تبلیغات
احادیث دینی - احادیثی در مورد توبه قسمت 2
جمعه 15 مرداد 1389

احادیثی در مورد توبه قسمت 2

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

چند حدیث دیگر درباره توبه

 

59- امام صادق(ع): همانا مومن گناهی می کند و پس از بیست سال به یادش می آید. پس، از خدا راجع به آن گناه آمرزش می خواهد و خداوند بیامرزدش و هر آینه

این امر توفیقی از جانب خدا برای اوست که او را مورد لطف و بخشش خویش قرار دهد. و همانا کافر گناهی می کند و همان ساعت آنرا فراموش می کند. 

اصول کافی جلد 4 صفحه 172

 

60- امام باقر(ع): به محمدبن مسلم فرمودند: ای محمّد گناهان مومن که از آن توبه کرده، آمرزیده شده است و باید برای آینده اش پس از توبه کار نیک کند. من گفتم اگر

 پس از توبه و استغفار از گناهان باز گناه کرد و باز توبه نمود؟ در پاسخ فرمودند: ای محمدبن مسلم تو پنداری که بنده مومن از گناه خویش پشیمان گردد و از آن آمرزش

 خواهد و توبه کند. سپس خدا توبه اش را نپذیرد گفتم: چند بار این کار را کرده و از خدا آمرزش خواسته. فرمود: هر قدر مومن از آمرزش خواهی به خدا رو کند ،

 و توبه کند خدا هم همان مقدار به آمرزش او باز می گردد هر چند دفعاتش فراوان باشد به راستی که خداوند زیاد آمرزنده و مهربان است و توبه را می پذیرد و از بد

کرداریها می گذرد. مبادا تو مومنین را از رحمت خدا نا امید سازی.       اصول کافی جلد 2 صفحه 432

 

61- امام باقر (ع) : به خدا سوگند ! خداوند از مردم جز دو خصلت نخواسته است : 1. اعتراف به نعمتهای خدا ( شکر گذاری ) تا نعمت را برایشان بیشتر کند.

2. اعتراف کردن به گناهان ( به پیشگاه خدا ) تا خدا گناهان را بیامرزد.   اصول کافی جلد 4 صفحه 158

 

62- امام صادق (ع) : همانا مرد ( گاهی ) گناه کند و خدا به وسیله آن او را به بهشت ببرد ، عرض کردم : خداوند به سبب گناه او را به بهشت ببرد ؟ فرمود : آری ،

هر آینه او گناه کند و پیوسته از گناهی که کرده ترسان است و بر خود خشمناک است ( یا توبه می کند ) پس خدا به او ترحم می کند و او را به بهشت می برد.

  توضیح :

  مجلسى (ره ) گوید: این حدیث دلالت كند بر اینكه گناهى كه باعث خضوع گردد بهتر از طاعتى است كه موجب باشد.

 

63- امام صادق (ع) : همانا خداوند دوست دارد بنده ای را که در گناه بزرگ به او توجه کند ( و از او آمرزش بخواهد ) و دشمن دارد بنده ای را که گناه اندک را کم و

خوار شمارد و به آن بی اعتنا باشد ( و به فکر توبه و تدارک آن نباشد )    اصول کافی جلد 4 صفحه 159

 

64- امام صادق (ع) : امیر المومنین علی (ع) فرموده است : همانا پشیمانی از گناه ، انسان را به دست کشیدن از آن وا میدارد.   اصول کافی جلد 4 صفحه 159

 

65- امام رضا (ع) : پنهان کننده کار خوب و نیک ( کردارش ) برابر هفتاد حسنه است ( هرچه کار نیک  مخفیانه تر انجام شود حسنات و ثوابش بیشتر است ) ، و

آشکار کننده کار بد مخذول است ( زیرا بر گناهی که می کند پافشاری و بی باکی می کند و در مقابل خدا غیوری می کند و برای دیگران تعریف می کند )، و پنهان کننده

کار بد آمرزیده است ( این سخن دلالت بر این دارد که اگر کسی هم گناهی انجام داد برای کسی تعریف نکند و توبه واقعی کند ). اصول کافی جلد 4 صفحه 160

  شرح :

  مجلسى (ره ) گوید: فاش كننده گناه از نظر بى باكى نسبت بشرع مقدس و بى شرمى مخذول است و توفیق از او گرفته شود، و پنهان كننده آن از نظر شرمى كه

  دارد آمرزیده شود نه از جهت نفاق و دو روئى ، و این خبر دلالت دارد كه پنهان داشتن طاعات بهتر از آشكار نمودن آن است چون از ریاء و سمعه دور است.

 

66- امام صادق (ع) : همانا مومن قصد و نیت انجام کار نیک کند ولی انجام ندهد و برایش یک حسنه نوشته شود ، و اگر کار نیک را انجام دهد ده حسنه برای او نوشته

 شود ، و همانا مومن قصد و نیت کار ناپسند و بد کند و آنرا انجام ندهد ، پس گناهی برای او نوشته نمیشود.   اصول کافی جلد 4 صفحه 162

 

67- از حضرت صادق (ع) درباره آیه 8 سوره تحریم ( ( ای آنانکه ایمان آوردید توبه کنید به سوی خدا توبه نصوح ) ) حضرت در جواب فرمود : یعنی بنده از گناه

توبه کند و دیگر به آن باز نگردد.  اصول کافی جلد 4 صفحه 164 

 

