حَقِّهِ حَرَّمَ اللّه‏ُ عَلَیهِ بَرَكَةَ الرِّزقِ اِلاّ اَن یَتوبَ؛

هر كس چیزى از حقّ برادر مسلمان خود را نگه دارد [و به او ندهد]، خداوند، بركت روزى را بر او حرام مى‏كند، مگر آن كه توبه كند [و جبران نماید].

(من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 15، ح 4968)

حدیث (2) رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَ لكِن فِى الشَّبابِ اَحسَنُ ؛

توبه زیباست، ولى از جوان زیباتر .

(كنز العمّال، ح 43542)

حدیث (3) رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

اَمّا عَلامَةُ التّائِبِ فَاَربَعَةٌ: اَلنَّصیحَةُ لِلّهِ فى عَمَلِهِ وَ تَركُ الباطِلِ وَ لُزومُ الحَقِّ وَ الحِرصُ عَلَى الخَیرِ ؛
نشانه توبه كننده چهار است: عمل خالصانه براى خدا، رها كردن باطل، پایبندى به حق و حریص بودن بر كار خیر.

(تحف العقول، ص 20)

حدیث (4) رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

یا عَلىُّ إذا لَم یَكُنِ العالِمُ تَقیّا تائِبا زَلَّت مَوعِظَتُهُ عَن قُلُوبِ النّاسِ كَما تَزِلُّ القَطرَةُ عَن بَیضَةِ النَّعامَةِ وَالصَّفا؛
یا على هرگاه عالِم با تقوا و توبه كار نباشد، موعظه اش از دل مردم مى لغزد همچنانكه قطره آب از روى تخم شتر مرغ و سنگ صاف مى لغزد.

(میراث حدیث، ج2، ص29، ح81)

حدیث (5) رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

مَن لایَرحَم لایُرحَم وَمَن لایَغفِر لایُغفَر لَهُ وَمَن لایَتُب لایَتوبُ اللّه‏ُ عَلَیهِ؛
هر كس رحم نكند به او رحم نشود، هر كس نبخشد بخشیده نشود و هر كس پوزش را نپذیرد، خداوند پوزش و توبه او را نخواهد پذیرفت.

(غررالحكم، ج2، ص438، ح3201)

حدیث (6) رسول اكرم صلى الله علیه و آله :

لا تَمَنَّوا هَلاكَ شَبابِكُم وَ اِن كانَ فیهِم غَرامٌ ، فَاِنَّهُم عَلى ما كانَ فیهِم عَلى خِلالٍ ، اِمّا اَن یَتوبوا فَیَـتوبَ اللّه‏ُ عَلَیهِم ، وَ اِمّا اَن تُردیَهُمُ الفاتُ ، اِمّا عَدُوّا فَیُقاتِلوهُ ، وَ اِمّا حَریقا فَیُطفِئوهُ وَ اِمّا ماءً فَیَسُدُّوهُ ؛

نابودى جوانانتان را آرزو نكنید ، گرچه بدى‏هاى بسیار در آنان باشد، زیرا آنان با آن بدى‏ها چند دسته‏اند : یا توبه مى‏كنند و خداوند هم توبه آنان را مى‏پذیرد و یا این‏كه آفت‏ها ، آنان را از پاى درمى آورد و یا با دشمنى مى‏جنگند، یا آتش‏سوزى را، خاموش مى‏نمایند و یا سیلى را سد مى‏كنند.

(حلیة الأولیاء، ج 5، ص 119)

حدیث (7) امام على علیه‏السلام :

اَلْمُؤْمِنُ مُنیبٌ مُستَغْفِرٌ تَوَّابٌ، اَلْمُنافِقُ مَكُورٌ مُضِرٌّ مُرتابٌ؛

مؤمن بازگشت كننده به خدا، آمرزش خواه و توبه كننده است و منافق نیرنگباز، زیانبار و شكّاك.

(غررالحكم، ح 1288 و 1289)

حدیث (8) پیامبر صلى الله‏ علیه ‏و ‏آله :

اَبَى اللّه‏ُ لِصاحِبِ الْخُلْقِ السَّیِّى‏ءِ بِالتَّوبَةِ. فَقیلَ: یا رَسول اللّه‏ِ، وَ كَیْفَ ذلِكَ؟ قالَ: لاَِنـَّهُ اِذا تابَ مِنْ ذَنـْبٍ وَقَعَ فى اَعْظَمَ مِنَ الذَّنـْبِ الّذى تابَ مِنْهُ؛

خداوند از آدم بد اخلاق توبه نمى‏پذیرد. عرض شد: اى رسول خدا، چرا؟ فرمودند: چون هرگاه از گناهى توبه كند در ورطه گناهى بدتر از آن كه توبه كرده است مى‏افتد.

