تبلیغات
احادیث دینی - احکام روزه و سوالات شرعی در مورد روزه داری
دوشنبه 1 شهریور 1389

احکام روزه و سوالات شرعی در مورد روزه داری

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

مواردى كه فقط قضا لازم است

مسأله 1423ـ در چند صورت فقط قضاى روزه لازم است و كفّاره واجب نیست:

در صورتى كه در شب ماه رمضان جُنُب باشد و بخوابد و بیدار شود و براى بار دوم یا سوم بخوابد و بیدار نشود، در این صورت احتیاط واجب قضاى روزه است. امّا اگر در خواب اوّل بیدار نشود، قضا ندارد و روزه اش صحیح است.

هرگاه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام ندهد، ولى نیّت روزه نكرده باشد یا قصد كند كه روزه خود را بخورد، یا با ریا روزه را باطل نماید.

هرگاه در ماه رمضان غسل جنابت را فراموش كند و با همان حال یك یا چند روز روزه بگیرد بنابراحتیاط واجب.

در ماه رمضان بدون آن كه تحقیق كند صبح شده یا نه، كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد، بعد معلوم شود صبح بوده، همچنین اگر بعد از تحقیق شك یا گمان كند كه صبح شده است; ولى اگر بعد از تحقیق یقین كند صبح نشده، و چیزى بخورد، بعد معلوم شود كه صبح بوده، قضا واجب نیست.

هرگاه كسى بگوید صبح نشده و هنوز وقت باقى است و انسان به گفته او كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد و بعد معلوم شود صبح بوده، در اینجا نیز قضا لازم است، ولى اگر بعد از تحقیق یقین كند صبح نشده و چیزى بخورد بعد معلوم شود صبح بوده قضا واجب نیست.

  كسى بگوید صبح شده و انسان به گفته او یقین نكند یا خیال كند شوخى مى كند و كارى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد بعد معلوم شود صبح بوده.

هرگاه شخص عادلى خبر دهد مغرب شده و او افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده است.

هرگاه در هواى صاف به واسطه تاریكى یقین كند مغرب شده و افطار كند بعد معلوم شود مغرب نبوده.

هرگاه براى خنك شدن، یا بدون هدف، آب در دهان بگرداند و بى اختیار فرو رود باید قضا كند، امّا اگر فراموش كرده كه روزه است و آب را فرو برد قضا ندارد، همچنین اگر براى وضو آب در دهان كند و بى اختیار فرو رود قضا بر او واجب نیست.

10ـ كسى كه با همسر خود بازى كند بدون این كه قصد استمناء داشته باشد و منى از او خارج شود، ولى اگر اطمینان داشت كه با این كار منى خارج نمى شود و تصادفا خارج شد روزه اش صحیح است و قضا ندارد.

 

مواردى كه قضا واجب نیست

در چند صورت قضاى روزه لازم نیست:

مسأله 1424ـ الف: هرگاه چیز دیگرى غیراز مایعات را در دهان ببرد و بى اختیار فرو رود یا آب داخل بینى كند و بى اختیار فرو رود.

ب: در ماه رمضان اگر بعد از تحقیق یقین كند صبح نشده و چیزى بخورد و بعد معلوم شود صبح بوده است.

ج: اگر فراموش كرده كه روزه است و آب را فرو برد.

د: اگر براى وضو آب در دهان كند و بى اختیار فرو رود.

هـ : كسى با همسر خود بازى كند و اطمینان داشته باشد كه با این كار منى خارج نمى شود و تصادفاً خارج شود.

 و: در صورتى كه در شب ماه رمضان جنب باشد و بخوابد ولى در خواب اوّل بیدار نشود.

مسأله 1425ـ مضمضه كردن زیاد براى روزه دار مكروه است و بعد از مضمضه باید آب خارجى را از دهان بیرون بریزد و بهتر است سه مرتبه آب دهان را بیندازد و اگر بداند به واسطه مضمضه بى اختیار آب وارد گلویش مى شود نباید مضمضه كند.

مسأله 1426ـ هرگاه انسان شك دارد مغرب شده یا نه نمى تواند افطار كند و اگر افطار كند هم قضا دارد و هم كفّاره، ولى اگر شك كند كه صبح شده یا نه مى تواند كارهایى كه روزه را باطل مى كند انجام دهد و تحقیق كردن نیز واجب نیست.

 

احكام روزه قضا

مسأله 1427ـ روزه هایى كه در حال جنون به جا نیاورده بعد از عاقل شدن لازم نیست قضا كند، همچنین اگر كافرى مسلمان شود قضاى روزه هاى گذشته واجب نیست، امّا اگر مسلمانى مرتد شود و دوباره برگردد و مسلمان شود روزه هاى دوران مرتد بودن را باید قضا نماید.

مسأله 1428ـ هرگاه به واسطه مستى روزه او ترك شده باید قضا كند، هرچند مادّه مست كننده را از روى اشتباه و یا براى معالجه خورده باشد، بلكه اگر نیّت روزه را قبلاً كرده بعد در حال مستى روزه را تمام كند بنابر احتیاط واجب باید قضا نماید.

مسأله 1429ـ روزه هایى كه به خاطر مسافرت یا بیمارى و مانند آن ترك شده باید قضا كند، امّا اگر نداند تعداد روزه هاى فوت شده چه اندازه بوده، كافى است مقدارى كه یقین دارد قضا كند و اضافه بر آن واجب نیست، هرچند احتیاط مستحبّ است.

مسأله 1430ـ اگر از چند ماه رمضان روزه قضا بر ذمّه دارد قضاى هر كدام را اوّل بگیرد مانعى ندارد، ولى اگر وقت براى قضاى رمضان آخر تنگ شده باشد باید بنابر احتیاط اوّل قضاى رمضان آخر را بگیرد.

 مسأله 1431ـ كسى كه روزه قضاى ماه رمضان را به جا مى آورد مى تواند پیش از ظهر روزه را افطار كند، به شرط این كه وقت براى قضاى روزه تنگ نباشد، ولى بعد از ظهر جایز نیست، همچنین اگر قضاى روزه غیر معیّنى (مانند قضاى روزه نذر) را گرفته باشد احتیاط واجب آن است كه بعد از ظهر روزه را باطل نكند.

مسأله 1432ـ كسى كه به واسطه بیمارى یا حیض و نفاس روزه ماه رمضان را نگیرد و پیش از پایان ماه رمضان از دنیا برود لازم نیست روزه هایى را كه نگرفته براى او قضا نمایند.

مسأله 1433ـ هرگاه به واسطه بیمارى، روزه ماه رمضان را نگیرد و بیمارى او تا ماه رمضان سال بعد طولانى شود، قضاى روزه هایى را كه نگرفته واجب نیست، فقط باید براى هر روز یك مد (تقریبا 750 گرم) گندم یا جو و مانند آن به فقیر بدهد، ولى اگر به واسطه عذر دیگرى (مثلاً بخاطر مسافرت) روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند احتیاط واجب آن است كه روزه هایى را كه نگرفته بعد از ماه رمضان قضا كند و براى هر روز یك مد طعام به فقیر دهد، همچنین اگر ترك روزه بخاطر بیمارى بوده، بعد بیمارى رفع شده و عذر دیگرى مانند مسافرت پیش آمده است.

مسأله 1434ـ هرگاه روزه ماه رمضان را به واسطه عذرى نگیرد و تا رمضان آینده عمداً قضاى آن را به جانیاورد در حالى كه عذرش برطرف شده، باید بعداً روزه را قضا كند و براى هر روز یك مد طعام كفّاره بدهد، همچنین اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پیدا كند، باید بعداً هم قضا به جا آورد و هم كفّاره دهد، امّا اگر كوتاهى نكرده و اتّفاقاً در تنگى وقت عذرى پیدا شده فقط قضا لازم است.

مسأله 1435ـ هرگاه بیمارى انسان چند سال طول كشد و بعداً خوب شود اگر تا رمضان آینده به مقدار قضا وقت باقى است باید فقط قضاى رمضان آخر را بگیرد و براى هر روز از سالهاى پیش یك مد طعام بدهد.

مسأله 1436ـ هرگاه قضاى روزه ماه رمضان را چند سال به تأخیر اندازد باید قضا را به جا آورد و براى هر روز یك مد طعام به فقیر دهد و با گذشت سالها كفّاره متعدّد نمى شود.