68- ابو بصیر راجع آیه 8 سوره تحریم ( ( ای آنانکه ایمان آوردید توبه کنید به سوی خدا توبه نصوح ) ) از حضرت امام صادق (ع) پرسیدم ؟ ( که معنای آن چیست؟ )

فرمود : آن گناهی است که هرگز به آن بازنگردد ، عرض کردم : کدام یک از ما هست که به سوی گناهی که توبه کرده باز نگردد ؟ !  فرمود : ای ابا محمد همانا

خداوند دوست دارد آنکس را که در فتنه ( گناه ) واقع شود و بسیار توبه کند. ( خدا دوست دارد بنده ای که در گناه ، افتاده بسیار توبه کند )     

  اصول کافی جلد 4 صفحه 165

69- امام صادق علیه السلام فرمود: هرگاه بنده استغفار كند (و از خداوند آمرزش خواهد) نامه عملش بالا رود در حالیكه مى درخشد.  اصول كافى جلد 4 صفحه 266

  70- ائمه اطهار (ع) : خدای عزوجل به توبه کنندگان سه خصلت داده است که اگر یکی از آنها را به تمامی اهل آسمانها و زمین بدهد به سبب آن همگی نجات یابند :

  1. خداوند توبه کنندگان را دوست دارد 2. فرشتگان برای توبه کنندگان آمرزش خواهند 3. خداوند به توبه کنندگان نوید امن و رحمت داده است. اصول کافی جلد 4 صفحه 166

  71-  امام باقر (ع) : به یکی از اصحاب به نام محمد بن مسلم فرمود : گناهان مومن که از آن توبه می کند برای او آمرزیده است ، و باید برای آینده  پس از توبه و آمرزش کار نیک کند ، هر آینه به خدا سوگند این فضیلت نیست مگر برای اهل ایمان ، عرض کردم : پس اگر بعد از توبه و استغفار از گناهان باز گناه کند و دوباره توبه کند ( چگونه است ؟ ) فرمود : ای محمد بن مسلم آیا باور داری که بنده مومن از گناه خود پشیمان شود و از آن آمرزش خواهد و توبه کند و خداوند توبه اش را نپذیرد ؟ عرض کردم : ( اگر ) چندین بار این کار را کرده ( یعنی توبه میکند ولی باز گناه می کند ) و باز گناه میکند و بعد توبه می کند و از خدا آمرزش میخواهد ( این چگونه است ؟ ( آیا توبه شان قبول میشود ؟ ) امام (ع) فرمود : هر وقتی که مومن با استغفار و توبه بازگردد ( توبه کند ) خداوند نیز با آمرزش او بر میگردد ( گناهش را بیامرزد ) و بدرستیکه خداوند آمرزنده مهربان است ، توبه را میپذیرد ، و از کردارهای بد می گذرد ، پس مبادا تو مومنان را از رحمت خدا ناامید کنی.  اصول کافی جلد 4 صفحه 167

  72- ابو بصیر گوید : از امام صادق (ع) از تفسیر خدای عزوجل پرسیدم ( که فرماید : همانا آنانکه پرهیزگاری کردند ) (( هرگاه شیطان رهگذری خود را بدانها ساید یادآور شوند و بناگاه بینا شوند )) ( سوره اعراف آیه 201 ) امام (ع) فرمود : او بنده ای است که نیت گناه کند سپس یاد آور خدا شود ( به یاد خدا بیفتد ) و از انجام دادن گناه خودداری کند ، پس این است گفتار خدا ( میفرماید ) : (( یاد آور شوند و بناگاه بینا شوند ))  اصول کافی جلد 4 صفحه 167

  73- حضرت باقر (ع) : کسی که از گناه کردن توبه می کند همانند کسی است که گناه ندارد. و کسی که در گناه کردن اسرار ورزد و در گناه بماند ولی آمرزش و بخشش از خدا خواهد مانند مسخره چی است. اصول کافی جلد 4 صفحه 168 ( یعنی کسی که در گناه بماند و بر ادامه گناه اسرار ورزد ولی از خدا بخشش و آمرزش خواهد مانند مسخره چی است که خود را یا احکام دین را یا پروردگار را مسخره کند).

  74- امام صادق (ع) : همانا خدای عزوجل وقتی بنده مومنش توبه کند شاد می شود مانند کسی که چیزی گم کرده و بعد گمشده اش را پیدا کند و خوشحال شود.   اصول کافی جلد 4 صفحه 169

  75- ائمه اطهار (ع) : برای هر چیز داروئی است و داروی گناهان آمرزشخواهی و استغفار است.  اصول کافی جلد 4 صفحه 172