(بحارالأنوار، ج 73، ص 299، ح 12)

حدیث (9) پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله :

 اَلْعَدْلُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاُْمَراءِ اَحْسَنُ، وَ السَّخاءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الاَْغْنیاءِ اَحْسَنُ، اَلْوَرَعُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْعُلَماءِ اَحْسَنُ، اَلصَّبْرُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الْفُقَراءِ اَحْسَنُ، اَلتَّوبَةُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى الشَّبابِ اَحْسَنُ، اَلْحَیاءُ حَسَنٌ وَلكِنْ فِى النِّساءِ اَحْسَنُ؛

عدالت نیكو است اما از دولتمردان نیكوتر، سخاوت نیكو است اما از ثروتمندان نیكوتر؛ تقوا نیكو است اما از علما نیكوتر؛ صبر نیكو است اما از فقرا نیكوتر، توبه نیكو است اما از جوانان نیكوتر و حیا نیكو است اما از زنان نیكوتر.

(نهج الفصاحه، ح 2006)

حدیث (10) امام علی علیه‏السلام :

تَرکُ الذَّنبِ أهوَنُ مِن طَلَبِ التّوبَة.
گناه نکردن آسان تر از طلب توبه است.

(کافی، ج8، ص384)

حدیث (11) امام علی علیه‏السلام :

نَحنُ نُریدُ ألاّ نَموتَ حَتَّی نَتوبَ، وَ نَحنُ لانَتوبُ حَتَّی نَموتَ.
قصد ما این است که نمیریم تا توبه کنیم، ولی توبه نمی کنیم تا اینکه می میریم

(شرح ابن ابی الحدید ج 20 ص329)

حدیث (12) امام باقر علیه‏السلام :

کَفَی بالنَّدَم تَوبَهً؛

پشیمانی از گناه برای توبه کافی است.

(جهاد النفس، ح 770)


پنجشنبه 28 مرداد 1389

مبطلات روزه

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

بنام تو ای قرار هستی



چه چیزهایى روزه را باطل مى كند

روزه دار باید از <اذان صبح > تا <مغرب > از برخى كارها بپرهیزد و اگر پرهیز نكند, روزه اش باطل مى شود, به مجموعهء این كارها <مُبطلاتِ روزه > گفته مى شود, كه عبارتند از:
-- خوردن و آشامیدن .
-- دروغ بستن به خدا و پیغمبر (ص ) و جانشینان آن حضرت (ع ).
-- رساندن غبار غلیظ به حلق .
-- فرو بردن تمام سر در آب .
-- قى كردن .
-- آمیزش .
-- استمناء.
-- باقى ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح .
-- اماله كردن با چیزهاى روان .(1)
خوردن و آشامیدن

1- اگر روزه دار عمداً چیزى بخورد یا بیاشامد, روزه اش باطل مى شود هر چند خوردن و آشامیدن آن معمول نباشد; مانند خاك و نفت(2) .
2- اگر كسى عمداً چیزى را كه لاى دندانش مانده است فرو برد, روزه اش باطل مى شود(3).
3- فرو بردن آب دهان , روزه را باطل نمى كند, هر چند زیاد باشد.(4)
4- اگر روزه دار به سبب فراموشى (نمى داند روزه است ) چیزى بخورد یا بیاشامد, روزه اش باطل نمى شود.(5)
5- انسان نمى تواند, بخاطر ضعف , روزه را بخورد ولى اگر ضعف او به قدرى است كه معمولاً نمى شود آن را
تحمل كرد, خوردن روزه اشكال ندارد.(6)
6- فرو بردن اخلاط سر و سینه , تا به فضاى دهان نرسیده روزه را باطل نمى كند, ولى اگر داخل فضاى دهان
شود, احتیاط واجب آن است كه آن را فرو نبرد.(7)
تزریق آمپول

آمپول اگر به جاى غذا نباشد تزریق آن , روزه را باطل نمى كند, هر چند عضو را بى حس كند ولى احتیاط واجب
آن است از آمپولى كه به جاى غذا به كار مى رود پرهیز كند.(8)
رساندن غبار غلیظ به حلق

1- اگر روزه دار غبار غلیظى به حلق برساند, روزه اش باطل مى شود; چه غبار خوراكی ها باشد دمانند آرد, یا غیر خوراكى مانند خاك .
2- در این موارد, روزه باطل نمى شود.
-- به حلق نرسید. (فقط به داخل دهان برسد).
-- بى اختیار به حلق برسد.
-- نمى داند روزه است .
-- شك كند غبار غلیظ به حلق رسیده است یا نه ؟(9)

دروغ بستن به خدا و پیغمبر

در تمام موارد زیر, دروغ بستن از روى عمد, به خدا, پیغمبر(ص) یا امام (ع) روزه را باطل مى كند. و بنابر احتیاط
واجب دروغ بستن به حضرت زهرا3و سایر پیامبران : همین حكم را دارد:
ـ در امور دنیوى باشد یا اخروى .
ـ دروغ نسبت به اقوال آنان باشد یا افعال .
ـ با گفتار باشد یا نوشتار یا اشاره یا انجام كارى كه از آن , نسبت دروغ فهمیده شود.ـ به صراحت باشد یا كنایه .ـ دروغ را خودش ساخته باشد یا دیگرى .ـ اخبار باشد یا پاسخ به سؤال دیگرى .ـ دروغى كه قبلاً گفته , تصدیق كند; یعنى بگوید آنچه گفته ام راست است .ـ راستى كه قبلاً گفته است , تكذیب كند.(10)
در این موارد روزه باطل نیست :

-- اگر قصد راستگویى داشته باشد و دروغ در آید.
-- اگر قصد دروغگویى داشته باشد و راست در آید.
-- بازگویى دروغى كه دیگرى ساخته یا گفته , بر وجه نقل قول یا حكایت اشكال ندارد; مثلاً در حالى كه روزه است ب بگوید: یزید گفت : <لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء ولا وحى نزل(11)
فرو بردن تمام سر در آب 1 اگر روزه دار عمداً تمام سر را در آب مطلق فرو برد, روزه اش باطل مى شود. 2- احتیاط واجب آن است كه سر را در گلاب فرو نبرد ولى در آبهاى مضاف دیگر در چیزهایى كه روان است اشكال ندارد.
3- در این موارد روزه باطل نیست :
-- سهواً سر را زیر آب ببرد.
-- قسمتى از سر را زیر آب ببرد.
-- نصف سر را یكبار و نصف دیگر را بار دیگر در آب فرو برد.
-- بى اختیار در آب بیفتد.
-- شخصِ دیگرى به زور سر او را در آب فرو برد.
-- شك كند تمام سر زیر آب رفته است یا نه ؟(12)
3- اگر در حال روزهء ماه رمضان براى غسل سر را در آب فرو برد, غسل و روزهء او باطل است , مگر آنكه زیر آب دتوبه كند و در حال خارج شدن از آب نیّت غسل كند كه در این صورت , غسل او صحیح و روزه باطل است .(13)
قى كردن

1 هرگاه روزه دار عمداً قى كند, هر چند به سبب بیمارى باشد, روزه اش باطل مى شود(14).
2- اگر روزه دار بى اختیار قى كند, روزه اش باطل نمى شود.(15)
اِسْتِمناء1 اگر روزه دار <استمنا> كند; یعنى با خود كارى كند كه مَنى از او بیرون آید, روزه اش باطل مى شود.(16)
2- اگر بى اختیار مَنى از او بیرون آید; مثلاً در خواب جنب شود, روزه اش باطل نیست .(17)
باقى ماندن بر جنابت تا اذان صبح اگر شخص جنب , تا اذان صبح غسل نكند و یا اگر وظیفهء او تیمم است , تیمم نكند, در برخى موارد روزه اش باطل -مى شود; اینك برخى از مسائل آن را مى آوریم :
1 اگر عمداً تا اذان صبح غسل نكند و یا اگر وظیفه اش تیمم است تیمم نكند:
-- در روزهء ماه رمضان :روزه اش باطل است .
-- در قضاى آن :
-- در بقیهء روزه هاروزه اش صحیح است .(18)
2 اگر جنب در روزهء ماه رمضان غسل یا تیمم را فراموش كند و پس از یك یا چند روز یادش بیاید:باید آن روزه هارا قضا كند.(19)
3 اگر روزه دار, در خواب جنب شود, واجب نیست فوراً غسل كند و روزه اش صحیح است .(20)
4 اگر شخص جنب در شب ماه رمضان مى داند براى غسل , قبل از اذان صبح بیدار نمى شود, نباید بخوابد و اگر7خوابد و بیدار نشود, روزه اش باطل است .(21)
باقى ماندن بر حیض و نفاس 1 اگر زن قبل از اذان صبح از خون پاك شود:الف : عمداً تا اذان غسل نكند, یا اگر وظیفه اش تیمم است تیمم نكند, روزه اش باطل است .ب : براى غسل وقت ندارد: در روزهء رمضان و قضاى آن , باید تیمم كند و روزه اش صحیح است . در روزهء واجب دیگر یا مستحب , گرچه روزه اش بدون تیمم صحیح است , ولى احتیاط مستحب است كه تیمم هم بكند.2 اگر نزدیك اذان صبح پاك شود, و براى تیمم یا غسل وقت نداشته باشد, روزه اش صحیح است .3 اگر بعد از اذان بفهمد كه قبل از اذان پاك شده روزه اش صحیح است .4 اگر بعد از اذان پاك شود, روزه اش باطل است .5 اگر در روز حیض یا نفاس ببیند, گرچه نزدیك مغرب باشد, روزه اش باطل است .اگر مستحاضه غسلهاى خود را به تفصیلى كه در احكام استحاضه گفته شده به جا آورد روزه اش صحیح است .(22)
حكم كلى هیچكدام از مبطلات روزه اگر سهواً انجام شود روزه را باطل نمى كند.

منابع :

1ـ توضیح المسائل , م 1572
2- توضیح المسائل , م 1573
3- توضیح المسائل , م 1577
4-توضیح مسائل , م 1579
5-توضیح المسائل , م 1575
6-توضیح المسائل , م1583
7-توضیح المسائل , م 1580
8-توضیح المسائل , م 1576
9- تحریرالوسیله , ج 1 ص 285و 286 الثامن ـ توضیح المسائل , م 1603تا 1607
10- همان .
11- تحریرالوسیله , ج 1 ص 284و 285توضیح المسائل , م 1596تا 1602
12- توضیح المسائل , م 1610ـ 1913ـ 1615ـ العروة الوثقى , ج 2 ص , 187 م 36
13- توضیح المسائل , م 1617
14- توضیح المسائل , م 1646
15- توضیح المسائل , م 1646
16- توضیح المسائل , م 1588
17- توضیح المسائل , م 1589
18- توضیح المسائل , م 1619تا 1631
19- توضیح المسائل , 1622
20- توضیح المسائل , م 1632
21- توضیح المسائل , م 1625
22- توضیح المسائل , م 1643



چهارشنبه 27 مرداد 1389

احادیثی در مورد صلوات قسمت دوم

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

محمد بن مسلم از یكى از دو امام باقر و صادق علیهما السلام حدیث كند كه فرمود: در میزان (و ترازوى اعمال در قیامت) چیزى سنگین ‏تر از صلوات بر محمد و آل محمد نیست ، و همانا مردى باشد كه اعمالش را در میزان گذارند و سبك باشد، پس ثواب صلوات او درآید و آن را در میزان نهد پس بسبب آن سنگین گردد و (بر كفه دیگر) بچربد. اصول كافى جلد 4 صفحه 252     

 حضرت صادق علیه السلام فرمود: هر كه به درگاه خداى عزوجل حاجتى دارد باید به صلوات بر محمد و آلش شروع كند، و سپس حاجت خود را بخواهد، و در آخر هم به صلوات بر محمد و آل محمد پایان دهد، زیرا كه خداى عزوجل كریم‏تر از آن است كه دو طرف (دعا) را بپذیرد، و وسط (دعا) را واگذارد (و به اجابت نرساند) زیرا صلوات بر محمد و آل محمد محجوب نیست (و بدون برخورد به حجابى بالا رود). اصول كافى جلد 4 صفحه 252     


عبد السلام بن نعیم گوید : به امام صادق علیه السلام عرض كردم : من وارد خانه (كعبه) شدم و هیچ دعائى به خاطر نداشتم جز صلوات بر محمد و آل محمد؟ فرمود: آگاه باش كه هیچ كس مانند تو (در فضیلت و ثواب) از خانه بیرون نیامده است. اصول كافى جلد 4 صفحه 252     

 عبید اللَّه بن عبد اللَّه دهقان گوید : خدمت حضرت رضا علیه السلام شرفیاب شدم ، پس آن حضرت به من فرمود : معناى گفتار خداوند چیست؟ (كه فرماید:) و یاد كرد نام پروردگارش را پس صلوات بجا آورد « (سوره اعلى آیه 15) من عرض كردم : یعنى هر زمان نام پروردگارش را بیاد آورد برخاست‏ پس نماز خواند (و صلاة به معناى نماز است) فرمود: (اگر این طور باشد) پس خدا به حقیقت تكلیفى نابجا و بیرون از طاقت و توانائى كرده است؟ عرضكردم : قربانت پس معناى آن چگونه است؟ فرمود: هر گاه نام پروردگارش را یاد كند بر محمد و آل او صلوات فرستد. توضیح‏ : - مجلسى (ره) پس از نقل تفاسیر زیادى كه از معصوم علیه السلام و غیر او در تفسیر آیه رسیده كه صلاة در آیه «فصلى» را بتوحید، و ذكر قلبى، و ذكر زبانى- یعنى اللَّه اكبر-، و نماز در صحرا، و نماز فطر و أضحى، تفسیر كرده‏ اند گوید: منافاتى میانه این روایت و آن روایات نیست، زیرا این نیز یكى از معانى آیه و بطنى از بطون آن میباشد.   اصول كافى جلد 4 صفحه 252     
 

 حضرت صادق علیه السلام فرمود : هر گاه یكى از شماها نماز بخواند و در نماز خود نام پیغمبر (ص) [و آل او] را نبرد، با این نماز به جز راه بهشت میرود (یعنى این نماز او را به بهشت نخواهد برد) و رسول خدا (ص) فرمود: هر كس كه من نزد او نامم برده شود و بر من صلوات نفرستد به دوزخ رود، پس خدایش (از رحمت خود) دور كند و فرمود رسول خدا (ص) : و هركس كه من نزدش نام برده شوم و صلوات (فرستادن) را بر من فراموش كند از راه بهشت بخطا رفته است. اصول كافى جلد 4 صفحه 253     

حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (ص) فرموده است: هر كه من نزدش نام برده شوم و فراموش كند كه بر من صلوات بفرستد خداوند او را به راهى جز راه بهشت برد.  اصول كافى جلد 4 صفحه 253     

  حضرت صادق علیه السلام فرمود: پدرم شنید كه مردى به پرده كعبه در آویخته و میگوید : «اللهم صل على محمد»(و نامى از آل محمد دنبال آن نمی ‏برد) پدرم به او فرمود: اى بنده خدا بریده ‏اش مكن ، و در باره حق ما به ما ستم مكن ، و بگو:«اللهم صل على محمد و أهل بیته».  اصول كافى جلد 4 صفحه 253     
 

حضرت محمد (ص) : هرکه بر من صلوات فرستد خدا و فرشتگان بر او صلوات فرستند و هرکه خواهد کم فرستد و هر که خواهد زیاد کند.   اصول کافی جلد 4 کتاب الدعا باب الصلوة علی النبی و اهل بیته حدیث 7

حضرت محمد (ص) : صلوات شما بر من موجب اجابت دعای شما و سبب پاکیزگی ( قبول ) اعمال شما است.  طرائف الحکم جلد 1 صفحه 214 نقل از وسائل الشیعه کتاب الصلوة

حضرت محمد (ص) : هرکه صلوات بر محمد و آلش بفرستد خداوند جل جلاله فرماید بر تو باد درود خدا ، پس زیاد بفرست و هرکه صلوات ( فقط ) به محمد (ص) فرستد و بر آلش درود نگوید بوی بهشت را که از پانصد سال راه شنیده میشود نبوید.  امالی صدوق مجلس 60 حدیث 60

حضرت محمد (ص) : صداهای خود را به صلوات فرستادن بر من بلند کنید زیرا که آن نفاق را بر طرف سازد.  اصول کافی جلد 4 باب الصلوة علی النبی و اهل بیته حدیث 13

حضرت محمد (ص) : کسی که در نزد او نام من برده شود و به من صلوات نفرستد داخل دوزخ شود و خداوند تعالی او را ( از رحمت خود ) دور گرداند.  روضة الواعظین صفحه 324

حضرت محمد (ص) : بخیل کسی است که نام من در نزدش برده شود و بر من صلوات نفرستد.  سفینة البحار جلد 1 صفحه 61

حضرت محمد (ص) : هرکه بر من یکبار صلوات فرستد خداوند بر او ده مرتبه درود فرستد و کسی که بر من ده مرتبه صلوات فرستد خداوند بر او صد مرتبه درود فرستد و هرکه بر من صد صلوات فرستد خداوند بر او هزار صلوات فرستد و کسی را که هزار مرتبه خداوند به او درود فرستاده باشد هرگز در آتش دوزخ او را عذاب نکند.  جامع الاخبار صفحه 69

حضرت محمد (ص) : روز قیامت من نزد میزان ( اعمال ) خواهم بود ، پس کسی که گناهانش بر اعمال نیک او سنگینی کند صلواتی را که او بر من فرستاده می آورم ( و بر حسنات او اضافه میکنم ) تا اعمال نیک او را سنگین نمایم.  طرائف الحکم جلد 2 صفحه 124 نقل از وسائل الشیعه

حضرت محمد (ص) : کسی که در کتابی برای من صلوات فرستد ( بنویسد ) تا موقعیکه نام من در این کتاب است ، همیشه فرشتگان برای او طلب آمرزش میکنند.  سفینة البحار جلد 2 صفحه 50

حضرت محمد (ص) : کسی که یکبار بر من صلوات فرستد خداوند دری از عافیت بر او باز کند.  جامع الاخبار صفحه 69

حضرت محمد (ص) : در روز قیامت نزدیکترین مردم نسبت به من کسی است که بیشتر بر من صلوات فرستاده باشد.  جامع الاخبار صفحه 69

حضرت محمد (ص) : هرکه گوید : صلی الله علی محمد و آل محمد ، خداوند پاداش هفتادو شهید را به او بخشد و از گناهانش خارج شود مانند روزی که مادرش او را زائیده است.  روضة الواعظین صفحه 323

حضرت محمد (ص) : هرکه صد مرتبه در روز جمعه بر من صلوات فرستد خداوند خطاهای هشتاد ساله او را می آمرزد.  جامع الاخبار صفحه 70

حضرت محمد (ص) : هیچ دعائی نیست که میان آن دعا و آسمان حجاب و مانعی نباشد تا اینکه بر محمد و آل محمد صلوات فرستاده شود و چون چنین شود حجاب دریده شده و دعا داخل گردد و زمانیکه چنین کار نشود ( صلوات نفرستند ) دعا ( به آسمان ) بلند نشود.  جامع الاخبار صفحه 71

رسول خدا (ص) : در معراج ، ملکی را دیدم که هزار هزار دست دارد ( یعنی یک میلیون ) و هر دستی هزار هزار انگشت دارد و هر انگشتی هزار هزار بند دارد ، آن ملک گفت : من حساب دانه های قطرات باران را میدانم که چند تا در صحرا و چند دانه در دریا میبارد ، تعداد قطرات باران را از ابتدای خلقت تا حال را میدانم ، ولی حسابی است که من از محاسبه آن عاجزم ، رسول خدا (ص) فرمود : چیست ؟ عرض کرد : هرگاه جماعتی از امت تو با هم باشند و با هم بر تو صلوات بفرستند ، من از محاسبه ثواب صلوات عاجزم.  آثار و برکات صلوات صفحه 30

زنی شفای پسر کر و کور خود را از حضرت رسول (ص) خواست ، آن حضرت فرمود : برو بر من بسیار صلوات بفرست ، آن زن هم به هر قدمی که بر میداشت یک صلوات میفرستاد ، چون به خانه رسید ، پسر او سالم شد.نزد حضرت برگشت و سلامتی پسرش را به آن حضرت گفت ، حاضرین شاد شدند ، جبرئیل نازل شد و گفت : خداوند میفرماید : چنانچه اعضای این پسر را به برکت صلوات بر تو و آل تو شفا دادم ، روز قیامت نیز به برکت صلوات بر تو ، گناهان امت را می بخشم.  کاخ نشینان بهشت صفحه 317

حضرت محمد (ص) : هرکس یکبار بر من صلوات بفرستد ، از گناهان او ذره ای باقی نمی ماند.   جامع الاخبار صفحه 67

حضرت محمد (ص) : هرکس یک مرتبه بر من صلوات بفرستد ، آن دو ملکی که محافظ رفتار او هستند ، تا سه روز هیچ گناهی برای او نمی نویسند.  جامع الاخبار صفحه 68

حضرت محمد (ص) : هرکس هر روز از روی شوق و محبت به من سه مرتبه صلوات بفرستد ، بر خدا لازم میشود که گناهان او را بیامرزد ، در همان روز یا همان شب.  بحارالانوار جلد 94 صفحه 69

حضرت محمد (ص) : هرکس مرا یاد کند و بر من صلوات فرستد ، خدا جمیع گناهان او را بیامرزد ، اگرچه به عدد ریگهای عالج باشد . عالج ، بیابانی است که ریگ هایش از سایر بیابان ها بیشتر است و بین مکه و شام و عراق قرار دارد.  داستانهای صلوات صفحه 12

حضرت محمد (ص) : هرکس بر من یکبار صلوات فرستد خدا بر او ده بار درود خواهد فرستاد و نیز ده خطا را از او برطرف خواهد ساخت و ده درجه او را بالا خواهد برد.     آثار برکات صلوات صفحه 35

حضرت محمد (ص) : کسی که بر من صلوات بفرستد هرگز داخل آتش جهنم نخواهد شد.   جامع الاخبار صفحه 68

حضرت محمد (ص) : هرکس هر روز هزار صلوات بر من فرستد از دنیا نخواهد رفت تا جای خود را در بهشت ببیند.  فضیلت صلوات صفحه 14

حضرت محمد (ص) : هرکس بر من زیاد صلوات فرستد از تلخی مرگ و جان کندن ایمن گردد و هرکس بگوید { اللهم صل علی محمد و آل محمد } خدا به او ثواب هفتاد و دو شهید عنایت فرماید و از گناهان بیرون آید مانند روزی که از مادر متولد شده است.  فضیلت صلوات صفحه 114

از امام رضا (ع) در تفسیر آیه { وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلی ‏( سوره اعلی آیه 15 ) "آنان كه نام پروردگار خود را بر زبان آوردند و نماز گزاردند " } فرمود : مراد از این آیه این است که هرگاه نام پروردگار متعال بر زبان آمد ، بر محمد و آل محمد (ص) درود و صلوات فرستاده شود.  آثار و برکات صلوات صفحه 37

پیامبر اکرم (ص) فرمود : کاروانی از فرشتگان به امر پروردگار در جهان حرکت میکنند و هنگامی که به جلسه ذکر و صلوات میرسند ، به یکدیگر میگویند : فرود آییم.زمانی که پیاده میشوند ، اهل جلسه را هنگام دعا با ذکر آمین ، یاری کرده و نیز اهل جلسه را هنگام صلوات کمک و همراهی میکنند و در پایان به یکدیگر می گویند : خوشا به حال افراد این جلسه که خدا آنان را آمرزید.  آثار برکات صلوات

امام صادق (ع) : کسی که حاجتی دارد باید اول ، صلوات بر محمد و آل محمد (ص) بفرستد و بعد از آن ، حاجت خود را بخواهد و در آخر دعا ، دوباره صلوات بفرستد ، زیرا خدا کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسط دعا را قبول نکند و صلوات بر محمد و آل محمد (ص) مانع های استجابت دعا را برطرف میکند.  اصول کافی جلد 4 باب صلاة النبی

ابوبصیر می گوید : از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود : جایزه و پاداش و مژدگانی کسی که بین نماز ظهر و عصر ، صلوات بر محمد (ص) و آل او بفرستد ، معادل پاداش هفتاد رکعت نماز است.نیز فرمود : هرکه بعد از نماز صبح و ظهر بگوید : (( اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم )) نمی میرد تا این که حضرت مهدی (عج) را زیارت کند.   سفینة البحار جلد 2 صفحه 50

امام رضا (ع) فرمود : کسی که بعد از نماز صبح و مغرب ، قبل از آن که از حالت نماز خارج شود ، بگوید : { إِنَّ اللَّهَ وَ مَلَئكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلىَ النَّبىِ‏ِّ یَأَیهَُّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَیْهِ وَ سَلِّمُواْ تَسْلِیمًا ( سوره احزاب آیه 56 )  } سپس بگوید : اللهم صل علی محمد و ذریته ، خداوند صد حاجت او را برآورده میکند که هفتاد حاجت در دنیا و سی حاجت در آخرت است.  سفینة البحار جلد 2 صفحه 50

امام رضا (ع) : کسی که نمی تواند با چیزی گناهانش را پاک و محو نماید ، بر محمد (ص) و آل او صلوات بفرستد ، زیرا صلوات گناهان را ریشه کن و نابود میکند و ازبین میبرد.   سفینة البحار جلد 2 صفحه 50

حاجی نوری نقل کرده است : از حاج شیخ احمد بن شیخ زین الدین فرمود : شبی امام زین العابدین (ع) را در خواب زیارت کردم ، گفتم : آقا چه کار کنم تا همیشه به فکر قبر و قیامت باشم ، و توشه ای برای آن موقع جمع کنم ؟ آقا چه کنم توفیق توبه پیدا کنم و عمل صالحی انجام دهم ؟ آقا ، ناراحتم ، چه کنم توفیق و سعادت از من گرفته شده است ؟ آن حضرت فرمود : اگر میخواهی توفیق و سعادت پیدا کنی بر خودت لازم کن که همیشه بگویی : { اللهم صل علی محمد و آل محمد }.   دارالسلام صفحه 123

رسول خدا (ص) فرمودند : صلوات ، فقر را برطرف میکند.  داستان صلوات صفحه 97

رسول خدا (ص) : وقتی چیزی را فراموش کردید ، بر من صلوات بفرستید که موجب یاد آمدن آن چیز خواهد شد ، ان شاء الله تعالی.  صلوات کلید حل مشکلات صفحه 31

مردی خدمت رسول خدا (ص) آمد و از فقر شکایت کرد ، آن حضرت فرمود : وقتی داخل خانه خود شدی ، سلام کن ؛ خواه کسی در خانه باشد خواه نباشد ، و بر من سلام فرست و بعد از آن ، سوره اخلاص را بخوان. آن مرد چنان کرد و در اندک روزی توانگر گردید ؛ چنان که به همسایگان و خویشان خود کمک مالی میکرد. آثار برکات صلوات صفحه 47

رسول خدا (ص) فرمود : خدا فرشته ای آفریده است که دو بال دارد ، یکی در مشرق است و دیگری در مغرب ، و پای او در زمین هفتم است و سر او زیر عرش و برای آن ملک پرهایی است به عدد همه خلایق از انس و جن و حیوانات صحرایی و دریایی و به عدد انفاس ایشان و به شماره قطرات باران و برگ درختان و ستاره های آسمان و ریگ های بیابان  ، چون یکی از امت من ، بر من صلوات فرستد ، خدا به آن فرشته امر فرماید که در نهر نور که دریایی است زیر عرش ، غوطه خورد و بیرون آید و خود را تکان دهد ، و از هر پر وی قطره ای فرو ریزد و خدا آن قطره را ملکی گرداند و جمیع آنها را امر فرماید که تا روز قیامت برای آن بنده استغفار کنند.   شرح فضائل صلوات صفحه 53

مالک جهنی گوید : گُلی به حضرت صادق (ع) دادم ، گرفتند و بوئیدند و بر هر دو دیده گذاشتند ، سپس فرمودند : هرکه گُلی را بگیرد و ببوید و بر دیده ها بگذارد و بگوید : { اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد } هنوز بر زمین نگذاشته باشد که گناهانش آمرزیده شود.  آثار برکات صلوات صفحه 83

امام صادق (ع) فرمود : هرکس بین نمازهای ظهر و عصر ، بر پیغمبر خدا و آل او درود فرستد ، آن دعا برابر با هفتاد رکعت نماز خواهد بود.  مستدرک الوسائل جلد 1 صفحه 424

امام صادق (ع) فرمود : هرکس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگوید : { اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم } نمی میرد تا این که حضرت مهدی (عج) را درک کند و به ملاقاتش نایل آید.  سفینة البحار جلد 2 صفحه 50

امام علی (ع) فرمود : هیچ دعایی به آسمان نمیرسد مگر این که دعا کننده بر محمد (ص) و آل او صلوات بفرستد.  میزان الحکمه

در روایات است که میان دعا و آسمان ، حجاب و فاصله ای است و آن گاه که ذکر صلوات بر محمد و آل محمد به میان آید موانع کنار میرود و دعا به اجابت میرسد و بدون صلوات دعا به استجابت نمیرسد.  آثار برکات صلوات صفحه 75

رجاء بن ابی ضحاک میگوید : امام رضا (ع) دعاهایش را با صلوات بر محمد و خاندان او شروع میکرد و در نماز و غیر آن ، زیاد صلوات میفرستاد.   عیون الاخبار الرضا جلد 2 صفحه 194

کفعمی در حاشیه مصباح نوشته است : در کتاب خواص القرآن نوشته است : هرکه شب جمعه ، پس از نماز شب ، هزار بار سوره کوثر را بخواند و سپس هزار بار صلوات بر محمد و آل او بفرستد ، پیغمبر (ص) را در خواب می بیند.  دارالسلام جلد 3 صفحه 6

شخصی بسیار زاهد و عابد که گوشه گیر بود و در مجالس و محافل حاضر نمیشد ، روزی در مجلس سخنرانی شرکت کرد و موجب تعجب همه شد.علت حضورش را پرسیدند ، گفت : رسول خدا را در خواب دیدم و به من فرمود : برو به مجلس سخنرانی فلان واعظ که زیاد بر من صلوات میفرستد و من از او خشنودم.   شرح فضایل صلوات صفحه 92

حضرت امام صادق (ع) فرمود : خدا ملکی را بر قبر رسول خدا (ص) موکل گردانیده است که به او طهلیل می گویند و وقتی یکی از شما بر آن حضرت صلوات یا سلام فرستد ، آن ملک به عرض آن حضرت میرساند که فلان کس سلام و صلوات فرستاده است و آن سلام را به قبر آن حضرت میرساند.  آثار برکات صلوات صفحه 88

پیامبر اکرم (ص) فرمود : سخنی که بدون ذکر نام خدا و صلوات بر من آغاز شود ، بی نتیجه می ماند و دور از خیز و برکت میباشد. آثار برکات صلوات صفحه 93

رسول خدا (ص) فرمود : بینیِ مردی که من نزد او یاد شوم و بر من درود و صلوات نفرستد به خاک ذلت مالیده میشود ، هرکس مرا یاد کند و بر من درود و صلوات نفرستد بدبخت خواهد شد.  مستدرک الوسائل جلد 1 صفحه 393

حضرت محمد (ص) : کسی که بر من صلوات بفرستد ولی بر آل من صلوات نفرستد بوی بهشت را استشمام نخواهد کرد.  مرآت العقول علامه مجلسی (ره) جلد 12

حضرت محمد (ص) : کسی که صلوات بر من را فراموش کند راه بهشت را گم کرده است.  آثار برکات صلوات صفحه 97

حضرت محمد (ص) فرمودند : بر من صلوات ناقص نفرستید ، پرسیدند صلوات ناقص کدام است ؟ رسول خدا (ص) فرمود : این که بگویید : { اللّهمّ صلّ على محمّد } این نوع صلوات را صلوات ناقص گویند ، صلوات کامل چنین است :  { اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد } آثار برکات صلوات صفحه 100

امام جعفر صادق (ع) : در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه ، جمعی از ملائکه از آسمان فرو می آیند که قلم هایی از طلا و لوح هایی از نقره همراه آنان است و در آخر روز پنج شنبه و شب جمعه و روز جمعه تا وقت غروب ، چیزی به جز صلوات بر پیغمبر و آل آن حضرت نمی نویسند.   آثار برکات صلوات صفحه 104

امام صادق (ع) : صلوات بر محمد و آل محمد در روز جمعه هزار بار و در غیر جمعه صد مرتبه سنت است.  آثار برکات صلوات صفحه 104

رسول خدا (ص) فرمودند : هرکس هزار بار در روز جمعه بر من صلوات فرستد ، خطایای هشتاد ساله اش آمرزیده میشود.  آثار برکات صلوات صفحه 106

امام صادق (ع) : صدقه دادن در شب جمعه و روز آن و نیز صلوات بر محمد (ص) و آل او در شب جمعه و روز آن ، برابر هزار حسنه است و هزار بدی به وسیله آن نابود میشود و هزار درجه بر مقام آدمی افزوده میشود.  آثار برکات صلوات صفحه 107

امام صادق (ع) : هیچ عملی در روز جمعه برتر از صلوات بر محمد (ص) و آل محمد نیست.  آثار برکات صلوات صفحه 107

از امام سجاد (ع) صلواتی وارد شده است که در هر روز ماه مبارک شعبان ، در وقت زوال باید خواند ، این صلوات در مصباح المتهجد و کتابهای دیگر آمده است. در آسمان ، دریایی است که آنرا دریای برکات گویند و بر لب آن دریا درختی است که آنرا درخت تحیات نامند ، بر آن درخت آشیانه مرغی است به نام مرغ صلوات و وقتی مومنی در ماه شعبان بر سید پیغمبران (ص) صلوات فرستد ، خدا آن مرغ را امر نماید تا در آن دریا غوطه خورد و پرهای خود را بفشارد و هر قطره ای که از پرهای آن مرغ بریزد ، ملکی خلق نماید و جمیع آن فرشتگان به تقدیس و تحمید و مدح و ثنای پروردگار مشغول گردند و ثواب آنها در دیوان اعمال صلوات فرستنده ثبت گردد. { شایسته یادآوری است که در روایت آمده یک صلوات در ماه شعبان برابر است با ده صلوات در غیر ماه شعبان }  آثار برکات صلوات صفحه 109

امام صادق (ع) فرمودند : هرکه یک مرتبه از روی اخلاص و نیت قلبی به رسول خدا صلوات فرستد ، خدا صد حاجت او را روا میسازد ، سی در دنیا و هفتاد در آخرت.   بحارالانوار جلد 94  صفحه 70

رسول خدا (ص) : هرکه صد مرتبه صلوات فرستد ، خدا صد حاجت او را برآورد.   سنن ترمزی جلد 1 صفحه 303

برای برطرف شدن فقر و تنگدستی ، رسول خدا (ص) میفرماید : بسیار یاد خدا کنید و بر من صلوات بفرستید.  هدیه خدا صفحه 136

برای رفع فراموشی : امام حسن مجتبی (ع) میفرماید : صلوات بفرستید تا به یادتان آید.  عیون الاخبار الرضا جلد 1 صفحه 166

رسول خدا (ص) : هرکه در هر صبح 10 مرتبه و در هر شام 10 مرتبه بر من صلوات فرستد ، من او را دریابم در وقتی که محتاج به آن باشد.  شرح فضایل صلوات صفحه 127

رسول خدا (ص) فرمود : هرکس شب جمعه دو رکعت نماز به جا آورد ، در هر رکعت 50 مرتبه سوره اخلاص بخواند و بعد از سلام نماز بگوید ( اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى النَّبِیِّ الْعَرَبِیِّ وَ آلِهِ ) حُزن او برطرف میشود.   هدیه خدا صفحه 137  


تعداد کل صفحات: 12 1 2 3 4 5 6 7 ...