مسأله 1437ـ لازم نیست كفّاره هر روز را به یك فقیر بدهد، بلكه مى تواند كفّاره چندین روز را به یك نفر بدهد و اگر مقدارى نان دهد كه گندم آن به اندازه یك مد باشد كافى است، ولى پول آن را نمى تواند بدهد مگر این كه اطمینان داشته باشد آن را براى خرید نان مصرف مى كند.

مسأله 1438ـ بعد از مرگ پدر باید پسر بزرگتر قضاى نماز و روزه او را به شرحى كه در مسائل قضاى نماز گفته شد به جا آورد و احتیاط این است كه قضاى نماز و روزه مادر را نیز انجام دهد.

مسأله 1439ـ اگر ولى میّت نداند كه میّت قضاى روزه بر ذمّه دارد یا نه، واجب نیست براى او قضا بگیرد و اگر اجمالاً بداند مقدارى قضاى روزه بر ذمّه اوست باید به اندازه اى كه یقین دارد به جا آورد و بیش از آن لازم نیست.

 

احكام روزه شخص مسافر

مسأله 1440ـ شخص مسافر (با شرایطى كه در مسأله نماز مسافر گفته شد) نباید روزه بگیرد، و بطور كلّى در هر موردى نماز شكسته است روزه را باید ترك كرد و در جایى كه نماز را باید تمام بخواند (مانند كسى كه شغلش مسافرت است و یا در محلّى قصد ماندن ده روز كرده) باید روزه را بگیرد.

مسأله 1441ـ مسافرت در ماه رمضان حرام نیست، ولى اگر براى فرار از روزه باشد مكروه است.

مسأله 1442ـ هرگاه روزه روز معیّنى غیر از ماه رمضان بر انسان واجب باشد (مثل این كه نذر كرده نیمه شعبان را روزه بگیرد) بنابر احتیاط واجب نباید در آن روز مسافرت كند، حتّى اگر در سفر است باید در جایى قصد توقّف ده روز كند و آن روز را روزه بگیرد.

مسأله 1443ـ اگر نذر روزه كند ولى روز آن رامعیّن نسازد نمى تواند آن را در سفر به جا آورد، ولى اگر نذر كند روز معیّنى را در سفر روزه بگیرد یا نذر كند روز معیّنى را چه مسافر باشد چه نباشد روزه بگیرد، احتیاط واجب آن است كه آن روز را اگرچه مسافر باشد روزه بگیرد.

مسأله 1444ـ مسافر مى تواند براى گرفتن حاجت، سه روز در مدینه روزه مستحبّى بگیرد (هر چند قصد ده روز نكند) ولى احتیاط آن است كه روز چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه را اختیار كند.

مسأله 1445ـ كسى كه اصلاً نمى داند روزه مسافر باطل است اگر در سفر روزه بگیرد روزه اش صحیح است، ولى اگر در بین روز مسأله را بفهمد روزه اش باطل مى شود.

مسأله 1446ـ هر گاه فراموش كندمسافر است،یا فراموش كند كه روزه مسافر باطل است و در این حال روزه بگیرد، بنابر احتیاط واجب باید روزه را قضا كند.

مسأله 1447ـ هرگاه روزه دار بعد از ظهر مسافرت نماید باید روزه خود را تمام كند، امّا اگر پیش از ظهر مسافرت نماید روزه اش باطل است، ولى قبل از آن كه به حدّ ترخص برسد نمى تواند روزه را افطار كند و اگر پیش از آن افطار كند كفّاره بر او واجب است (منظور از حدّ ترخص جایى است كه صداى اذان شهر را نشنود، یا به جایى برسد كه از نظر مردم شهر پنهان گردد).

مسأله 1448ـ هرگاه مسافر پیش از ظهر وارد وطن شود، یا به جایى برسد كه قصد ده روز توقّف دارد، چنانچه كارى كه روزه را باطل مى كند انجام نداده باشد باید روزه بگیرد و اگر انجام داده باید بعداً قضا كند و مستحبّ است باقیمانده آن روز را امساك نماید، ولى اگر بعد از ظهر وارد شود نمى تواند روزه بگیرد.

مسأله 1449ـ مسافر و كسى كه از روزه گرفتن معذور است مكروه است در روز ماه رمضان در خوردن و آشامیدن، خود را كاملاً سیر كنند، همچنین جماع براى آنها مكروه است.

 

كسانى كه روزه بر آنها واجب نیست

مسأله 1450ـ مرد و زن پیر كه روزه گرفتن براى آنها مشكل است مى توانند روزه را ترك كنند، ولى باید براى هر روز یك مد (تقریباً 750 گرم) گندم یا جو و مانند اینها به فقیر دهند و بهتر آن است به جاى گندم و جو نان را انتخاب كنند و در این صورت احتیاط واجب این است به اندازه اى باشد كه گندم خالص آن مقدار یك مد شود.

مسأله 1451ـ كسانى كه به خاطر پیرى روزه نگرفته اند اگر در فصل مناسبى كه هوا ملایم و روزها كوتاه است بتوانند قضاى آن را به جا آورند احتیاط آن است كه آن را قضا كنند.

مسأله 1452ـ روزه بر كسانى كه مبتلا به بیمارى استسقاء هستند، یعنى زیاد تشنه مى شوند و توانایى روزه گرفتن را ندارند و یا براى آنها بسیار مشكل است واجب نیست، ولى باید براى هر روز یك مدّ طعام كه در مسأله قبل به آن اشاره شد كفّاره بدهند و بهتر است كه بیش از مقدار ضرورت آب نیاشامند و اگر بعداً بتوانند قضا كنند احتیاط واجب قضا كردن است.

مسأله 1453ـ زنان باردارى كه وضع حمل آنها نزدیك است و روزه براى حمل آنها ضرر دارد روزه گرفتن بر آنها واجب نیست، ولى كفّاره اى را كه در مسأله قبل گفته شد باید بدهند، امّا اگر روزه براى خودش ضرر دارد روزه بر او واجب نیست كفّاره هم ندارد، ولى بعداً قضا مى كند.

مسأله 1454ـ زنانى كه بچّه شیر مى دهند خواه مادر بچّه باشند یا دایه، اگر روزه گرفتن باعث كمى شیر آنها و ناراحتى بچّه شود روزه بر آنها واجب نیست، ولى براى هر روز همان كفّاره (یك مدّ طعام) واجب است، بعداً نیز باید روزه را قضا كنند، امّا اگر روزه براى خودشان ضرر داشته باشد، نه روزه واجب است و نه كفّاره، ولى باید بعداً روزه هایى را كه نگرفته اند قضا نمایند.

مسأله 1455ـ اگر كسى پیدا شود كه بدون اجرت، بچّه را شیر دهد یا شخصى پیدا شود كه اجرت دایه را بى منّت بپردازد، در این صورت روزه گرفتن واجب است.

 

راه ثابت شدن اوّل ماه

مسأله 1456ـ اوّل ماه از پنج طریق ثابت مى شود:

دیدن ماه با چشم، امّا دیدن با دوربین و وسایل دیگرى از این قبیل كافى نیست.

شهادت عدّه اى كه از گفته آنها یقین پیدا شود (هر چند عادل نباشند، همچنین هر چیزى كه مایه یقین گردد).

شهادت دو مرد عادل، ولى اگر این دو شاهد صفت ماه را بر خلاف یكدیگر بگویند، یا نشانه هایى بدهند كه دلیل بر اشتباه آنهاست به گفته آنها اوّل ماه ثابت نمى شود.

گذشتن سى روز تمام از اوّل ماه شعبان كه اوّل ماه رمضان با آن ثابت مى شود، یا گذشتن سى روز تمام از اوّل ماه رمضان كه اوّل ماه شوال ثابت مى شود (البتّه این در صورتى است كه اوّل ماه قبل مطابق همین طریق ثابت شده باشد).

حكم حاكم شرع، به این صورت كه براى مجتهد عادلى اوّل ماه ثابت شود و سپس حكم كند كه آن روز اوّل ماه است، در این صورت پیروى از او بر همه لازم است، مگر كسى كه یقین به اشتباه او دارد.

مسأله 1457ـ اوّل ماه به وسیله تقویمها و محاسبات منجّمین ثابت نمى شود، هرچند آنها اهل اطّلاع و دقّت باشند، مگر این كه از گفته آنها یقین حاصل گردد، همچنین بلند بودن ماه و دیر غروب كردن آن دلیل بر این نمى شود كه شب قبل شب اوّل ماه بوده است.