  76- معاویة بن وهب گوید: (سالى ما) بطرف مكه حركت كردیم و با ما پیرى بود خداپرست و اهل عبادت (ولى ) معترف بمذهب شیعه نبود (و اطلاعى از آن نداشت ) و (بمذهب سنیها كه تمام خواندن نماز را براى مسافر جایز دانند) نمازش را در راه تمام میخواند و برادر زاده اى داشت مسلمان (و شیعه مذهب ) كه همراهش بود، پس آن پیر بیمار شد من ببرادر زاده اش گفتم : كاش مذهب شیعه را بعمویت پیشنهاد میكردى شاید خدا او را نجات دهد؟ همه همراهان ما گفتند: بگذارید پیر مرد بحال خو بمیرد زیرا همین حال كه دارد خوب است ، ولى برادرزاده اش تاب نیاورد تا بالاخره بدو گفت : اى عموجان همانا مردم پس از رسولخدا (ص ) مرتد شدند جز عده كمى ، و على بن ابیطالب مانند رسولخدا (ص ) بود كه پیروى و اطاعتش لازم بود، و پس از رسول خدا حق و طاعت از آن او بود: گوید: آن پیر مرد نفسى كشید و فریاد زد و گفت : من هم بر همین عقیده هستم ، و جانش از تن بیرون آمد (و مرد) و پس ما شرفیاب خدمت حضرت صادق (ع ) شدیم ، على بن سرى (یكى از همراهان ما) سخن پیر مرد را (یا جریان را) بآنحضرت عرض كرد: حضرت فرمود: او مردیست از اهل بهشت ، على بن سرى عرض كرد: آنمرد جز در آن ساعت از مذهب شیعه هیچ اطلاعى نداشت ؟ فرمود چه چیز دیگر از او مى خواهید؟ بخدا سوگند وارد بهشت شد.  اصول كافى جلد 4 صفحه 175
 

  77- عبدالرحن بن حماد در حدیثى مرفوع از برخى از اصحابش نقل كند كه امیرالمؤ منین علیه السلام در كوفه بر منبر بر آمد، خدا را سپاس گفت و ستایش كرد سپس فرمود: اى مردم همانا گناهان سه گونه اند (اینرا فرمود و خاموش نشست ) و از سخن گفتن خود دارى كرد، حبه عرنى (كه یكى از اصحاب آنحضرت بود) به وى عرض كرد: اى امیرالمؤ منان فردى گناهان سه گونه اند و دم فروبستى ؟ فرمود: من آنها را یاد نكردم جز اینكه مى خواستم شرح دهم ولى تنگى نفسى بر من عارض شد كه میان من و سخنم حائل شد، آرى گناهان سه گونه اند: گناهى كه آمرزیده است ، و گناهى كه آمرزیده نشود، و گناهى كه بر صاحبش هم امیدوار و هم بیمناكم ، عرض كرد: اى امیرالمؤ منان آنها را براى ما بیان فرما.
فرمود: آرى اما گناه آمرزیده : گناه آن بنده ایست كه خداوند او را در دنیا بر گناهش عقوبت كند پس خدا بردبارتر و كریمتر از آن است كه بنده خود را دوباره عقوبت كند، و اما گناهى كه آمرزیده نشود ستمكاریهائى است كه بندگان برخى به برخى كنند، زیرا چون خداوند تبارك و تعالى (بوسیله پیمبران و احكام ) بر خلقتش عیان شد بخودش سوگند یاد كرده و فرموده است : بعزت و جلالم سوگند كه ستم هیچ ستمكارى (بدون كیفر) از من نگذرد گرچه زدن مشتى بمشتى باشد یا مالیدن (دستى ) بدستى باشد (از روى لذت و هوسرانى ) و گرچه شاخ زدن شاخدارى به بیشاخى باشد پس براى بندگان از یكدیگر قصاص گیرد تا ستمى از كسى بر كسى (بدون كیفر) نماند، سپس آنها را (خداوند) براى حساب بر انگیزد، و اما گناه سوم گناهى است كه خداوند بر خلقش پنهان داشته ، و توبه از آنرا بر گنهكار روزى كرده ، و بوضعى در آمده كه از گناهش بیمناك و بپروردگارش امیدوار است ، پس ما براى او (یعنى این شخص گنهكار) همان حال را داریم كه خودش آن حال را براى خود دارد امید رحمت براى او داریم ، و از عذاب نیز بر او بیمناكیم . اصول كافى جلد 4 صفحه  178

  78- حمران گوید: از حضرت باقر علیه السلام پرسیدم از مردیكه (زناى با زن شوهر دار كرده است ) و حد بر او جارى شده و سنگسار شده آیا در آخرت هم عقاب شود؟ فرمود: خدا كریم تر از آن است (كه با اینكه در دنیا كیفر شده در آخرت نیز او را كیفر كند). اصول كافى جلد 4 صفحه  179

  79- حضرت باقر علیه السلام فرمود: چون خداى عزوجل خواهد كه بنده اى را كه داراى گناهیست اكرام كند او را به بیمارى گرفتارى كند، و اگر اینكار را نكند به نیازمندى مبتلایش سازد، و اگر اینكار را با او نكرد مرگ را بر او سخت كند تا بدان واسطه گناهش را جبران كند (و بگناهش مكافات كند) فرمود و چون بخواهد بنده اى را كه حسنه اى در نزدش ‍ دارد خوار كند تنش را سالم كند و اگر اینكار را درباره اش نكند روزیش را فراخ گرداند، و اگر آنرا هم درباره اش انجام ندهد مرگ را بر او آسان كند تا بدان سبب در عوض آن حسنه او را پاداش دهد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  179

  80- و نیز حضرت صادق علیه السلام فرمود: كه رسولخدا (ص ) فرمود: خداى عزوجل فرماید بعزت و جلالم سوگند من بنده اى كه بخواهم رحمتش كنم از دنیا بیرون نبرم تا اینكه هر گناهى كرده است (عوضش را) یا بوسیله بیمارى در تنش ، یا بتنگى در روزیش ، یا با ترس و هراس در دنیایش ، و اگر باز هم چیزى بماند مرگ را بر او سخت كنم ، و بعزت و جلالم سوگند بندهاى را كه بخواهم عذاب كنم از دنیا بیرون نبرم تا هر كارى نیكى انجام داده (عوض كاملش ) را باو بدهم : یا بفراخى در روزیش ، و یا بسلامت در تنش ، و یا بآسودگى خاطر در دنیایش ، و اگر باز هم چیزى باقى ماند مرگ را بر او آسان كنم .  اصول كافى جلد 4 صفحه  180

  81- حضرت صادق (ع ) فرمود: همانا مؤ من خواب هولناك ببیند و (بواسطه همان ترسى كه كرده ) گناهش آمرزیده شود، و تنش رنج كار ببیند پس گناهش آمرزیده شود.  اصول كافى جلد 4 صفحه 180

  82- و نیز فرمود امیرالمؤ منین علیه السلام در تفسیر گفتار خداى عزوجل : ((و هر چه به شما رسد از پیش آمدها پس به سبب چیزى است كه فراهم كرده اند دستهاى شما و خداوند در گذرد از بسیارى گناهان )) (سوره شورى آیه 30) فرمود: هیچ پیچ خوردن رگى نیست ، و نه برخورد به سنگى ، و نه لغزش گامى ، و نه خراش دادن چوبى ، جز بخاطر گناهى ، و هر آینه آنچه را كه خداوند در گذرد بیشتر است ، پس هر كه را خداوند در دنیا به كیفر گناهش شتاب كرد پس ‍ آن خداى عزوجل و والاتر و كریمتر و بزرگوارتر از آنست كه دوباره در آخرت او را كیفر كند.  اصول كافى جلد 4 صفحه 181

  83- حضرت باقر علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمود: پیوسته غم و اندوه گریبانگیر مؤ من باشند تا براى او گناهى بجا نگذارند.  اصول كافى جلد 4 صفحه  181

  84- حضرت صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرموده است : خداى عزوجل فرماید: هیچ بنده اى نباشد كه من بخواهم او را به بهشت ببرم جز آنكه او را ببلائى در تنش دچار كنم ، پس اگر آن كفاره گناهانش شد (كه پاك ) و گرنه هنگام مرگش بر او سخت گیرم تا نزد من آید و گناهى بر او نباشد سپس او را به بهشت برم ، و هیچ بنده اى نباشد كه بخواهم او را به دوزخ برم جز آنكه تنش را سالم كنم ، پس اگر بدان سبب آنچه از من خواهد به پایان رسد (حسابش پاك شود) و گرنه از ترس آنكه بر او تسلط دارد آسوده خاطرش كنم ، پس اگر طلبى كه نزد من دارد بدان پایان یابد (كه رها شود) و گرنه روزیش را بر او فراخ كنم ، پس اگر طلبش از این تمام شود (كه او را بس باشد) و گرنه (در آخر كار) مرگ را بر او آسان كنم تا نزد من آید و هیچ كردار نیكى نزد من نداشته باشد سپس او را بدوزخ برم . اصول كافى جلد 4 صفحه  182

  85- حضرت صادق (ع ) فرمود: گناهانیكه نعمت ها را دگرگون سازند تجاوز (بدیگران ) است ، و گناهانیكه پشیمانى ببار آورند كشتن (و آدمكشى ) است ، و آن گناهانى كه بلاها نازل كند ستم است ، و آنها كه پرده را بدرند شرابخواریست ، و آنها كه روزى را نگهدارند (و در نتیجه كم شود) زنا است ، و آنها كه در نابودى شتاب كنند قطع رحم است ؛ و آنها كه دعا را برگردانند و فضا را تیره و تار كنند نافرمانى و آزردن پدر و مادر است .  اصول كافى جلد 4 صفحه  184

  86- ابن بكیر گوید: از حضرت صادق (ع ) از گفتار خداى عزوجل پرسیدم (كه فرماید) ((و هر چه مصیبت بشما رسد بواسطه آن چیزى است كه خودتان كرده اید)) حضرت (دنباله آیه را خواند و) فرمود: ((و از بسیارى از گناهان بگذرد)) (سوره شورى آیه 30) گوید: من عرض كردم : مقصودم دنباله آیه نبود (بلكه ) بفرمائید آنچه به على علیه السلام و آنانكه مانند او بودند از خاندانش رسید از همین باب بود؟ (یعنى آنها چه كرده بودند كه آنهمه مصیبت و بلا بدانها رسید؟) فرمود: همانا رسولخدا (ص ) در هر روز بدون اینكه گناهى داشته باشد هفتاد بار استغفار مى كرد.  اصول كافى جلد 4 صفحه  186

 

مجلسى (ره ) گوید: پاسخ حضرت به اینكه : ((رسول خدا روزى هفتاد بار....)) دو احتمال دارد: اول اینكه چنانچه استعفار پیغمبر (ص ) براى ریختن گناهى نبود بلكه براى بالا بردن درجه اش بوده است ، همچنین گرفتارى و مصیبتهائى كه به على (علیه السلام ) و خاندانش رسیده كفاره گناهان نبوده بلكه براى بالا رفتن درجات آنها و بسیارى ثوابشان بوده . دوم : اینكه مقصود این است كه استغفار پیغمبر (ص ) براى ترك اولى یا عدول از عبادت افضل بادنى و امثال اینها بوده است و ابتلاء آنها هم بهمین خاطر بوده ، ولى معناى اول روشن تر است چنانچه خبر بعدى بآن دلالت كند.

  87-  حضرت صادق (ع ) فرمود: امیرالمؤ منین علیه السلام فرموده : دست برداشتن از گناه آسانتر از طلب توبه است ، و بسا شهوترانى یكساعت كه اندوه درازى بجا گذارد. و مرگ دنیا را رسوا كرده و براى هیچ صاحب خردى شادى نگذاشته .  اصول كافى جلد 4 صفحه  188

  88- حضرت موسى بن جعفر علیهما السلام فرمود: از ما نیست كسى كه هر روز حساب خود را نكند، پس اگر كار نیكى كرده است از خدا زیادى آن را خواهد، و اگر گناه و كار بدى كرده در آن گناه از خدا آمرزش خواهد و بسوى او بازگشت كند (و توبه نماید).  اصول كافى جلد 4 صفحه 190

  89- محمد بن مسلم گوید: از امام باقر علیه السلام شنیدم كه میفرمود: چه بسیار خوب است حسنات (كارهاى نیك و شایسته ) بدنبال سیئات (كارهاى بد و گناهان ) و چه بسیار بد است سیئات در دنبال حسنات .  اصول كافى جلد 4 صفحه  196

  90- ائمه اطهار (ع) : هر دردی دوا دارد و دوای درد گناهان استغفار و توبه است.  عین الحیوة صفحه 187

  91-  حضرت رسول (ص) فرمود : هیچکس نزد خدا محبوب تر نیست از مرد و زنیکه توبه کرده باشند.  عین الحیوة صفحه 187

  92- مولا علی (ع) : عجب دارم از کسی که نا امید میشود از رحمت خدا و محو کنندگان گناهان با او است ، پرسیدند چه چیزی است محوکنندگان گناه ؟ فرمود : استغفار .   عین الحیوة صفحه 187

  93- حضرت محمد (ص) : یک نفر نیست که تا مرگ فرا نرسیده از گناه توبه کند ؟  نصایح صفحه 2 حدیث 6  ( پس هرچه زودتر از گناه توبه کنیم )

  94- حضرت محمد (ص) : توبه کننده با بی گناه یکسان است.  نصایح صفحه 6 حدیث 96

  95- حضرت محمد (ص) : هرکه به گناهی همت گمارد ( فکر و قصد گناه کند ) سپس صرف نظر کند ثوابی برای او نوشته شود.  نصایح صفحه 13 حدیث 267

  96- حضرت محمد (ص) : هرکه از گناهی که کرده باشد ناراحت باشد خدا او را بیامرزد گرچه استغفار نکند. نصایح صفحه 14 حدیث 299

  97- حضرت محمد (ص) : هرکه در دنیا کیفر و مجازات گناه را ببیند ( در آخرت نبیند ) خدا عادلتر از آن است که بنده ای را دو بار کیفر دهد. نصایح صفحه 17 حدیث 337

  98- حضرت محمد (ص) : هرکه در دنیا خدا گناهش را عفو کرد و وی را رسوا نکرد ( در آخرت هم مورد عفو است ) خدا کریم تر آن است که از عفو خود باز گردد. نصایح صفحه 17 حدیث 338

- حضرت محمد (ص) : بهترین استغفارها ، نزد خدا ، دست کشیدن از گناه ، و پشیمانی از آن است. نصایح صفحه 23 حدیث 419

  100- حضرت محمد (ص) : هیچ پرهیزگاری چون ، خود داری از گناه نیست. نصایح صفحه 26 حدیث 482

 101 - امام صادق (ع ) فرمود: مؤ من میان دو ترس قرار دارد: 1 گناهیكه انجام داده و نمى داند خدا درباره او چه مى كند 2 عمرى كه باقى مانده و نمى داند چه مهالكى (گناهانى كه مایه هلاك او است ) مرتكب مى شود، پس هر صبح (و هر دم ) ترسانست و جز ترس اصلاحش نكند. (زیرا ترس موجب مى شود كه از گناهان گذشته توبه كند و در آینده بیشتر بطاعت و عبادت پردازد). اصول كافى جلد 3 صفحه  114

 102 -   امام جواد (ع) فرمودند : تأخیر در توبه، خود را فریب دادن است و امروز و فردا كردن زیاد، باعث سرگردانى است و پیامد عذرتراشى براى خدا، هلاكت است و پافشارى بر گناه در اثر آسوده خاطر بودن از مكر خداست «و از مكر خدا آسوده خاطر نباشد مگر كسانى كه زیانكارند». [سوره اعراف (7)، آیه 99]   تحف العقول-ترجمه حسن زاده، صفحه 828

  103 - حضرت باقر (ع) : خداوند از مردم خواستار دو فضیلت است: 1- به نعمت‌ها اقرار كنند تا بر آن بیفزاید، 2- به گناهان اعتراف نمایند تا آنها را ببخشد. الحدیث جلد 2  صفحه 182

 104 - حضرت محمد (ص) : درِ توبه برای کسی که آنرا بخواهد باز است پس توبه کنید به سوی خداوند توبه نصوح ( خالصا و قلبا ) .  بحارالانوار جلد 77 صفحه 169

 105 -  حضرت محمد (ص) : ( قلبا از گناه ) پشیمان شدن ؛ توبه است.  تحف العقول مواعظ النبی (ص)

106 -  حضرت محمد (ص) : توبه کننده از گناه مانند کسی است که برایش گناهی نیست و استغفار کننده از گناه در حالی که به گناه کردن اصرار دارد ، مانند کسی است که پروردگارش را استهزاء کند.  مجموعه ورام جلد 1 صفحه 6

 107 -  حضرت محمد (ص) : بهترین استغفار در نزد خداوند دست کشیدن از گناه و پشیمانی است.   اثنی عشریه صفحه 14

 108 -  حضرت محمد (ص) : چیزی در نزد خداوند محبوب تر از جوان توبه کننده نیست.  روضة الواعظین صفحه 481

 109 -  حضرت محمد (ص) : چیزی در نزد خدای تعالی محبوب تر از مومن و مومنه توبه کننده نیست.  سفینة البحار جلد 1 صفحه 126

 110 -  حضرت محمد (ص) : خوشا به حال کسی که در روز قیامت در نامه اعمالش زیر هر گناهی استغفرالله را پیدا کند.  جامع الاخبار صفحه 66

 111 -  حضرت محمد (ص) : بهترین دعا آمرزشخواهی است.  اصول کافی جلد 4 باب الاستغفار حدیث 1

 112 -  حضرت محمد (ص) : هرکه زیاد استغفار کند خداوند برای او از هر غم و اندوهی گشایش دهد و از هر تنگنائی راه خروجی پدید آورد و او را از جائی که گمان ندارد روزی دهد.  بحارالانوار جلد 77 صفحه 172

 113 -  حضرت محمد (ص) : بد بنده ایست بنده ای که آمرزش میخواهد و در حالیکه مرتکب گناه میشود ، امیدوار است که ( از آتش ) نجات یابد ولی موجبات آنرا انجام نمی دهد و از عذاب الهی میترسد و از ( عوامل ) آن بر حذر نمی باشد و به گناه شتاب کرده و توبه را به تاخیر می اندازد و از خداوند تمناهای بیجا میکند پس وای بر او و باز وای بر او از روزی که در معرض بازخواست خداوند قرار می گیرد.  ارشاد القلوب دیلمی صفحه 105

114 -  حضرت محمد (ص) : استغفار و آمرزش خواهی موجب خرابی ( بنیان ) گناهان است.  مجازات النبویه صفحه 232

 115 -  حضرت محمد (ص) :  زیاد طلب آمرزش کنید زیرا که خداوند عزوجل شما را استغفار یاد نداد جز اینکه او میخواهد شما را بیامرزد.  مجموعه ورام جلد 1 صفحه 5

 116 -  حضرت محمد (ص) : خداوند از بنده اش خوشش می آید زمانی که گوید ( پروردگارا مرا ببخش زیرا که گناهان را کسی جز تو نمی بخشد ) میفرماید ای ملائکه من این بنده من دانسته است که گناهان را کسی جز من نمی بخشد شاهد باشید که من او را آمرزیدم.  بحارالانوار جلد 77 صفحه 67


 شرایط توبه

  - امام صادق (ع) : از شرایط توبه این است که واجباتی را که ترک نموده ای قضایش را بجا آوری. بحارالانوار جلد 6 صفحه 31

  - امام علی (ع) : شخصی که توبه میکند باید جسم او سختی طاعت را بچشد همانگونه که این جسم شیرینی معصیت را چشیده بود. نهج البلاغه حکمت 409

  - مولا علی (ع) : یکی از شروط توبه و استغفار این است که شخص توبه کننده تصمیم بگیرد هرگز آن گناه را دیگر انجام ندهد.  نهج البلاغه حکمت 409

  - پیامبر اکرم (ص) : هرکس توبه کند اما دوستان بد خود را تغییر ندهد توبه نکرده است.   بحارالانوار جلد 6 صفحه 21

  - پیامبر اکرم (ص) : هرکس توبه کند اما اخلاق خود را تغییر ندهد توبه نکرده است.  بحارالانوار جلد 6 صفحه 21

  - پیامبر اکرم (ص) : کسی که توبه میکند باید زبانش را از گناه حفظ کند و اگر زبانش را کنترل نکرد توبه واقعی نکرده است.  بحارالانوار جلد 6 صفحه 21

  - پیامبر اکرم (ص) : کسی که توبه کند ولی صفت بخشش و محسن بودن در او نباشد توبه کننده واقعی نیست. مستدرک الوسائل جلد 12 صفحه 131


 

توبه عنایتی از جانب خدا  

  - حضرت آدم (ع) به خدا عرض کرد : خداوندا ، شیطان را به من مسلط ساختی و مثل جریان خون در رگها ( در من جریان دارد ) ، او را هم قادر کردی که به بدن من داخل شود. خداوند فرمود : ای آدم ، در قبال این کار این امتیاز را به تو و فرزندانت دادم که هرکس فکر عمل بد کند به حساب او نوشته نشود ، ولی اگر آن عمل بد را انجام داد فقط یک جرم  حساب شود ( یک گناه به حسابش نوشته میشود ) لکن اگر کسی نیت به انجام عمل خوب کرد ، ولی انجام نداد ، یک ثواب برای آن نیت نوشته و اگر آن نیت خوب را عمل کرد  ، ده ثواب به وی داده میشود. آدم عرض کرد : خداوندا ، این عنایت را درباره من و فرزندانم زیادتر کن. خداوند فرمود : اگر کسی از فرزندانت گناهی را مرتکب شد و بعد از آن توبه کرد ، من آن گناه را می بخشم. باز هم آدم گفت : خداوندا ، بیشتر از این عنایت فرما ، خداوند فرمود : من مهلت توبه را تا دم مرگ به آنها دادم.آدم عرض کرد : خداوندا ، لطفت بسیار است و کافی میباشد.  کلیات حدیث قدسی صفحه 23


حکایتهای بیدار کننده درباره توبه

توبه بُشر حافی به دست حضرت موسی بن جعفر (ع) : در منهاج الکرامه می نویسد که بُشر حافی به دست موسی بن جعفر (ع) توبه نمود ، روزی آنحضرت در بغداد از کنار منزل بُشر عبور میکرد صدای ساز و نواز از داخل منزل به گوش می رسید ، در این موقع کنیز بُشر برای ریختن خاکروبه از خانه خارج شد ، آنجناب فرمود : کنیز ، صاحب این خانه بنده است یا آزاد جواب داد حر و آزاد است موسی بن جعفر (ع) فرمود : راست می گوئی اگر بنده می بود از مولای خود ترس داشت ، کنیز وارد منزل شد بُشر بر سر سفره شراب نشسته بود علت تاخیر کردن او را پرسید ؟ جواب داد شخصی رد میشد از من سوال کرد ، صاحب این خانه عبد است یا آزاد ، پاسخ دادم آزاد است ، گفت آری اگر بنده بود از آقای خود می ترسید ، این سخن چنان در قلب بُشر تاثیر کرد که سر از پا نشناخت با پای برهنه از منزل خارج شده خود را به موسی ابن جعفر (ع) رسانید ، به دست آنحضرت توبه کرد و از گذشته خود پوزش خواسته با چشم گریان بازگشت ، از آنروز اعمال زشت خود را ترک کرد و از جمله زُهاد به شمار رفت ، گویند چون با پای برهنه از پی موسی ابن جعفر (ع) دوید با این حال توبه کرد او را حافی ( پابرهنه ) لقب دادند.  روضات الجنات صفحه 232 ، پند تاریخ جلد 4 صفحه 232

فُضیل بن عیاض راهزن معروف توبه میکند : فضیل بن عیاض در ابتدای زندگی خود یکی از راهزنان مشهور در نواحی سرخس و ابیورد بود ، مدتی از عمر خود را به اینکار گذرانیده و در سرقت شهرتی یافت ، کم کم در قلبش عشق و محبت دختری پیدا شد ، شبی خیال داشت خود را به آن دختر برساند ، از دیواریکه فاصله بین او و معشوقه اش بود بالا می رفت در این هنگام صدای شخصی را شنید که آیه ای از قرآن را تلاوت میکرد : {( الم یان للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله )} ( آیا آن هنگام نرسیده است که مومنین خشوع پیدا نمایند و در مقابل ذکر خدا قلبهایشان خاضع شود ) ، فُضیل از نیمه راه دیوار فرود آمد این آیه چنان در قلب او اثر گذاشت که زندگیش را دگرگون کرد ، با کمال اخلاص و صفای دل گفت ( یا رب ان ) پروردگارا چرا نزدیک شده و هنگام خشوع رسیده. فُضیل از صمیم قلب به سوی خدا بازگشت ، آن شب را پناه به خرابه ای برد در همان خرابه عده ای نشسته با هم صحبت میکردند آنها مسافرینی بودند که در آن خرابه بار انداخته و اکنون در فکر کوچ و حرکت بودند با یکدیگر می گفتند از شر فُضیل چگونه خلاص شویم قطعا در این موقع شب بر سر راه ما کمین کرده تا دستبردی بزند ، از شنیدن گفتگوی کاروانیان فضیل بیشتر متاثر شد که چقدر من بدبختم پیوسته خاطر آسوده خانواده هایی را به تشویش انداخته آنها را از طرف خود نگران میکنم ، از جای حرکت کرد خود را به کاروانیان معرفی نمود گفت آسوده باشید دیگر کاروانی از دست من ناراحت نخواهد شد.  روضات الجنات لفظ فضیل ، پند تاریخ جلد 4 صفحه 233

توبه انسان از نظر شیطان : از وهب نقل شده که روزی شیطان برای حضرت یحیی (ع) آشکار شد ، اظهار داشت میخواهم تو را نصیحت کنم یحیی گفت من به نصیحت تو تمایل ندارم ، ولی از وضع و طبقات مردم مرا اطلاعی بده ، شیطان گفت بنی آدم از نظر ما به سه دسته تقسیم میشوند : 1. عده ایکه مانند شما معصومند ، چون از آنها مایوسیم از دستشان راحتیم میدانیم نیرنگ و حیله های ما در آنها تاثیر نمی کند 2. دسته ای هم برعکس در پیش ما شبیه توپی هستند که در دست بچه های شما است ، به هر طرف بخواهیم آنها را می بریم کاملا در اختیار ما هستند 3.طایفه سوم رنج و ناراحتی برای ما از هر دو دسته قبل بیشتر دارند یکی از ایشان را در نظر می گیریم جدیت زیاد می کنیم تا او را فریب دهیم ، همین که فریب خورد و قدمی به میل ما برداشت یک مرتبه متذکر میشود و از کرده خود پشیمان میگردد ، روی به توبه و استغفار می آورد ، هرچه رنج برای او کشیده ایم از بین می برد باز برای مرتبه دوم در صدد اغواء و گمراهیش بر میآییم این بار نیز پس از موفقیت که به گناه او را میکشیم فورا متوجه شده توبه میکند نه از او مایوسیم و نه می توانیم مراد خود را از چنین شخصی بگیریم پیوسته برای اغواء این دسته در رنجیم.   خزائن نراقی صفحه 368 ، پند تاریخ جلد 4 صفحه 230

نمونه ای از توبه واقعی : ابوبصیر گفت مرا همسایه ای بود از معاونین و همکاران سلطان جور ، ثروت زیادی به دست آورده بود.چند کنیز آوازه خوان و مطرب داشت و پیوسته مجلسی از هواپرستان تشکیل میداد به لهو و لعب و عیش و طرب می گذرانید کنیزان آواز می خواندند و آنها شراب میخوردند ، چون مجاور با من بود همیشه به واسطه شنیدن آن منکرات از دست او ناراحتی داشتم چند مرتبه گوشزدش کردم ولی نپذیرفت ، آن قدر اصرار و مبالغه نمودم تا روزی گفت : من مردی مبتلا و اسیر شیطانم اما تو گرفتار شیطان و هوای نفس نیستی ، اگر وضع مرا به صاحب خود حضرت صادق (ع) بگویی شاید خداوند مرا از پیروی نفس به واسطه تو نجات دهد ، ابوبصیر گفت سخن آنمرد بر دلم نشست ، صبر کردم تا زمانی که خدمت حضرت صادق (ع) رسیدم داستان همسایه ام را به آن جناب عرض کردم فرمود : وقتی به کوفه برگشتی او به دیدن تو می آید بگو جعفربن محمد (ع) می گوید آنچه از کارهای زشت می کنی ترک کن برایت بهشت را ضمانت میکنم به کوفه برگشتم مردم به دیدنم آمدند او نیز با آنها بود همینکه خواست حرکت کند نگاهش داشتم وقتی اطاق خلوت شد ، گفتم وضع تو را برای حضرت صادق (ع) شرح دادم ، فرمود او را سلام برسان و بگو آن حال را ترک کند تا برایش بهشت را ضمانت کنم گریه اش گرفت ، گفت تو را به خدا قسم جعفربن محمد (ع) این حرف را به تو فرمود ؟ سوگند یاد کردم آری ، گفت همین مرا بس است از منزل خارج شد ، پس از چند روز که گذشت از پی من فرستاد ، وقتی پیش او رفتم دیدم پشت درب ایستاده برهنه است گفت هرچه در خانه مال داشتم در محلش صرف کردم و چیزی باقی نگذاشتم اینک می بینی از برهنگی پشت درب ایستاده ام ، من به دوستان خود مراجعه کردم مقداریکه تامین لباسش را بکند تهیه نموده برایش آوردم ، باز پس از چند روز دیگر پیغام داد مریض شده ام بیا تو را ببینم در مدت مریضیش مرتب از او خبر می گرفتم و با داروهایی به معالجه او مشغول بودم ، بالاخره به حال احتضار رسید در کنار بسترش نشسته بودم و او در حال مرگ بود در این موقع بیهوش شد وقتی به هوش آمد ( در حالی که لبخندی بر لبانش آشکار بود ) گفت ابابصیر : صاحبت حضرت صادق (ع) به وعده خود وفا کرد ، این به گفت و دیده از جهان بربست ، در همان سال وقتی به حج رفتم در مدینه خدمت حضرت صادق (ع) رسیدم درب منزل اجازه ورود خواستم ، همینکه وارد شدم هنوز یک پایم در خارج و یکی داخل منزل بود که حضرت فرمود ابابصیر ! ما به وعده خود نسبت به همسایه ات وفا کردیم.   بحارالانوار جلد 11 صفحه 146 ، پند تاریخ جلد 4 صفحه 238

شرایط توبه و کیفیت آن : شخصی در حضور امیرالمومنین (ع) گفت استغفرالله آن جناب فرمود : ثکلتک اُمُک ( مادرت به سوگواریت بنشیند ) میدانی استغفار چیست ؟ استغفار درجه علیین است ، اسمی است که بر شش معنی گفته میشود : ( اولها الندم علی ما مضی ) 1- پشیمانی از کردار ناپسندیده گذشته ( الثانی العزم علی ترک العود الیه ابدا ) 2- تصمیم بر اینکه معاصی گذشته را هیچوقت تکرار نکنی ( الثالث ان تودی الی المخلوقین حقوقهم حتی تلقی الله املس لیس علیک تبعة ) 3- حقوقیکه مردم بر تو دارند به آنها رد کنی تا خدایرا ملاقات نمائی پاک و بر تو گناهی نباشد ( الرابع ان تعمد الی کل فریضة علیک ضیعتها فتودی حقها ) 4- هر واجبی که ترک کرده ای انجام بدهی و آنرا جبران کنی ( الخامس ان تعمد الی اللحم الذی نبت علی السحت فتذیبه بالاحزان حتی تلصق الجلد بالعظم و ینشاء بینهما لحم جدید ) 5 - با حزن و اندوه گوشتی که از حرام روئیده ذوب نمایی بطوریکه پوست بدنت به استخوان بچسبد و بین آنها گوشت تازه بروید ( السادس ان تدیق النفس الم الطاعة کما اذقتها حلاوة المعصیة 6- رنج عبادت و بندگی را به تن بچشانی چنانکه شیرینی معصیت را به آن چشانده ای ( فعند ذلک تقول استغفرالله ) پس آنگاه که این شرایط جمع گشت میگوئی استغفرالله یعنی از خدا آمرزش می طلبم.  شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید جلد 4 صفحه 640 ، پند تاریخ جلد 4 صفحه 241


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر