تبلیغات
احادیث دینی
سه شنبه 25 خرداد 1389

احادیثی پیرامون روابط جنسی و زناشویی قسمت دوم

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

 

امام صادق (ع) :

زنان به قدر کافی از عادت ماهیانه رنج می برند روا نیست با آمیزش در این دوران به رنج آنها بیفزاییم . این عمل علاوه بر حرمت شرعی ،غیر اخلاقی و غیر بهداشتی نیز می باشد ،در این اوقات می توان از دیگر اعضا بهره برد.

 

امام علی (ع) :

مرد باید مقداری از شهوت خود را نگه دارد که همواره توانایی جنسی داشته باشد ،زیرا زن شوهر خود را در امور جنسی توانا بیابد ،بهتر از این است که او را ناتوان ببیند ،مرد ناتوان نمی تواند همسر خود را راضی نگه دارد .

 

امام علی (ع) :

اگر گاه چشمانت بی اختیار یا با اختیار به زنی افتاد و مسحور او شد و دلت لرزید ،پیش از این که پایت بلغزد ،چشم فرو بند و در اولین فرصت با همسرت هم بستر شو ،چرا که زنان همگی مانند همند.

 

 پیامبر اکرم(ص) :

وقتی کودکی در اتاق است و شما را می پاید و حتی بی اختیار نفس و صدای شما را می شنود،از خیر این لحظات دل نشین و بهشتی در گذرید ،مبادا آن کودک در بزرگی به رابطه نامشروع تن در دهد که رستگار نمی گردد.

 

پیامبر اکرم(ص) :

خانم ها از آرایش دریغ مکنید ،بهترین ملایم ترین و دل نواز ترین عطر را به کار برید زیبا ترین و دلربا ترین لباس را به اندام خویش بپوشانید خود را حداقل با یک گردنبند زینت بخشید و صبح و شام خود را به شوهر عرضه دارید ،در یک کلام چشمو دل شریک زندگیتان را هنرمندانه بربایید .

 

پیامبر اکرم(ص) :

در اول شب چه زمستان و چه تابستان ،امیزش نکنید زیرا معده و رگها پر است و موجب بیماری نقرس ،سنگ مثانه ،ضعف چشم و چکیدن ادرار می گردد.

 

امام رضا(ع) :

آقایان!مطابق میل خانمتان لباس بپوشید ،در خانه نیز آراسته و دل ربا باشید ،هوش و حواس همسرتان را ماهرانه به خود جلب کنید ،با این کار غدد جنسی او را نسبت به خود فعال کنید و عفت او را نسبت به دیگران فزونی می بخشید.

 

امام رضا(ع) :

همان گونه که در امور جنسی زیاده روی نارواست ،کم گذاردن و سستی به خرج دادن نیز ناشایست است ،روا نیست مرد بیش از 4 ماه ،امیزش جنسی با همسر جوان خود را ترک کند حتی اگر مثیبت دیده باشد .

 

امام رضا (ع) :

مراقب باشید ،رو و پشت به قبله با همسر خویش هم بستر شدن ،زشت و ناپسند است .حرمت کعبه را نگه دارید و خدا و فرشتگان را از خویش نا خرسند مسازید .

 

 

امام صادق(ع) :

در این اوقات آمیزش نکنید : 1- بین اذان صبح و طلوع خورشید 2- بین غروب تا تاریک شدن هوا 3- هنگام خورشید گرفتگی و ماه گرفتگی 4- هنگام زلزله

 

پیامبر اکرم(ص) :

اگر فرزند کم عقل ودیوانه و جذامی نمی خواهید در اول ،وسط و آخر ماه (قمری ) با همسر خود در نیامیزید چه بسا ممکن است آن چه نمی خواهید صورت پذیرد.

 

پیامبر اکرم(ص) :

گاهی سر بر بالین همسرتان بگذارید ،با او گفت و گو کنید ،کلمات سوزان و عاشقانه رد وبدل کنید ،یکدیگر را در آغوش بفشارید ،عشق بازی با همسر سرگرمی مومن است.

 

پیامبر اکرم(ص) :

در شب عید فطر ،عید قربان و نیمه شعبان نیز آمیزش به قصد فرزند دار شدن دوری گزینید چرا که ممکن است فرزند شما شرور ،معلول ،بد یمن و زشت رو گردد .

 

پیامبر اکرم(ص) :

چون همسرت باردار شد ،از آمیزش بپرهیز،تنها در ماه های اول (با مشورت پزشک ) می توانی با وضو به نزدیکی اقدام کنی،جنینی که در رحم همسرت است بسیار مقدس و قابل احترام است.

 

پیامبر اکرم(ص) :

عشق به همسر گرما بخش و انرژی زاست ،با اعلام این عشق به او قلب وی را تسخیر کنید. ((دوستت دارم عزیزم )) جمله ای که هیچ گاه از قلب زن بیرون رفتنی نیست ،همسر خود را از این کلام آتشین محروم نسازید.

 

پیامبر اکرم(ص) :

هر کار از راه خود به انجام رسد نیکوست .آمیزش با همسر نیز باید از طریق معمول صورت پذیرد تا آرامش جنسی و روانی حصل آید. نزدیکی با او از پشت به شدت مکروه ،نامیمون و غیر بهداشتی است .

 

امام رضا (ع) :

هم آغوشی را برای آخر شب بگذارید زیرا برای بدن مناسب ،برای فرزند دار شدن امید وارتر و فرزند عاقل تر خواهد شد

 

امام علی (ع) :

و بالاخره وقتی در بدن احساس ناراحتی می کنید و علتی برای آن نمی یابید ،وقتی احساس می کنید حرارت بدنتان بالا رفته و عضلات بدن شما رو به تحلیل. می رود و هنگامی که به دنبال مامن و ماوایی می گردید که شما را آرامش بخشد به نزد همسرتان رفته و با آمیزش ،خود را شفا بخشید .

 

پیامبر اکرم(ص) :

و آخر اینکه آنچه در خانه می گذرد امانت است، روا نیست زن ها آن چه میان آن ها و شوهرانشان در خلوت می گذرد به زنان دیگر بازگو کنند.


یکشنبه 23 خرداد 1389

احادیثی در مورد حرام بودن دروغ از ائمه اطهار

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    


مولا علی فرمودند : دروغگویی عیبی رسوا کننده است. ( چون معمولا دروغ بعد از مدتی آشکار میشود و انسان دروغگو در بین مردم رسوا میگردد ) بحارالانوار جلد 66 صفحه 313 حدیث 7
مولا علی (ع) فرمودند : هیچ عاقلی دروغ نمی گوید ، و هیچ مومنی زنا نمی کند. ( انسان عاقل میداند که عاقبت دروغگویی رسوایی و بی اعتمادی و خواری است ، انسان با ایمان هم میداند که زنا عواقب وخیم و غیرقابل بخششی دارد ( مانند انواع بیماریهای مقاربتی و بیماری آبرو بری مانند ایدز ). بحارالانوار جلد 66 صفحه 313 حدیث 7
رسول خدا (ص) در خطبه اش فرمود : از بزرگترین گناهان زبان ، دروغگویی است. بحارالانوار جلد 21 صفحه 211 ( مردی خدمت پیامبر (ص) رسید ، عرض کرد نماز نمی خوانم و عمل منافی عفت انجام می دهم ، دروغ هم می گویم ! کدام را اول ترک گویم ؟! پیامبر (ص) فرمود : دروغ را ، و در محضر پیامبر (ص) تعهد کرد که هرگز دروغ نگوید ، هنگامی که خارج شد ، وسوسه های شیطانی برای عمل منافی عفت در دل او پیدا شد ، اما بلافاصله فکر کرد که اگر فردا پیامبر (ص) از او در این باره سوال کند ، اگر بگوید چنین عملی را مرتکب نشده دروغ است و اگر راست بگوید حد بر او جاری میشود ، و همین گونه در رابطه با سایر کارهای خلاف ، این فکر و ترک دروغ ، سرچشمه ترک همه گناهان او گردید. تفسیر نمونه جلد 11 صفحه 413
مولا علی (ع) فرمودند : هیچ بدی و زشتی بدتر از دروغگویی نیست. بحارالانوار جلد 72 صفحه 259 حدیث 23
حضرت محمد (ص) فرمودند : وای بر کسی که دروغ می گوید تا دیگران را با آن بخنداند ، وای بر او ، وای بر او ! کنزالعمال جلد 3 صفحه 621 حدیث 8215
حضرت محمد (ص) فرمودند : در پی راستی و راستگویی باشید ، اگرچه فکر کنید که مایه هلاکت است ، در صورتیکه راستگویی موجب نجات است و از دروغگویی پرهیز کنید ، اگرچه فکر کنید دروغگویی عامل نجات است ، در صورتیکه آن مایه هلاکت و نابودی است. نهج الفصاحه صفحه 226 حدیث 1127
حضرت محمد (ص) فرمودند : راستی پیشه کنید که آن دری از درهای بهشت است و از دروغ بپرهیزید ، که آن دری از درهای جهنم است. کنزالعمال جلد 3 صفحه 346 حدیث 6862
امام حسن عسگری (ع) فرمودند : تمام پلیدیها و زشتیها در خانه ای نهاده شده که کلید آنها دروغگویی است. ( یعنی با دروغگویی در همه پلیدیها به روی انسان باز و زمینه انجام آنها فراهم میشود ) نزهة الناظر و تنبیه الخواطر صفحه 145 حدیث 13
مولا علی (ع) فرمودند : دروغگو با دروغ خودش سه چیز به دست میآورد : 1.خشم الهی بر او 2.اهانت به خودش از طرف مردم 3.سرزنش و نکوهش فرشتگان نسبت به او . میزان الحکمه جلد 3 صفحه 2678 حدیث 1746
عبید بن زراره گوید از امام صادق (ع) شنیدم که میفرمود : از چیزهای که خدا آنرا مایه رسوایی و زیان دروغگویان قرار داده است ، فراموشی است ( چون دچار فراموشی نسبت به دروغش میشود و رسوا میگردد.پس دروغگو بی حافظه است ) کافی جلد 2 صفحه 341 حدیث 15
رسول خدا (ص) فرمودند : از دروغ بپرهیزید ، زیرا دروغ انسان را به فسق و فجور میکشاند و فسق و فجور هم انسان را روانه آتش جهنم میکند. جامع الاخبار صفحه 417 حدیث 1157
مولا علی (ع) فرمودند : دروغ گویی مایه ننگ و عار در دنیا و موجب عذاب آتش در آخرت است. غررالحکم جلد 2 صفحه 31 حدیث 1708
در پندهای پیغمبر (ص) آمده است که فرمود : ای علی ! بپرهیز از دروغ زیرا دروغ چهره را سیاه میکند ، و پیش خدا از دروغگویان نوشته میشود.و راستگویی چهره را سفید میکند ، و پیش خدا راستگو نامیده میشود و بدان که راستی مبارک و دروغ شوم است. بحارالانوار جلد 77 صفحه 69
امام صادق (ع) فرمودند : کسی که با آگاهی قسم دروغ بخورد با خدا به مبارزه و جنگ برخاسته است. محاسن برقی صفحه 119 حدیث 131
حضرت محمد (ص) فرمودند : دروغگویی رزق و روزی انسان را کاهش میدهد. کنزالعمال جلد3 صفحه 623 حدیث 8220
حضرت محمد (ص) فرمودند : شوخی نکن که شکوه تو را از بین میرود و دروغ نگو که نور تو نابود میشود. ( منظور نور ایمان است که با دروغگویی از بین میرود ) نهج الفصاحه صفحه 521 حدیث 2486
مولا علی (ع) فرمودند : دروغگو و مرده هر دو یکسانند ، زیرا برتری زنده بر مرده این است که به او اعتماد میشود ، پس وقتی در اثر دروغگویی به سخن او اعتماد نشود ، زنده بودن او بی فایده گشته ، همانند مرده میشود. غررالحکم جلد 2 صفحه 139 حدیث 2104
اسماء بنت عمیس می گوید : به پیامبر گفتم : اگر یکی از ما در مورد چیزی که میل دارد ، بگوید میل ندارم ، این دروغ شمرده میشود یا نه ؟ پیامبر اکرم (ص) فرمود : دروغ ، نوشته میشود ، حتی دروغ کوچک هم نوشته خواهد شد. ( دروغ ، هرچند کوچک باشد ، چون مخالفت با دستور خدا است ، بزرگ شمرده میشود ) بحارالانوار جلد 72 صفحه 258
حضرت محمد (ص) فرمودند : خیانتی بزرگ است که به برادرت سخنی بگویی که تو را راستگو میشمارد و تصدیقت میکند ، ولی تو به او دروغ بگویی. نهج الفصاحه صفحه 450 حدیث 2120
حضرت علی (ع) میفرمایند : دروغگو در آنچه بگوید متهم است ، اگرچه دلیل و برهان قوی داشته باشد و گفتارش هم راست باشد. ( یعنی دروغگو ، هرچند راست بگوید ، سخنش را دروغ می پندارند ) غررالحکم جلد 2 صفحه 64 حدیث 1849
حضرت محمد (ص) فرمودند : دروغگو دروغ نمی گوید به جز به خاطر خواری و کمبودی که در خودش احساس میکند ، و ریشه مسخره کردن ، اطمینان به دروغ گویان است. اختصاص شیخ مفید صفحه 232
مولا علی (ع) فرمودند : انسان دروغگو خوار و ذلیل است. ( یعنی خواری و ذلت او را به دروغگویی میکشاند ، یا دروغ موجب خواری او میشود ) غررالحکم جلد 1 صفحه 93 حدیث 339
مولا علی (ع) فرمودند : بیماری دروغ گویی ، زشت ترین بیماری است. میزان الحکمة جلد 3 صفحه 2676 حدیث 17428
حضرت محمد (ص) فرمودند : چهارچیز اگر در انسانی باشد او منافق است ، اگر یکی از آنها در او باشد یک خصلت از نشانه های نفاق در اوست ، تا آنکه آنرا هم رها کند : 1.وقتی سخن میگوید دروغ بگوید.2.چون وعده بدهد تخلف کند.3.وقتی پیمانی ببندد حیله به کار برد.4.هنگام دشمنی از عدالت خارج شود و فسق و فجور انجام دهد. بحارالانوار جلد 72 صفحه 261 حدیث 34
مولا علی (ع) فرمودند : هیچ بنده ای حقیقت ایمان را نمی یابد ، مگر اینکه دروغ را چه جدی باشد یا شوخی رها کند. محاسن برقی صفحه 118 حدیث 126
حضرت محمد (ص) فرمودند : سه چیز است که در هرکس باشد منافق است اگرچه روزه بگیرد و نماز بخواند و حج و عمره هم انجام بدهد و بگوید من مسلمان هستم : 1.کسی که وقتی سخن می گوید دروغ بگوید 2.هنگامی که وعده ای بدهد تخلف ورزد 3.وقتی امین شمرده شود خیانت کند. نهج الفصاحه صفحه 268 حدیث 1280
حضرت محمد (ص) فرمودند : خداوند دروغ مصلحت آمیز ( برای آشتی ) را دوست دارد و از راست فسادانگیز بیزار است. نهج الفصاحه صفحه 159 حدیث 782
رسول خدا (ص) فرمودند : بزرگترین گناهان کبیره ، شرک و عاق والدین و قول باطل یعنی دروغ میباشد. وسائل الشیعه
امام حسن عسگری (ع) فرمودند : تمام بدیها در اتاقی است و در آن قفل است و کلید گشودن آن دروغ است. مستدرک الوسائل کتاب حج باب 120
حضرت محمد (ص) فرموده است : از دروغ بپرهیزید زیرا که روی دروغگو را سیاه میکند. مستدرک الوسائل
حضرت محمد (ص) فرمودند : دروغگو رایش در مقام مشورت پسندیده نیست. مستدرک الوسائل
امیرالمومنین علی (ع) فرموده است : دروغ زشت ترین مرضهای نفسانیه است. مستدرک الوسائل
مردی از رسولخدا (ص) پرسید : چه عملی سبب داخل شدن در آتش است ؟ فرمود : دروغ ، زیرا دروغ سبب فجور و فجور سبب کفر و کفر سبب داخل شدن در آتش است. مستدرک الوسائل
حضرت امام صادق (ع) فرمودند : از مجازات دروغگو آن است که خداوند فراموشی را بر او مسلط میگرداند ( پس دروغی می گوید و آنرا فراموش می نماید و بعد خبری می دهد که منافی ( مخالف ) با دروغ اولی است و خود را نزد مردم رسوا میسازد ) وسائل الشیعه
عیسی بن مریم (ع) فرمود : کسی که دروغگوئیش زیاد شود حُسن و جمال و وقارش نزد خدا و خلق از بین می رود به طوریکه مردم از او متنفر و منزجر میشوند. اصول کافی
رسول خدا (ص) به حضرت زهرا (س) فرمود : در شب معراج زنی را دیدم که سرش مانند سر خوک و بدنش مانند بدن الاغ بود و سببش فتنه انگیزی و دروغگوئیش بوده. عیون الاخبار الرضا (ع)
حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود : مسلمان باید از دوستی و برادری دروغگو بپرهیزد زیرا به سبب دروغ گفتن ، اگر راست هم بگوید باور کرده نمیشود. وسائل الشیعه
رسول اکرم (ص) فرمود : از دروغ بپرهیزید ، زیرا نجات شما در دروغ نیست ( چنانکه می اندیشید نجاتتان در دروغ گفتن است ) به درستیکه هلاکت شما در دروغ گفتن است. مستدرک الوسائل
حضرت محمد (ص) فرمود : انسان دروغگو از بزرگترین گنهکارانست. مستدرک الوسائل
حضرت محمد (ص) فرمودند : دروغ از ایمان دور است ، بلکه ضد ایمان است. مستدرک الوسائل
حضرت صادق (ع) فرمودند : دروغ بستن بر خدا و رسول الله (ص) از گناهان کبیره است. کافی
حضرت باقر (ع) فرمودند : یک دروغ هم از قول ما مگو ، زیرا که آن دروغ تو را از دین حنیف اسلام خارج میکند. کافی ( یعنی بواسطه این دروغی که به ما بستی نور ایمان از دلت می رود و اگر این قسم دروغ در حال روزه باشد در صورت عمد موجب بطلان روزه هم میشود )
امام سجاد (ع) فرمودند : از هر دروغ بپرهیزید ، کوچک یا بزرگ ، جدی یا شوخی. کافی
امیرالمومنین علی (ع) فرمودند : مومن به آثار عظیمه ایمان نمی رسد تا اینکه دروغ را ترک کند ، چه دروغ از روی شوخی باشد و چه از جدیت. کافی
از ابی ذر در ضمن وصیتهای پیغمبر (ص) نقل شده است که فرمود : کسی که عورتش را از حرام و زبانش را از حرام نگه دارد داخل بهشت خواهد شد ، ابوذر گفت آیا ما به آنچه به زبان می گوییم پرسیده می شویم ؟ فرمود آیا مردم را داخل آتش میکند جز نتیجه آنچه زبانهای آنها به آن گویا شده ؟ ای اباذر تا حرفی نزدی سالم خواهی بود و چون کلمه ای گفتی ، اگر خیر باشد به نفع تو نوشته میشود وگرنه به ضررت ثبت خواهد گردید.ای اباذر به درستیکه شخص در مجلسی کلمه ای می گوید که اهل آن مجلس را بخنداند ، پس به سبب آن در طبقات جهنم فرو می رود ، وای بر کسی که سخن دروغ بگوید تا اجتماعی بخندند وای بر او ، وای بر او ، ای اباذر هرکه خاموش شد ( سخن نگفت ) نجات یافت ، بر تو باد به راستگویی و هیچوقت از دهان خود دروغی را بیرون میفکن. وسائل الشیعه کتاب حج باب 140 ابوذر گفت یا رسول الله (ص) توبه کسی که عمدا دروغی بگوید چیست ؟ فرمود : استغفار ، و نمازهای پنجگانه لوث این گناه را پاک میکند.
در بیان نشانه های نزدیکی قیامت ضمن حدیث مفصلی رسول الله (ص) میفرماید (( پیش از قیامت دروغ گفتن نزد مردم ظرافت و خوش طبعی است و لعنت خدا بر هر دروغگویی هرچند از روی مزاح باشد )) کتاب جهاد
حضرت محمد (ص) فرمودند : من خانه ای در بلندترین درجات بهشت ضمانت میکنم برای کسی که مجادله را ترک کند ، هرچند حق با او باشد و ضمانت میکنم خانه ای در وسط بهشت برای کسی که دروغ را ترک کند هرچند از روی شوخی و مزاح باشد و خانه ای در بوستان بهشت ضمانت میکنم برای کسی که اخلاق خود را نیکو نماید. خصال الصدوق
دروغ کوچک و بزرگ ندارد - آنچه در بین مردم متعارف است در وقتی که طعامی نزد شخص میآورند با اینکه واقعا میل به خوردن دارد ، میگوید میل ندارم ، دروغی است آشکار هرچند اکثر مردم از روی جهالت آنرا سهل دانسته اند و بالجمله شکی در دروغ بودن آن نیست و اخبار مذمت و حرمت دروغ شامل آن میشود. گناهان کبیره جلد 1 صفحه 316
اسماء بنت عمیس گفت در شب زفاف عایشه ، رسول خدا (ص) ظرف شیر را به من داد و فرمود به زنها بده تا بخورند ، پس زنها گفتند میل به خوردن شیر نداریم ، رسول خدا (ص) فرمود بین گرسنگی و دروغ جمع نکنید ، اسماء گفت یا رسول الله (ص) اگر چیزی را که به او میل داریم بگوییم نداریم آیا دروغ شمرده میشود ؟ فرمود به درستیکه دروغ در نامه عمل ثبت میشود هر چند کوچک باشد. سفینة البحار جلد 2 صفحه 473 و محجة البیضاء )
حضرت محمد (ص) فرموده اند : بزرگترین دروغها سه دروغ است : 1- دروغ بستن به من ، یعنی چیزی که من نگفته ام به من نسبت دهد. 2- دروغ در رویا ، یعنی خوابی را که ندیده به دروغ نقل کند. 3- مردی را به غیر پدرش نسبت دهد. جلد 15 بحارالانوار صفحه 42
حضرت محمد (ص) فرموده اند : بدترین روایت ها ، روایت دروغ است. جلد 15 بحارالانوار صفحه 42
حضرت امام صادق (ع) فرمودند : هرکس به سخن گوینده ای گوش بدهد او را پرستیده ، پس اگر از خدا سخن گوید یعنی راست و حق گوید ، گوش کننده سخن خدا را پرستیده و اگر از ابلیس سخن گوید ، یعنی دروغ و باطل بگوید ، ابلیس را پرستیده است. کتاب اعتقادات صدوق
حضرت صادق (ع) فرمودند : سخن بر سه قِسم است : راست ، دروغ و اصلاح بین مردم ، از امام سوال شد ، فدایت شوم (( اصلاح بین مردم )) چیست ؟ فرمود از مردی کلامی می شنوی اگر آنرا به دیگری برسانی فاسد و کدر میکنی نفس او را پس به او می گویی از فلانی شنیدم که درباره تو از خیر چنین و چنان گفت ، خلاف آنچه را که از او شنیده ای. وسائل الشیعه کتاب حج (( حاصل کلام این است اگر کسی به شما پیغام تندی می دهد که به کسی برسانی و او را آزرده خاطر سازی و شما برای اصلاح بین ایشان خلاف آنچه شنیده اید به آن شخص می گوئید که فلانی تعریفت را کرد و چنین و چنان در خوبی شما گفت ( پایان کلام آیت الله سید عبدالحسین دستغیب (ره) کتاب گناهان کبیره جلد 1 صفحه 323 ))
در وصیت پیغمبر (ص) به امیرالمومنین علی (ع) است که فرمود (( به درستیکه خداوند دوست میدارد دروغی که برای صلاح و اصلاح گفته شود و دشمن میدارد سخن راستی را که موجب فساد باشد )) وسائل الشیعه کتاب الحج باب 141
از رسول خدا (ص) روایت شده که بجا نیاورده شخص عملی را بعد از به جا آوردن واجبات که بهتر باشد از اصلاح دادن بین مردم ، بگوید گفتار خوبی و افزوده کند کردار نیکی را.وسائل الشیعه کتاب حج
روایت شده است از ابوحنیفه سائق الحاج که گفت بین من و شوهر دخترم بر سر میراثی نزاع بود و در گفتگو بودیم که مفضل وکیل امام صادق (ع) بر ما گذشت و ساعتی توقف نمود ، سپس ما را به خانه اش برد و بین ما به مبلغ چهارصد درهم اصلاح داد و از خودش این مبلغ را به من داد و پس از اصلاح و تمام شدن دعوا گفت بدانید این مبلغ را که به شما دادم از خودم نبود بلکه مال مولایم امام صادق (ع) است و آنحضرت (ع) به من امر فرموده که هرگاه بین دو نفر از اصحاب من نزاعی بود اصلاح ده بین آنها را با پول من. گناهان کبیره جلد 1 صفحه 324
حضرت امیرالمومنین (ع) فرمود : بترسید و بپرهیزید از دروغ گفتن در مقام رجاء به ثواب الهی و ترس از عذابش ، زیرا هرکس امید به چیزی دارد در به دست آوردن آن چیز کوشش میکند ، پس لازمه رجاء به ثواب الهی ، سعی در اعمال صالحه است و چنانچه در شما نباشد دروغگو خواهید بود ، و همچنین کسی که از چیزی ترسان باشد البته باید از آن فرار کند ، اگر شما راستی از عذاب الهی ترسانید باید از معصیت که سبب گرفتاری در عذاب است فرار نمایید وگرنه درغگو خواهید بود. کافی
حضرت صادق (ع) فرمود : هنگام گفتن الله اکبر باید جمیع مخلوقات را از عرش تا فرش در جنب بزرگی خداوند کوچک بدانی و اگر خداوند در آن وقت بداند که حال تو چنین نیست ، فرماید : ای دروغگو آیا با من نیرنگ میزنی ، به عزت و جلالم قسم البته تو را از حلاوت ذکر و سرور مناجاتم محروم خواهم نمود. مصباح الشریعه (( گاه میشود که شخص زبانش الله اکبر می گوید اما زبان حال و عمل و دلش الله اصغر است ( پناه بر خدا ) مثل اینکه اگر به او بگویی برای خدا فلان عمل خیر را انجام ده ، یا برای فلان شر را ترک کن اعتنایی نمیکند ، ولی اگر صدتومان به او بدهید فورا اطاعت مینماید یا اگر بترسد که آن خیر را ترک کند یا آن شر را به جا آورد ، ضرری به او میرسد یا مبتلا به اذیت فلان شخص میشود فورا انجام یا ترک معصیت میکند اما اگر فقط و فقط برای خدا بود نمیکرد )) گناهان کبیره جلد 1 صفحه 327
دروغگویی در مقام اظهار بندگی - و از آنجمله است دروغ گفتن در جمله (( إِیَّاكَ نَعْبُدُ وإِیَّاكَ نَسْتَعِینُ )) یعنی تنها تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می جوییم ، و ظاهر است کسی که شبانه روز در مقام پرستش درهم و دینار و شکم و فرج و سایر شهوات است و نیز هر یک از اسباب ظاهریه را مستقل در تاثیر میداند و با آن کمک می جوید و آنرا تکیه خود قرار میدهد در گفتن این جمله دروغگو خواهد بود ( گناهان کبیره جلد 1 صفحه 327 ، برای مزید اطلاع به کتاب اسرار الصلوة شهید ثانی یا صلوة الخاشعین مولف مراجعه شود )
دروغگویی در دعا و مناجات - و کذب در دعا و مناجات بسیار است و برای نمونه به یکی دو مورد اشاره میشود ، کسی که در دعا می گوید (( رضیت بالله ربا )) یعنی راضی و دلخوش هستم به ربوبیت و پروردگاری خدا ، که آنچه در تربیت و پرورش من و سایر مخلوقات کرده و میکند مورد رضای من است. پس کسی که به قضاء و قدر او واقعا تسلیم نیست و در مواردیکه بر خلاف میل او امری واقع میشود ، دلش پر از غیظ و زبانش به شکایت دراز است ، دروغگوییش در این کلمه ظاهر است. گناهان کبیره جلد 1 صفحه 327
دروغگویی در اقرار به امامان - و همچنین در کلمه (( و بمحمد نبیا و بالقرآن کتابا و بعلی اماما )) یعنی راضیم و پسندیدم ام که محمد (ص) پیغمبرم و علی (ع) امام من و قرآن کتاب و دستورالعمل من باشد در حالتیکه نفس و هوی و شیطان را امام و پیشوای خود قرار داده و در مقام عمل از آنها پیروی میکند و به دستورات قرآن اعتنایی نکرده و به آن عمل نمی نماید. گناهان کبیره جلد 1 صفحه 328


شنبه 22 خرداد 1389

حدیث دروغ قسمت 1

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

خبر دادن از چیزی بر خلاف واقع ؛ و ضدش راستی است .
    دروغ گفتن ، نوشتن ، با اشاره و نقل آن (بدون آگاهی دادن به دروغ بودن)
    و گوش دادن به آن ، از گناهان کبیره و حرام است ؛ چه برای امری کوچک باشد یا بزرگ .
    کلمه کذب (دروغ) با مشتقاتش ، دویست و هشتاد و دو (282) مرتبه در قرآن مجید آمده است ؛ که به معنای دروغ گفتن ، اتهام به دروغ گوی ، تکذیب و قبول نکردن رسالت پیغمبران علیهم السلام و سخنان آنان ، ادعای دروغین و موارد دیگر که در همه آنها معنای دروغ موجود می باشد .

» آثار زیانبار دروغ
    1 ـ بی ایمانی 2 ـ نفاق و دورویی 3 ـ ریاء 4 ـ بی وفای 5 ـ ظاهر سازی و فریب کاری 6 ـ دنیاگرای 7 ـ بی اعتمادی 8 ـ فراموشی و تناقض گوی 9 ـ تشویش ‍ ذهنی و فکری و اضطراب روحی .

» انواع دروغ
    1 ـ جدی که حرام است .
    2 ـ شوخی که دو صورت دارد .
    الف ـ شـوخی بودن آن معلوم است که حرام نیست ، ولی باید به اندازه ی باشد که باعث عادت به دروغ گویی نشـود ، وآن کاری است بس مشکل .
    ب ـ شـوخی بودن آن معلوم نیست که حرام است ، مثل دروغ گفتن به فرد ساده لوح خوش باور .

» موارد جواز دروغ گفتن
    1 ـ برای اصلاح جامعه و بین افراد.
    2 ـ برای دفع ضرر مالی یا جانی یا عِرضی (آبرو) از خود یا از فرد دیگر و در جنگ با دشمن .
    3 ـ وعده دروغ برای دلخوشـی و خوشـحال کردن همسر بعد از ازدواج ، اما قبل از عقد ازدواج و در موقع عقد ، باید به آنچه وعده داده شـده ، عمل شود.
    نکته قابل توجه : حدیثی که نقل شـده بر جواز دروغ گفتن به همسر ، شـامل هر دروغی نیست فقط مورد جواز ، وعده دروغ است ؛ آن هم در مواقع حساس ، چون که روح احساساتی زن بگونه ی است که در زمان خلوت و انس ، جز اظهار محبت ، گذشت و گشـاده رویی چیز دیگری را طلب نمی کند و در آن موقع هر چه خواست باید بگوید بچشم ، والا اگر ، نه بگوید همان لحظه فورا شعله گرم برافروخته خانمش ، خاموش خواهد شـد و مجلس گرم انس و خلوت به سردی تبدیل خواهد گشـت که دیگر برای آن مجلس ، کاری نمی شود انجام داد و باید زمان بگذرد تا فرصت مناسب .
    این مطلب را با کمی دقت در حدیث جواز وعده دروغ به همسر که مثل موارد قبل و بعد آن به صورت عام نیامده بلکه به صورت خطابی آمده است ، شاید بشود فهمید ؛ به حدیث پنجم مراجعه کنید.
    4 ـ نقل حکایات و امثال و حِکَم برای تفهیم مطلبی

» چند نکته :
    نکته اول : هر چند برای دفع ضرر ، چه کم یا زیاد ، دروغ جایز است ؛ لکن اگر ضرر ، مالی و قابل تحمل است ، مستحب است آن ضرر را قبول کند و دروغ نگوید .
    نکته دوم : منظور از ضرر ، ضرری است که نابجا و مستحقش نیست و به ناحق باشد ؛ نه اینکه برای هر ضرری ، دروغ جایز باشد .
    مثلا کسی با ماشین زده به یک ماشین پارک شده در کنار خیابانی ، در اینجا راست گفتن ضررآور است ، اما به خاطر مقصر بودن در تصادف ، باید راست بگوید ، چون اگر دروغ بگوید ، حق دیگری را ضایع کرده و جبران خسارت وارده و ضرر را متوجه دیگری می کند .
    ضرر مالی مثل اینکه دزدی سد راه کرده و با زور می خواهد پول بگیرد و یا شخصی در جستجوی فردی است که آبرو ریزی ، کتک کاری و یا او را بکشد ؛ در این مواقع دروغ جایز ، بلکه قسم خوردن هم جایز است .




   قال النبِیُّ صلی اللّه علیه و آله و سلّم کَبُرَتْ خِیَانَةً أَنْ تَحْدُثَ أَخَاکَ حَدِیثاً هُوَ لَکَ مُصَدِقٌ وَأَنْتَ بِِهِ کاذِبٌ.

    حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود : چه خیانت بزرگی است که به برادرت چیزی بگویی که او تو را تصدیق کند و تو به او دروغ گفته باشی .

مجموعة ورام ج1 ص114






   ... وَأَعْظَمُ الْخَطَایَا عِنْدَ اللَّهِ لِسَانُ الْکَذَّابِ ...

   امیر مؤمنین علی علیه السّلام فرمود : بزرگترین خطایا (گناهان) نزد خدا ، زبان دروغ پرداز است .

کافی ج8 ص82






   11 ـ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِیهِ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ عُرْوَةَ عَنْ عَبْدِ الْحَمِیدِ الطَّائِیِّ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَةَ قَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام لَا یَجِدُ عَبْدٌ طَعْمَ الْإِیمَانِ حَتَّی یَتْرُکَ الْکَذِبَ هَزْلَهُ وَجِدَّهُ

   امیر مؤمنین علیه السلام فرموده اند : هیچ بنده طعم ایمان را نمی یابد ، تا اینکه دروغ را چه شوخی و چه جدی آن ترک کند .

کافی ج2 ص340






   15 ـ عَنْهُ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ إِبْرَاهِیمَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْأَشْعَرِیِّ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام یَقُولُ إِنَّ مِمَّا أَعَانَ اللَّهُ بِهِ عَلَی الْکَذَّابِینَ النِّسْیَانَ

    امام صادق علیه السلام فرموده اند : از چیزی که خدای متعال بر دروغگویان قرار داده ، فراموشی است .






   16229 ـ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو وَأَنَسِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ فِی وَصِیَّةِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله لِعَلِیٍّ علیه السلام قَالَ یَا عَلِیُّ إِنَّ اللَّهَ أَحَبَّالْکَذِبَ فِی الصَّلَاح وَأَبْغَضَ الصِّدْقَ فِی الْفَسَادِ إِلَی أَنْ قَالَ یَا عَلِیُّ ثَلَاثٌ یَحْسُنُ فِیهِنَّ الْکَذِبُ الْمَکِیدَةُ فِی الْحَرْبِ وَعِدَتُکَ زَوْجَتَکَ وَالْإِصْلَاحُ بَیْنَ النَّاسِ

    حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلّم در وصیتی به امیر مؤمنین علی علیه السلام فرمود : یا علی ، خدای متعال ، دروغ گفتن برای اصلاح را دوست دارد و راست گفتن که سبب فساد شود ، مبغوض ‍ خدا است ؛ تا اینکه فرمود یا علی سه چیز است که در آنها دروغ گفتن نیکوست ؛ حیله و چاره اندیشی در جنگ با دشمن ، وعده دادن به همسرت و اصلاح بین مردم .

وسائل الشیعة ج12 ص252






   7 ـ عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِیَادٍ وَعَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ عَمْرِو بْنِ عُثْمَانَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عُذَافِرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِمَا عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ وَأَبِی حَمْزَةَ عَنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ عَنْ أَبِیهِ علیه السلام قَالَ قَالَ لِی أَبِی عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمَا یَا بُنَیَّ انْظُرْ خَمْسَةً فَلَا تُصَاحِبْهُمْ وَلَا تُحَادِثْهُمْ وَلَا تُرَافِقْهُمْ فِی طَرِیقٍ فَقُلْتُ یَا أَبَتِ مَنْ هُمْ عَرِّفْنِیهِمْ قَالَ إِیَّاکَ وَمُصَاحَبَةَ الْکَذَّابِ فَإِنَّهُ بِمَنْزِلَةِ السَّرَاب یُقَرِّبُ لَکَ الْبَعِیدَ وَیُبَعِّدُ لَکَ الْقَرِیبَ وَ إِیَّاکَ وَمُصَاحَبَةَ الْفَاسِقِ فَإِنَّهُ بَائِعُکَ بِأُکْلَةٍ أَوْ أَقَلَّ مِنْ ذَلِکَ وَ إِیَّاکَ وَمُصَاحَبَةَ الْبَخِیلِ فَإِنَّهُ یَخْذُلُکَ فِی مَالِهِ أَحْوَجَ مَا تَکُونُ إِلَیْهِ وَ إِیَّاکَ وَمُصَاحَبَةَ الْأَحْمَقِ فَإِنَّهُ یُرِیدُ أَنْ یَنْفَعَکَ فَیَضُرُّکَ وَ إِیَّاکَ وَمُصَاحَبَةَ الْقَاطِعِ لِرَحِمِهِ فَإِنِّی وَجَدْتُهُ مَلْعُوناً فِی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِی ثَلَاثَةِ مَوَاضِعَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ (فَهَلْ عَسَیْتُمْ إِنْ تَوَلَّیْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحامَکُمْ أُولئِکَ الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمی أَبْصارَهُمْ) وَقَالَ (الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَیَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدّارِ) وَقَالَ فِی الْبَقَرَةِ (الَّذِینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللّهِ مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ وَیَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُونَ)

   امام زین العابدین علیه السلام به فرزندش امام محمدباقر علیه السلام فرمودند : (ای فرزندم با پنج نفر رفقات وهمنشینی و سفر نکن ؛ گفتم پدر جان چه کسانی هستند ؟ آنها را به من معرفی کن ؛ فرمودند :
    (1) بر حذر باش رفقات و همراهی با دروغگو ، چون که او مثل یک سراب می ماند که دور را نزدیک وانمود میکند و نزدیک را دور
    (2) بر حذر باش رفقات و همراهی با فاسق ، چون که او تو را به یک لقمه غذا یا کمتر از آن می فروشد
    (3) بر حذر باش رفقات و همراهی با بخیل ، چون که او موقع نیاز به مالش (مثل قرض و غیره) خذلانت می کند
    (4) بر حذر باش رفقات و همراهی با احمق ، چون که او می خواهد به تو نفع برساند ولی بجای آن ، ضرر می رساند
    (5) بر حذر باش رفقات و همراهی با قاطع رحم ، چون که من (امام میگوید) سه بار او را مورد لعن در قرآن مجید یافتم ...

کافی ج2 ص641


 

 


جمعه 21 خرداد 1389

چهل حدیث در مورد شهادت

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

بالاترین نیکیها
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

فوق کل ذی بر بر حتی یقتل فی سبیل الله فاذا قتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر.

رسول خدا(ص) می فرماید :

بالاتر از هر کار خیری، خیر و نیکی دیگری است تا آنکه فردی در راه خدا کشته شود، و بالاتر از کشته شدن در راه خدا خیر و نیکی نیست.

وسائل الشیعه، ج11، ص10، حدیث 21



2. برترین مرگهاقال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اشرف الموت قتل الشهاده

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

شهادت برترین مرگهاست.

بحارالانوار، ج67، ص8، حدیث4


3. مرگ برتر
قال امیر المومنین علیه السلام :

ان الموت طالب حثیت لایفوته المقیم و لا یعجزه الهارب ان اکرم الموت القتل.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

مرگ، با شتاب و تعقیب کننده است((همه را دریابد)) نه ماندگان از دست برهند و نه فراریان او را بازدارند، گرامی ترین مرگ، کشته شدن است.

نهج البلاغه، خطبه123



4. برترین قتل شهادت است
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

اشرف القتل قتل الشهدآء.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

والاترین قتل، کشته شدن شهیدان است.

نهج الفصاحه، ص668



5. هزار ضربه شمشیر به از مرگ در بستر
قال امیر المومنین علیه السلام :

و الذی نفس ابن ابی ابیطالب بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی الفراش.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

قسم به کسیکه جان فرزند ابیطالب در دست اوست، هزار ضربه شمشیر بر من آسانتر از مرگ در بستر است.

بحار الانوار، ج97، ص40، حدیث44



6.شهادت، نه مرگ در بستر
قال امیر المومنین علیه السلام :

ایها الناس ان الموت لا یفوته المقیم و لایعجزه الهارب لیس عن الموت محیص و من لم یمت یقتل و ان افضل الموت القتل، والذی نفسی بیده لالف ضربه بالسیف اهون علی من میته علی فراش.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

ای مردم همانا ایستادگان و فراریان را از مرگ گریزی نیست و هر کس به مرگ طبیعی نمیرد کشته می شود و شهادت بهترین مرگ است و سوگند به خدایی که جانم در دست اوست، هزار ضربه شمشیر آسانتر است بر من از مرگ در بستر.

وسائل الشیعه، ج11، ص8، حدیث12


7. شهادت کرامت است
قال السجاد علیه السلام :

القتل لنا عاده و کرامتنا الشهاده.

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمود :

کشته شدن عادت ما و شهادت کرامت ماست.

بحار الانوار، ج45، حدیث118



8. شهادت آرزوی اولیاء
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

والذی نفسی بیده ((لولا ان رجالا من المومنین لاتطیب انفسهم)) لوددت انی اقتل فی سبیل الله، ثم احیا ثم اقتل ثم احیا ثم اقتل، ثم احیا ثم اقتل.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

قسم به آنکه جانم به دست اوست((اگر نبود اینکه جمعی از مومنین خوش ندارند)) دوست داشتم که در راه خدا نه یکبار و دوبار، که چندین بار زنده گشته و بار دیگر کشته گردم.

صحیح بخاری، ج4، ص21، باب تمنی الشهاده




9. روزی شهادت
قال امیر المومنین علیه السلام :

من دعائه علیه السلام لمّا عزم علی لقا القوم بصفّین :

اللّهم ربّ السّقف المرفوع … ان اظهرتنا علی عدونا فجنّبنا البغی و سدّدنا للحق و ان اظهرتهم علینا فارزقنا الشَّهاده و اعصمنا الفتنه.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

خدایا، ای پروردگار آسمان برافراشته … اگر ما را بر دشمنان پیروز گرداندی، از ستم و ***** دورمان دار و بر حق استوارمان گردان و اگر دشمنان بر ما پیروز شدند، شهادت را روزیمان فرما و از فتنه بازمان دار.

نهج البلاغه، خطبه170




10. فرجام سعادت و شهادت
عن امیر المونین علیه السلام :

و انا اسال الله بسعه رحمته و عظیم قدرته علی اعطاء کل رغبه … ان یختم لی و لک بالّسعاده و الشّهاده.


حضرت علی علیه السلام در پایان عهدنامه خود به مالک اشتر نوشت :

من از خدا به گشایش رحمت و بزرگی قدرتش(بر آنکه هر چه بخواهد عطا می کند) می خواهم که پایان زندگی من و تو را به نیکبختی و شهادت قرار دهد.

نهج البلاغه نامه53



11.شهادت در راه خدا
دعا امیر المومنین علیه السلام لهاشم بن عتبه فقال :

اللّهم ارزقه الشّهاده فی سبیلک و المرافقه لنبیّک.

حضرت علی علیه السلام در دعای خود به هاشم بن عتبه فرمودند :

خداوندا، شهادت در راهت را و همراهی با پیامبرت را به او روزی کن.

نهج السّعاده، ج2، ص108



12.همسایگی با شهدا

قال امیر المومنین علیه السلام :

… نسال الله منازل الشهداء و معایشه السّعداء و مرافقه الانبیاء.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :

از خداوند جایگاه شهیدان و زندگی با سعادتمندان و همراهی با پیامبران را طلب می کنم.

نهج البلاغه، خطبه23



13. عشق به شهادت
قال امیر المومنین علیه السلام :

فو الله انی لعلی الحق. و انی للشّهاده لمحبّ.

حضرت امیر المومنین علیه السلام فرمود :

پس به خدا قسم من بر حقّم و دوستدار شهادت.

شرح نهج البلاغه، ج6، ص99 و 100


14. امید شهادت در جبهه
قال امیر المومنین علیه السلام :

و الله لولا رجائی الشّهاده عند لقائی العدوّ لوقد حمّ لی لقاءه لقرّبت رکابی، ثمّ شخصت عنکم فلا اطلبکم ما اختلف جنوب و شمال.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :

به خدا قسم اگر آرزوی شهادت را در پیکار با دشمن نمی داشتم،(که ای کاش زودتر فراهم آید) بر مرکب خود سوار می شدم و از میان شما کوچ می کردم و تا باد شمال و جنوب بوزد (برای همیشه) در جستجوی شما نمی پرداختم.

شرح نهج البلاغه، ج7، ص285، خطبه118



15. در ردیف شهیدان
قال السّجاد علیه السلام :

حمدا نسعدبه فی السّعداء من اولیائه و نصیر به فی نظم الشّهداء بسیوف اعدائه.

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمود :

سپاس خدای را، سپاسی که بدان در زمره اولیاء نیکبختی قرار گیریم و بواسطه آن در ردیف شهیدان با شمشیر دشمنانش در آئیم.

صحیفه سجّادیه، ج41، دعاء1



16. شهادت طلبی
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من طلب الشّهاده صادقا اعطیها و لولم تصبه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

هر کس از روی صدق شهادت را طلب کند، خداوند به او ((ثواب)) آن را عطا خواهد کرد، هر چند به شهادت نرسد.

کنز المعال، ج4، ص421، حدیث11210



17. تبریک به شهیدان
قال امیر المومنین علیه السلام :

انّ الله کتب القتل علی قوم و الموت علی آخرین و کلّ آتیه منیّته کما کتب الله له فطوبی للمجاهدین فی سبیل الله و المقتولین فی طاعته.

حضرت امام علی علیه السلام فرمود :

خداوند برای گروهی کشته شدن و برای گروهی دیگر مرگ را مقرّر نموده و هر کدام به اجل معین خود آنسان که او مقدّر کرده است می رسند، پس خوشا به حال مجاهدان راه خدا و کشتگان راه اطاعت او.

نهج السعاده، ج2، ص107


18. خون شهید
انّ علیّ ابن الحسین علیه السلام کان یقول : قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

ما من قطره احبّ الی الله عزّوجلّ من قطره دمٍ فی سبیل الله.

امام زین العابدین علیه السلام پیوسته از قول رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمود:

هیچ قطره ای در نزد خداوند دوست داشتنی تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته می شود نیست.

وسائل الشیعه، ج11، ص8، حدیث11



19. شهید درد جراحت را احساس نمی کند
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

الشّهید لایجد الم القتل الّا کما یجد احدکم مسّ القرصه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

شهید درد کشته شدن را احساس نمی کند، مگر در حدّی که یکی از شما پوست دست خود را بین دو انگشت فشار دهد.

کنز المعال، ج4، ص398، حدیث11103



20. آمرزش گناهان شهید
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

للشّهید سبع خصال من الله اوّل قطره من دمه مغفور له کلّ ذنب.

حضرت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

به شهید هفت امتیاز از طرف خداوند عطا می شود، اولین آنها بخشیدن تمام گناهان اوست بواسطه اولین قطره خونش.

وسائل الشیعه، ج11، ص9، حدیث20



21. شهادت، کفّاره گناهان
قال الباقر علیه السلام :

اوّل قطره من دم الشّهید کفّاره لذنوبه الّا الدَّین فانّ کفّارته قضاءه.

امام باقر علیه السلام فرمود :

اولین قطره خون شهید کفاره گناهان اوست مگر بدهیها، که کفاره آن ادای آن است.

وسائل الشیعه، ج13، ص85، حدیث5



22. موجب آمرزش گناهان
قال الصادق علیه السلام :

من قتل فی سبیل الله، لم یعرّفه الله شیئاً من سیئاته.

امام صادق علیه السلام فرمود :

کسی که در راه خدا کشته شود، خداوند هیچ یک از گناهان او را به روی او نمیآورد.

وسائل الشیعه، ج11، ص9، حدیث19



23. شهید غسل و کفن ندارد
قال النّبی صلی الله علیه و آله : فی شهداء احد :

زمّلوهم بدمائهم و ثیابهم.

پیامبر اکرم درباره شهدای اُحُد فرمودند :

آنها را با همان خونهایشان و لباس های خودشان دفن کنید.

وسائل الشیعه، ج2، ص701، حدیث11


24.دفن با جامه خونین
عن امیر المومنین علیه السلام قال :

لمّا کان یوم بدرٍ، فاُصیب من اصیب من المسلمین، امر رسول الله بدفنهم فی ثیابهم، و ان ینزع عنهم الفراء، و صلیّ علیهم.

حضرت علی علیه السلام فرمود :

در روز بدر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نسبت به کسانی که از مسلمانان به شهادت رسیده بودند، دستور داد که آنها را با لباسهایشان دفن کنند، و تنها لباسهای چرمین را از تنشان بیرون آوردند، و سپس بر آنها نماز خواند.

بحار الانوار، ج82، ص6، حدیث 5



25. گلگون کفنان
عن اسماعیل بن جابر و زُراره عن ابی جعفر علیه السلام :

قال : قلت له کیف رایت الشّهید یدفن بدمائه؟ قال : نعم فی ثیابه بدمائه و لا یحنّط و لا یغسّل و یدفن کما هو …

از اسماعیل بن جابر و زراره نقل شده است که : از امام صادق سوال کردم، نظر شما در این باره چیست که شهید با بدن خون آلود دفن شود؟ حضرت فرمود : آری شهید بدون غسل و حنوط، در لباس خونین خود همانگونه که هست دفن می شود.

وسائل الشیعه، ج2، ص700، حدیث8



26. شهید سوال قبر ندارد
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من لقی العدوّ فصبر حتّی یقتل او یغلب لم یفتن فی قبره.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

هر کس رو در روی دشمن قرار گرفت((با دشمن درگیر شد)) و استقامت کرد تا کشته و یا پیروز شد، در قبر مورد آزمایش قرار نمی گیرد((از او سوال نمی شود)).

کنز المعال، ج4، ص313، حدیث10662



27.آثار شهادت
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

یعطی الشّهید ستّ خصال عند اوّل قطره من دمه :

یکفّر عنه کلّ خطیئه ویری مقعده من الجنه و یزوّج من حور العین و یؤمّن من الفزع الاکبر و من عذاب القبر و یحلّی حلّه الایمان.

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

1-با اولین قطره خون او تمام گناهانش بخشیده می شود.

2-جایگاه خود را در بهشت می بیند.

3-از حوریان با او ازدواج می کنند.

4-از وحشت بزرگ روز قیامت در امان می باشد.

5-از عذاب قبر ایمن است.

6-به زیور ایمان آراسته می گردد.

کنز المعال، ج4، ص410، حدیث1152



28. معافیت از سوال قبر
سُئل النّبی صلی الله علیه و آله :

مابال المومنین یفتنون فی قبورهم الّا الشّهید؟ فقال : کفی ببارقه السّیوف علی راسه فتنهً.

از پیامبر اکرم سوال شد :

چگونه است که همه مومنین در قبر مورد سوال و امتحان قرار می گیرند مگر شهید؟

حضرت فرمود : امتحانی که در زیر برق شمشیر داده است، برای او کافی است.

کنز المعال، ج4،ص407، حدیث11138 و ص595، حدیث11741



29. شفاعت شهید
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

یشفع الشّهید فی سبعین من اهله.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

شهید هفتاد نفر از بستگان خود را شفاعت می کند.

کنز المعال، ج4، ص401، حدیث 11119



30. مقام شفاعت
عن الصّادق علیه السلام عن آبائه علیه السلام انّ رسول الله قال :

ثلاثه یشفعون الی الله یوم القیامه فیشفّعهم : الانبیاء ثمّ العلماء ثمّ الشّهداء.

امام صادق علیه السلام از پدران خود از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل فرمود :

سه گروهند که روز قیامت شفاعت می کنند و شفاعت آنها مورد پذیرش خداوند قرار می گیرد، انبیاء و علما و شهداء.

بحار الانوار، ج97، ص14، حدیث24



31. اول کسی که وارد بهشت می شود
عن الرّضاء علیه السلام عن آبائه علیه السلام، قال، قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

افضل الاعمال عند الله ایمان لا شکّ فیه و غزو لاغلول فیه و حجّ مبرور و اوّل من یدخل الجنّه شهید.

امام رضا علیه السلام از پدران خود علیه السلام از قول پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده که آن حضرت فرمود :

برترین اعمال نزد خداوند، ایمانی است که در آن تردیدی نباشد و رزم و پیکاری که در آن خیانت در ((غنیمت)) نباشد و حج مقبول . و اولین کسی که وارد بهشت می شود شهید است.

بحار الانوار، ج66، ص393، حدیث75



32. آرزوی شهید
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

ما من احدٍ یدخل الجنّه یحبّ ان یرجع الی الدّنیا و له ما علی الارض من شییءٍ الّا الشّهید. فانّه یتمنّی ان یرجع الی الدّنیا فیقتل عشر مرّاتٍ لما یری من الکرامه.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

از افرادی که وارد بهشت می شوند هیچکس آرزوی بازگشت به دنیا را ندارد گر چه تمام آنچه در زمین است از آنِ وی شود، مگر شهید که او به سبب کرامتی که در شهادت می بیند آرزو می کند به دنیا برگردد و دهها مرتبه در راه خدا کشته شود.

صحیح بخاری، ج4، ص26



33. برترین شهدا
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

افضل الشّهداء الّذین یقاتولن فی الصّف الاوّل فلا یلفتون وجوههم حتّی یقتلوا، اولئک یتلبّطون فی الغرف العلی من الجنّه یضحک الیهم ربّک فاذا ضحک ربّک الی عبدٍ فی موطن فلا حساب علیه.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود :

برترین شهیدان کسانی هستند که در صف اول((خط مقدم)) پیکار می کنند و روی بر نمی گردانند تا کشته شود، اینها هستند که جایگاه آنان غرفه های عالی بهشت است، و خداوند بر آنها متبسّم است و اگر خداوند بر بنده ای تبسّم کند((خشنود شود)) هیچ حسابی بر او نیست.

کنز المعال، ج4، ص401، حدیث11120



34. شهید دریا
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

شهید البحر مثل شهید البرّ …

و انّ الله عزّوجلّ وکّل ملک الموت بقبض الارواح الّا شهید البحر فانّه یتولّی قبض ارواحهم.

پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود :

شهید در جنگ دریایی مثل شهید در جنگ و جهاد در خشکی اجر دارد و خداوند ملک الموت را برای قبض روح همه افراد مامور ساخته است، مگر شهیدان جنگ دریایی که آنقدر مقام و فضیلت دارند که خداوند، خودش ارواح آنها را قبضه می کند.

سنن ابن ماجه، ج2، ص928، حدیث 2778


35. خانواده شهید
قال علی علیه السلام عن قول رسول الله صلی الله علیه و آله :

و یقول الله عزّوجلّ انا خلیفته فی اهله و من ارضاهم فقد ارضانی و من اسخطهم فقد اسخطنی.

حضرت امیر علیه السلام در ادامه حدیثی مفصّل که در باب مقام شهید از قول رسول خدا بیان داشته اند می فرماید :

خداوند می فرماید من جانشین شهید در خانواده او هستم، هر کس رضایت آنها را جلب کند رضایت مرا جلب کرده و هر کس آنها را به خشم آورد مرا به خشم آورده است.



36. دیگرشهیدان
قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من ارید ماله بغیر حقّ فقاتل فهو شهید.

پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

هر کس مالش مورد سوء قصد قرار گیرد و برای دفاع از آن مبارزه کند و کشته شود شهید است.

کنز المعال، ج4، ص429، حدیث11201



37. شهیدان دفاع

قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من قاتل دون نفسه حتّی یقتل فهو شهید و من قتل دون ماله فهو شهید

و من قاتل دون اهله حتّی یقتل فهو شهید و من قتل فی جنب الله فهو شهید.

پیامبر گرامی خدا صلی الله علیه و آله فرمود :

هر کس برای دفاع از جان و مال اهل و عیال خود پیکار کند و کشته شود شهید است و کسی که در راه قُرب به خدا کشته شود شهید است.

کنز المعال، ج4، ص420، حدیث11236



38. دفاع از مال
عن علیّ بن الحسین علیه السلام :

من اعتدی علیه فی صدقه ماله فقاتل فقتل فهو شهید.

امام زین العابدین علیه السلام فرمود :

هر کس به ظلم اموالش مورد ***** قرار گیرد و در برابر آن پیکار کند تا کشته شود شهید است.

وسائل الشیعه، ج11، ص93، حدیث11




39. کشته راه خدا
عن ابی عبدالله علیه السلام، قال : قال رسول الله صلی الله علیه و آله :

من قتل دون عیاله فهو شهید.

از امام صادق علیه السلام نقل شده است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند

هر کس در راه دفاع از بستگان خود کشته شود شهید است.

وسائل الشیعه، ج11، ص91، حدیث5



40. در رکاب امام
عن الرّضا علیه السلام فی کتابه الی المامون :

الجهاد واجب مع امام عادل و من قاتل فقتل دون ماله و رحله و نفسه فهو شهید.

امام رضا علیه السلام در نامه خود به مامون نوشت :

جهاد همراه امام عادل واجب است و هر کس پیکار کند و در راه دفاع از مال و ره توشه و جان خویش کشته شود شهید است.

وسائل الشیعه، ج11، ص35، حدیث10، تحف العقول، ص102


زنا (آمیزش جنسی نامشروع با جنس مخالف)  Extramarital Sex

امام صادق علیه السلام : سخت ترین مردم از جهت عذاب در قیامت زناكارانند. ثواب الاعمال ص600

امام صادق علیه السلام فرمودند : زمانی كه مردی به زور زنی را در اختیار بگیرد، یك ضربه با شمشیر به او زده می شود ، خواه با آن بمیرد یا زنده بماند. میزان الحكمه ج 4 ص 243

از امام سؤال شد اگر مردی زنی را به زور وادار به زنا كند، حد «عقوبت شرعی» آن چقدر است؟ حضرت فرمودند: این مرد كشته شود، خواه همسر داشته یا نداشته باشد. میزان الحكمه ج 4 ص 243

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند : اگر كسی با زنی كه شوهر دارد، زنا و فساد كند در روز قیامت از آلت تناسلی زن و مرد چرك و خون آبه متعفّنی جوشان خواهد بود كه تا 500 سال اهل جهنم از بوی بد آن در عذاب و رنج هستند، اینان شدیدترین عذاب را متحمل می شوند. خدا با آنها سخن نمی گوید و آن‌ها را از گناه پاكیزه نمی كند و برای آنها شدیدترین عذاب‌ها را مهیا كرده است. میزان الحكمه ص 239

در روایات فراوانی داریم كه زنا موجب از بین رفتن نورانیت صورت ، فقر،‌مرگ زود هنگام، خشم خدا، دشواری حساب قیامت، جاودانگی در آتش، مرگ ناگهانی، حبس رزق و آشكار شدن زلزله می‌شود. بحار الانوار ج76

لواط (آمیزش جنسی مرد با مرد) Homosexual, Gay

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر كسانی را در حال انجام لواط پیدا كردید، هر دو را بكشید. میزان الحكمه ج 8 ص 539

پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله فرمودند: لعنت خدا وفرشتگان و همه مردم بر استمناگر و لواط كننده گان باد. میزان الحكمه ج 8 ص 539

امام رضا علیه السلام:اگرسزاوار بود شخصی دو بار رجم وسنگسار گردد، حق همین لواط كنندگان است و اگركسی لواط كند، عقاب آن این است،که او را بسوزانند یا كه دیوار برسرش خراب كنند یا یك ضربه شمشیربه او بزنند و در قیامت شخص لواط كننده را بر كناره بالای جهنم آویزان می كنند. مستدرك الوسائل ج 18 ص 82

مساحقه (آمیزش جنسی زن با زن) Homosexual, Lesbianism

امام باقر(ع): مساحقه در زنان چون لواط در مردان است. فروغ کافی

زنی خدمت حضرت صادق علیه السلام آمد و عرض کرد : زنانی که با یکدیگر مساحقه می کنند ، حدشان چیست؟ امام فرمود: ” حد زنا است، به راستی چون قیامت شود آنها را می آورند و لباسهایی که از آتش بریده شده بر تن آنان می کنند و مقنعه های آتشین بر سرشان می بندند و زیر جامه های آتشین به بدنشان می پوشانند و عمودهای آتشین در جوفشان فرو می کنند و آنها را در جهنم می اندازند. فروع کافی

استمناء (خودارضایی، ارضاء کردن خود با دست ) Masturbation

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:‌استمنا كننده با دست، ملعون است. میزان الحكمه ج 9 ص 222

نگاه از روی شهوت به نامحرم

امام صادق علیه السلام می فرماید:نظر كردن تیری است از تیرهای زهر آلود شیطان ، و هر كه نظر حرامی را برای خدا نه از برای غیر او ، ترك كند، حق تعالی ایمانی به او كرامت می فرماید كه طعم و لذت آن ایمان را بچشد و درك كند. گزیده عین الحیاه در اخلاق ـ محمد اسفندیاری


چهارشنبه 19 خرداد 1389

احادیث حجاب سری دوم

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

حضرت امیر المو منین رضی الله عنه:اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شدو دلها را منحرف می سازد (بحار الانوار جلد 74 صفحه 291)

رسول خدا صلی الله علیه والله وسلم: بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند زیرا هنگامیکه آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و اآمد داشتند جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت(بهشت جوانان صفحه 468)

حضرت علی رضی الله عنه می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

 رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی )

 حضرت علیرضی الله عنه می فرمایند: وقتی كسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می كند؛ پس خود را بپوشانید.( تهذیب )

 رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاكت زنان امت من در دو چیز است: «طلا و لباس نازك‌‌».( شیخ مفید، امالی).

 حضرت علی رضی الله عنه فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا كه هركس لباسش نازك باشد، دینش نازك است.

پیامبر فرمودند: شب معراج زنانی از زنان امتم را دیدم که سخت در عذاب بودند.

زنی را دیدم که با موی جلوی سر او را به دیوار جهنم آویزان کرده بودند

و مغزش از شدت عذاب در حال جوشیدن بود

آن زن از امتم بود که موی جلوی سر خود را از نامحرم حفظ نمی کرد.         

 (بحار الانوار. ج 103)

 

 

پیامبر گرامی اسلام فرمودند:

شب معراج زنانی از زنان امتم را دیدم که سخت در عذاب بودند.

زنی را دیدم که دارد گوشت بدن خود را می خورد و از زیرش اتش میزند بیرون.

و او زنی بود که بدن خود را برای مردان غیر شوهرش آرایش می کرد

وعشوه گری و طنازی می کرد. .   

   )بحار الانوار. ج 103)

 

 


سه شنبه 18 خرداد 1389

احادیثی پیرامون روابط جنسی و زناشویی قسمت اول

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

پیامبر اکرم (ص):

چون عروسی به خانه آوردید، با محبت و تواضع کفش هایش را در آورده ،پاهایش را بشویید آن گاه او را به حجله دعوت کنید .این چنین است که مهر،برکت و رحمت بر خانه و عروستان سایه می افکند .

امام صادق(ع):

وقتی عروس به حجله آمد به کعبه رو کنید،گیسوان او را نوازش کرده زلف تاب دارش را به چنگ گیرید و آرام بگویید ((خدایا !این امانت توست که به من سپردی .با گفته ی تو او را به خود حلال کرده ام ،فرزندم را مبارک ، پارسا و از پیروان پیامبرت قرار ده و شیطان را از او دور فرما))

امام صادق(ع) :

آن گاه وضو سازید ،تن و روان خویش طراوت بخشید ،رو به خدای مهربان کنید و دو رکعت نماز عشق به جای آورید .به عروس خود نیز بگویید همین کار را بکند.

امام صادق(ع) :

پیش از این که با عروس خویش به بستر زفاف روید،هدیه ای به وی بدهید ،با این کار عشق و آرامش را به او هدیه کرده اید.

پیامبر اکرم(ص):

شب هنگام که شوهرتان در بستر آرمیده و منتظر آغوش گرم شماست،خود را به کاری سر گرم نکنید،زمان را طول ندهید ،مبادا همسرتان به خواب برود، چرا که زنی این چنین ،تا بیداری شوهر همواره مورد نفرین فرشتگان است.

امام صادق(ع):

خانمها شرم و آرزم صفت پسندیده و نیکوی شماست ،اما حیا از شوهر ،ناپسند و بیجا. بهترین شما کسی است که چون با شوهر خلوت کند ،لباس حیا از خود بیفکند و چون لباس بپوشد ،جامه ی شرم و حیا را نیز بپوشد و زیبایی ها و دل ربایی های خود را به دیگران عرضه مدارد.

پیامبر اکرم(ص):

شب هنگام که پرده ها فرو می افتد ، خواب بر پلک ها چیره میشود بر هیچ بانویی روا نیست که بخوابد،مگر آن که خویشتن را به آغوش شوهر بسپارد .باید لباس از تن به در آید ،کنار شوهر بیارامید و پوست بدن خویش به بدن شوهر بچسبانید .این چنین خود را به شوهر عرضه داشته اید .

پیامبر اکرم(ص):

هر جا که شوهرتان شما را به خلوت بخواند ،همان جا بهشت شماست! روا نیست شوهر خود را از بهره وری جنسی و لذت حلال منع کنید .

امام صادق(ع):

دنیا و خوشی های آن برای شما آفریده شده است . لذیذ ترین چیزها در این دنیا آمیزش با همسر است .چنان که لذت بخش ترین کاردر باغ بهشت نیز همین است.

امام صادق(ع):

چه لذتی بالاتر و چشم نواز تر از دیدن بدن عریان همسر است . قبل از هم خوابگی خود را از شوهرتان دریغ مدارید ،بگذارید شوهرتان شما را ببوید و ببوسد.

پیامبر اکرم(ص):

وقتی به سوی همسرتان می روید ،در آغوش فرشتگانید.چون به آمیزش می پردازید گناهانتان چون برگ درختان فرو می ریزد و چون غسل میکنید خود را می شویید ،از گناهان بیرون می روید .

پیامبر اکرم(ص):

مرد را به حال خود بگذارید با وی در نیاویزید او را به اجبار به سوی خود نخوانید مرد نیازمند عشوه گری و طنازی است نه زور و اجبار.

پیامبر اکرم(ص):

سخن گفتن با پروردگار لذت بخش و روح افزاست،اما وقتی شوهرتان شما را به خلوت خویش میخواند، نماز را طول ندهید و خرامان به سویش بشتابید. 

پیامبر اکرم (ص):

هنگام در آمیختن با همسر خویش ،یکدیگر را ببویید ،ببوسید ،عشق بازی کنید و با سخنان محبت امیز ،عشق را به او پیش کش کنید .

امام صادق (ع) :

هنگام آمیزش چون پرندگان شتاب نکنید صبر پیشه ی خود سازید زنها نیازمند وقت بیشتری هستند مدتی نه چندان طولانی به عشق بازی بپردازید همسرتان را کاملا" آماده سازید.آمادگی دو سویه آمیزش را فرح بخش و کامل می کند.

امام رضا(ع):

آمیزش مکن مگر اینکه با همسرت بسیار بازی کنی و سینه هایش را آرام بفشاری چون چنین کنی آمادگی لازم را برای در آمیختن پیدا می کند .در این حالت،شهوت از صورت و چشمان او نمایان می شود و از تو همان میطلبد که تو از وی می خواهی .

امام صادق (ع):

هیچ گاه با شکم سیر با همسر خود هم بستر نشوید این کار موجب بیماری و چه بسا موجب مرگ خواهد شد .

امام صادق(ع):

چون شب از سفر بر می گردی،خستگی راه آرامش از تو میستاند بهتر است آمیزش با همسرت را تا صبح به تاخیر اندازی.

              

 

    

امام صادق(ع) :

گاه وقتی قصد مسافرت داری ،دل شوره عجیب به سراغت می آید ،همسرت نیز مضطرب و نگران است آیا بهتر نیست در آستانه ی سفر از هم آغوشی و نزدیکی با او بگذری؟!

 

امام صادق (ع) :

حلالی لذت بخش تر از هم بستر شدن با همسر نیست ،ولی زیاده روی در این امر نارواست ،میانه روی در آمیزش به سلامت آدمی می افزاید و عمر را زیاد می کند.

 

امام علی (ع) :

چون به آمیزش پرداختی سخن کوتاه کن ،مبادا فرزندی لال نصیب تو گردد.

 

امام علی (ع) :

وقتی به قصد فرزند ،خرامان به سوی همسر خویش می شتابی به عورت او نگاه مکن !مبادا فرزندی نابیننا تو را پدید آید.

 

 امام محمد باقر (ع) :

چون به قصد بارور کردن رحم همسرت ،نزد او آرمیدی،با نیتی پاک و زبانی گویا با خدای مهربان چنین بگو (( خدایا مرا فرزندی عنایت فرما و او را پاکیزه و سالم قرار ده که در خلقت او زیاد و کم نباشد و او را عاقبت به خیر گردان))

 

 پیامبر اکرم(ص) :

در حال جنابت ،به قصد بچه دار شدن ،با همسرت هم آغوش مگرد ،بهتر است غسل کنی ،اندکی آرام گیری ،پاک و طاهر شوی و سپس . . . اگر چنین نکردی و فرزندی مجنون و کم عقل نصیبت شد کس دیگری جز خود را نکوهش مکن .

 

پیامبر اکرم(ص) :

اندیشه آدمی به هر جا روان است . در اندیشه ی دیگری بودن نا میمون است .در این هنگام با شهوت زن دیگر نباید با زن خود هم بستر شوی.

 

امام علی (ع) :

شیطان خودش خواسته که در فرزندان آدم شریک شود و این مایه ی بسی نگرانی است ،نگران مباشید !هنگام آمیزش با ذکر ((بسم الله الرحمن الرحیم)) خدا را یاد کند و از شر شیطان به خالق نیکی ها پناه ببرید اگر چنین نکنید ممکن است فرزندتان محبت اهل بیت (ع) را در دل نداشته باشد .

 

پیامبر اکرم(ص) :

وقتی به قصد آمیزش کنار یکدیگر آرمیدید،دو دستمال تمیز و پاک در کنار خود قرار دهید ، هر کدام از دستمال جدا گانه استفاده کنید .

 

امام رضا(ع) :

هنگامی که به اوج لذت جنسی نزدیک شده اید ،حتی الامکان از ریختن نطفه ی خود به بیرون خود داری مکنید ،بگذارید غدد جنسی آزادانه به تخلیه بپردازند ،خود داری از تخلیه ی نطفه ،موجب سنگ مثانه خواهد شد .

 

امام رضا(ع) :

اگر به هر دلیل عمل آمیزش به طول انجامید و عمل انزال صورت نگیرد،چه بسا موجبات سنگ مثانه فراهم گردد.از طولانی کردن مدت هم بستری بدون انزال پرهیز کنید .

 

امام رضا (ع) :

پس از آمیزش یکباره بلند مشوید و ننشینید،بلکه ابتدا به طرف راست بچرخید و اندکی بعد برای ادرار ولو اندک برخیزید ،پس از آن برای رسیدن به تعادل وآرامش غسل کنید ،با رعایت این آداب از سنگ مثانه در امان خواهید ماند.

 

امام حسن (ع)  :

مکانی خلوت در زمانی بی سرو صدا ،با دلی آرام شرایط مناسبی برای هم بستری است .اگر آمیزش و انعقاد نطفه با دلی آرام و خالی از اضطراب صورت پذیرد ،خون به صورت طبیعی در رگ ها جریان می یابد،انتقال ژن ها طبیعی تر انجام میگیرد و در نتیجه فرزند ،به پدر و مادرش بیش تر شبیه خواهد شد.

 

امام صادق(ع) :

پرندگان هر کدام صفاتی دارند :شایست و ناشایست ،در آمیزش نیز آدابی دارند ،"کلاغ" علی رغم پرو بال سیاه و صدای ناهنجارش،در آمیزش مخفی کاراست ،آمیزش مخفی کارانه را از کلاغ بیاموزید.

 


سه شنبه 18 خرداد 1389

احادیث امامان و پیامبر اکرم : روابط زناشویی

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

پیامبر اکرم (ص):

چون عروسی به خانه آوردید، با محبت و تواضع کفش هایش را در آورده ،پاهایش را بشویید آن گاه او را به حجله دعوت کنید .این چنین است که مهر،برکت و رحمت بر خانه و عروستان سایه می افکند .


امام صادق(ع):

وقتی عروس به حجله آمد به کعبه رو کنید،گیسوان او را نوازش کرده زلف تاب دارش را به چنگ گیرید و آرام بگویید ((خدایا !این امانت توست که به من سپردی .با گفته ی تو او را به خود حلال کرده ام ،فرزندم را مبارک ، پارسا و از پیروان پیامبرت قرار ده و شیطان را از او دور فرما))


امام صادق(ع) :

آن گاه وضو سازید ،تن و روان خویش طراوت بخشید ،رو به خدای مهربان کنید و دو رکعت نماز عشق به جای آورید .به عروس خود نیز بگویید همین کار را بکند.


امام صادق(ع) :

پیش از این که با عروس خویش به بستر زفاف روید،هدیه ای به وی بدهید ،با این کار عشق و آرامش را به او هدیه کرده اید.


پیامبر اکرم(ص):

شب هنگام که شوهرتان در بستر آرمیده و منتظر آغوش گرم شماست،خود را به کاری سر گرم نکنید،زمان را طول ندهید ،مبادا همسرتان به خواب برود، چرا که زنی این چنین ،تا بیداری شوهر همواره مورد نفرین فرشتگان است.


امام صادق(ع):

خانمها شرم و آرزم صفت پسندیده و نیکوی شماست ،اما حیا از شوهر ،ناپسند و بیجا. بهترین شما کسی است که چون با شوهر خلوت کند ،لباس حیا از خود بیفکند و چون لباس بپوشد ،جامه ی شرم و حیا را نیز بپوشد و زیبایی ها و دل ربایی های خود را به دیگران عرضه مدارد.


پیامبر اکرم(ص):

شب هنگام که پرده ها فرو می افتد ، خواب بر پلک ها چیره میشود بر هیچ بانویی روا نیست که بخوابد،مگر آن که خویشتن را به آغوش شوهر بسپارد .باید لباس از تن به در آید ،کنار شوهر بیارامید و پوست بدن خویش به بدن شوهر بچسبانید .این چنین خود را به شوهر عرضه داشته اید .


پیامبر اکرم(ص):

هر جا که شوهرتان شما را به خلوت بخواند ،همان جا بهشت شماست! روا نیست شوهر خود را از بهره وری جنسی و لذت حلال منع کنید .


امام صادق(ع):

دنیا و خوشی های آن برای شما آفریده شده است . لذیذ ترین چیزها در این دنیا آمیزش با همسر است .چنان که لذت بخش ترین کاردر باغ بهشت نیز همین است.


امام صادق(ع):

چه لذتی بالاتر و چشم نواز تر از دیدن بدن عریان همسر است . قبل از هم خوابگی خود را از شوهرتان دریغ مدارید ،بگذارید شوهرتان شما را ببوید و ببوسد.

پیامبر اکرم(ص):

وقتی به سوی همسرتان می روید ،در آغوش فرشتگانید.چون به آمیزش می پردازید گناهانتان چون برگ درختان فرو می ریزد و چون غسل میکنید خود را می شویید ،از گناهان بیرون می روید .


پیامبر اکرم(ص):

مرد را به حال خود بگذارید با وی در نیاویزید او را به اجبار به سوی خود نخوانید مرد نیازمند عشوه گری و طنازی است نه زور و اجبار.


پیامبر اکرم(ص):

سخن گفتن با پروردگار لذت بخش و روح افزاست،اما وقتی شوهرتان شما را به خلوت خویش میخواند، نماز را طول ندهید و خرامان به سویش بشتابید.

پیامبر اکرم (ص):

هنگام در آمیختن با همسر خویش ،یکدیگر را ببویید ،ببوسید ،عشق بازی کنید و با سخنان محبت امیز ،عشق را به او پیش کش کنید .


امام صادق (ع) :

هنگام آمیزش چون پرندگان شتاب نکنید صبر پیشه ی خود سازید زنها نیازمند وقت بیشتری هستند مدتی نه چندان طولانی به عشق بازی بپردازید همسرتان را کاملا" آماده سازید.آمادگی دو سویه آمیزش را فرح بخش و کامل می کند.


امام رضا(ع):

آمیزش مکن مگر اینکه با همسرت بسیار بازی کنی و سینه هایش را آرام بفشاری چون چنین کنی آمادگی لازم را برای در آمیختن پیدا می کند .در این حالت،شهوت از صورت و چشمان او نمایان می شود و از تو همان میطلبد که تو از وی می خواهی .


امام صادق (ع):

هیچ گاه با شکم سیر با همسر خود هم بستر نشوید این کار موجب بیماری و چه بسا موجب مرگ خواهد شد .


امام صادق(ع):

چون شب از سفر بر می گردی،خستگی راه آرامش از تو میستاند بهتر است آمیزش با همسرت را تا صبح به تاخیر اندازی.


دوشنبه 17 خرداد 1389

چهل حدیث در مورد حجاب زن و مرد

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    


1-  امام على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)


2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد.                     ( المستدرک، ج5)


3-  امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند


4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند


5- رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و...از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.


6-  در یک روز بارانی حضرت علی(علیه‌السلام) با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بقیع بودند که زنی سوار بر الاغ از آن‌جا عبور می‌کرد. ناگهان پای الاغ در چاله‌ای فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا به سرعت روی خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند این زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت کند. سپس فرمودند: ای مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزینید؛ چرا که از پوشاننده‌ترین لباس‌های شماست‌. و به‌وسیله‌ی آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت کنید. (البته باید توجه داشت که پیامبر، شلوار را به عنوان مکمل پوشش مطرح کردند، نه جایگزین پوشش!)


7- پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.


8- رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمی‌شوند :1- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد  و...


9- امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.


10-  در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود


11- پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر


12- از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدند: آیا در تنهایی می‌توانیم کشف عورت کنیم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بیش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )


13- رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی )


14- حضرت علی(علیه‌السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.( تهذیب )


15- پیامبر سه بار فرمود :خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاننده ترین جامه‌‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مى‏آیند با شلوار حفظ کنید


16- پیامبر فرمود: صیانت زن او را شادابتر و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏کند


17- پیامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند


18- در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود که این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)


19- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاکت زنان امت من در دو چیز است: «طلا و لباس نازک‌‌».( شیخ مفید، امالی).


20- حضرت علی(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.


21- اسماء دختر ابوبکر و خواهر عایشه به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که جامه‌های نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویشرا ازوی برگرداند و فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش(الدرالمنثورج 5)


22- رسول خدا(ص) وضعیت دوران ما را از قبل پیش ‌بینی می‌کنند: در آخر امت من، مرد نماهایی هستند که سوار بر وسایل نقلیه خود، بر در مساجد پیاده می‌شوند. زنان اینان، پوشیده‌هایی برهنه‌اند که موهایشان برآمده است. این‌ها زنان نفرین‌شده‌اند.( المحاسن، ج1)


23- رسول خدا(ص)  می‌فرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین کرده است.


24- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:1- زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیرشوهر مگذار و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده اگر چنین کنید دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده اید.


25- پیامبر اکرم(ص)زنان را از پوشیدن لباس‌های توجه برانگیز بر حذر می‌داشتند.


26- امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابی‌عمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریک‌آمیز برتن نکن.


27- رسول حق (ص) به حولا فرمود :روسرى خود را که جلب نظر مى کند نشان مده اگر چنین کنی دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده ای.


28- امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)


29- پیامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.


30- فضیل بن یسار می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ساعد های زن از قسمتهائی است که باید از غیر محارم بپوشاند ؟ فرمود بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشیده شود . (کافی جلد 5 )


31- نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری که بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).


32- عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادری من بود در حالی که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی که او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند.( جامع البیان، ج 9)


33- امام صادق(ع) می‌فرمودند:«سزاوار نیست زن مسلمانی، لباسی بپوشد که بدن وی را نمی‌پوشاند»


34- عبداللّه‏ بن‏عباس، مفسّر و شاگرد سرشناس امیرالمؤمنین علی(ع) گفته است:زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.»( مجمع البیان، ج7)


35- از حدیث امام باقر استفاده می‌شود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین‌تر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.


36- یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید روزی نشسته بودم و لباسم کنار رفت و ران پایم پیدا شد. پیامبر که در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان که جزء عورت است.( مسند احمد )(قابل توجه برخی آقایان)


37- حضرت موسی(علیه‌السلام) آن‌قدر بر پوشیدگی خود محافظت می‌کرد که مردم می‌پنداشتند وی بیماری جسمانی دارد. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره‌ی او می‌فرمود: همانا موسی مردی باحیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش، هیچ نقطه از بدن وی دیده نشد و لذا هنگامی که می‌خواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نمی‌شد، لباس خود را بیرون نمی‌آورد؛ در حالی که بنی‌اسرائیل حیا نمی‌کردند و در برابر هم برای شستشو برهنه می‌شدند و به یکدیگر نگاه می‌کردند.


38- پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم هرگاه می‌خواستند غسل کنند، کسی به‌وسیله‌ی پرده ایشان را مستور می‌ساخت.


39- امام صادق(علیه‌السلام) پوشیدگی شدید لقمان را از علل حکیم شدن وی می‌دانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)


40- پیامبر روزی یکی از کارگران خود را دید که در فضای باز غسل می‌کند. به وی فرمود: نمی‌بینم از خدایت شرم کرده باشی! مزدت را بگیر ما نیازی به تو نداریم.( المصنف )


پنجشنبه 13 خرداد 1389

زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا ((ع))قسمت دوم

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

با عرض تبریک ولادت یگانه بانوی دو عالم خدمت تمامی شیعیان

روز مادر مبارک باشه

ازدواج و فرزندان آن حضرت :

صدیقه كبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است كه عده ای از نامداران صحابه ازاو خواستگاری كردند .  رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالك نقل نموده است ، عده ای دیگر از میان نامداران مهاجرین ، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت ، مهر سنگینی را تقبل نمائیم . رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می نمود تا سرانجام  جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شد و گفت: " ای محمد ! خدا بر تو سلام می رساند و می فرماید فاطمه را به عقد علی در آور ، خداوند علی برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است ". امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید ، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است  كه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: اگر علی نبود ، فاطمه همتایی نداشت . بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد . حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندك (بر خلاف رسوم جاهلی كه مهر بزرگان بسیار بود) به خانه  امام علی (علیه السلام) قدم گذارد . (3) ثمره  این ازدواج مبارک ، 5 فرزند به نامهای حسن ، حسین ، زینب ، ام كلثوم و محسن (كه در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) سقط شد) ، بود .  امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می باشند كه در دامان چنین مادری تربیت یافته اند و 9 امام دیگر (بغیر از امام علی(علیه السلام) و امام حسن(علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) منتسب می گردند و از ذریه ایشان به شمار می روند. (4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (بغیر از امیر مؤمنان(علیه السلام)) به آن حضرت ، فاطمه (علیها السلام) را  " ام الائمه " ( مادر امامان ) گویند.

زینب (سلام الله علیها) كه بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می آید ، بانویی عابد و پاكدامن و عالم بود. او پس از واقعه  عاشورا ، و در امتداد حركت امام حسین (علیه السلام) ، آن چنان قیام حسینی را نیكو تبیین نمود ، که پایه های حكومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی كه حركتهای گسترده ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت . آنچه از جای جای تاریخ درباره  عبادت زینب کبری (علیها السلام )  بدست می آید ، آنست كه حتی در سخت ترین شرایط و طاقت فرسا ترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترك ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام كلثوم نیز كه در دامان چنین مادری پرورش یافته بود ، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود كه او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.



فاطمه (علیها السلام) در خانه:


فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت ، همسری نیكو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی كه روایت شده هنگامی كه علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می نگریست ، غم واندوهش زدوده می شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را كه می پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارك آنها نیست ، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نمائیم ، نیكوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم ؛ چه آن هنگام كه در ذیل خطبه ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می نماید و او را از افتخارات خویش بر می شمرد و یا آن هنگام که می فرماید: " بخدا سوگند كه او را به خشم در نیاورم و تا هنگامی كه زنده بود ، او را وادار به كاری كه خوشش نیاید ننمودم ؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نا فرمانی هم ننمود ".



مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمى ایشان:


فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست ، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان ،  نه تنها كمتر از سایر ائمه نیست ، بلكه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام ) می باشد .  

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درك كنیم و به گوشه ای از آن پی ببریم ، شایسته است به گفتار او در خطبه  فدکیه بنگریم ؛ چه آنجا كه استوار ترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می كند ،  یا آن هنگام كه معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اكرم آشكار می سازد و یا در مجالی كه در آن خطبه ، امامت را شرح مختصری می دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن كریم و بیان علت تشریع احكام ، خود سندی محكم بر اقیانوس بی كران علم اوست كه متصل به مجرای وحی است.( قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد) . از دیگر شواهدی كه به آن وسیله می توان گوشه ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درك نمود ، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می باشد كه در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه ( علیها سلام ) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید ) ، به روشنی بر احاطه فاطمه  ( علیها سلام ) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می نماید .



مقام عصمت:


در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش  بلكه از سهو و خطا ، استدلال به آیه تطهیر ما را بی نیاز می كند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث ، تنها اشاره می نمائیم كه عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ كیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است كه در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد .



بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) :


رسول اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود . در مواقع بسیاری می فرمود: " پدرش به فدایش باد " و گاه خم می شد و دست او را می بوسید. به هنگام سفر از آخرین كسی كه خداحافظی می نمود ، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی كه وارد می شد ، خانه  او بود.

عامه  محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده ای ،این كلام را نقل نموده اند كه حضرت رسول می فرمود: " فاطمه پاره  تن من است هر كس او را بیازارد مرا آزرده است " . از طرفی دیگر ، قرآن كریم پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) را از هر سخنی كه منشأ آن هوای نفسانی باشد ،  بدور دانسته و صراحتاً بیان می دارد كه هر چه پیامبر می فرماید ،  سخن وحی ست. پس می توان دریافت كه این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام) ، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز خود به این مطلب اشاره می فرمود. گاه در جواب خرده گیران ، لب به سخن می گشود كه خداوند مرا به این كار امر نموده و یا می فرمود : " من بوی بهشت را از او استشمام می كنم ".

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در كنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم ، مشاهده می نمائیم  قرآن كریم عقوبت كسانی كه رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناك ذكر می كند. و یا می فرماید كسانی كه خدا و رسول را اذیت نمایند ، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می دارد و برای آنان عذابی خوار كننده آماده می نماید. پس به نیکی مشخص می شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق تر ، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا كه نمی توان فرض نمود ، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود ، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت ، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نكته ای دیگر كه از قرار دادن این حدیث در كنار آیات قرآن کریم  بدست می آید ، آنست كه رضای فاطمه (علیها السلام) ، تنها در مسیر حق بدست می آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می شود و در این امر حتی ذره ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه های احساسی مؤثر نیست. چرا كه از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری كه برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست ، عقوبت نماید.



فاطمه (علیها السلام )  و فدک :

ازدیگر ستمهایی كه پس ازارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدك بود. فدك قریه ای است كه تا مدینه حدود 165 كیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه ای حاصلخیز می باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بخشیدند  ؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می گردد و بر طبق صریح قرآن ، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه « و ات ذا القربی حقه » ، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدك عاملانی داشتند كه در آبادانی آن می كوشیدند و پس از برداشت محصول ، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می نمود ؛ و این در حالی بود كه وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده ترین وضع به سر می برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می داشتند و در این عمل خویش ، تنها خدا را منظور نظر قرار می دادند . ( چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ، ابابكر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با این مضمون كه ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی گذاریم ، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) باقی مانده ، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود كه گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در زمان حیات خویش فدك را به او بخشیده است و در نتیجه فدك چیزی نبوده كه به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ایراد نمود كه همانگونه كه قبلاً نیز ذكر شد ، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه كه در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است ، بطلان ادعای ابا بكر را ثابت نمود. فاطمه به ابو بكر خطاب نمود كه چگونه خلاف كتاب  خدا سخن می گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود كه در آنها سلیمان ، وارث داود ذكر گردیده و یا زكریا از خداوند تقاضای فرزندی را می نماید كه وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیكی اثبات می گردد بر فرض كه فدك در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد ، پس از پیامبر به او به ارث می رسد و در این صورت باز هم مالك آن فاطمه است و ادعای اینكه پیامبران از خویش ارث باقی نمی گذارند ، ادعایی است خلاف حقیقت ، و نسبت دادن این كلام به پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) امری است دروغ ؛ چرا كه محال است آن حضرت بر خلاف كلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن كریم این امر را تائید نموده و بر آن تاكید كرده است. اما با تمام این وجود ، همچنان غصب فدك ادامه یافت وبه مالك حقیقی اش باز گردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید كه دیگربرای كسی جای شك باقی نمی ماند و بسیاری از منكرین در درون خود به وضوح آنرا پذیرفته بودند. دلیل این معنا است كه عمر خلیفه دوم هنگامی كه فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدك را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدك غصب گردید.



بیمارى فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او:


سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی كه به او بر اثر هجوم به خانه اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود ، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر بر می خاست و كارهای خانه را انجام می داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال كوچكش ، خود را كنار تربت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می رساند و یا كنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و دیگر شهدای احد حاضر می گشت و غم و اندوه خود را بازگو می نمود.

در همین ایام بود كه روزی زنان مهاجر و انصار كه از بیماری او اگاهی یافته بودند ، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی كه خلافت را به نا حق از آن خویش نموده بودند ، اعلام نمود و از آنان و عده ای كه در مقابل آن سكوت نموده بودند ، به علت عدم انجام وظیفه  الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره  وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد كرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد . همچنین بركاتی را كه در اثر عمل به تكلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد ، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود كه ابابكر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی داد ، اما سر انجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند . فاطمه (علیها السلام) در این هنگام ، این كلام پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را كه فرموده بود: " هر كس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر كه او را راضی نماید مرا راضی نموده " ، به آنان یادآوری نمود. ابابكر و عمر نیز صدق این كلام و انتساب آن به پیامبر( صلی الله علیه وآله وسلم) را تأیید نمودند . سرانجام فاطمه (علیها سلام ) ، خدا و ملائكه را شاهد گرفت فرمود : " شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید ؛ در نزد پیامبر، شكایت شما دو نفر را خواهم نمود. "



وصیت:


در ایام بیماری ، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود كه پس از وفاتش ، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه كفن نماید و شبانه دفن كند و احدی از کسانی كه در حق او ستم روا داشته اند ،  در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه  او حاضر نباشند.
.


پنجشنبه 6 خرداد 1389

زیارت خانه خدا ( کعبه ) به صورت انلاین

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

با عرض سلام

اینجانب برای رفاه حال انهایی که فعلا بنا به دلایلی نمیتوانند خانه خدا را زیارت کنند  به صورت انلاین امکانی را قرار داده ام تا بتوانند توسط دوربین های زنده ای که در مکه مکرمه نصب شده است خانه خدا را زیارت فرمایند

برای زیارت و مشاهده انلاین به وبسایت زیر مراجعه نمایید :

http://www.enbesat.net/article-print-533.html

پیشاپیش از زائران التماس دعا داریم

با تشکر


چهارشنبه 5 خرداد 1389

چهل حدیث در مورد والدین و احسان به والدین

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

خدایا! ما را به تربیت نسلی با ایمان و حق شناس و پاکدل و نیکوکار موفق بدار.

1. بزرگترین واجب

قال امیر المؤمنین علی(ع):

بر الوالدین اکبر فریضة.

امیر المؤمنین علی(ع) فرمود:

بزرگترین و مهمترین تکلیف الهی نیکی به پدر و مادر است.

میزان الحکمة، ج 10، ص 709.

2. برترین اعمال

قال الصادق(ع):

افضل الاعمال الصلاة لوقتها، و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله.

امام صادق(ع) فرمود:

برترین کارها عبارتست از: 1 - نماز در وقت 2 - نیکی به پدر و مادر 3 - جهاد در راه خدا.

بحار الانوار، ج 74، ص 85.

3. انس با پدر و مادر...

فقال رسول الله(ص):

فقر مع والدیک فوالذی نفسی بیده لانسهما بک یوما و لیلة خیر من جهاد سنة.

مردی خدمت پیامبر اکرم(ص) آمد و گفت:

پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص) فرمود:

پیش پدر و مادرت بمان، قسم به آنکه جانم در دست اوست انس یکروز آنان با تو از جهاد یکسال بهتر است. (البته در صورتی که جهاد واجب عینی نباشد).

بحار الانوار، ج 74، ص 52.

4. محبوبترین کارها

عن ابن مسعود قال: سئلت رسول الله(ص):

ای الاعمال احب الی الله عز و جل؟ قال:

الصلاة لوقتها، قلت ثم ای شی ء؟

قال: بر الوالدین، قلت: ثم ای شی ء؟ قال: الجهاد فی سبیل الله.

ابن مسعود می گوید: از پیامبر گرامی(ص) سؤال کردم محبوبترین کار پیش خدا کدام است؟

فرمود: نماز در وقت،گفتم: بعد از آن چه چیز؟

فرمود: نیکی به پدر و مادر،گفتم: بعد از آن چه چیز،فرمود: جهاد در راه خدا.

بحار الانوار، ج 74، ص 70.

5. نگاه به پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

ما ولد بار نظر الی ابویه برحمة الا کان له بکل نظرة حجة مبرورة.

فقالوا: یا رسول الله و ان نظر فی کل یوم مائة نظرة؟

قال: نعم، الله اکبر و اطیب.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

هر فرزند نیکو کاری که با مهربانی به پدر و مادرش نگاه کند در مقابل هر نگاه، ثواب یک حج کامل مقبول باو داده می شود، سؤال کردند، حتی اگر روزی صد مرتبه به آنها نگاه کند؟

فرمود: آری خداوند بزرگتر و پاکتر است.

بحار الانوار، ج 74، ص 73.

6. عظمت پدر و مادر

عن ابی الحسن الرضا(ع) قال:

ان الله عز و جل امر بثلاثة مقرون بها ثلاثة اخری: امر بالصلاة و الزکاة، فمن صلی و لم یزک لم تقبل منه صلاته و امر بالشکر له و للوالدین، فمن لم یشکر والدیه لم یشکر الله، و امر باتقاء الله و صلة الرحم، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عز و جل.

امام رضا(ع) فرمود:

خداوند متعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

1 - به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسی که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمی شود.

2 - به سپاسگزاری از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسی که از پدر و مادرش سپاسگزاری نکند، خدا را شکر نکرده است.

3 - به تقوای الهی فرمان داده و به صله رحم، پس کسی که صله رحم انجام ندهد تقوای الهی را هم بجا نیاورده است.

بحار الانوار، جلد 74، ص 77.

7. احترام پدر و مادر

قال الصادق(ع):

بر الوالدین من حسن معرفة العبد بالله اذ لا عبادة اسرع بلوغا بصاحبها الی رضی الله من حرمة الوالدین المسلمین لوجه الله تعالی.

امام صادق(ع) فرمود:

نیکی به پدر و مادر نشانه شناخت شایسته بنده خداست. زیرا هیچ عبادتی زودتر از رعایت حرمت پدر و مادر مسلمان به خاطر خدا انسان را به رضایت خدا نمی رساند.

بحار الانوار، ج 74، ص 77.

8. اطاعت از والدین

قال رسول الله(ص):

من اصبح مطیعا لله فی الوالدین اصبح له بابان مفتوحان من الجنة و ان کان واحدا فواحدا.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

کسی که دستور الهی را در مورد پدر و مادر اطاعت کند، دو درب از بهشت برویش باز خواهد شد، اگر فرمان خدا را در مورد یکی از آنها انجام دهد یک درب گشوده می شود.

کنز العمال، ج 16، ص 467.

9. ارزش اطاعت از پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

العبد المطیع لوالدیه و لربه فی اعلی علیین.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

بنده ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.

کنز العمال، ج 16، ص 467.

10. پرداخت بدهی والدین

عن رسول الله(ص):

من حج عن والدیه او قضی عنهما مغرما بعثه الله یوم القیامة مع الابرار.

رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان بر می انگیزد.

کنز العمال، ج 16، ص 468.

11. خشنودی پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

من ارضی والدیه فقد ارضی الله و من اسخط والدیه فقد اسخط الله.

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

آنکه پدر و مادرش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و کسی که پدر و مادر خود را به خشم آورد، خدا را به خشم آورده است.

کنز العمال، ج 16، ص 470.

12. عاقبت نیکی به پدر و مادر

عن الصادق(ع) قال:

بینا موسی بن عمران یناجی ربه عز و جل اذ رای رجلا تحت عرش الله عز و جل فقال: یا رب من هذا الذی قد اظله عرشک؟

فقال: هذا کان بارا بوالدیه، و لم یمش بالنمیمة.

امام صادق(ع) فرمود:

هنگامی که حضرت موسی(ع) مشغول مناجات با پروردگارش بود، مردی را دید که در زیر سایه عرش الهی در ناز و نعمت است، عرض کرد: خدایا این کیست که عرش تو بر او سایه افکنده است؟

خداوند متعال فرمود: او نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود و هرگز سخن چینی نمی کرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 65.

13. سفر برای نیکی به پدر و مادر

قال رسول الله(ص):

سر سنتین بر والدیک، سر سنة صل رحمک.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

دو سال راه برو به پدر و مادرت نیکی کن، یکسال راه برو و صله رحم انجام بده، (یعنی اگر پدر و مادرت در فاصله دوری هستند که دو سال باید راه بروی تا به آنها برسی و نیکی کنی ارزش دارد).

بحار الانوار، ج 74، ص 83.

14. پدر و مادر و افزایش عمر و روزی

قال رسول الله(ص):

من احب ان یمد له فی عمره و ان یزاد فی رزقه فلیبر والدیه و لیصل رحمه.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

کسی که دوست دارد عمرش طولانی و روزیش زیاد شود، نسبت به پدر و مادرش نیکی کند و صله رحم بجای آورد.

کنز العمال، ج 16، ص 475.

15. آثار نیکی به پدر و مادر

عن حنان بن سدیر قال: کنا عند ابی عبد الله(ع) و فینا میسر فذکروا صلة القرابة فقال ابو عبد الله(ع):

یا میسر قد حضر اجلک غیر مرة و لا مرتین، کل ذلک یؤخر الله اجلک، لصلتک قرابتک، و ان کنت ترید ان یزاد فی عمرک فبر شیخیک یعنی ابویک.

حنان بن سدیر می گوید: در حضور امام صادق(ع) بودیم که میسر هم در میان ما بود، از رابطه خویشاوندی سخن به میان آمد، امام صادق(ع) فرمود:

ای میسر چند بار اجل و مرگ تو فرا رسیده و هر بار خداوند آن را به خاطر صله رحم با خویشاوندانت تاخیر انداخته است، اگر می خواهی خداوند عمر تو را زیاد کند به پدر و مادرت نیکی کن.

بحار الانوار، ج 74، ص 84.

16. اول نیکی به مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

جاء رجل الی النبی(ص) فقال:

یا رسول الله من ابر؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): امک،قال: ثم من؟

قال(ص): اباک.

امام صادق(ع) فرمود:

مردی خدمت پیامبر(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا به چه کسی نیکی کنم؟

فرمود: به مادرت، عرض کرد، بعد از او به چه کسی؟

فرمود: به مادرت، گفت: سپس به چه کسی؟

فرمود: به مادرت، سؤال کرد: سپس به چه کسی؟

فرمود: به پدرت؟

بحار الانوار، ج 74، ص 49.

17. نتیجه نیکی به پدر و مادر

عن رسول الله(ص) قال:

بروا اباءکم یبرکم ابناءکم، عفوا عن نساء الناس تعف نسائکم.

رسول خدا(ص) فرمود:

به پدرانتان نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند، از زنان مردم چشم پوشی کنید تا دیگران نسبت به زنهای شما چشم پوشی کنند.

کنز العمال، ج 16، ص 466.

18. حق پدر

عن ابی الحسن موسی(ع) قال:

سال رجل رسول الله(ص): ما حق الوالد علی ولده؟ قال: لا یسمیه باسمه، و لا یمشی بین یدیه، و لا یجلس قبله و لا یستسب له.

از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود:

مردی از پیامبر خدا(ص) سؤال کرد: حق پدر بر فرزند چیست؟ حضرت فرمود: 1 - او را با نام صدا نکند 2 - در راه رفتن از او جلو نیفتند. 3 - قبل از او ننشیند. 4 - کاری انجام ندهد که مردم پدرش را فحش بدهند.

بحار الانوار، ج 74، ص 45.

19. عبادت در نگاه

قال رسول الله(ص):

نظر الولد الی والدیه حبا لهما عبادة.

رسول خدا(ص) فرمود:

نگاه محبت آمیز فرزند به پدر و مادرش عبادت است.

بحار الانوار، ج 74، ص 80.

20. رفتار با والدین

عن ابی ولاد الحناط قال:

سالت ابا عبد الله(ع) عن قول الله:

«و بالوالدین احسانا» (1)

فقال: الاحسان ان تحسن صحبتهما و لا تکلفهما ان یسالاک شیئا هما یحتاجان الیه.

ابی ولاد می گوید:

معنای آیه «و بالوالدین احسانا» را از امام صادق(ع) پرسیدم، فرمود:

احسان به پدر و مادر اینست که رفتارت را با آنها نیکو کنی و مجبورشان نکنی تا چیزی که نیاز دارند از تو بخواهند. «یعنی قبل از درخواست آنان » نیازشان را برطرف کنی ».

بحار الانوار، ج 74، ص 79.

21. وظیفه در برابر والدین

قال ابو عبد الله(ع):

لا تملا عینیک من النظر الیهما الا برحمة و رقة، و لا ترفع صوتک فوق اصواتهما، و لا یدیک فوق ایدیهما و لا تتقدم قدامهما.

امام صادق(ع) فرمود:

چشمهایت را جز از روی دلسوزی و مهربانی با پدر و مادر خیره مکن و صدایت را بلندتر از صدای آنها نکن دستهایت را بالای دستهای آنها مبر، و جلوتر از آنان راه مرو.

بحار الانوار، ج 74، ص 79.

22. نیابت از پدر و مادر

قال ابو عبد الله(ع):

ما یمنع الرجل منکم ان یبر والدیه حیین او میتین، یصلی عنهما و یتصدق عنهما و یحج عنهما و له مثل ذلک، فیزیده الله(عز و جل) ببره و صلاته خیراً کثیراً.

امام صادق(ع) فرمود:

چه چیز مانع شخص می شود وقتی که پدر و مادرش زنده یا مرده اند به آنها نیکی کند، باین صورت که به نیت آنها نماز بخواند، صدقه بدهد، حج بجا بیاورد و روزه بگیرد، زیرا اگر چنین کند ثواب آنها به پدر و مادر می رسد و به خود شخص هم همانقدر ثواب داده می شود، به علاوه خداوند متعال به واسطه کارهای نیک و نماز او خیر زیادی به او عطا می کند.

بحار الانوار، ج 74، ص 46.

23. نیکی به والدین بد

عن ابی جعفر(ع) قال:

ثلاث لم یجعل الله (عز و جل) لاحد فیهن رخصة اداء الامانة الی البر و الفاجر و الوفاء بالعهد للبر و الفاجر و بر الوالدین برین کانا او فاجرین.

امام باقر(ع) فرمود:

در سه چیز خداوند متعال به احدی اجازه ترک آنها را نداده است.

1 - ادای امانت به مرد نیکوکار و فاسق.

2 - وفای به عهد و پیمان نسبت به نیکوکار و فاسق.

3 - نیکی به پدر و مادر، نیکو کار باشند یا فاسق و لا ابالی.

بحار الانوار، ج 74، ص 56.

24. برخورد با پدر و مادر مشرک

فیما کتب الرضا(ع) للمامون:

بر الوالدین واجب، و ان کانا مشرکین و لا طاعة لهما فی معصیة الخالق.

در نوشته حضرت رضا(ع) به مامون آمده که:

نیکی به پدر و مادر واجب و لازم است اگرچه مشرک و کافر باشند، ولی در معصیت خدا نباید اطاعتشان کرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 72.

25. زیارت قبر والدین

عن رسول الله(ص) قال:

من زار قبر والدیه او احدهما فی کل جمعة مرة غفر الله له و کتب برا.

رسول خدا(ص) فرمود:

کسی که قبر پدر و مادر یا یکی از آندو را در هر جمعه یکبار زیارت کند خداوند او را می بخشد و او را نیکوکار می نویسد.

کنز العمال، ج 16، ص 468.

26. بهشت و نیکی به والدین

عن ابی الحسن(ع) قال: قال رسول الله(ص):

کن بارا و اقتصر علی الجنة و ان کنت عاقا فاقتصر علی النار.

از امام رضا(ع) نقل شده که فرمود:

رسول خدا(ص) فرمود:

نسبت به پدر و مادر نیکوکار باش تا پاداش تو بهشت باشد ولی اگر عاق آنها شوی جهنمی خواهی بود.

اصول کافی، ج 2، ص 348.

27. نگاه تیز به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

لو علم الله شیئا ادنی من اف لنهی عنه، و هو من ادنی العقوق و من العقوق ان ینظر الرجل الی والدیه فیحد النظر الیهما.

امام صادق(ع) فرمود:

اگر خداوند چیزی کمتر از اف (اوه) گفتن سراغ داشت از آن نهی می کرد: و اف گفتن از کمترین مراتب عاق شدن است. نوعی از عاق شدن اینست که انسان به پدر و مادرش تیز نگاه کند. (خیره شود).

اصول کافی، ج 4، ص 50.

28. نگاه خشم آلود به پدر و مادر

عن ابی عبد الله(ع) قال:

من نظر الی ابویه نظر ماقت، و هما ظالمان له، لم یقبل الله له صلاة.

امام صادق(ع) فرمود:

کسی که از روی نفرت به پدر و مادرش که باو ستم کرده اند نگاه کند، نمازش در درگاه الهی پذیرفته نمی شود.

اصول کافی، ج 4، ص 50.

29. غمگین کردن پدر و مادر

قال امیرالمؤمنین(ع):

من احزن والدیه فقد عقهما.

امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

کسی که پدر و مادر خویش را غمگین سازد عاق والدین شده است. (حق آنها را رعایت نکرده است.)

بحار الانوار، ج 74، ص 64.

30. نتیجه بی ادبی به والدین

عن ابی جعفر(ع) قال:

ان ابی نظر الی رجل و معه ابنه یمشی و الابن متکی ء علی ذراع الاب، قال:

فما کلمه ابی مقتا له حتی فارق الدنیا.

امام صادق(ع) فرمود:

پدرم مردی را دید که پسرش همراهش راه می رفت و به بازوی پدر تکیه کرده بود، (وقتی این جریان را دید) تا زنده بود از روی ناراحتی و خشم با او صحبت نکرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 64.

31. درگیری با پدر

قال ابو عبد الله(ع):

ثلاثة من عازهم ذل:

الوالد و السلطان و الغریم.

امام صادق(ع) فرمود:

هر کس با این سه نفر کشمکش کند خوار می گردد:

پدر، سلطان حق و شخص بدهکار.

بحار الانوار، ج 74، ص 71.

32. محرومیت عاق والدین

قال رسول الله(ص):

ایاکم و عقوق الوالدین، فان ریح الجنة توجد من مسیرة الف عام و لا یجدها عاق و لا قاطع رحم.

پیامبر خدا(ص) فرمود:

از عاق والدین شدن بپرهیزید، زیرا با اینکه بوی بهشت از مسافت هزار سال به مشام می رسد، عاق والدین و کسی که قطع رحم کند آن بو را احساس نخواهد کرد. (یعنی بیش از هزار سال از بهشت فاصله دارد.)

بحار الانوار، ج 74، ص 62.

33. بدبختی عاق والدین

عن الصادق(ع) قال:

لا یدخل الجنة العاق لوالدیه و المدمن الخمر و المنان بالفعال للخیر اذا عمله.

امام صادق(ع) فرمود:

عاق والدین و شرابخوار و انسان خیر منت گذار وارد بهشت نمی شوند.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

34. عاقبت عاق والدین

قال رسول الله(ص):

اربعة لا ینظر الله الیهم یوم القیامة، عاق و منان و مکذب بالقدر و مدمن خمر.رسول خدا(ص) فرمود:

در قیامت خدا به چهار گروه نظر رحمت نخواهد کرد:

1 - عاق والدین 2 - منت گذار3 - منکر قضاء و قدر4 - شرابخوار.

بحار الانوار، ج 74، ص 71.

35. مجازات عاق والدین

قال رسول الله(ص):

ثلاثة من الذنوب تعجل عقوبتها و لا تؤخر الی الاخرة:

عقوق الوالدین، و البغی علی الناس و کفر الاحسان.

پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود:

کیفر سه گناه به قیامت نمی ماند (یعنی در همین دنیا مجازات می شود.)

1 - عاق پدر و مادر2 - ظلم و تجاوز به مردم 3 - ناسپاسی در مقابل احسان و نیکی.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

36. عاق والدین

عن ابی عبد الله(ع) قال:

الذنوب التی تظلم الهواء عقوق الوالدین.

امام صادق(ع) فرمود:

از گناهانی که هوا را تیره و تار می کند عاق والدین شدن است.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

37. شقاوت عاق والدین

قال الصادق(ع):

عقوق الوالدین من الکبائر لان الله (عز و جل) جعل العاق عصیا شقیا.

امام صادق(ع) فرمود:

عاق پدر و مادر شدن از گناهان کبیره است، زیرا خداوند متعال عاق والدین را گناهکار شقی شمرده است.

بحار الانوار، ج 74، ص 74.

38. هلاکت عاق والدین

عن ابی عبد الله(ع):

ان رسول الله(ص) حضر شابا عند وفاته فقال(ص) له:

قل: لا اله الا الله،قال(ع): فاعتقل لسانه مرارا فقال(ص) لامراة عند راسه: هل لهذا ام؟

قالت: نعم انا امه،قال(ص): افساخطة انت علیه؟

قالت: نعم ما کلمته منذ ست حجج،قال(ص) لها: ارضی عنه،قالت: رضی الله عنه برضاک یا رسول الله فقال له رسول الله(ص): قال: لا اله الا الله قال(ع): فقالها... ثم طفی...

امام صادق(ع) فرمود:

هنگام مرگ جوانی، پیامبر اکرم(ص) کنار بستر او حضور یافتند و به جوان فرمودند: بگو لا اله الا الله، فرمود: زبانش بند آمد، چندبار تکرار کرد ولی زبان او بند شد، پیامبر(ص) به زنی که کنار جوان بود فرمود: آیا این جوان مادر دارد؟ زن گفت: بله، من مادر او هستم، فرمود: آیا از او ناراضی هستی؟ زن گفت: بله شش سال است با او صحبت نکرده ام، فرمود: از او راضی شو، زن گفت: یا رسول الله بخاطر رضایت تو خدا از او راضی شود. (من از او راضی شدم) سپس پیامبر(ص) بجوان فرمود: بگو لا اله الا الله، جوان در این هنگام گفت: لا اله الا الله و پس از لحظاتی مرد.

بحار الانوار، ج 74، ص 75.

39. اعمال عاق والدین

قال رسول الله(ص):

یقال للعاق اعمل ما شئت فانی لا اغفر لک و یقال للبار اعمل ما شئت فانی ساغفر لک.

رسول خدا(ص) فرمود:

به عاق والدین از (طرف خدا) گفته می شود: هر کاری می خواهی انجام بده دیگر تو را نمی بخشم و به نیکوکار (نسبت به پدر و مادر) هم گفته می شود: هر چه می خواهی انجام ده تو را می بخشم.

بحار الانوار، ج 74، ص 80.

40. نیکی به والدین و آمرزش گناه

قال علی بن الحسین(ع):

جاء رجل الی النبی(ص) فقال: یا رسول الله ما من عمل قبیح الا قد عملته فهل لی توبة؟

فقال له رسول الله(ص):

فهل من والدیک احد حی؟

قال: ابی قال: فاذهب فبره.

قال: فلما ولی قال رسول الله(ص):

لو کانت امه.

امام سجاد(ع) فرمود:

مردی خدمت رسول خدا(ص) رسید و گفت: ای رسول خدا، من هیچ کار زشتی نمانده که انجام نداده باشم، آیا می توانم توبه کنم؟ رسول خدا(ص) فرمود: آیا هیچیک از پدر و مادرت زنده هستند؟ گفت: بله، پدرم. حضرت فرمود: برو به او نیکی کن (تا آمرزیده شوی). وقتی او راه افتاد پیامبر(ص) فرمود: کاش مادرش زنده بود. (یعنی اگر او زنده بود و به او نیکی می کرد، زودتر آمرزیده می شد.)

بحار الانوار، ج 74، ص 82.


سه شنبه 4 خرداد 1389

مهدویت از دیدگاه مذاهب اسلامى

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

بسم الله الرحمـن الرحیم

الحمدلله رب العالمین و الصلوه و السلام على خاتم الانبیإ و إفضل المرسلین محمد و آله الطاهرین.
(وعد الله الذین ءامنوا منكم و عملوا الصــلحـت لیستخلفنهم فى الا رض ... و لیمكنن لهم دینهم الذى ارتضى لهم ...);(2)
خداوند به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته انجام داده اند وعده مى دهد كه قطعا آنان را حكم ران روى زمین خواهد كرد ... و دین و آیینى را كه براى آنان پسندیده, پابرجا و ریشه دار خواهد ساخت ... .

 

فضیلت مجالس اهل بیت(علیهم السلام)

امام جعفر صادق(ع) فرمودند:
((... شیعتنا منا خلقوا من فاضل طینتنا;(3) ... شیعیان ما از بازمانده ى گل ما خلق شدند.))
((... یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا ... ;(4) ... در سوگوارى ما محزون اند و در شادمانى ما, مسرور ... .))
در حدیثى دیگر مى فرمایند: مجلسى كه در آن ذكر پیامبر و آل پیامبر(علیهم السلام) باشد, براى اهل آسمان روشنایى دارد; همانند ستارگان كه براى اهل زمین روشنایى دارند; و ملایكه از خداوند اجازه مى خواهند كه در این مجالس شركت كنند.
خدا را سپاس مى گوییم كه ما را از دوست داران و شیعیان اهل بیت(علیهم السلام) قرار داد.

 

موعودگرایى در ادیان

مردم دنیا به دو دسته تقسیم مى شوند: یك دسته مانند حیوانات اند; از مبدإ و مقصد خلقت خویش بى خبرند و به آن كارى ندارند.
خور و خواب و خشم و شهوت, شغب است و جهل و ظلمت
حیوان خبر ندارد ز روان آدمیت(5)
دسته ى دیگر, مومنان اند كه به خالق جهان هستى و روز واپسین ایمان دارند. این ها از پیروان ادیان آسمانى اند; یهود و نصارا و تمام پیروان ادیان آسمانى, با ما مسلمانان در این عقیده كه در پایان این دنیا, حكومت عادله اى برپا خواهد شد, شریك اند. مسیحیان, فرمان رواى این حكومت عادلانه را عیسى بن مریم8 مى دانند كه سبب آن, تحریف كتاب هاى آسمانى آن هاست. من در سخن رانى هایى كه براى تلویزیون داشتم, تورات ها و انجیل ها را آوردم و نشان دادم كه چگونه در چاپ هاى بعدى, آن را تحریف كرده اند. بشارت هاى آمدن پیامبر خاتم(ص) و ... را آن گونه كه خواسته اند, تغییر داده اند. قرآن كریم نیز این مطلب را بیان كرده است: (... یحرفون الكلم ...)(6), (... یكتمون مآ إنزلنا ...)(7).
اما مسلمانان روایات پیامبر خاتم(ص) را در اختیار دارند و فرمان رواى آخرالزمان را امام مهدى(عج) مى دانند.

 

ارزش احادیث شیعیان

در مكتب خلفا, سالیانى دراز نشر حدیث پیامبر(ص) ممنوع بود; چرا كه مى خواستند فضایل على(ع) و خاندان على را پوشیده نگاه دارند; اما پیروان و شیعیان اهل بیت(علیهم السلام) نقل حدیث مى كردند و این كار را افتخار خود مى دانستند و به آن مباهات مى كردند. علماى ما براى جمعآورى احادیث زحمات فراوان كشیده اند. مرحوم كلینى از نیشابور تا بغداد, شهر به شهر گشته و روایت ها را جمع كرده است. شیخ صدوق بیش از دویست جلد كتاب حدیث دارد; بنابراین ما در حقایق اسلامى بسیار روشن تر و آگاه تریم. چرا كه میراث علوم آل محمد(ص) را محافظت كرده ایم و حوزه هاى علمیه ى ما وارث علوم اهل بیت اند.(8)
براى من كتاب هایى از هند و پاكستان در رد تشیع فرستادند كه یكى از آن ها الشیعه و القرآن نوشته ى احسان زهیراللهى بود كه شیعه را معتقد به تحریف قرآن مى دانست. در جواب او سه جلد كتاب نوشتم. البته از كتاب مرحوم حاجى نورى, فصل الخطاب فى تحریف كتاب رب الارباب استفاده كردم. با توجه به این هجوم ها علیه شیعه, حوزه هاى علمیه باید در عقاید و كلام تخصص پیدا كنند. جنگ امروز, جنگ فرهنگى و عقیدتى است.

 

مهدى(عج) در روایات اهل سنت

در علایم ظهور حضرت حجت(عج) و كیفیت حكومت ایشان, در احادیث هر دو فرقه از مسلمین روایات بسیار زیادى به چشم مى خورد.
شیخ ابراهیم حموینى شافعى, در فرائد السمطین, از ابن عباس روایت مى كند كه:
قال رسول الله(ص): ان خلفائى و إوصیائى و حجج الله على الخلق بعدى اثنا عشر إولهم إخى و آخرهم ولدى. قیل یا رسول الله(ص) و من إخوك؟ قال(ص) على بن إبى طالب قیل و من ولدك؟ قال(ص): المهدى[عج]. الذى یملا الارض قسطا و عدلا كما ملئت جورا و ظلما و الذى بعثنى بالحق بشیرا و نذیرا لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلك الیوم حتى یخرج فیه ولدى المهدى فینزل روح الله عیسى بن مریم فیصلى خلفه ... ;(9)
رسول اكرم(ص) فرمود: خلفا و جانشینان من حجت هاى خدا بر خلق پس از من دوازده نفرند, اول آنان برادرم و آخرشان فرزندم. گفته شد: اى رسول خدا برادرت كیست؟ فرمود: على بن ابیطالب[(ع]( سوال شد: فرزندت كیست؟ فرمود: مهدى[عج] كه زمین را از قسط و عدل پر سازد, همان سان كه از ظلم و جور پر شده.
قسم به آن كه مرا به حق به عنوان بشارت دهنده و ترساننده برانگیخت اگر از عمر دنیا جز یك روز باقى نمانده باشد, خدا آن را آن چنان طولانى سازد تا فرزندم مهدى خروج كند[ پس از خروج او] عیسى بن مریم پشت سرش به نماز ایستد ... .
در تاریخ إخطب خطبإ خوارزم, موفق بن احمد حنفى به سندش از ابى سلمى از رسول الله(ص) نقل مى كند كه فرمودند:
لیله إسرى بى الى السمإ إرانى الله ذریتى و المهدى فى وسطهم كإنه كوكب درى;(10)
شبى كه مرا به آسمان ها (معراج) بردند خداوند ذریه ام را به من نشان داد و دیدم كه مهدى(ع) در میان آنان, مانند ستاره اى بسیار درخشان بود.
هم چنان كه پیامبر خاتم(ص) در میان پیامبران امتیاز داشت, حضرت حجت(عج) نیز در میان ائمه(علیهم السلام) امتیاز ویژه اى دارد. در روایتى دیدم امام جعفر صادق(ع) بر سجاده اش نشسته بود و گریه مى كرد و خطاب به امام عصر(عج) مى فرمود: سیدى.

 

سرداب غیبت

عالم مصرى, شیخ محمود إبوریه; كه بعد از خواندن كتاب عبدالله بن سبإ شیعه شده بود, براى من از مصر نوشت:
شما عصرهاى جمعه سوار اسب مى شوید. شمشیر به دست, مى روید و در مقابل سرداب غیبت مى ایستید و مى گویید: یابن الحسن ظاهر شو و خروج كن. در پاسخ او نوشتم: من در آن شهر به دنیا آمده ام. مدتى هم آن جا بوده ام. چنین چیزى كه شما مى گویید درست نیست.
حضرت امام على النقى(ع) و امام حسن عسكرى(ع) مكانى را براى عبادت خویش قرار داده بودند; همین جایى كه الان به آن سرداب مى گویند. آن وقت سرداب نبود, حجره اى بود كه این دو بزرگوار آن جا عبادت مى كردند. وقتى متوكل مإمورین را شبانه به منزل امام على النقى(ع) فرستاد, مإمورین, ایشان را از همین جا بردند; از جاى عبادتشان. این جا راهى داشته از محل زندگى حضرت كه الان جاى قبر آن حضرت است. الان اطراف آن بالا آمده و آن جا مانند سرداب شده است.
آن چه براى ما ثابت است, آن است كه خلیفه ى عباسى از بغداد سه نفر را فرستاد به محله ى عسكر; این جا را محله العسكر مى نامیدند, چون جاى لشكریان متوكل بوده و حضرت امام على النقى(ع) را آن جا برده بود و ایشان در آن جا زیر نظر بوده است.
جامى حنفى روایت مى كند: آمدند دیدند در خانه مرد سیاهى نشسته, پشم مى ریسد. گفتند: صاحب خانه كجاست؟ گفت: در خانه است. وارد شدند. آمدند تا همین جایى كه الا ن به آن سرداب غیبت مى گویند. سطح سرداب پر از آب بود و در آخر سرداب یا اتاق, سجاده اى انداخته اند و شخصى روى آن, نماز مى خواند. یكى از آنان براى گرفتن حضرت, قدم در آب گذاشت, اما نزدیك بود غرق شود. دومى رفت, باز او نیز نزدیك بود غرق شود و سومى و ... عذرخواهى كردند و برگشتند. وقتى ماجرا را به خلیفه گفتند, گفت: اگر این ماجرا را جایى نقل كنید, گردن شماها را مى زنم. آن چه ما از این سرداب مى دانیم این است. ما عقیده نداریم كه حضرت حجت(عج) در این جاست. ولى عقیده داریم كه حضرت حجت(عج) در مراسم حج, شركت مى كنند و شاید بارها او را دیده باشیم و نشناخته باشیم.

 

غیبت صغرا و غیبت كبرا

مطلب دیگر این كه دو غیبت داریم: غیبت كبرا و غیبت صغرا. در غیبت صغرا شیعیان آماده ى جدایى و دورى از امامت ظاهرى امام شان شدند. مردم مسائل شان را از نایبان امام مى پرسیدند كه فقط آنان با امام در ارتباط بودند. این آماده كردن شیعیان بود براى غیبت كبرا. امام(عج) به چهارمین نایب خود مى فرماید: به شیعیان من بگو غیبت كبرا شروع شد; بعد از این به راویان حدیث, رجوع كنید. راویان احادیث شیعه همین فقهاى شیعه اند.

 

چگونگى حكومت امام مهدى(عج)

مطلب دیگر, چگونگى حكومت حضرت حجت(عج) است. فرق بین حكومت حضرت حجت(عج) و سایر حكومت ها آن است كه پیامبر(ص) و على بن ابى طالب(ع) حكومت شان مبتنى بر وجود شاهد بود. اگر كسى كشته مى شد, و علیه قاتل شاهدى یافت نمى شد, خون كشته هدر بود. در دزدى و ... نیز همین طور.
حكومت حضرت حجت(عج) بنابر علم ایشان است; یعنى آن كه اگر در زمان حكومت ایشان دزدى بشود, دستور مى دهد دزد را بیاورند و دستش را ببرند و مال را به صاحبش بازگردانند. از این رو است كه در زمان حضرت حجت(عج), عدلى به پا مى شود كه در هیچ زمان نبوده است.

 

اخلاق, هدف بعثت

آن چه ما لازم داریم آن است كه سلسله ى جلیله ى اهل علم نداى حضرت حجت(عج) را اجابت كنند كه مانند حضرت عیسى(ع) مى فرمایند:
(... من انصارى الى الله قال الحواریون نحن انصار الله ...);(11)
... كیست كه یاور من به سوى خدا (براى تبلیغ آیین او) گردد؟ حواریان=[ شاگردان مخصوص او] گفتند: ما یاوران خداییم ... .
حضرت عیسى(ع) كه جنگ نداشت. انصار را براى تبلیغ شریعت مى خواست.
امر مهم دیگر این كه بیایید انصار حضرت حجت(عج) شویم و عقاید را بخوانیم و تبلیغ كنیم.
خداوند در وصف پیامبر گرامى اسلام(ص) مى فرماید:
(و انك لعلى خلق عظیم);(12)
و تو اخلاق عظیم و برجسته اى دارى.
خداوند پیامبرش را از نظر اخلاق مى ستاید نه از نظر علمى و ... رسول گرامى اسلام(ص) نیز مى فرماید: ((بعثت لا تمم مكارم الاخلاق; برانگیخته شدم تا فضایل اخلاقى را برجسته سازم.))(13)
عظمت ما گروه مسلمین, عظمت اخلاقى است. باید در رشد و اشاعه ى اخلاق اسلامى بكوشیم. این تكلیف ما طلبه هاست.
اللهم انا نسئلك بدم المظلوم الحسین(ع)إن تصلى على محمد و آل محمد و ان ترزقنا فى الدنیا زیاره الحسین(ع) و فى الاخره شفاعه الحسین(ع).
خدایا, ترا به خون مظلوم حسین مسإلت مى كنیم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و ما را در دنیا به زیارت حسین و در آخرت به شفاعت او موفق بدارى.
خداوندا! این جمهورى اسلامى را تا ظهور حضرت حجت(عج) سالم نگاه دار.
دشمنان اسلام هر كجا كه هستند مخذول و منكوب بفرما.
برادران و خواهران ما, مسلمانان فلسطین را بر صهیونیست مظفر و منصور بفرما.
شیعیانى كه در عراق گرفتار ظلم بعث و صدام هستند بر دشمنانشان مظفر و منصور بفرما.
هر كجا مسلمان ها گرفتارى دارند بر دشمنانشان مظفر و منصور بفرما.
شر دشمنانشان را به خودشان برگردان.
ولى فقیه را طول عمر با بركت, با توفیق خدمت گزارى به اسلام و مسلمانان عنایت كن.
دولت مردان جمهورى اسلامى را توفیق خدمت گزارى به اسلام و مسلمانان عنایت كن.
به ما, توفیق طلب علم اسلامى براى عمل عنایت كن.
والسلام علیكم و رحمت الله و بركاته
 


توجه امام مهدى(عج) به شیعیان خویش



انا غیر مهملین لمراعاتكم, و لا ناسین لذكركم, و لو لا ذلك لنزل بكم اللاوإ, واصطلمكم الاعدإ فاتقوا الله جل جلاله و ظاهرونا...;
ما در رعایت حال شما كوتاهى نمى كنیم و یاد شما را از خاطر نبرده ایم, كه اگر جز این بود, گرفتارىها به شما روى مىآورد و دشمنان, شما را ریشه كن مى كردند. پس از خدا بترسید و ما را پشتیبانى كنید... .
از فرموده هاى امام عصر(عج)

بحارالانوار, ج 53, ص 175.
 

 


1. محقق, اندیشمند فرهیخته و رییس دانشكده ى اصول الدین.
2. سوره ى نور (24), آیه ى 55.
3. محمد باقر مجلسى, بحارالانوار, ج 53, ص 302.
4. همان, ج 44, ص 287.
5. سعدى.
6. سوره ى نسإ(4), آیه ى :46 ... سخنان را از جاى خود, تحریف مى كنند ... .
7. سوره ى بقره(2), آیه ى :159 ... كسانى كه دلایل روشن, و وسیله ى هدایتى را كه نازل كرده ایم, كتمان مى كنند ... .
8. ر.ك: سید مرتضى عسكرى, معالم المدرستین.
9. و نیز ر.ك: بحارالانوار, ج 47, ص 71.
10. موفق بن احمد الحنفى, تاریخ مقتل الحسین7.
11. سوره ى آل عمران(3), آیه ى 52.
12. سوره ى قلم(68), آیه ى 4.
13. محدث نورى, مستدرك الوسایل, ج 11, ص 187.


احادیث پیامبرو ائمه معصومین درباره امام زمان (عج):

پیامبر ـ صلّى اللّه علیه وآله :

1ـ قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله: المهدی ـ علیه السلام ـ من ولدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه النّاس بی خلقاً وخلقاً تکون له غیبة وحیرة تضل فیه الأُمم ثمّ یقبل کالشهاب الثاقب فیملأها عدلاً وقسطاً کما ملئت ظلماً وجورا :رسول خدا فرمودند: مهدى ـ علیه السلام ـ از فرزندان من است اسمش اسم من است و کنیه اش کنیه ى من، از نظر اخلاق و خلقت از همه مردم به من شبیه تر است. براى او غیبت و حیرتى است که امّتهایى در آن دوران گمراه مى شوند سپس ظاهر مى شود همچون شهابى که روشنایى مى دهد و بسرعت حرکت مى کند و زمین را از عدل و قسط پر مى کند بعد از آن که از ظلم و جور پر شده باشد .

2ـ و عن أبی عبد اللّه علیه السلام قال: قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله: طوبى لمن أدرک قائم أهل بیتی وهو مقتد به قبل قیامه یأتمّ به وبأئمة الهدى من قبله ویبرئ الى اللّه من عدوّهم أُولئک رفقایی وأکرم أُمّتی علیّ .پیغمبر اکرم ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ فرمود: خوشا بحال کسى که قائم اهل بیت مرا درک کند و به او اقتدا کند قبل از قیامش، پیرو او و تابع ائمه ى هدایت قبل از او باشد و از دشمنان ایشان به سوى خدا پناه آورد ایشان رفیقان من هستند و گرامیترین افراد امّت، نزد من مى باشند.

امام حسن (ع):

شیخ صدوق درکتاب کمال الدین ازابوسعیدعقیصاءروایت می کندکه چون امام حسن(ع) بامعاویه صلح کردومردم نزد وی می آمدند،عده ای حضرتش را ازصلح بامعاویه سرزنش می کردند،فرمود:وای برشما نمی دانیدمقصودمن ازصلح چه بودصلح من بامعاویه ازآنچه آفتاب برآن می تابدوغروب می کند،برای شیعیانم بهتراست. نمی دانیدکه من امام شماهستم واطاعت ازفرمان من برشماواجب است،وبه فرموده پیامبریکی ازدوآقای اهل بهشت می باشم وشماحکمت این صلح رانی دانید مچنان که درباره مهدی (عج) نمی دانید. اوفرزندنهمی برادرم حسن پسرفاطمه(س) می باشد،خداونددرطول غیبت عمراوراطولانی می گرداند آن گاه باقدرت کامله خودبه صورت جوانی کمترازچهل سال داشته باشدظاهرمی گرداند.ا مام حسن مجبتى (ع) فرمودند: أما علمتم انّه ما منّا أحد الا ویقع فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه إلاّ القائم الذی یصلّى روح اللّه عیسى بن مریم خلفه، فإنّ اللّه عزّ وجلّ یخفى ولادته ویغیب شخصه لئلاّ یکون لأحد فی عنقه بیعة إذا خرج ذاک التاسع من ولد أخی الحسین ابن سیّدة الاماء یطیل اللّه عمره فی غیبته، ثمّ یظهره بقدرته فی صورة شابٍّ ابن دون أربعین سنة، ذلک لیعلم انّ اللّه على کل شیء قدیر»مردم! آیا نمى دانستید که هر کدام از ما خاندان وحى و رسالت مجبور به بیعت با حکمران طغیانگر زمان خود مى شویم مگر قائم (عج) که حضرت عیسى بن مریم روح اللّه به او اقتدا مى کند و نماز مى خواند چرا که خداوند ولادت او را مخفى و شخص او را نهان مى دارد تا هنگامى که به دستور او ظهور کند بیعت قدرتمدارى را به گردن نداشته باشد او نهمین امام معصوم از نسل برادرم حسین ـ علیه السلام ـ است و فرزند بهترین کنیزان. خداوند در غیبت او عمر او را طولانى مى کند و سپس به قدرت خویش او را در چهره ى جوانى کمتر از چهل سال ظاهر مى سازد تا همگان بدانند که خداوند بر هر کارى تواناست.

امام حسین (ع):

شیخ صدوق درکتاب کمال الدین ازامام صادق (ع) نقل حدیث می کند که امام حسین (ع) فرمود:پسرنهمین من سنتی ازیوسف وسنتی ازموسی بن عمران دارد واوقائم مااهلبیت است که خداونددریک شب کاراورااصلاح می کند.وهمچنین ازامام حسین روایت شده است که فرمودند:مادوازده مهدی داریم. اول آنهاامیرالمومنین علی (ع) وآخرآنهانهمین فرزندمن است ،اوامامی است که قیام به حق می نمایدخداوندزمین راپس ازآن که (باکفروبدبینی اهلش) مرده باشد،به وسیله اوزنده می گرداندوهم به وسیله اودین حق (اسلام) رابرهمه ادیان غالب می گراند،هرچندمشرکان نخواهند. برخی ازروی سرزنش به آنهامی گویند:اگرراست می گویید موقع ظهورامام زمان شماچه وقت است؟ امام جواب می دهد. اماان الصابرفی غیبته علی الاذی والتکذیب به منزله المجاهدبالسیف بین یدی رسول الله . آگاه باشیدآنهاکه درغیبت وی باتحمل رنجهاوتکذیب بی دینان برعقیده ،لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه عزّ وجلّ ذلک الیوم حتّى یخرج رجل من ولدى یملأها عدلاً وقسطاً کما ملئت جوراً وظلمًا، کذلک سمعت رسول اللّه صلى اللّه علیه وآله یقول.اگر از عمر این جهان تنها یک روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را طولانى مى سازد تا مردى از فرزندان من ظهور کند و جهان را همانگونه که از ظلم و جور لبریز گشته است از عدالت پر سازد. این واقعیت را همین گونه پیامبر خدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ فرمود.و نیز از آن حضرت نقل شده که فرمودند:لو قام المهدی لأنکره الناس، لأنّه یرجع إلیهم شابّاً وهم یحسبونه شیخاً کبیراً.اگر مهدى ـ علیه السلام ـ قیام کند مردم او را انکار مى کنند و نمى شناسند زیرا آن حضرت در اوج جوانى ظهور مى کند و حال آنکه آنها مى پندارند که او پیر و کهنسال است.

امام علی بن حسین (ع):

شیخ صدوق درکتاب کمال الدین ازابوحمزه ثمالی روایت می کند که امام زین العابدین علی بن الحسین (ع) فرمودند:آیه شریفه واولوالارحام بعضهم اولی ببعض فی الکتاب الله یعنی:خویشان انسان برخی بربرخی مقدم می باشند درباره مانازل گردیده وجعلهاکلمه باقیه فی عقبه یعنی :خداوندامامت رادرنسل امام حسین (ع)تاروزقیامت برقرارداشته است وفرمود:قائم مادوغیبت داردکه یکی ازدیگری طولانی ترمی باشد. غیبت اول شش روزوشش ماه وشش سال است وغیبت دومی جندان طولانی است که اکثرآنهاکه به ویع قیده دارندمنحرف می گردندوجزکسانی که یقین قوی ومعرفت صحیح دارندوتسلیم مااهلبیت می باشند،کسی براین عقیده ثابت نمی ماند.بعد از شهادت سیدالشهداء (ع) در شام حضرت سجّاد (ع) در روز جمعه اى که یکى از سردمداران یزید خطبه ى شوم خود را مى خواند، امام سجاد (ع) در آنجا بپا خواست و او را با تندى خطاب کرد و بعد مطالبى ایراد نمود; از آن جمله فرمود:أیّها الناس! أعطینا ستّاً وفضّلنا بسبع، أعطینا العلم والحلم والسماحة والفصاحة والشجاعة والمحبّة فی قلوب المؤمنین وفضّلنا بأنّ منّا النبیّ المختار ومنّا الصدّیق ومنّا الطیّار ومنّا أسد اللّه وأسد رسوله ومنّا سبطی هذه الأُمّة ومنّا مهدیُّ هذه الأُمّة .هان اى مردم! خدا به ما شش ویژگى عطا فرموده و با شش امتیاز ما را بر همگان فضیلت و برترى بخشیده است خدا به ما نعمت گران بهاى دانش، بردبارى، سخاوت، فصاحت و شجاعت عنایت فرمود; و بذر مهر و محبّت ما را بر دلها و قلبهاى باایمان افشانده است. و نیز ما را به هفت ویژگى برترى و فضیلت بخشیده است پیامبر برگزیده ى خدا از ماست و صدّیق امّت امیر مؤمنان و جعفر طیّار و حمزه شیر خدا و پیامبر و دو نواده ى گرانمایه ى پیامبر حسن و حسین ـ علیها السلام ـ و مهدىّ این امّت از ماست.و نیز آن حضرت فرمودند:القائم منّا تخفى ولادته على النّاس حتّى یقولوا: لم یولد بعد، لیخرج حین یخرج ولیس لأحد فی عنقه بیعة . قائم که از ماست ولادت او بر مردم مخفى مى ماند به گونه اى که مردم مى گویند: او هنوز بدنیا نیامده است تا بدینگونه ظهور کند و به هنگامه ى ظهور، بیعت هیچ کس را بر عهده نداشته باشد.

امام باقر(ع):

ابوالجارود نقل می کندکه امام باقر(ع) به من فرمود:ای ابوالجارود موقعی که اوضاع روزگار دگرگونشود ومردم بگویند: قائم آل محمدمرده یاهلاک شده ،یابگویندبه کدام بیابان رفته است،وآنهاکه خواستارنابودی اومی باشند بگویند:کسی که استخوانهایش پوسیده چگونه ظهورمی کند؟شمابه ظهوروی امیدوارباشید،وچون بشنویدکه ظهورنمودی به سوی وی بشتابید ولوباخزیدن ازروی برف باشد. ازابوحمزه ثمالی نقل است که امام باقر(ع) فرمودند:نردیک ترین وداناترین مردم به خداوندمتعال ،محمد وائمه صلوات الله علیهم اجمعین هستند. پس ازهرراهی که آنهامی روند شماهم بروید وازهرکس کناره گرفتندشمانیزکناره بگیرید.ابو جارود از امام باقر ـ علیه السلام ـ آورده است که روزى به من فرمود:یا أبا جارود! إذا دار الفلک وقال الناس: مات القائم أو هلک، بأیِّ واد سلک وقال الطالب: انّى یکون ذلک وقد بلیت عظامه فعند ذلک فأرجوه، فإذا سمعتم به فأتوه ولو حبواً على الثلج. یعنى اى ابا جارود اگر روزگار به گونه اى بود که مردم گفتند: «قائم آل محمّد (ع) از دنیا رفته یا به شهادت رسیده و یا سرنوشت او روشن نیست و دیگرى گفت که از کجا چنین خبرى خواهد بود . در همان اوج حیرت و ناامیدى و تردید مردم، تو به ظهور او امیدوار باش و هنگامى که خبر ظهور او را شنیدى به هر صورت ممکن، حتى خزیدن بر روى برف بسوى او بشتاب».و همچنین بانوى دانش پژوهى به نام «امّ هانى» مى گوید: بامدادى بر حضرت باقر (ع) وارد شدم و گفتم:یا سیدی! آیة فی کتاب اللّه عزّ وجلّ عرضت بقلبى فاقلقتنی واسهرتنی قال: فاسألی یا أُمّ هانی قالت: قلت قول اللّه عزّ وجلّ: (فلا أقسم بالخنّس الجوار الکنّس) قال: نِعْمَ المسألة سألتینی یا أُمّ هانی! هذا مولود فی آخر الزمان، هو المهدی من هذه العترة تکون له حیرة وغیبة یضلّ فیها أقوام ویهتدی فیها أقوام، فیاطوبى لکِ ان أدرکتیه ویاطوبى لمن أدرکه. سرورم! آیه اى از قرآن شریف ذهن و فکرم را بخود مشغول داشته و خوابم را ربوده است فرمود: کدام آیه ام هانى، بپرس! گفتم: این آیه ى شریفه (فلا أُقسم بالخنس الجوار الکنّس)فرمود: خوب مسأله اى پرسیدى اى ام هانى این مولودى است در آخر الزمان او مهدى عترت پیغمبر است براى او غیبت و حیرتى است که گروهى در آن گمراه مى گردند و گروههایى راه حق و هدایت را مى یابند. خوشا بحالت اگر او و زمان او را درک کنی‌و خوشا بحال آنانکه او را درک کنند.

امام جعفر صادق (ع):

شیخ صدوق درکتاب کمال الدین وعلل الشرایع ازسدیرروایت می کندکه گفت: ازامام صادق (ع) شنیدم که می فرمودند: قائم ماراغیبتی طولانی می باشد .عرض کردم :یا ابن رسول الله برای چه غیبت می کند؟فرمودند:خداوندعزوجل اراده نموده که علائم تمام انبیاءرادرمدت غیبتشان درباره اونیزعملی گرداند. چنانکه خداوند درقرآن می فرماید:لترکبن طبقاعن طبق یعنی هرسنتی که قبل ازشمابوده است دراین امت جاری است. شیخ صدوق درکتاب امالی ازآن امام نقل می کند که فرمودند:که درباره امام زمان (عج) این شعررافرمود:لکل اناس دوله یرقبونهاودولتنافی آخرالدهریظهریعنی :هرگروهی ازمردم دولتی دارندکه انتظارآن رامی کشندودولت مانیزدرآخرالزمان ظاهرمی گردد.از امام صادق (ع) روایت شده که فرمودند:من أقرّ بجمیع الأئمّة ـ علیهم السلام ـ وجحد المهدی کان کمن أقرّ بجمیع الأنبیاء وجحد محمّداً ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ نبوّته. فقیل له: یابن رسول اللّه فمن المهدی من ولدک؟ قال ـ علیه السلام ـ : الخامس من ولد السابع یغیب عنکم شخصه ولا یحلّ لکم تسمیته».هر کس به همه ى امامان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ ایمان آورد و مهدى آنان را نپذیرد بسان کسى است که به همه ى پیامبران خدا ایمان آورد امّا رسالت آخرین آنان محمّد ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ را انکار کرده باشد. از آن حضرت سؤال شد: اى فرزند رسول خدا! مهدى ـ علیه السلام ـ کیست آیا از فرزندان شماست. فرمودند: پنجمین امام از نسل پسرم «موسى» است او از نظرها غایب مى گردد و آوردن صریح نام مقدسش براى شما روا نیست.

امام موسی کاظم :

درعلل الشرایع ازعلی بن جعفرواوازبرادرش امام موسی کاظم (ع)نقل کرده که فرمودند:هنگامی که پنجمین امام ازاولاد هفتمین امام پنهان گردد برای حفظ دیانت خودبه خداپناه می ببرید. مباداکسی دین راازکف شمابرباید. ای فرزندصاحب الامرناگزیر ازغیبتی است که بعضی ازمعتقدین به وی ازاعتقادخودبرگردند. غیبت اوامتحانی است که خداوندبندگان خودرابه آن وسیله امتحان می کند. اگرپدران ونیاکان شمادینی صحیح ترازاین سراغ داشتند،ازآن پیروی می کردند.

یونس بن عبدالرحمن آورده است که بر امام هفتم علیه السلام وارد شدم و گفتم: یابن رسول اللّه! أنت القائم بالحق؟ فقال ـ علیه السلام ـ «أنا القائم بالحق ولکنّ القائم الذی یطهّر الأرض من أعداء اللّه ویملأها عدلاً کما ملئت جوراً هو الخامس من ولدی، له غیبة یطل أَمَدُها خوفاً على نفسه، یرتدّ فیها أقوام ویثبت فیها آخرون . . . طوبى لشیعتنا المتمسکین بحبلنا ـ وفی نسخة: بحبّنا ـ فی غیبة قائمنا، الثابتین على موالاتنا والبراءة من أعدائنا أُولئک منّا ونحن منهم، قد رضوا بنا أئمّة ورضینا بهم شیعة وطوبى لهم هم ـ واللّه ـ معنا فی درجتنا یوم القیامة.سرورم آیا شما قائم به حق هستید فرمود: آرى من قائم به حق هستم امّا آن قائمى که زمین را از دشمنان خدا پاک مى سازد و آن را همانگونه که هنگامه ى ظهورش از ستم و بیداد لبریز است از عدل و داد سرشار و مالامال مى سازد، او پنجمین امام از نسل من است. او به فرمان خدا و براى حفظ جان خویش، غیبتى طولانى خواهد داشت به گونه اى که گروههایى راه ارتداد در پیش مى گیرند و گروهى در دین خدا و اعتقاد به امامت ثابت قدم مى مانند. آنگاه فرمود: خوشا به حال شیعیان ما آنانکه در عصر غیبت قائم ما به ریسمان ولایت و محبّت اهل بیت چنگ زده و بر دوستى ما پایدار بوده و به بیزارى از دشمنان ما استوارند; آنان از ما هستند و ما از آنان، آنان به امامت ما خشنودند و ما به پیروى آنان از اهل بیت پیامبر خویش. راستى که خوشا به حال آنان! بخداى سوگند که آنان در روز رستاخیز با ما و در درجه ى ما خواهند بود.امام رضا(ع) :شیخ صدوق درکتاب علل الشرایع وعیون اخباررضاازحسن بن فضال واوازپدرش ازامام رضا(ع) روایت می کندکه فرمودند:گویاشیعه رادرموقع ازدست دادن سومین امام ازفرزندانم می بینم که ازهرسواوراجستجوکنندنیابند. عرض کردم :یابن رسول الله برای چه ؟ فرمود:برای این که امام آنهاغایب می گردد. فقلت ولم ؟ قال:لئلایکون فی عنقه لاحدبیعه اذاقام بالسیف . عرض کردم چراغایب می شود؟فرمود:برای این که وقتی با شمشیرقیام می کند،بیعت هیچ پادشاهی درگردن اونباشد.همچنین امام رضافرمودند:دنیافتنه ای درجلوداردکه آتش آن دامن خاص وعام راخواهدگرفت ،واین درمواقعی است که شیعیان مافرزند سوم مراازدست بدهندواهل آسمان وزمین ومرد وزن دل سوخته وهرغم زده مصیبت رسیده ای به خاطرازدست دادن وی گریه کند. پدرومادرم به فدای اوبادکه هم نام جدم (پیامبر(ص) ) وشبیه من وشبیه موسی بن عمران (ع) است. لباسهای نورانی پوشیده که ازشعاع انوارقدس ،می درخشد چه زنان ومردان باایمانی که چون ماءمعین راازدست بدهند،حیران وغمگین ومتاسف گردند گویاآنهارامایوس ومتحیرمی بینیم ،آنهاراچنان صدا زنندکه ازدورشنیده شود،چنان که ازنزدیک شنیده می شود.هنگامى که دعبل خزاعى آن شاعر اندیشمند اهل بیت ـ علیهم السلام ـ بر حضرت رضا ـ علیه السلام ـ وارد شد و قصیده ى معروف خویش را خواند تا به این شعر رسید که:

         خروج امام لا محالة خارج                                                  یقوم على اسم اللّه والبرکاتِ

        یمیّز فینا کلّ حق وباطل                                                        ویجزى على النعماء والنقماتِ

قیام شکوهمند امام راستین از خاندان رسالت که بى تردید ظهور خواهد نمود در پرتو نام بلند خدا و برکات او در بین ما حق و باطل را از هم جدا مى کند و بر نعمت ها و کردارهاى شایسته و نیز بیدادها و ناهنجاریها کیفر در خور خود را خواهد داد.امام رضا (ع) به شدّت گریست و فرمود:«یا خزاعی! نطق روح القدس على لسانک بهذین البیتین . . . فهل تدری من هذا الامام؟ ومتى یقوم؟ فقال: لا یا مولای! . . . إلاّ أنّی سمعتُ بخروج امام منکم یطهّر الأرض من الفساد ویملأها عدلاً کما ملئت جوراً.» فقال الامام ـ علیه السلام ـ : یا دعبل الامام بعدی: محمّد ابنی وبعد محمّد ابنه علی وبعد علی ابنه الحسن وبعد الحسن ابنه الحجّة القائم المنتظر فی غیبته المطاع فی ظهوره، لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتّى یخرج فیملأ الأرض عدلاً کما ملئت جوراً».

اى دعبل خزاعى! روح القدس بر زبان تو این دو بیت را گذارد. آیا مى دانى این امام کیست و کى قیام مى کند؟ پس عرض کرد نه مولاى من! مگر اینکه من شنیده ام امامى از شما خروج مى کند که زمین را از فساد پاک مى کند و آنرا پر از عدل مى سازد همچنانکه از جور پر شده باشد. پس امام ـ علیه السلام ـ فرمود: اى دعبل! امام بعد از من محمّد پسرم و بعد از محمّد، على پسرش و بعد از على پسرش حسن و بعد از حسن پسرش حجّت قائم است که در غیبت انتظار او کشیده مى شود و زمان ظهور او از او اطاعت مى شود اگر از دنیا نمانده باشد مگر یک روز خداوند آن روز را آنقدر طولانى مى کند تا او خروج کند و زمین را پر از عدل کند چنانکه از جور پر شده است. بعد در ادامه ى فرمایشاتشان فرمودند که کسى از وقت ظهور او خبر ندارد و ناگهان به شما ظاهر خواهد شد.

امام محمدتقی (ع):

شیخ صدوق درکمال الدین ازحضرت عبدالعظیم حسنی نقل می کندکه گفت:خدمت امام محمدتقی (ع) رسیدم تادرباره قائم ازوی سوال کنم که آیامهدی اوست؟ حضرت پیش ازمن به سخن پرداخت وفرمود:ای ابوالقاسم قائم ماهمان مهدی است که بایددرغیبتش منتظراوباشندودرموقع ظهورش فرمانبرداری اوکنند. اوفرزندسومی من است به خدایی که محمدرابه پیغمبری ومارابه امامت برگزیده است،قسم یادمی کنم که اگرجزیک روز،ازعمردنیانمانده باشد،خداوندآن روزراچنان درازگرداند تاظهورکندوزمین راپرازعدل ودادنماید.خداوندکاراورادریک شب اصلاح نمایدچنان که مشکل موسی کلیم رادریک شب اصلاح کرد،یعنی ازساحل مصربه وادی ایمن آمدتامگربرای گرم کردن زنش آتشی ببردولی وقتی آمدخداونددرهمانجااوراپیغمبرگردانیدوچون مراجعت کردپیغمبربود.آن گاه فرمود:بهترین اعمال شیعیان ماانتظارفرج امام زمان است .حضرت عبدالعظیم حسنى نقل مى کند به محضر امام جواد ـ علیه السلام ـ شرفیاب شدم و تصمیم گرفتم که از او بپرسم آیا او قائم آل محمّد ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ است یا دیگرى; امّا پیش از آنکه سخن آغاز کنم فرمود: یا أبا القاسم! انّ القائم منّا هو المهدیّ! الذی یجب أن یُنتظَر فی غیبته ویطاع فی ظهوره وهو الثالث من وُلدی. والّذی بعث محمّدا ـ صلّى اللّه علیه وآله ـ بالنّبوة وخصّنا بالامامة انّه لو لم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه ذلک الیوم حتّى یخرج فیه فیملأ الأرض قسطاً وعدلاً کما ملئت جوراً وظلماً وانّ اللّه تبارک وتعالى یصلح له أمره فی لیلة. کما أصلح أمر کلیمه موسى ـ علیه السلام ـ إذ ذهب لیقتبس لأهله ناراً فرجع وهو رسول نبیّ.

اى ابا القاسم! همانا قائم از ما، مهدى ـ علیه السلام  مى باشد آن کسى که واجب است در زمان غیبتش، انتظارش را برند و پس از ظهورش فرمانش را اطاعت کنند و او سومین فرزند از نسل من است. قسم به خدایى که محمّد را به نبوّت مبعوث نمود و ما را به امامت برگزید اگر از عمر این جهان تنها یک روز باقى مانده باشد خداوند آن روز را طولانى خواهد ساخت تا او ظهور نموده، جهان را پر از عدل و داد سازد، همانگونه که به هنگامه ى ظهورش از ستم و بیداد لبریز است. خداوند کار قیام او را در یک شب اصلاح مى کند همانگونه که کار رسالت و نبوت کلیم خود، موسى بن عمران را به هنگامى که بسوى آتش رفت تا براى خانواده ى خود از آن برگیرد، اصلاح فرمود و او در حالى بازگشت که به رسالت برانگیخته شده بود.

امام هادی (ع):

مرحوم صدوق از ابى دلف آورده است که گفت: خود از حضرت هادى ـ علیه السلام ـ شنیدم که فرمود:انّ الامام بعدی الحسن ابنی وبعد الحسن ابنه القائم، الذی یملأ الأرض قسطاً وعدلاً کما ملئت جوراً وظلماً.امام پس از من فرزندم حسن است و پس از او پسرش «قائم» مى باشد، همو که زمین را از عدل و داد پر مى کند همانگونه که از ستم و بیداد لبریز شده باشد.

امام حسن عسگری (ع):

شیخ صدوق درکمال الدین ازاسحاق بن ایوب روایت نموده که ازامام حسن عسگری(ع) شنیدم که می فرمود:صاحب الزمان کسی است کهم ردم خواهندگفت هنوزمتولدنشده است. چون امام علی النقی ازدنیارفت ،شیعیان نامه به حضرت امام حسن عسگری(ع)نوشته وازامام بعدازاوپرسیدند.امام درجواب فرمود:مادام که من زنده ام ،امام من می باشم ،وچون من ازدنیابروم ،جانشین مراخواهید دیدولی به اودسترسی خواهید داشت .احمد بن اسحاق که از اصحاب امام عسکرى (ع) است مى گوید: خود از امام عسکرى ـ علیه السلام ـ شنیدم که مى فرمود: الحمد للّه الذی لم یُخرجنی من الدنیا حتّى أرانی الخلف من بعدی، أشبه الناس برسول اللّه صلّى اللّه علیه وآله خلقاً وخُلقاً، یحفظه اللّه تبارک وتعالى فی غیبته، ثمّ یُظْهره فیملأ الأرض عدلاً وقسطاً کما ملئت جوراً وظلماً.خداى را سپاس که مرا از این جهان بیرون نبرد تا جانشین و امام پس از مرا به من نشان داد. پسرم در چهره، خلق و خوى، شبیه ترین مردم به پیامبر خداست. خداوند او را در دوران غیبتش حفظ خواهد کرد و آنگاه او را فرمان ظهور خواهد داد و آن حضرت، زمین را از عدل و داد لبریز خواهد ساخت همانگونه که از ستم و بیداد پر شده باشد.


یکشنبه 2 خرداد 1389

فضیلت صدقه دادن

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

مفاسد خیانت و حقیقت امانت

رسول خدا(ص) در این روایت، پس از توصیه به ورع، دوری از خیانت را سفارش نمود. البته ورع دوری از كل مجرمات است و از جمله دوری از خیانت؛ لذا باید خیانت را كه دوری از آن در این روایت سفارش شده است اعم از معنای عرفی آن دانست. توجه به روایات معصومین – علیهم السلام – درخصوص ضرورت رد امانت و پرهیز از خیانت، اهمیت موضوع را از دیدگاه شارع روشن می سازد. انسان موجودی است اجتماعی و زندگی انفرادی برای هیچ كس ممكن نیست. اگر بر اثر خیانت اعتماد متقابل از بین برود نمی توان به راحتی زندگی كرد. در این زمینه روایاتی عرضه می شود:

امام صادق(ع) فرمود:

"به طولانی بودن ركوع و سجود مرد نگاه نكنید؛ زیرا این چیزی است كه به آن عادت كرده و اگر آن را ترك كند، به هراس می افتد؛ اما به راستگویی و ادای امانت او نگاه كنید".

همچنین در روایتی از امام صادق(ع) آمده است كه "امام علی(ع) به آن پایه نزد رسول خدا(ص) نرسید مگر به راستگویی و ادای امامت".

امام علی(ع) فرمود: "امانت را رد كنید؛ اگرچه به كشنده پسرهای پیغمبران باشد".

همچنین امام سجاد(ع) فرمود: "قسم به آن كه محمد – صلی الله علیه وآله – را به راستی به پیامبری برگزید، اگر كشنده پدرم حسین بن علی مرا امین قرار دهد و شمشیری را كه با آن پدرم را كشت به من امانت دهد، آن را به او بر می گردانم" این گونه روایات اهمیت ادای امانت را روشن می كند.

بعضی امانات حق

خداوند متعال تمام قوای ظاهری و باطنی ما را به عنوان امانت به ما مرحمت نمود. پس اگر در هنگام ملاقات با او، این امانات را بدون آلودگی به عالم طبیعت به او برگردانیم امین بوده ایم؛ والا خیانت كرده ایم و از اسلام و ملت رسول الله بیرون هستیم.

در روایات فراوانی امانت مصرح در آیه قرآن، به ولایت امیرالمؤمنین(ع) تفسیر شده است كه طبعاً با پیروی از حضرت امیر و اولادش به دست می آید نه صرف دوستی؛ زیرا دوستی لوازمی دارد كه باید به آنها مقید بود.

خوف از خدا

خوف از پروردگار از منازل سلوك است كه دارای رتبه ای بالا و منشأ بسیاری از فضائیل نفسانی است.

اسحاق بن عمار می گوید: "امام صادق (ع) فرمود: ای اسحاق! از خداوند بترس، مثل آن كه او را می بینی، و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند، و اگر گمان كنی كه تو را نمی بیند، كافر می شوی و اگر بدانی كه تو را می بیند و در عین حال گناه كنی، او را پست ترین نظر كنندگان به خودت قرار داده ای".

هر گاه كسی چگونگی تجلیات پروردگار را در هستی بفهمد، خواهد دانست كه خداوند در همه چیز حضور دارد و طبعاً از مخالفت با آن ذات مقدس پرهیز خواهد كرد.

البته هر كس بسته به میزان ایمانی كه دارد، حضور پروردگار را قائل است. مثلاً مؤمنان با ترك گناه و انجام دادن واجبات حضور خداوند را پاس می دارند و مجذوبین به ترك توجه به غیر خدا این حضور را حرمت می نهند و دیگران به گونه ای دیگر؛ و این روایت كه امام صادق(ع) فرمود: اگر تو او را نمی بینی، او تو را می بیند؛ خود مرتبه ای از حفظ پروردگار می باشد.

گریه از خوف پروردگار

در روایات در خصوص گریه از خوف پروردگار فضیلت بسیاری ذكر شده است. امام صادق(ع) به نقل از پدران خود و آنان از رسول خدا(ص) نقل كرده اند: "كسی كه از ترس پروردگار چشمانش گریان شود در ازای هر قطره اشك در بهشت قصری مزین به دّر و گوهر به او عنایت شود كه هیچ چشمی ندیده  و هیچ گوشی نشنیده و به قلب كسی خطور نكرده است".

همچنین امام باقر(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود:

"هیچ چیز نیست مگر این كه برای آن معادلی است مگر خداوند كه چیزی معادل وی نیست؛ و لا اله الا الله كه چیزی با آن معادله نمی كند؛ و قطره اشك از ترس پروردگار كه، هم میزان آن چیزی نمی باشد و هر گاه به روی [صاحبش] جاری شود، آن [روی] را هرگز غبار ذلت فرا نخواهد گرفت".

نیز امام صادق(ع) فرمود: "هر چیزی را كیل و وزنی است، مگر گریه كه قطره ای از آن دریاهای آتش را خاموش می كند".

نیز از آن حضرت آمده است:"اگر یك نفر گریه كننده در یك امت باشد، همه امت مورد رحمت حق قرار می گیرند".

پاداش بسیار برای اعمال كوچك

برای برخی افراد غیرقابل درك است كه چگونه برای فلان عمل كوچك پاداش های بزرگ در روایات قید شده است. اینها غافلند از این كه ممكن است عملی نزد ما كوچك باشد؛ اما صورت غیبی و ملكوتی آن بزرگ است. رسول خدا(ص) از لحاظ هیكل و اندام یكی از موجودات كوچك این عالم بود، در حالی كه روح مقدسش محیط به ملك و ملكوت و واسطه ایجاد آسمان ها و زمین است.

از سوی دیگر باید دانست كه بنای عالم بر تفضل و گسترش رحمت الهی است و تفضلات پروردگار را حد و انتهایی نیست و خداوند نعمت هایی كه به مخلوقات داده، بدون استحقاق بوده است؛ پس چه مانعی دارد كه برای اعمال كوچك، ثواب و پاداش های عالی به بندگان عطا نماید؟ بنابراین نمی توان این گونه روایات را انكار كرد و یا تأویل نمود. انكار بی سبب این گونه اخبار از ضعف ایمان است و باید در برابر آنها تسلیم بود؛ زیرا هیچ چیز برای به كمال رسیدن شخص بهتر از تسلیم نزد اولیاء حق نیست؛ مثلاً در آیه قرآن آمده است كه شب قدر از هزار ماه بهتر است. با توجه این كه اینها در قرآن است، قابل خدشه نیست، یا مثلاً تمام عمر ما كه پنجاه یا شصت سال است، اگر تمام آن را هم عبادت كنیم، باز هم در مقابل بهشتی كه ذكر شده است، ناچیز است؛ پس پاداش ها و ثواب های اعمال را باید بر محور دیگری (غیر از مقایسه مقدار عمل با پاداش) ارزیابی كرد.

عدد نوافل

منظور رسول خدا(ص) از پنجاه ركعت نماز كه از سنت خود به شمار آورد نمازهای واجب و نوافل است (با توجه به این كه دو ركعت نشسته بعد از نماز عشا یك ركعت به حساب می آید)

از برخی روایات استفاده می شود كه سیره رسول خدا(ص) بر همین پنجاه ركعت جاری بوده است. برخی روایات نیز گویای آن است كه برخی نمازها جایگزین هم دارند. البته این احادیث مختلف، اختلاف در دلالت ندارند. ممكن است سنت برتر، همان پنجاه ركعت باشد.

در هر حال نوافل، فضیلت بسیار دارند، و برخی روایات ترك آنها را معصیت شمرده و برخی روایات اینها را واجب شمرده و البته این نكته برای تأكید در به جا آوردن آنهاست و سزاوار این است كه انسان حتی الامكان آن را ترك نكند، چنان كه در روایتی آمده است: "شیعیان ما اهل پنجاه و یك ركعت نماز هستند." از برخی روایات عمل به آن استفاده می شود، نه صرف داشتن عقیده به این نكته. (در مقابل اهل سنت)

استحباب سه روز روزه هر ماه

از جمله سنت های رسول خدا(ص) كه در روایت به آن اشاره شده سه روز روزه گرفتن در هر ماه است. بیش از چهل حدیث در این زمینه وارد شده است. البته در كیفیت آن اختلاف نظر وجود دارد و آنچه مشهور است و با اخبار فراوانی موافقت دارد و رسول خدا(ص) در اواخر عمر به آن عمل كرده این است كهآن سه روز عبارت است از روزه پنج شنبه اول ماه كه روز عرضه اعمال است و چهارشنبه اول دهه دوم كه روز نحس مستمر و روز نزول عذاب است و پنج شنبه آخر از دهه آخر ماه می باشد كه باز روز عرضه اعمال است. در روایتی آمده است كه هر گاه قرار بود بر امت های گذشته عذابی نازل شود، در یكی از این روزها اتفاق می افتاد؛ لذا رسول خدا(ص) در این ایام خوفناك روزه گرفت. در حدیث است كه روزه این سه روز معادل روزه همیشگی است و به این آیه اشاره شده "كه هر كس كار نیكی انجام بدهد، ده برابر آن پاداش می بیند." (انعام/160)

فضیلت صدقه دادن

از دیگر سنت های رسول خدا(ص) كه در این روایت به آن اشاره شده صدقه دادن است. كمتر مستحبی است كه به پایه صدقه دادن برسد و روایات بر استحباب این عمل دلالت دارند؛ حتی بر كسانی كه خارج از مذهبند و حتی نسبت به حیوانات.

ابن سنان می گوید: "امام صادق(ع) فرمود: برای شیطان هیچ چیز از صدقه دادن مؤمن گران تر نیست. وصدقه قبل از آن كه به دست بنده برسد، در دست پروردگار متعال قرار می گیرد."

همچنین آن حضرت فرمود:

"خدای متعال چیزی را خلق نكرد مگر آن كه برای آن نگاهبانی است كه آن را نگه می دارد، مگر صدقه كه خدای متعال خودش آن را نگه می دارد و پدرم وقتی صدقه می داد، آن را در دست سائل قرار می داد، پس آن را از وی می گرفت و می بوسید و می بویید، سپس آن را به سائل بر می گرداند".

این مضمون در روایات دیگر هم وارد شده و شخص باید بداند كه صدقه در دست چه كسی قرار می گیرد؛ لذا مبادا آزار و منتی بر آن واقع گردد و اگر خاضعانه آن را به سائل مؤمن برگرداند، نسبت به پروردگار خضوع كرده است؛ و خدا می داند این كه امام باقر(ع) صدقه را از سائل بازپس می گرفت و می بوسید و می بویید، چه آرامش و سكونت خاطری پیدا می كرد. افسوس كه این نویسنده غرق در هوای نفس از محبت اولیاء دركی نكرده و از جذبات چیزی نفهمیده است. خداوندا! تو خود ما را به نور هدایت دستگیری فرما و از این خواب سنگین بیدار كن!

همچنین امام صادق(ع) به نقل از رسول خدا(ص) فرمود: "زمین قیامت، آتش است مگر سایه مؤمن و جوار او كه صدقه وی او را سایه انداخته و حفظ كرده است".

همچنین در روایت آمده است: "خدای متعال، صدقه را تربیت می كند، آن گونه كه شما بچه شتر را تربیت می كنید و اگر شما نصف خرما صدقه دهید، خداوند آن را تربیت می كند و روز قیامت آن را به بنده می دهند، حتی اگر مثل كوه احد یا بزرگ تر از آن باشد".

هر كس صبح صدقه بدهد، از بلاهای آسمانی در آن روز مصون می ماند و اگر در اول شب صدقه دهد، از بلاهای آسمانی در آن شب در امان می ماند، و اگر كسی اهل بیت مسلمانی را كفایت نماید، گرسنگی شان را رفع نماید، بدن آنها را بپوشاند و آبروی آنها را حفظ كند از هفتاد حج برتر است.


تعداد کل صفحات: 12 ... 4 5 6 7 8 9 10 ...