مسأله 1458ـ اگر در شهرى اوّل ماه ثابت شود براى شهرهاى دیگر كه با آن نزدیك است كافى است و همچنین شهرهاى دور دستى كه افق آنها باهم متّحد است، همچنین اگر در بلاد شرقى ماه دیده شود براى كسانى كه در بلاد غربى نسبت به آنها باشند كافى است (مثل این كه اوّل ماه در مشهد ثابت شود مسلّماً براى كسانى كه در تهران هستند كافى است ولى عكس آن كفایت نمى كند).

مسأله 1459ـ اگر اوّل ماه رمضان ثابت نشود روزه واجب نیست، ولى اگر بعداً ثابت شود كه آن روزى را كه روزه نگرفته اوّل ماه بوده باید آن را قضا كند.

مسأله 1460ـ روزى را كه انسان شك دارد آخر رمضان است یا اوّل شوّال باید روزه بگیرد، امّا اگر در اثناء روز ثابت شود كه اوّل شوّال است باید افطار كند هر چند نزدیك مغرب باشد.

مسأله 1461ـ هرگاه شخص زندانى نتواند به ماه رمضان یقین پیدا كند باید به گمان خود عمل نماید و آن ماه را كه بیشتر احتمال مى دهد كه ماه رمضان است روزه بگیرد و اگر گمان براى او حاصل نشود هر ماهى را كه روزه بگیرد صحیح است، ولى احتیاط واجب آن است كه اگر زندان او ادامه یابد در سال آینده نیز همان ماه را روزه بگیرد.

 

روزه هاى حرام

مسأله 1462ـ دو روز از سال روزه اش حرام است: عید فطر (اوّل ماه شوّال) و عید قربان (دهم ماه ذى الحجّه).

مسأله 1463ـ روزه گرفتن زن (روزه مستحبّى) در صورتى كه حقّ شوهرش از بین برود بدون اجازه او جایز نیست، و اگر حقّ او از بین نرود نیز، بنابر احتیاط واجب باید با اجازه شوهر باشد، همچنین روزه مستحبّى اولاد اگر اسباب اذیّت پدر و مادر شود جایز نیست، ولى اجازه گرفتن از آنها لازم نمى باشد.

 مسأله 1464ـ كسى كه مى داند روزه براى او ضرر دارد باید روزه را ترك كند و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، همچنین اگر یقین ندارد امّا احتمال قابل توجّهى مى دهد كه روزه براى او ضرر دارد، خواه این احتمال از تجربه شخصى حاصل شده باشد یا از گفته طبیب.

مسأله 1465ـ اگر طبیب بگوید روزه ضرر دارد امّا او با تجربه دریافته است كه ضرر ندارد، باید روزه بگیرد و در صورت معلوم نبودن ضرر، مى تواند یكى دو روز تجربه كند و بعد طبق دستور بالا عمل نماید.

مسأله 1466ـ هرگاه عقیده اش این بود كه روزه براى او ضرر ندارد و روزه گرفت و بعد از مغرب فهمید روزه براى او ضرر داشته، احتیاط آن است كه قضاى آن را به جا آورد.

مسأله 1467ـ روزى كه انسان شك دارد كه آخر ماه شعبان است یا اوّل ماه رمضان، اگر مى خواهد روزه بگیرد باید به قصد آخر شعبان باشد و اگر به نیّت اوّل ماه رمضان روزه بگیرد حرام و باطل است.

مسأله 1468ـ غیر از روزه هایى كه گفته شد روزه هاى حرام دیگرى نیز هست كه در كتابهاى مفصّل گفته شده است.

 

روزه هاى مكروه

مسأله 1469ـ روزه روز عاشورا مكروه است، همچنین روزى كه انسان شك دارد روز عرفه است یا عید قربان و روزه میهمان بدون اجازه میزبان نیز كراهت دارد.

 

روزه هاى مستحب

مسأله 1470ـ روزه تمام روزهاى سال، غیر از روزه هاى حرام و مكروه كه دربالا گفته شد، مستحبّ است، ولى بعضى از روزها تأكید بیشترى دارد از جمله:

پنجشنبه اوّل و آخر هر ماه و اوّلین چهارشنبه بعد از روز دهم ماه، حتّى اگر كسى اینها را به جا نیاورد مستحبّ است قضا كند.

سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه.

تمام ماه رجب و شعبان و اگر نتواند قسمتى از آن را روزه بگیرد، هر چند یك روز باشد.

روز بیست و چهارم ذى الحجّه و بیست و نهم ذى القعده.

روز اوّل ذى الحجّه تا روز نهم، ولى اگر به واسطه ضعف روزه نتواند دعاهاى روز عرفه را بخواند روزه آن روز مكروه است.

عید سعید غدیر (هیجده ذى الحجّه).

روز اوّل و سوم و هفتم محرم.

روز تولّد پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله) (17 ربیع الاول).

روز مبعث رسول خدا (صلى الله علیه و آله) (27 رجب).

10ـ روز عید نوروز.

مسأله 1471ـ هرگاه كسى روزه مستحبّى بگیرد واجب نیست آن را به آخر برساند و هر موقع بخواهد مى تواند روزه خود را بخورد، بلكه اگر برادر مؤمنى او را به غذا دعوت كند مستحبّ است دعوت او را قبول كرده در اثناء روز افطار نماید.

 

كسانى كه نمى توانند روزه بگیرند

مسأله 1472ـ براى شش گروه روزه گرفتن ممكن (صحیح) نیست هرچند مستحبّ است اعمالى كه روزه را باطل مى كند ترك كنند:

مسافرانى كه در سفر روزه خود را خورده اند و پیش از ظهر به وطن یا جایى كه مى خواهند ده روز اقامت كنند وارد شوند.

مسافرانى كه بعد از ظهر به وطن یا محلّ اقامت مى رسند.

بیمارانى كه قبل از ظهر بهبودى یابند، ولى كارى كه روزه را باطل مى كند قبلاً انجام داده اند و نمى توانند روزه بگیرند.

بیمارانى كه بعد از ظهر خوب شوند هرچند تا آن ساعت چیزى نخورده اند.

زنانى كه در بین روز از عادت ماهانه، یا نفاس پاك شوند.

افراد غیر مسلمانى كه در روز ماه رمضان بعد از ظهر مسلمان شوند، ولى اگر قبل از ظهر باشد و چیزى نخورده باشند احتیاط واجب آن است كه روزه بگیرند.

مسأله 1473ـ مستحبّ است روزه دار نماز مغرب و عشا را پیش از افطار بخواند، ولى اگر حضور قلب ندارد، یا كسى منتظر اوست، بهتر است اوّل افطار كند، امّا بقدرى كه بتواند نماز را در وقت فضیلت به جا آورد.

 

خــمــس

 

 موارد هفتگانه خمس

مسأله 1474ـ خمس در هفت چیز واجب است:

منافع كسب و كار معدن گنج مال حلال مخلوط به حرام جواهراتى كه با غوّاصى از دریا به دست مى آید. غنیمت جنگى زمینى كه كافر ذمّى از مسلمان مى خرد (بنابر احتیاط واجب).

 

احكام و موارد هفتگانه خمس

 1ـ منافع كسب و كار

مسأله 1475ـ هرگاه انسان از طریق زراعت یا صنعت یا تجارت یا از طریق كارگرى و كارمندى در مؤسّسات مختلف درآمدى به دست آورد، چنانچه از مخارج سال او و همسر و فرزندان و سایر كسانى كه نفقه آنها را مى دهد زیاد آید، باید خمس (پنج یك) آن را به شرحى كه بعداً گفته مى شود بپردازد.

مسأله 1476ـ هیچ گونه تفاوتى میان كسب ها و درآمدهاى كسب نیست، ولى اگر انسان چیزى را به عنوان وام از دیگرى بگیرد خمس ندارد، همچنین اموالى كه به عنوان ارث به او مى رسد مشمول خمس نیست، مگر این كه بداند شخص میّت خمس آن را نداده است و یا این كه به خاطر سایر اموالش بدهكار خمس است.

 مسأله 1477ـ اگر كسى چیزى را به او ببخشد و از مخارج سالش زیاد آید احتیاط واجب آن است كه خمس آن را بپردازد، همچنین اگر از كسى ارثى به او رسد كه خویشاوندى دورى با او دارد و اطّلاعى از چنین خویشاوندى و انتظارى درباره چنین ارثى نداشته، در اینجا نیز احتیاط واجب آن است كه خمس آن را بپردازد.

مسأله 1478ـ هرگاه ملكى را برافراد معیّنى، مثلاً اولاد خود وقف نماید، چنانچه آن ملك درآمدى داشته باشد و از مخارج سال آنها زیاد بیاید باید خمس آن را بدهند.

مسأله 1479ـ چیزى را كه افراد مستحق از باب خمس یا زكات مى گیرند خمس ندارد، هر چند از مخارج سالشان به عللى زیاد بیاید،ولى اگر از مالى كه از این طریق به او رسیده منفعتى ببرد، مثلاً از درختى كه از باب خمس به او داده شده میوه اى به دست آورد باید خمس آن مقدارى كه از مخارج سالش زیاد آمده بپردازد.

مسأله 1480ـ اگر با عین پولى كه خمس آن را نداده اند جنسى بخرد، معامله نسبت به مقدار خمس باطل است، مگر این كه حاكم شرع آن را اجازه دهد، در این صورت باید پنج یك جنسى را كه خریده به حاكم شرع دهد.

مسأله 1481ـ اگر جنسى را به ذمّه بخرد ولى بعد از معامله قیمت آن را از پولى كه خمس آن را نداده بپردازد معامله او صحیح و تصرّفاتش در آن جنس جایزاست، ولى چون از پولى كه خمس در آن است به فروشنده داده به مقدار خمس آن پول به او مدیون است و در صورتى كه آن مقدار در دست فروشنده موجود باشد حاكم شرع همان را مى گیرد و اگر از بین برود عوض آن را از خریدار یا فروشنده مطالبه مى كند.

مسأله 1482ـ هرگاه كسى مالى را كه خمسش را نداده اند خریدارى كند، معامله او نسبت به خمس باطل است، مگر آن كه حاكم شرع اجازه دهد كه در این صورت خمس پول معامله را باید به او داد و اگر به فروشنده داده باشد باید از او بگیرد و به حاكم شرع دهد.

مسأله 1483ـ اگر چیزى را كه خمس آن را نداده به دیگرى ببخشد مقدار خمس آن ملك او نمى شود.

 مسأله 1484ـ هرگاه مالى به دست انسان از شخص كافر، یا كسى كه عقیده به خمس ندارد از طریق تجارت یا غیر آن بیاید، دادن خمس آن واجب نیست، امّا اگر عقیده به خمس دارد ولى خمس آن را نداده، دادن خمس آن واجب است.

مسأله 1485ـ اگر اجمالاً مى دانیم كسى عقیده به خمس دارد و خمس نمى دهد ولى نمى دانیم خصوص مالى را كه به ما داده خمس به آن تعلّق گرفته یا نه، مثل این كه احتمالاً اموالى از طریق ارث به او رسیده، یا وام گرفته و احتمال مى دهیم این مال از آنها باشد، تصرّف در چنین مالى اشكال ندارد و خمس آن لازم نیست، همچنین قبول دعوت این گونه اشخاص و یا نماز خواندن در خانه آنها جایز است، مگر این كه بدانیم غذایى را كه تهیّه كرده و یا خانه او از پولهایى است كه خمس آن را نداده.

مسأله 1486ـ آغاز سال براى حساب خمس هر كسى اوّلین درآمد اوست، یعنى اگر كسى شروع به تجارت و كسب و صنعت و زراعت و غیر اینها كند، اوّلین زمانى كه درآمد براى او حاصل مى شود اوّل سال خمس اوست و نمى توان با قصد و نیّت آن را جلو یا عقب انداخت و اگر بخواهد اوّل سال را جلو بیندازد راهش این است كه حساب سال خود را زودتر از موعد معیّن برسد و خمس خود را بپردازد، همان وقت اوّل سال او خواهد شد.

مسأله 1487ـ انسان مى تواند در وسط سال هر وقت منفعتى به دستش آمد خمس آن را بدهد، ولى مى تواند آن را تا آخر سال تأخیر بیندازد تا مخارج احتمالى اش را از آن بردارد.

مسأله 1488ـ براى دادن خمس مى توان معیار را سال شمسى یا قمرى قرار داد.

مسأله 1489ـ كسى كه درآمد اضافى ندارد نیاز به قرار دادن سال خمسى ندارد.

مسأله 1490ـ كسى كه سال خمس دارد اگر در وسط سال بمیرد باید مخارج او را تا موقع مرگش از منافع او كم كنند و خمس باقیمانده را بدهند.

مسأله 1491ـ اگر قیمت جنسى كه براى تجارت خریده بالا رود و روى ملاحظات تجارتى و كسبوكار آن را نفروشد و در بین سال قیمتش پایین آید، خمس مقدارى كه بالا رفته بر او واجب نیست، ولى اگر قیمت آن تا آخر سال همچنان بالا باشد باید سر سال خمس آن را بدهد، هر چند قیمت آن بعد از گذشتن سال پایین آید، این در صورتى است كه آخر سال وقت فروش آن باشد و به میل خود آن را نگه دارد.

مسأله 1492ـ هرگاه غیر مال التّجاره مالى دارد كه خمس آن را داده یا اصلاً خمس ندارد (مانند ارث) چنانچه قیمتش بالا رود، اگر آن را بفروشد باید خمس اضافه قیمت را بدهد، همچنین اگر گوسفندى را كه خمسش داده چاق شود باید خمس آنچه زیاد شده بعد از فروش بدهد.

مسأله 1493ـ اگر باغى احداث كند براى آن كه بعد از بالا رفتن قیمتش بفروشد چنانچه وقت فروش آن رسیده باشد باید خمس آن را بدهد، ولى اگر قصدش این باشد كه از میوه آن استفاده كند باید خمس میوه ها را بدهد و خمس خود باغ را هنگام فروش مى دهد.

مسأله 1494ـ درختانى را كه براى استفاده از چوبشان پرورش مى دهند وقتى موقع فروش چوب آنها رسید باید خمس آن را بدهند، هر چند نخواهند آنها را بفروشند، ولى اگر موقع فروش آنها نرسیده خمس ندارد هر چند سالها بگذرد.

مسأله 1495ـ كسى كه داراى چند رشته كسب و كار است، مثلاً هم زراعت دارد و هم صنعت و هم درآمد كارگرى، باید منافع همه را در آخر سال یكجا حساب كند، چنانچه چیزى زاید بر مخارج داشت خمس آن را بدهد.

مسأله 1496ـ مخارجى را كه براى به دست آوردن فایده مى كند، مانند خرج باربرى و دلالى و غیر آن جزء مخارج كسب حساب مى شود.

مسأله 1497ـ هزینه زندگى خمس ندارد، یعنى آنچه را انسان از درآمدش در بین سال مصرف خوراك و پوشاك و مسكن و اثاث خانه و ازدواج و جهیزیه دختر و زیارت واجب یا مستحب و بذل و بخشش و میهمانى و مانند آن مى كند، چنانچه در آن زیاده روى نكرده باشد خمس ندارد و تنها آنچه در آخر سال اضافه مى ماند خمس دارد; ولى هرگاه چیزى جزء مؤونه سال گردد، مانند خانه و فرش و وسایل دیگر، اگر بعداً آن را بفروشند به قیمت آن خمس تعلّق نمى گیرد مخصوصاً اگر بخواهند آن را تبدیل به مثل كنند.

مسأله 1498ـ اموالى را كه انسان به مصرف نذر و كفّاره و مانند آن مى رساند جزء مخارج سالیانه اوست، همچنین اموالى را كه به دیگران مى بخشد یا جایزه مى دهد اگر از شأن او زیاد نباشد جزء مخارج سالانه حساب مى شود.

مسأله 1499ـ كسى كه نیاز به خانه ملكى دارد آنچه را صرف خرید خانه مى كند خمس ندارد، ولى اگر درآمد سالش براى خرید خانه كفایت نكند و مجبور باشد چند سال پس انداز كند تا قادر به تهیّه خانه شود پولهایى كه سال بر آنها گذشته خمس دارد، امّا اگر فى المثل زمین خانه را در اثناء سال اوّل بخرد و مصالح ساختمانى را در اثناء سال بعد و اجرت بنا را در سال سوم بدهد هیچ كدام خمس ندارد.

مسأله 1500ـ در میان بسیارى از خانواده ها معمول است كه جهیزیه دختران را تدریجاً تهیّه مى كنند، چنانچه سال بر آن جهیزیه بگذرد خمس آن واجب است ولى در مناطقى كه اگر جهیزیه را قبلاً تهیّه نكنند عیب است و یا این كه تهیّه آن جز به صورت تدریجى مشكل است، خمس ندارد.

مسأله 1501ـ كسانى كه قبر یا كفن از قبل براى خود تهیّه مى كنند چنانچه سال بر آن بگذرد خمس دارد.

مسأله 1502ـ هر مالى را كه یك بار خمس آن را بدهند دیگر خمس به آن تعلق نمى گیرد، مگر این كه نمو كند یا قیمت آن اضافه شود.

مسأله 1503ـ همان گونه كه اشاره شد هزینه سفر حج یا زیارتهاى مستحبّى اگر از درآمد همان سال باشد خمس ندارد و اگر ناچار باشد از چند سال قبل اسم نویسى كند و هزینه را بدهد، جزء مخارج همان سالش محسوب مى شود و خمس ندارد، نه در آن سال و نه در سالهاى بعد.

مسأله 1504ـ كسى كه درآمدى از كسب و كار به دست آورده اگر مال دیگرى هم دارد كه خمس آن واجب نیست یا خمس آن را داده، مى تواند آن دو را از هم جدا كند و مخارج سال خود را فقط از فایده كسب آن سال بردارد، امّا اگر مخارج خود را از پولى كه خمس ندارد یا خمسش را قبلاً داده است بردارد، نمى تواند این مخارج را از درآمد آن سال كم كند.

مسأله 1505ـ اگر از درآمد كسب و كار آذوقه اى براى مصرف سالش خریده، چنانچه چیزى در آخرسال از آن زیاد بماند باید خمس آن را بدهد احتیاط این است كه حتّى اشیاء كم اهمّیّت را مانند مختصر مواد غذایى اضافى و امثال آن را هرچه هست حساب كند و باید توجّه داشت كه اگر مى خواهد قیمت آنها را بدهد باید قیمت همان آخر سال را در نظر بگیرد خواه كمتر از خرید باشد یا بیشتر.

مسأله 1506ـ اگر در اثناء سال وسایل مورد نیاز خود را بخرد خمس ندارد و اگر بعداً از آن وسائل بى نیاز شود خمس دادن آن لازم نیست، همچنین زیور آلات زنانه اگر بعد از گذشتن سنّ و سالى از زن، مورد نیازش نباشد خمس به آن تعلق نمى گیرد، ولى احتیاط مستحب آن است كه خمس این وسایل یا زیورآلات را بدهد.

مسأله 1507ـ كتابهایى را كه طلاّب علوم دینى یا غیر آنها از درآمد كسب و كار مى خرند چنانچه مورد نیازشان باشد خمس ندارد، ولى اگر فعلاً نیازى به آن ندارند و مقصودشان استفاده در آینده است خمس به آن تعلّق مى گیرد (اگر در تمام طول سال نیز از آن استفاده نكند، ولى وجود آن كتاب براى مواقع ضرورى در كتابخانه لازم است، نیاز محسوب مى شود) همچنین وسایلى مانند اسباب آتش نشانى در جاهایى كه بیم آتش سوزى است یا داروهاى ضرورى و كمكهاى اوّلیّه در خانه جزء هزینه هاى زندگى محسوب مى شود و خمس ندارد هر چند اتّفاقاً در تمام سال از آنها استفاده نشود.

مسأله 1508ـ اگر در یك سال منفعتى نبرد، بنا بر احتیاط نمى تواند مخارج آن سال را از منافع سال بعد كم كند.

مسأله 1509ـ هرگاه در ابتداى سال منافعى نداشته باشد و از سرمایه خرج كند، امّا پیش از تمام شدن سال منفعتى ببرد، در این صورت مى تواند آنچه را از سرمایه برداشته از منافع كم كند.

بقیه مطالب در ادامه مطلب

مسأله 1510ـ سرمایه اى كه مورد نیاز است و با كمتر از آن زندگى او در حدّ آبرو و شؤونش اداره نمى شود خمس ندارد، یعنى مى تواند از درآمد همان سال و سالهاى بعد بردارد و جزء سرمایه كند، ولى اگر با پرداختن خمس آن، لطمه اى به كار او نمى خورد، باید خمس آن را بدهد، خواه این سرمایه سرمایه تجارت باشد یا زمین و آب و ملك براى زراعت، یا ابزار كار.

مسأله 1511ـ اگر چیزى ازسرمایه به خاطر كسب و كار از بین برود بطورى كه جزء ضرر معامله حساب شود، مى تواند مقدار آن را از منافع بردارد، ولى اگر به واسطه حوادث دیگرى از بین برود (مانند سرقت وامثال آن) نمى تواند آن را از منافع كم كند، مگر این كه با سرمایه باقیمانده نتواند كسبى كه سزاوار شأن اوست انجام دهد.

مسأله 1512ـ هرگاه غیر از سرمایه چیز دیگرى از اموال او به خاطر شكستن و سوختن و سرقت و غیر آن از بین برود اگر در همان سال به آن احتیاج دارد مى تواند آن را از منافع همان سال تهیّه كند.

مسأله 1513ـ هرگاه در ابتداى سال براى مخارج خود قرض كند و قبل از تمام شدن سال منفعتى ببرد مى تواند مقدار قرض خود را از آن منفعت كسر نماید و اگر در تمام سال منفعتى نبرد و براى مخارج خود قرض نماید مى تواند قرض خود را از منافع سالهاى بعد ادا كند.

مسأله 1514ـ قرضهایى كه بر ذمّه انسان آمده خواه براى هزینه زندگى باشد یا خسارت و غرامت و یا غیر اینها، مى تواند از درآمد سال آنها را ادا كند، ولى قرضهایى را كه به اقساط مى پردازد فقط قسطهایى را كه در آن سال باید بپردازد جزء مخارج آن سال محسوب مى شود.

مسأله 1515ـ اگر براى زیاد كردن مال یا خریدن ملكى كه به آن احتیاج ندارد قرض كند نمى تواند آن قرض را از منافع سال كم كند، ولى اگر مالى را كه قرض كرده یا چیزى را كه از قرض خریده به علّتى از بین برود و ناچار شود قرض خود را بدهد مى تواند از منافع و درآمدهاى آن سال، قرض خود را ادا كند.

مسأله 1516ـ انسان تا خمس مال را ندهد نمى تواند در آن تصرّف كند و نیّت دادن خمس به تنهایى كافى نیست، همچنین نمى تواند خمس را به ذمّه بگیرد و در مال تصرّف كند و چنانچه تصرّف كند كار حرامى كرده و اگر آن مال تلف شود باید خمس آن را بدهد.

مسأله 1517ـ كسى كه بدهكار خمس است اگر با حاكم شرع (با در نظر گرفتن مصلحت مستحقّین) مصالحه و دستگردان كند مى تواند در تمام مال تصرّف نماید و اگر بعد از آن منافعى از آن مال به دست آید مال خود اوست.

مسأله 1518ـ كسى كه با دیگرى شریك است و مى داند شریكش خمس درآمد خود را نمى دهد، ادامه شركت براى او جایز نیست و تصرّف در مال شركت بعد از تعلّق خمس براى هر دو حرام است.

مسأله 1519ـ انسان نمى تواند در مالى كه یقین دارد خمسش را نداده اند تصرّف كند، ولى در مال كسى كه شك دارد خمس آن داده شده یا نه، تصرّف جایز است و قبول بخشش و معامله یا شركت در میهمانى چنین كسى اشكال ندارد و تفحّص و جستجو لازم نیست.

مسأله 1520ـ كسى كه از اوّل تكلیف، خمس نداده و درآمدهایى پیدا كرده و وسایلى براى زندگى خود خریده است و الآن متوجّه وظیفه خمس شده و مى خواهد تكلیف خود را درباره آن ادا كند و زندگى خود را پاك نماید اگر از منافع كسب، چیزى را كه به آن احتیاج ندارد خریده و یك سال از خرید آن گذشته باید خمس آن را بدهد و اگر اثاث خانه و چیزهاى دیگرى كه به آنها نیاز دارد مطابق شأن خود خریده، پس اگر بداند در بین سالى كه در آن سال فایده برده آنها را خریده است لازم نیست خمس آن را بدهد و اگر نداند كه در بین سال یا بعد از تمام شدن سال بوده بنابر احتیاط واجب باید با حاكم شرع یا نماینده او مصالحه كند، یعنى تمام اموال مشكوك خود را حساب كرده و حاكم شرع بدهى او را از جهت خمس به مقدارى تخمین مى زند و با او مصالحه مى كند و با پرداخت آن تمام اموالش پاك مى شود.

مسأله 1521ـ هرگاه بچّه صغیر درآمدى داشته باشد و از هزینه سال او اضافه بماند بنابر احتیاط واجب باید بعد از آن كه بالغ شد خمس آن را بدهد.

مسأله 1522ـ لباسهاى متعدّد و همچنین انگشتر و زیور آلات و وسایل مختلف زندگى، اگر همه آنها مورد نیاز و در حدّ شأن او باشد و از درآمد همان سال تهیّه شده باشد خمس ندارد، ولى اگر زاید بر نیاز و شأن باشد، مقدار زیادى، خمس دارد.

مسأله 1523ـ پولى را كه خرج خریدن وسایل حرام مى كند (مانند انگشتر طلا براى مرد و وسایل لهو و لعب) خمس دارد.

مسأله 1524ـ حقوق بازنشستگى و یا مبلغى كه به عنوان بازخرید كار داده مى شود جزء درآمد همان سال محسوب مى گردد و اگر چیزى تا آخر سال از آن باقى نماند خمس ندارد، امّا اگر اضافه بماند خمس دارد.

مسأله 1525ـ جوایزى كه به پس اندازها تعلّق مى گیرد اگر قراردادى میان پس انداز كننده و پس انداز گیرنده نباشد حلال است و بنابر احتیاط واجب با گذشتن سال خمس آن واجب مى شود، این در صورتى است كه پس انداز كننده خود را طلبكار جایزه نداند، بلكه پس انداز گیرنده شخصاً براى تشویق پس انداز كنندگان جوایزى مى دهد.

 

2ـ معدن

مسأله 1526ـ واجب است خمس چیزى را كه از معادن طلا، نقره، سرب، آهن، مس، زغال سنگ، نفت، گوگرد، فیروزه، نمك و معدنهاى دیگر و انواع فلزات به دست مى آورند بدهند و احتیاط واجب آن است كه نصاب معیّنى در آن نیست،یعنى آنچه را از معدن استخراج مى كنند كم باشدیا زیاد خمس دارد.

مسأله 1527ـ گچ و آهك و گل سرخ و مانند آن اگر به آنها معدن گفته شود باید خمس آن را بدهد، همچنین انواع سنگها.

مسأله 1528ـ معدن، خواه روى زمین باشد یا زیر زمین، در زمین ملكى باشد یا در جایى كه مالك ندارد، استخراج كننده آن مسلمان باشد یا غیر مسلمان، بالغ باشد یا غیر بالغ، در تمام این صورتها باید خمس آن پرداخته شود و در صورتى كه كودك باشد، ولىّ او مى پردازد.

مسأله 1529ـ مخارج و هزینه استخراج معدن و تصفیه آن (در صورتى كه احتیاج به تصفیه دارد) و همچنین اجاره اى را كه جهت معدن مى پردازد از آن كم مى شود و باقیمانده خمس دارد، ولى مخارج سال از درآمد معدن كسر نمى شود.

مسأله 1530ـ اگر چند نفر چیزى را از معدن استخراج كنند باید بعد از كم كردن مخارج، خمس آن را بدهند، خواه كم باشد یا زیاد (بنابر احتیاط واجب).

مسأله 1531ـ اگر معدنى را كه در ملك دیگرى است استخراج كند، آنچه از آن به دست مى آید مال صاحب آن زمین است و چون صاحب ملك براى بیرون آوردن آن خرجى نكرده، باید خمس تمام آنچه از معدن استخراج شده بدهد، ولى اگر این كار به دستور او انجام گرفته هزینه آن بر عهده اوست و از درآمد معدن كم مى شود.

مسأله 1532ـ هرگاه معدن از معادن عظیمه و در اراضى مباح یا ملكى باشد، حاكم شرع (مجتهد عادل) حق دارد بر اخراج و صرف آن در مصارف مسلمین نظارت كند در این صورت استخراج كنندگان باید نظر حاكم شرع را رعایت كنند.

مسأله 1533ـ اگر حكومت اسلامى معدنى را استخراج كند خمس به آن تعلّق نمى گیرد.

 

3ـ گنج

مسأله 1534ـ «گنج» مالى است كه در زیر زمین، یا كوه، یا دیوار، یا درون درخت پنهان كرده باشند و در عرف به آن گنج گویند.

مسأله 1535ـ اگر انسان در زمینى كه ملك كسى نیست گنجى پیدا كند و مالك آن گنج به هیچ وجه شناخته نیست مال خود اوست و باید خمس آن را بدهد و نیز اگر در زمینى كه از دیگرى خریده گنجى پیدا كند و بداند مال كسانى كه قبلاً مالك آن زمین بوده اند نیست، مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد، ولى اگر احتمال مى دهد كه مال یكى از آنان است، بنابر احتیاط واجب باید به مالك قبلى اطّلاع دهد چنانچه معلوم شود مال او نیست به كسى كه پیش از او، مالك آن زمین بوده اطّلاع مى دهد و به همین ترتیب به تمام كسانى كه پیش از او مالك زمین بوده اند و آنها را مى شناسد خبر مى دهد، اگر معلوم شود مال هیچ یك از آنان نیست مال خود او مى شود و باید خمس آن را بدهد.

مسأله 1536ـ گنج داراى نصاب است و نصاب آن صد و پنج مثقال نقره یا پانزده مثقال طلا است، یعنى اگر قیمت چیزى را كه از گنج به دست آمده به این مقدار برسد خمس آن واجب است، امّا اگر كمتر از آن باشد خمس آن واجب نیست و اگر قیمت آن به پانزده مثقال طلا نرسد ولى به صدو پنج مثقال نقره برسد باز خمس آن واجب است و همچنین عكس آن.

مسأله 1537ـ اگر در ظرفهاى متعدّدى كه در یك جا دفن شده مالى پیدا كند كه قیمت آن روى هم رفته به حدّ نصاب برسد، باید خمس آن را داد، ولى اگر گنجهاى متعدّدى در جاهاى مختلف پیدا كند هر كدام از آنها كه قیمتش به حدّ نصاب برسد خمس دارد و لازم نیست آنها را روى هم حساب كند.

مسأله 1538ـ هرگاه براى استخراج گنج، مخارجى كرده، مقدار آن را كم مى كند و خمس بقیّه را مى دهد.

مسأله 1539ـ اگر دو یا چند نفر گنجى پیدا كنند همه در آن شریكند و طبق قراردادى كه دارند عمل مى كنند و سهم هر یك به حدّ نصاب برسد خمس دارد.

مسأله 1540ـ هرگاه كسى حیوانى را بخرد و در شكم آن مالى پیدا شود، چنانچه احتمال دهد مال فروشنده است بنابر احتیاط واجب باید به او خبر دهد و اگر معلوم شود مال او نیست باید به ترتیب از صاحبان قبلى سؤال كند، چنانچه معلوم شود مال هیچ یك از آنان نیست مال خود او مى شود و احتیاط مستحب آن است كه خمس آن را شبیه خمس معدن بدهد خواه به اندازه نصاب باشد یا نه.

مسأله 1541ـ هرگاه كسى ماهى خریدارى كند و گوهرى در دل آن بیابد مال خود اوست، نه مال صیّادى كه قبلاً آن را صید كرده و به دیگرى فروخته و نه مال فروشندگان قبل از او و احتیاط مستحب آن است كه خمس آن را بدهد.

 

4ـ مال حلال مخلوط به حرام

مسأله 1542ـ هرگاه مال حلال با حرام مخلوط شود بطورى كه انسان نتواند آنها را از هم تشخیص دهد و مقدار مال حرام و همچنین صاحب آن، هیچ كدام معلوم نباشد، باید خمس تمام آن مال را بدهد و بقیّه براى او حلال است.

مسأله 1543ـ هرگاه مال حلال با حرام مخلوط گردد اگر مقدار آن را بداند (مثلاً بداند یك سوم آن حرام است) ولى صاحب آن را نشناسد باید آن مقدار را بنابر احتیاط واجب به مصرفى برساند كه هم مصرف خمس باشد و هم صدقه (مانند سادات فقیر)

مسأله 1544ـ هرگاه مال حلال با حرام مخلوط شود و مقدار حرام را نداند، ولى صاحبش را بشناسد، باید یكدیگر را راضى كنند و چنانچه صاحب مال راضى نشود در صورتى كه بداند مقدار معیّنى قطعا مال اوست (مثلاً یك چهارم مال) و در بیشتر از آن شك داشته باشد باید مقدارى را كه یقین دارد به او بدهد و مقدار بیشتر را كه احتمال مى دهد مال اوست با او نصف كند.

مسأله 1545ـ هرگاه خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد و بعد بفهمد مقدار حرام بیشتر از خمس بوده، بنابر احتیاط واجب باید مقدارى را كه مى داند از خمس بیشتر بوده به مصرفى برساند كه هم مصرف خمس باشد و هم صدقه.

مسأله 1546ـ هرگاه خمس مال حلال مخلوط به حرام را بدهد، بعد صاحبش پیدا شود، بنابراحتیاط واجب باید عوض آن را به او بدهد، همچنین اگر مالى كه صاحبش را نمى شناسد به نیّت صدقه از جانب صاحبش بدهد و بعد صاحبش پیدا شود و راضى نشود.

مسأله 1547ـ هرگاه انسان بداند مال او با اموال دیگران مخلوط شده و مقدار آن معلوم باشد و بداند كه مالك آن از چند نفر معیّن بیرون نیست، ولى نتواند مالك را بطور معیّن تشخیص دهد، باید در بین همه آنها بطور مساوى تقسیم كند.

 

5ـ جواهراتى كه با غوّاصى به دست مى آید

مسأله 1548ـ هرگاه انسان به واسطه فرو رفتن در دریا جواهراتى مانند لؤلؤ و مرجان و مانند آن از دریا بیرون آورد باید خمس آن را بدهد، به شرط آن كه قیمت آن بعد از كم كردن مخارج بیرون آوردن كمتر از یك مثقال شرعى طلاى سكه دار نباشد (مثقال شرعى 18 نخود است) خواه آن جواهرات معدنى باشد یا روییدنى و خواه در یك مرتبه از دریا بیرون آورد یا در چند دفعه پشت سر هم و با فاصله كه عرفاً یك مرتبه حساب شود، از یك جنس باشد یا از چند جنس.

مسأله 1549ـ هرگاه چند نفر جواهراتى را از دریا بیرون آورند بنابر احتیاط لازم نیست سهم هر كدام به اندازه نصاب برسد، بلكه اگر مجموعاً به اندازه نصاب باشد باید خمس آن را بدهد.

مسأله 1550ـ هرگاه بدون فرو رفتن در دریا جواهرات را با اسبابى بیرون آورند و یا از روى آب دریا و یا از كنار دریا بگیرند، چنانچه قیمت آن بعد از كم كردن مخارج به حدّ نصاب برسد احتیاط واجب آن است خمس آن را بدهند.

مسأله 1551ـ ماهى و حیوانات دیگرى را كه از دریا مى گیرند خمس ندارد، ولى جزء درآمد كسب حساب مى شود كه اگر در آخر سال چیزى از آن یا قیمت آن اضافه بماند خمس دارد.

مسأله 1552ـ لازم نیست انسان به قصد صید جواهرات در دریا فرو برود بلكه اگر به قصد دیگرى برود و جواهراتى به دستش آید باید خمس آن را بدهد.

 مسأله 1553ـ هرگاه انسان در دریا فرو رود و حیوانى را بیرون آورد كه در شكم آن جواهرى باشد كه قیمتش بعد از كم كردن مخارج به حدّ نصاب برسد، چنانچه آن حیوان مانند صدف باشد كه نوعاً در شكمش جواهر است باید خمس آن را بدهد و اگر اتّفاقاً آن جواهر را بلعیده باشد باز احتیاط واجب پرداختن خمس آن است.

مسأله 1554ـ جواهراتى كه از رودخانه هاى بزرگى كه محل پرورش جواهر و صید صدف است بیرون مى آورند نیز خمس دارد.

مسأله 1555ـ عنبر مادّه خوش بویى كه از دریا مى گیرند، هرگاه به وسیله غوّاصى بیرون آورند خمس دارد و اگر از روى آب، یا كنار دریا به دست آورند باز هم بنابر احتیاط واجب باید خمسش را بدهند.

مسأله 1556ـ كسانى كه كارشان غوّاصى یا بیرون آوردن معادن است هرگاه خمس آنها را بدهند و در آخر سال چیزى از مخارج سالشان زیاد بیاید لازم نیست دوباره خمس بدهند.

 

6ـ غنائم جنگى

مسأله 1557ـ هرگاه مسلمانان به دستور امام معصوم با كفّار جنگ كنند و چیزهایى در جنگ به دست آورند باید خمس آن را بدهند، امّا مخارجى را كه براى حفظ غنیمت و حمل و نقل آن كرده اند از آن كم مى شود.

مسأله 1558ـ هرگاه مسلمانان به اذن نایب خاص، یا نائب عامّ امام(علیه السلام) اقدام به جنگ بر ضدّ كفّار كنند و غنائمى به دست آورند احتیاط واجب آن است كه خمس آن را بپردازند.

مسأله 1559ـ سلاحهاى بزرگى كه در جنگهاى امروز در غنائم به دست مى آید و مصرف شخصى ندارد، مانند تانكها و توپها، حاكم شرع و ولىّ امر مسلمین مى تواند آن را منحصراً در اختیار ارتش اسلام قرار دهد.

 مسأله 1560ـ مسلمانان حق دارند اموال كفّارى را كه با آنها در حال جنگ هستند تملّك كنند و باید خمس آن را بدهند.

مسأله 1561ـ غنائم جنگى كه خمس آن را باید داد منحصر به غنائم منقول است كه با دادن خمس ملك جنگجویان است، امّا زمینهایى كه از كفّار با جنگ به دست مى آید خمس ندارد و ملك همه مسلمین است.

مسأله 1562ـ هرگاه گروهى از مسلمانان بر ضدّ گروه دیگرى تجاوز كنند باید جلو متجاوز را گرفت تا به حكم خدا گردن نهد و اگر مسلمانان در این میان غنائمى به دست آورند نمى توانند آن را ملك خود سازند، بلكه باید نگهدارى كنند و بموقع به آنها بازگردانند، مگر چیزهایى كه اگر در دست آنها باشد منشأ فساد و ادامه تجاوز مى شود كه با اجازه حاكم شرع از آن استفاده صحیح مى شود.

 

7ـ زمینى كه كافر ذمّى از مسلمان مى خرد

مسأله 1563ـ هرگاه كافر ذمّى، یعنى كافرى كه به صورت یك اقلّیّت سالم در كنار مسلمانان زندگى مى كند و شرائط ذمّه را پذیرفته است، زمینى را از مسلمان بخرد باید یك پنجم عواید را به جاى یك دهم زكات معمولى بپردازد.

مسأله 1564ـ هرگاه كافر ذمّى زمینى را كه از مسلمانى خریده به مسلمان دیگرى بفروشد خمس ساقط نمى شود، همچنین اگر بمیرد مسلمانى آن زمین را از او به ارث ببرد احتیاط آن است كه خمس آن را بپردازد، اگر كافر ذمّى در موقع خرید زمین شرط كند كه خمس آن را ندهد، یا شرط كند كه فروشنده خمس آن را بدهد، شرط او باطل است و باید خمس آن را خودش بپردازد، ولى اگر شرط كند فروشنده به جاى او مقدار خمس را بدهد عمل به این شرط لازم است.

مسأله 1565ـ هرگاه مسلمان زمینى را بدون خرید و فروش ملك كافر كند و عوض آن را بگیرد، مثلاً به او صلح نماید، بنابر احتیاط واجب باید كافر ذمّى خمس آن را بدهد.

 

مصرف خمس

مسأله 1566ـ خمس را باید دو قسمت كرد: یك قسمت آن سهم مبارك امام(علیه السلام)است و نیم دیگر سهم سادات. سهم سادات را باید به سادات فقیر یا یتیم نیازمند، یا ساداتى كه در سفر وامانده اند و نیازمند هستند، داد (هرچند در محلّ خود فقیر نباشند) ولى سهم امام(علیه السلام) را در زمان ما باید به مجتهد عادل یا نماینده او داد، تا در مصارفى كه مورد رضاى امام(علیه السلام) است از مصالح مسلمین و مخصوصاً اداره حوزه هاى علمیّه و مانند آن مصرف كند.

مسأله 1567ـ صرف كردن قسمتى از سهم مبارك امام(علیه السلام) براى ساختن مساجد یا حسینیه ها یا بیمارستان و درمانگاه و مدارس، تنها در صورتى مجاز است كه با اجازه مجتهد عادل و رعایت اولویّت باشد، ولى سهم سادات را جز در مورد ساداتى كه گفته شد نمى توان مصرف كرد.

مسأله 1568ـ بدهكار مى تواند اگر مجتهد صلاح ببیند با او یا نماینده او مقدار بدهى خود را دست گردان كند و به ذمّه بگیرد و به اقساط بپردازد.

مسأله 1569ـ سهم سادات را بدون اجازه مجتهد نمى توان به ساداتى كه در بالا گفته شد پرداخت (بنابر احتیاط واجب)، و سهم امام(علیه السلام) را نیز اگر بدون اجازه مجتهد بپردازد قبول نیست، مگر این كه مجتهد بعداً بپذیرد و اجازه دهد.

مسأله 1570ـ كسى كه بدهى زیادى از خمس دارد و قادر به اداى آن نیست اگر مجتهد مصلحت ببیند ممكن است مقدارى از سهم امام(علیه السلام) را به خودش ببخشد.

مسأله 1571ـ اگر كسى بخواهد سهم امام(علیه السلام) را به مجتهدى كه از او تقلید نمى كند بدهد در صورتى مجاز است كه بداند آن مجتهد و مجتهدى كه از او تقلید مى كند سهم امام را یك طور مصرف مى كنند.

مسأله 1572ـ به سیّدى كه عادل نیست مى توان خمس داد، ولى احتیاط واجب آن است به كسى بدهند كه آشكارا گناه نكند و اگر در سفر مانده است در صورتى مى توان به او خمس داد كه سفرش سفر معصیت نباشد، مگر این كه توبه كند و باقیمانده سفر را در طریق معصیت انجام ندهد.

مسأله 1573ـ به سیّدى كه دوازده امامى نیست نمى توان خمس داد و همچنین به كسى كه واجب النّفقه است، مثلاً انسان نمى تواند به زنش كه سیّده است خمس خود را بدهد، مگر این كه آن زن ناچار باشد مخارج اشخاص دیگرى را كه واجب النّفقه مرد نیستند بپردازد.

مسأله 1574ـ سیّد بودن سادات از راههاى زیر ثابت مى شود:

دو نفر عادل سیّد بودن او را تصدیق كند (یك نفر نیز كافى است).

در شهر و منطقه خود مشهور باشد كه سیّد است، خواه این شهرت سبب یقین شود یا گمان.

مسأله 1575ـ سادات فقیرى كه مخارج آنها بر دیگرى واجب است اگر آن شخص نتواند خرج او را بدهد مى توان به او خمس داد، مثلاً زن سیّده اى كه شوهرش قادر به اداره زندگى او نیست مى تواند خمس بگیرد.

مسأله 1576ـ بنابر احتیاط واجب سادات نمى توانند بیش از مخارج یك سال خود را از خمس بگیرند.

مسأله 1577ـ بردن خمس از شهرى به شهر دیگر مانعى ندارد، خواه در شهر خودش مستحقّى باشد یا نه، ولى در هر صورت اگر تلف شود احتیاط واجب آن است كه از اموال دیگرش بپردازد مخارج حمل و نقل نیز بر عهده اوست، امّا اگر به نماینده حاكم شرع دهد و او از شهرى به شهرى دیگر ببرد و تلف شود چیزى بر او نیست.

مسأله 1578ـ در صورتى كه سادات فقیر نیاز به سرمایه اى براى كسب و كار داشته باشند مى توان از باب خمس به آنها داد (البتّه به مقدارى كه نیاز زندگى آنها را تأمین كند).

مسأله 1579ـ هرگاه سهم سادات بیش از نیاز سادات باشد باید آن را به مجتهد عادل داد تا در مصارف دیگرى كه صلاح مى داند صرف كند و اگر كمتر از نیاز سادات باشد مى توان از سهم امام(علیه السلام) به آنها داد، بنابراین كم و زیاد بودن سهم سادات مشكلى ایجاد نمى كند.

مسأله 1580ـ احتیاط واجب آن است كه سهم سادات را از خود آن مال و یا از پول رایج بدهند، نه از جنس دیگر، مگر این كه جنس دیگر را به مستحق بفروشد سپس بدهى او را از باب خمس حساب كند.

مسأله 1581ـ كسى كه از سیّد نیازمندى طلبكار است مى تواند طلب خود را از باب خمس حساب كند، ولى در مورد سهم امام باید به اجازه حاكم شرع باشد.

مسأله 1582ـ لازم نیست به سیّد گفته شود كه این پول خمس است، بلكه مى تواند به عنوان هدیه به او بدهد و نیّت خمس كند، همچنین در مورد سهم امام كه به اذن حاكم شرع به اشخاص مستحقّى مى دهد.

مسأله 1583ـ مستحق نمى تواند خمس را بگیرد و به مالك ببخشد، مگر آن مقدار كه در خور شأن اوست كه اگر خودش مالى داشت به آن شخص ممكن بود ببخشد.

مسأله 1584ـ اگر خمس را با حاكم شرع یا وكیل او دستگردان كند و بخواهد در سال بعد بپردازد نمى تواند از منافع آن سال كسر كند، مثلاً اگر دو هزار تومان خمس بدهكار است و از منافع سال بعد بیست هزار تومان بیشتر از مخارجش دارد باید خمس بیست هزار تومان را بدهد و دو هزار تومانى كه از باب خمس بدهكار است از بقیّه بپردازد.

مسأله 1585ـ دادن سهم سادات به سادات به خاطر آن است كه آنها از گرفتن زكات محرومند بنابراین تبعیضى محسوب نمى شود و محروم بودن آنها از زكات دلایلى دارد كه در جاى خود گفته شده.


انتظار
سه شنبه 15 مرداد 1392 04:35 ق.ظ
درشب ماه رمضان نزدیکی کرده باشی بخوابید به گمان اینکه صبح زودتر از اذان غسل میکنی اما تباعد از اذان صبح خوابت برده باشد حکم روزه ی آن روز چگونه است
سحر
یکشنبه 13 مرداد 1392 03:25 ق.ظ
سلام بببخشید كه اینقدر راحت حرفمو میزنم اما میخواستم بدونم اگه در ماه رمضان و وقتی روزه هستیم اگر خودارضایی كنیم در صورتیكه هنوز ارضا نشده باشیم روزه را باطل میكند؟ایا نیاز به غسل دارد؟
احسان
شنبه 12 مرداد 1392 11:46 ق.ظ
اگه تو ماه رمضان غسل بگیری بعد از اذلان صبح متوجه بشی درست نبودی, اگه بعد ازغسل مجدد , روزه ات صحیح ؟ خواهشابه ایمیل بفرستید
حسین
یکشنبه 6 مرداد 1392 03:28 ب.ظ
سپاس گذارم موفق باشید
یاعلی
وحید
-
سلام خسته نباشید.نماز روزتون قبول باشه////
یه سوال داشتم ::: اینکه من 2 روز اول ماه رمضان را روزه بودم تا اینکه دکترگفت چون سنگ کلیه دارم نمی تونم روزه بگیرم چون هرروز باید 5تا6 لیترآب بخورم... می خواستم ببینم میشه آب بخورم ولی غذا و.... نخورم و روزه بگیرم ...
فریبا
-
سلام یه سوال داشتم که من کم خونی شدید و سردرد میگرن دارم ایا باید روزه بگیرم؟
یکشنبه 23 تیر 1392 11:43 ق.ظ
جمعش کند چرا جوا نمیدید به سوال ها
محمد
یکشنبه 23 تیر 1392 11:41 ق.ظ
سپیده خانوم اصلا مشکلی نداره
پریسا
شنبه 22 تیر 1392 02:53 ب.ظ
سلام.ممنون مفیدبود
لیلا
چهارشنبه 19 تیر 1392 01:25 ب.ظ
سلام.شوهرم اهل یکی از روستاهای اطراف شهرمان است.من هم ملکی در انجا خریده ام.به انجا رفت و امد داریم.اخر هفته ها به انجا میرویم.آیا نماز و روضه من انجا صحیح است؟ لطفا زود جواب رو واسم ایمیل کنید.
nahid
چهارشنبه 19 تیر 1392 12:57 ب.ظ
سلام خسته نباشید. من 20 سالمه و کم خونی شدید دارم و خیلی ضعف میکنم.یعنی در طول روز چیز شیرینی دهنم نزارم سرگیجه و تهوع میگیرم. ایا روزه گرفتن بر من واجب هست؟لطفا به ایمیلم پاسخ دهید
سپیده
شنبه 7 مرداد 1391 02:09 ق.ظ
سلام مطالبتون خوبه
فقط ی سوال داشتم::میخواستم بدونم که چت کرد نبا ی نامحرم در حالی که روزه هستیم روزه رو باطل میکنه یانه؟/و اس دادن به ی نامحرم چطور؟؟
خواهشا جواب رو یه ایمیلم بفرستید
ممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر