تبلیغات
احادیث دینی - احکام و مسائل شرعی و 1400 پرسش و پاسخ شرعی قسمت دوم
چهارشنبه 3 شهریور 1389

احکام و مسائل شرعی و 1400 پرسش و پاسخ شرعی قسمت دوم

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

تـقـلـید

 احكام تقلید

مسأله 1ـ هیچ مسلمانى نمى تواند در اصول دین تقلید نماید، بلكه باید آنها را از روى دلیل ـ به فراخور حال خویش ـ بداند ولى در فروع دین یعنى احكام و دستورات عملى، اگر مجتهد باشد (یعنى بتواند احكام الهى را از روى دلیل به دست آورد) به عقیده خود عمل مى كند و اگر مجتهد نباشد باید از مجتهدى تقلید كند، همان گونه كه مردم در تمام امورى كه تخصّص و اطّلاع ندارند، به اهل اطّلاع مراجعه مى كنند و از آنها پیروى مى نمایند.

و نیز مى تواند عمل به احتیاط كند، یعنى در اعمال خود طورى رفتار نماید كه یقین كند تكلیف خود را انجام داده است، مثلاً اگر بعضى از مجتهدین كارى را حرام و بعضى مباح مى دانند آن را ترك كند و یا اگر بعضى، آن را مستحب و بعضى واجب مى دانند آن را حتماً به جا آورد، ولى چون عمل به احتیاط مشكل است و احتیاج به اطّلاعات نسبتاً وسیعى از مسائل فقهى دارد، راه براى توده مردم غالباً همان مراجعه به مجتهدین و تقلید از آنهاست.

مسأله 2ـ حقیقت تقلید در احكام، استنادعملى به دستور مجتهد است، یعنى انجام اعمال خود را موكول به دستور مجتهد كند.

مسأله 3ـ مجتهدى كه از او تقلید مى كند باید داراى صفات زیر باشد: مرد، بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامى، حلال زاده و همچنین بنابراحتیاط واجب عادل و زنده باشد. (عادل كسى است كه داراى حالت خداترسى باطنى است كه او را از انجام گناه كبیره و اصرار بر گناه صغیره باز مى دارد).

مسأله 4ـ در مسائلى كه مجتهدین اختلاف نظر دارند باید از «اعلم» تقلید كند.

مسأله 5ـ «مجتهد» و «اعلم» را از سه راه مى توان شناخت:

اوّل: این كه خود انسان اهل علم باشد و بتواند مجتهد و اعلم را بشناسد.

دوم: این كه دو نفر عادل از اهل علم به او خبر دهند، به شرط این كه دو نفر عالم دیگر برخلاف گفته آنها شهادت ندهند.

سوم: این كه آنچنان در میان اهل علم و محافل علمى مشهور باشد كه انسان یقین پیدا كند او اعلم است.

مسأله 6ـ هرگاه شناختن «اعلم» بطور قطع ممكن نشود، احتیاط آن است از كسى تقلید كند، كه گمان به اعلم بودن او دارد و در صورت شك میان چند مجتهد و عدم ترجیح آنها از هركدام بخواهد مى تواند تقلید كند.

مسأله 7ـ براى آگاهى از فتواى مجتهد چند راه وجود دارد:

اوّل، شنیدن از خود مجتهد یا ملاحظه دستخطّ او;

دوم، دیدن در رساله اى كه مورد اطمینان باشد;

سوم، شنیدن از كسى كه مورد اعتماد است;

چهارم، مشهور بودن در میان مردم بطورى كه سبب اطمینان شود.

مسأله 8ـ اگر احتمال دهد فتواى مجتهد عوض شده، مى تواند به فتواى سابق عمل كند و جستجو لازم نیست.

مسأله 9ـ در جایى كه مجتهد صریحاً فتوا ندارد، بلكه مى گوید احتیاط آن است كه فلان گونه عمل شود، این احتیاط را «احتیاط واجب» مى گویند و مقلّد یا باید به آن عمل كند و یا به مجتهد دیگر مراجعه نماید و امّا اگر فتواى صریحى داده، مثلاً گفته است اقامه براى نماز مستحبّ است، سپس گفته احتیاط آن است كه ترك نشود، این را «احتیاط مستحبّ» مى گویند و مقلّد مى تواند به آن عمل كند یا نكند و در مواردى كه مى گوید «محلّ تامّل» یا «محلّ اشكال» است مقلّد مى تواند عمل به احتیاط كند

یا به دیگرى مراجعه نماید. امّا اگر بگوید «ظاهر چنین است» یا «اقوى چنین است»، این تعبیرها فتوا محسوب مى شود و مقلّد باید به آن عمل كند.

مسأله 10ـ هرگاه مجتهدى كه انسان از او تقلید مى كند، از دنیا برود باقى ماندن بر تقلید او جایز است; بلكه اگر اعلم باشد واجب است، به شرط این كه عمل به فتواى او كرده باشد.

مسأله 11ـ عمل كردن به فتواى مجتهد مرده ابتداءً جایز نیست هرچند اعلم باشد بنابر احتیاط واجب.

مسأله 12ـ هركس باید مسائلى را كه معمولاً مورد احتیاج او واقع مى شود یاد گیرد یا طریقه احتیاط آن را بداند.

مسأله 13ـ اگر مسأله اى پیش آید كه حكم آن را نمى داند مى تواند عمل به احتیاط نماید، یا اگر وقت آن نمى گذرد صبر كند تا دسترسى به مجتهد پیدا كند، و اگر دسترسى ندارد یك طرف را كه بیشتر احتمال صحّت مى دهد انجام مى دهد و بعداً سؤال مى كند، اگر مطابق فتواى مجتهد بود صحیح است وگرنه باید اعاده كند.

مسأله 14ـ هرگاه كسى مدّتى اعمال خود را بدون تقلید انجام داده، سپس تقلید كند، اگر اعمال سابق، مطابق فتواى این مجتهد باشد صحیح است و گرنه باید اعاده كند، همچنین است اگر بدون تحقیق كافى از مجتهدى تقلید نموده.

مسأله 15ـ هرگاه كسى در نقل فتواى مجتهدى اشتباه كرده باید بعد از اطّلاع، صحیح آن را بگوید، و اگر در منبر و سخنرانى گفته باید آن را در جلسات مختلف تكرار كند تا كسانى كه به اشتباه افتاده اند از اشتباه درآیند، امّا اگر فتواى آن مجتهد تغییر كرده، اعلام تغییر بر او لازم نیست.

مسأله 16ـ عدول، یعنى تغییر تقلید از مجتهدى به مجتهد دیگر، جایز نیست بنابر احتیاط واجب، مگر آن كه مجتهد دوم اعلم باشد و اگر بدون تحقیق عدول كرده باید بازگردد.

مسأله 17ـ هرگاه فتواى مجتهد تغییر كند باید به فتواى جدید عمل شود، امّا اعمالى را كه مطابق فتواى سابق عمل كرده (مانند عبادات یا معاملاتى كه انجام داده) صحیح است و اعاده لازم ندارد، همچنین اگر از مجتهدى به مجتهد دیگر عدول كند، اعاده اعمال سابق لازم نیست.

مسأله 18ـ هرگاه مدّتى تقلید كرده امّا نمى داند تقلید او صحیح بوده یا نه، نسبت به اعمال گذشته اشكالى ندارد، امّا براى اعمال فعلى و آینده باید تقلید صحیح كند.

مسأله 19ـ هرگاه دو مجتهد مساوى باشند، مى توان بعضى از مسائل را از یكى و بعضى را از دیگرى تقلید كرد.

مسأله 20ـ فتوا دادن و اظهار نظر كردن در مسائل شرعى براى كسى كه مجتهد نیست (یعنى قادر به استنباط احكام از مدارك و دلایل آن نمى باشد) حرام است و هرگاه بدون اطّلاع اظهار نظر كند، مسؤول اعمال تمام كسانى است كه به گفته او عمل مى كنند.

 

طــهـارت

  اقسام آبها

مسأله 21ـ آب یا «مطلق» است یا «مضاف». آب مضاف آبى است كه به تنهایى به آن آب گفته نشود، مثلاً بگویند «آب میوه»، «آب نمك» و «آب گل»; امّا آب مطلق آن است كه مى توان بدون هیچ قید و شرطى به آن آب گفت; مثل آبهاى معمولى.

مسأله 22ـ آب مطلق اقسامى دارد كه هركدام حكمى دارد و آن پنج قسم است: اوّل آب كر، دوم آب قلیل، سوم آب جارى و آبهاى لوله كشى، چهارم آب باران، پنجم آب چاه، ولى همه این آبها پاك و پاك كننده اند; امّا آب مضاف چیزى را پاك نمى كند، بلكه با ملاقات به نجس، نجس مى شود.

 1ـ آب كر

مسأله 23ـ آب كر بنابر احتیاط واجب مقدار آبى است كه اگر در ظرفى كه طول و عرض و عمق آن هركدام سه وجب ونیم است بریزند، آن ظرف را پركند، یا وزن آن 384 كیلوگرم (384 لیتر) باشد و معیار در وجب، وجبهاى متوسّط است.

مسأله 24ـ اگر عین نجس مانند بول و خون در آب كر بریزد نجس نمى شود، مگر این كه رنگ، یا بو یا مزه آن تغییر كند.

مسأله 25ـ اگر چیزى كه نجس شده (مانند لباس و ظرف) در آب كر بشویند، پاك مى شود.

 مسأله 26ـ هرگاه رنگ و بو و طعم آب كر به واسطه غیر نجاست تغییر كند، نجس نمى شود ولى خوب است از هرگونه آب آلوده اجتناب گردد.

مسأله 27ـ هرگاه عین نجس (مانند خون) به آبى كه بیشتر از كر است برسد و قسمتى از آن را تغییر دهد چنانچه باقیمانده به اندازه كر یا بیشتر است، فقط آن قسمت كه تغییر كرده نجس مى شود و الاّ تمام آن نجس خواهد شد.

مسأله 28ـ هرگاه چیز نجس را زیر شیرى كه متّصل به كر است بگیرند، آبى كه از آن مى ریزد پاك است، مگر این كه بو یا رنگ یا طعم نجاست به خود گیرد.

مسأله 29ـ آبى كه به اندازه كر یا بیشتر بوده، چنانچه شك كنیم از كر افتاده حكم آب كر را دارد و بعكس، اگر آبى كمتر از كر بوده و شك داریم كر شده، حكم آب كمتر از كر را دارد.

مسأله 30ـ كُر بودن آب را از دو راه مى توان شناخت: نخست این كه خود انسان یقین پیدا كند و دیگر این كه لااقل یك نفر عادل خبر دهد.

 2ـ آب قلیل

مسأله 31ـ آب قلیل آبى را گویندكه از مقداركر كمتر باشد و از زمین نجوشد.

مسأله 32ـ هرگاه چیز نجسى به آب قلیل برسد آن را نجس مى كند (بنابر احتیاط واجب) امّا اگر از بالا بریزند، فقط آن مقدار كه به نجس رسیده نجس مى شود و اگر به صورت فوّاره از پایین به بالا رود و به چیز نجسى برسد، قسمت پایین آن نجس نمى شود.

مسأله 33ـ اگر با آب قلیل پاك چیزى را كه نجس شده بشویند پاك مى شود (باشرایطى كه بعداً گفته خواهد شد) امّا آبى كه از آن جدا مى شود و آن را «غساله» گویند، نجس است; مگر در آبى كه با آن مخرج بول و مدفوع را مى شویند كه با پنج شرط پاك است: یكى از اوصاف سه گانه نجس را به خود نگرفته باشد. نجاستى از خارج به آن نرسیده باشد. نجاست دیگرى مانند خون یا بول همراه آن نباشد. بنابر احتیاط واجب ذرّات مدفوع در آب پیدا نباشد. بیشتر از مقدار معمول نجاست به اطراف مخرج نرسیده باشد، ولى پاك بودن این آب به آن معنى است كه اگر به بدن و لباس ترشّح كند لازم نیست آن را آب بكشند، امّا سایر استفاده هاى آب پاك را از آن نمى توان كرد.

 3ـ آب جارى

مسأله 34ـ آبهایى كه از زمین مى جوشد و جارى مى شود مانند آب چشمه و قنات، یا از برفهاى متراكم در كوهها سرچشمه مى گیرد و ادامه دارد آب جارى است.

مسأله 35ـ آب جارى با ملاقات نجاست نجس نمى شود، هرچند كمتر از كر باشد، مگر این كه بو، یا رنگ، یا طعم نجاست به خود گیرد.

مسأله 36ـ هرگاه نجاستى به آب جارى برسد و قسمتى از آن، بو، یا رنگ ویا طعم نجس گیرد همان مقدار نجس مى شود و طرفى كه متّصل به چشمه است اگرچه كمتر از كر باشد پاك است، ولى طرف دیگر اگر كمتر از كر باشد نجس مى شود، مگر این كه با آب تغییر نكرده، اتّصال به چشمه داشته باشد.

مسأله 37ـ آبهاى ایستاده كه هروقت از آن برمى دارند باز هم مى جوشد حكم آب جارى دارد و با ملاقات نجاست نجس نمى شود، هرچند كمتر از كر باشد، همچنین آبهاى ایستاده كنار نهرها كه متّصل به نهر است.

مسأله 38ـ چشمه ها و قناتها كه گاه مى جوشد و گاه از جوشش مى افتد، در هنگامى كه مى جوشد حكم آب جارى دارد.

مسأله 39ـ آبهاى لوله كشى شهرها و حمّام ها و مانند آن كه متّصل به منبع است حكم آب جارى را دارد، به شرط این كه آب منبع به تنهایى یا به اضافه لوله ها كمتر از كر نباشد.

مسأله 40ـ هرگاه ظرفى را زیر آب لوله كشى بگذارند، آبى كه درون ظرف است حكم آب جارى را دارد، به شرط این كه متّصل به آب لوله كشى باشد.

 4ـ آب باران

مسأله 41ـ آب باران در حكم آب جارى است و به هر چیز نجسى برسد آن را پاك مى كند، خواه زمین باشد، یا بدن، یا فرش و یا غیر اینها، به شرط این كه عین نجاست در آن نباشد و غساله یعنى آبى كه با آن شسته شده جدا شود.

مسأله 42ـ بارش چند قطره كافى نیست، بلكه باید به مقدارى ببارد كه به آن «باران» گویند.

مسأله 43ـ هرگاه باران روى عین نجسى ببارد و به جاى دیگر ترشح كند، احتیاط واجب اجتناب از آن است.

مسأله 44ـ هرگاه روى زمین یا پشت بام عین نجس باشد و باران روى آن ببارد احتیاط واجب اجتناب است، امّا آن مقدار كه روى نجس نباریده پاك است و اگر باهم مخلوط شود و از ناودان جارى گردد آن هم پاك است.

مسأله 45ـ هرگاه آب باران جارى شود و به زیر سقف یا جایى كه باران نمى بارد برسد آن را پاك مى كند، به شرط این كه باران قطع نشده باشد.

مسأله 46ـ هرگاه آب باران در جایى جمع شود و متّصل به باران باشد، حكم آب باران را دارد و هرچیز نجسى را پاك مى كند هرچند كمتر از كر باشد.

مسأله 47ـ هرگاه فرش پاكى روى زمین نجس باشد و باران بر آن ببارد و از زیر آن جارى شود، آن فرش نجس نمى شود، بلكه زمین هم پاك مى شود.

مسأله 48ـ هرگاه باران بر حوضى كه آب آن نجس است ببارد و با آن مخلوط گردد پاك مى شود.

 5ـ آب چاه

مسأله 49ـ آب چاه پاك و پاك كننده است، هرچند كمتر از كر باشد و اگر
چیز نجسى كه عین نجاست در آن نیست با آن شسته شود پاك مى گردد، مگر این كه به واسطه رسیدن عین نجس، بو یا رنگ ویا طعم نجس به خود
بگیرد.

مسأله 50ـ گرچه آب چاه بر اثر افتادن چیز نجس در آن نجس نمى شود، ولى مستحبّ است مقدارى از آن را براى هریك از اشیاء نجس بكشند و دور بریزند، این مقدار در كتابهاى مفصل فقهى تعیین شده است.

مسأله 51ـ چاههاى عمیق و نیمه عمیق و معمولى كه آب آن با موتور و تلمبه كشیده مى شود هرگاه آبى كه از آن كشیده اند، به مقدار كر باشد پاك كننده است و اگر كمتر از كر باشد مادام كه آب جریان مستمر دارد حكم آب چاه را دارد و با ملاقات نجاست نجس نمى شود.

مسأله 52ـ هرگاه آب چاه بر اثر ریختن عین نجس در آن بو یا رنگ یا طعم نجاست گیرد و بعداً این تغییر، خود به خود از بین برود آب چاه پاك نمى شود، مگر این كه آبهاى تازه اى از آن بجوشد و با آن مخلوط گردد.

 احكام آبها

مسأله 53ـ آب مضاف كه در اوّل این بحث معنى آن گفته شد مانند گلاب و آب میوه، چیز نجس را پاك نمى كند و نیز وضو و غسل با آن صحیح نیست.

مسأله 54ـ هرگاه آب مضاف با چیز نجسى ملاقات كند نجس مى شود، مگر در سه صورت:

اوّل این كه از بالا به پایین بریزد، مثلاً گلاب را از گلابدان روى دست نجسى بریزیم، گلابهایى كه در گلابدان است نجس نمى شود.

دوم این كه مانند فوّاره با فشار از پایین به بالا رود، در این صورت نیز تنها آن قسمت كه با نجس ملاقات كرده نجس مى شود.

سوم آن كه بقدرى زیاد باشد كه بگویند نجاست به آن سرایت نكرده، مثل این كه استخر بزرگى از آب مضاف باشد و نجس در گوشه اى از آن بیفتد یا لوله طولانى از نفت باشد و نجس با یك طرف آن ملاقات كند، در این گونه موارد، بقیّه نجس نمى شود.

مسأله 55ـ هرگاه آب مضاف نجس، با كر یا آب جارى، چنان مخلوط شود كه دیگر به آن مضاف نگویند، پاك مى شود.

مسأله 56ـ هرگاه آبى مطلق بوده، شك كنیم مضاف شده یا نه ـ مانند سیلابهایى كه نمى دانیم به آن آب مى گویند یا نه ـ حكم آب مطلق را دارد، یعنى مى توان چیزهاى نجس را با آن شست و وضو گرفت و غسل كرد، امّا بعكس اگر آبى مضاف بوده، شك داریم مطلق شده، حكم آب مضاف را دارد.

مسأله 57ـ آبى كه معلوم نیست مطلق است یا مضاف و حالت سابقه آن هم معلوم نیست چیزى را پاك نمى كند، وضو و غسل هم با آن باطل است، امّا اگر چیز نجسى به آن رسد نجس نمى شود.

مسأله 58ـ هرگاه آبى بر اثر مجاورت و نزدیكى با عین نجس بوى نجس بگیرد پاك است، مگر این كه عین نجس به آن برسد، درعین حال اجتناب از آن بهتر است.

مسأله 59ـ هرگاه آبى كه بو، یا رنگ و یا طعم آن بر اثر نجاست تغییر كرده خود به خود رنگ و بو و طعمش از بین برود پاك نمى شود، مگر این كه با آب كر یا باران یا جارى مخلوط گردد.

مسأله 60ـ آبى كه قبلاً پاك بوده شك داریم نجس شده یا نه، پاك است و آبى كه قبلاً نجس بوده شك داریم پاك شده یا نه نجس است.

مسأله 61ـ آب نیم خورده «حیوانات نجس» مانند سگ و خوك نجس است، امّا نیم خورده حیوانات حرام گوشت (مانند گربه و جانوران درنده) پاك است هرچند خوردن آن مكروه است.

مسأله 62ـ مستحبّ است آب نوشیدنى كاملاً تمیز بوده باشد، خوردن آبهاى آلوده كه موجب بیمارى مى گردد حرام است، آبهاى شست و شو نیز شایسته است تمیز باشد از آبهاى متعفّن و آلوده تا آنجا كه ممكن است، باید پرهیز شود.

 احكام تخلّى

مسأله 63ـ واجب است انسان عورت خود را از دیگران بپوشاند، چه در موقع تخلّى و چه در مواقع دیگر، خواه بیننده محرم او باشد (مانند خواهر و مادر) یا نامحرم، بالغ باشد یا غیر بالغ، حتّى از اطفال ممیّز كه خوب و بد را مى فهمند. ولى زن و شوهر لازم نیست خود را از یكدیگر بپوشانند.

مسأله 64ـ براى پوشانیدن عورت از هر چیز مى توان استفاده كرد، حتّى با دست و آب كدر.

مسأله 65ـ در موقع تخلّى باید رو به قبله یا پشت به قبله نباشد و برگرداندن عورت به تنهایى كافى نیست، امّا اگر بدن رو به قبله یا پشت به قبله نباشد، احتیاط واجب آن است كه عورت را رو به قبله یا پشت به قبله نكند.

مسأله 66ـ در موقع شستن مخرج بول و غائط مانعى ندارد رو به قبله و پشت به قبله باشد، ولى در موقع «استبراء» احتیاط واجب ترك است.

مسأله 67ـ احتیاط واجب آن است كه بزرگترها بچّه ها را در موقع تخلّى رو به قبله یا پشت به قبله ننشانند، امّا اگر خود بچّه بنشیند جلوگیرى او واجب نیست، هرچند بهتر است.

مسأله 68ـ در منزلهایى كه مستراح آن رو به قبله یا پشت به قبله ساخته شده (خواه از روى عمد باشد، یا اشتباه، یا ندانستن مسأله) باید طورى بنشینند كه رو به قبله یا پشت به قبله نباشد و الاّ حرام است.

مسأله 69ـ اگر قبله را نمى داند باید جستجو كند و اگر طریقى براى جستجو نیست اگر مى تواند تأخیر بیندازد، امّا در صورت ضرورت به هر طرف بنشیند اشكالى ندارد، در هواپیماها و قطارها نیز باید همین معنى را مراعات كرد.

مسأله 70ـ در چند محل تخلّى كردن حرام است (خواه بول یا غائط): اوّل در كوچه ها و جادّه هایى كه مسیر مردم است. دوم در جایى كه براى عدّه خاصى وقف شده، مانند مدرسه هایى كه مخصوص طلاّب است یا مساجدى كه آبریز آن فقط براى نمازگزاران مى باشد. سوم روى قبر مؤمن یا هر محلّ دیگرى كه موجب بى احترامى نسبت به مؤمن یا یكى از مقدّسات شود.

مسأله 71ـ مخرج غائط را مى توان با آب شست، یا با سه قطعه كاغذ یا سنگ یا پارچه یا مانند آن تمیز كرد، مگر در صورتى كه از حدّ معمول تجاوز كرده و اطراف مخرج را آلوده نموده باشد، یا نجاست دیگرى مانند خون با آن بیرون آید،یا از خارج نجاستى به آن برسد، كه در این حال فقط با آب پاك مى شود.

مسأله 72ـ در مواردى كه مى توان مخرج غائط را با غیر آب تمیز كرد، شستن با آب بهتر است.

مسأله 73ـ مخرج بول با غیر آب پاك نمى شود و اگر با آب قلیل بشویند واجب است دوبار بشویند، امّا با شیلنگ هاى متّصل به آب لوله كشى كه در حكم جارى است، یك مرتبه كافى است.

مسأله 74ـ در شستن مخرج بول و غائط فرق میان مجراى طبیعى و غیرطبیعى نیست، ولى در مخرج غیرطبیعى غیر آب كفایت نمى كند.

مسأله 75ـ هرگاه مخرج غائط را با سه قطعه سنگ، یا كاغذ و مانند آن پاك كنند و ذرات كوچكى كه معمولاً جز با آب برطرف نمى شود باقى بماند، ضررى ندارد و مى تواند با آن نماز بخواند.

مسأله 76ـ هرگاه با سه طرف یك قطعه سنگ محل را پاك كند كافى است، همچنین با سه گوشه یك قطعه كاغذ و پارچه.

مسأله 77ـ اگر شك كند كه مخرج را پاك كرده، باید خود را تطهیر كند، ولى اگر بعد از نماز شك كند، نمازش صحیح، امّا براى نمازهاى بعد باید خود را تطهیر كند.

 استبراء

مسأله 78ـ استبراء عمل مستحبّى است كه مردها بعد از بیرون آمدن بول انجام مى دهند، به این ترتیب كه چند مرتبه از بیخ آلت تا بالا دست مى كشند و قسمت بالا را چند مرتبه فشار مى دهند، تا باقیمانده قطرات بول خارج شود، امّا استبراء از منى آن است كه بعد از خروج منى بول كنند تا ذرّات باقى مانده خارج شود.

مسأله 79ـ رطوبتهایى كه از انسان خارج مى شود غیر از بول و منى بر چند قسم است: اوّل آبى كه گاه بعد از بول بیرون مى آید و كمى سفید و چسبنده است و به آن «وَدْى» مى گویند، دوم آبى كه هنگام ملاعبه و بازى كردن با همسر بیرون مى آید و به آن «مَذْى» مى گویند، سوم آبى كه گاه بعد از منى بیرون مى آید و به آن «وَذْى» گویند، همه این آبها در صورتى كه مجرا آلوده به بول و منى نباشد، پاك است و وضو و غسل را هم باطل نمى كند.

مسأله 80ـ فایده استبراء از بول این است كه، مجرا را از بول پاك مى كند، یعنى اگر آب مشكوكى بعد از آن خارج شود پاك است و وضو را هم باطل نمى كند، امّا اگر استبراء نكرده باید وضو را اعاده كند و محل را بشوید.

مسأله 81ـ فایده استبراء از منى این است كه اگر رطوبت مشكوكى از او خارج شود و نداند منى است یا یكى از آبهاى پاك، غسل ندارد و اگر استبراء نكند و احتمال دهد ذرّات منى در مجرى باقى بوده و همراه بول یا رطوبت دیگرى خارج شده، باید دوباره غسل كند.

مسأله 82ـ هرگاه شك كند استبراء كرده یا نه، باید از رطوبتهاى مشكوك اجتناب كند، امّا اگر استبراء كرده ولى نمى داند درست بوده یا نه، اعتنا به شك نمى كند.

مسأله 83ـ براى زن استبراء نیست و هرگاه رطوبت مشكوكى از او خارج شود، پاك است وضو وغسل هم ندارد.

 مستحبّات و مكروهات تخلّى

مسأله 84ـ مستحبّ است در موقع تخلّى جایى بنشیند كه كسى مطلقاً او را نبیند، همچنین مستحبّ است هنگام تخلّى سر را بپوشاند.

مسأله 85ـ این كارها در موقع تخلّى مكروه است:

نشستن زیر درختان میوه، نشستن در جایى كه محلّ عبور و مرور مردم است، هرچند كسى او را نبیند. نشستن اطراف خانه ها، نشستن مقابل خورشید و ماه، ولى اگر عورت خود را بپوشاند، مكروه نیست. توقّف زیاد، سخن گفتن مگر به هنگام ضرورت، ولى ذكر خدا در همه حال خوب است. ایستاده بول كردن، بول كردن در آب، مخصوصاً آبهاى ایستاده، بول كردن در سوراخ جانوران، بول كردن در زمینهاى سفت كه از آن ترشّح مى شود و در مقابل باد.

مسأله 86ـ نگه داشتن بول و غائط مكروه است، و اگر ضرر داشته باشد اشكال دارد.

مسأله 87ـ مستحبّ است پیش از خواب و پیش از نماز و بعد از خارج شدن منى، بول كند.

 

چیزهاى نجس

مسأله 88ـ نجاسات بنابر احتیاط واجب یازده چیز است: بول مدفوع منى مردار خون سگ خوك كافر مایعات مست كننده 10ـ آبجو 11ـ عرق حیوان نجاستخوار

 

1 و 2ـ بول و مدفوع

مسأله 89ـ بول و مدفوع انسان و هر حیوان حرام گوشت كه خون جهنده دارد، یعنى اگر رگ آن را ببرندخون از آن به سرعت جارى مى شود، نجس است، احتیاط واجب آن است از بول حیوان حرام گوشت كه خون جهنده ندارد نیز اجتناب كند; ولى فضله حیوانات كوچك ـ مثل پشه مگس و مانند آنها پاك است ـ بنابر این از فضله موش و گربه و حیوانات درنده و مانند آنها باید اجتناب كرد.

مسأله 90ـ بول و مدفوع حیوان نجاستخوار نجس است بنابر احتیاط واجب همچنین بول و غائط حیوانى كه انسانى آن را وطى كرده، یعنى با آن نزدیكى نموده است.

مسأله 91ـ از بول و مدفوع گوسفندى كه شیر خوك خورده باید اجتناب كرد. مسأله 92ـ فضله و بول پرندگان حلال گوشت و حرام گوشت نجس نیست، ولى احتیاط مستحبّ پرهیز از حرام گوشت است مخصوصاً از بول خفّاش.

 

 

منى

مسأله 93ـ منى حیوانى كه خون جهنده دارد نجس است، خواه حرام گوشت باشد، یا حلال گوشت و احتیاط واجب آن است كه از منى حیوانى كه خون جهنده ندارد نیز اجتناب شود.

 

4ـ مردار

مسأله 94ـ مردار حیوانى كه خون جهنده دارد نجس است در صورتى كه خودش مرده باشد، امّا اگر به غیر دستور شرعى آن را ذبح كرده باشند پاك است، ولى احتیاط مستحبّ پرهیز است، بنابراین گوشت و پوست حیواناتى كه از ممالك غیراسلامى مى آورند پاك است، ولى خوردن این گوشت ها حرام است، مگر این كه یقین به ذبح شرعى آنها پیدا شود، یا آورنده آن خبر دهد كه ذبح شرعى شده است.

مسأله 95ـ اجزاى مردار كه روح ندارد مانند پشم و مو و ناخن پاك است، ولى استخوان و قسمتى از دندان و شاخ كه روح دارد یعنى اگر آسیبى به آن برسد ناراحت مى شود، اشكال دارد.

مسأله 96ـ اجزایى را كه روح دارد اگر از بدن انسان یا حیوان زنده جدا كنند نجس است، هرچند گوشت كمى باشد.

مسأله 97ـ پوستهایى كه از لب و سر و جاهاى دیگر بدن انسان جدا مى شود پاك است، امّا اگر آن را با فشار جدا كنند احتیاط واجب اجتناب است.

مسأله 98ـ تخم مرغى كه از شكم مرغ مرده بیرون مى آید پاك است، به شرط این كه پوست آن سفت شده باشد، ولى باید ظاهر آن را آب بكشند.

مسأله 99ـ اگر برّه و بزغاله پیش از آن كه علفخوار شود بمیرد، پنیر مایه اى كه در شیردان آنهاست پاك است، ولى بیرون آن را بنابر احتیاط واجب باید آب بكشند.

مسأله 100ـ گوشت و پوست و پیه و چرمى كه در بازار مسلمانان فروخته مى شود، یا مسلمانى براى انسان هدیه مى آورد پاك است، ولى اگر بدانند آن مسلمان از كافر گرفته و رسیدگى لازم را نكرده است، مستحبّ است از آن اجتناب شود، ولى خوردن آن حرام مى باشد.

مسأله 101ـ تمام مواد غذایى و غیرغذایى كه از كشورهاى غیر اسلامى مى آورند مانند كره و روغن و پنیر و انواع داروها و صابون و واكس و پارچه و عطر و امثال اینها، اگر انسان یقین به نجس بودن آنها نداشته باشد، پاك است.

 

5ـ خون

مسأله 102ـ خون انسان و هر حیوانى كه خون جهنده دارد (یعنى اگر رگ آن را ببرند خون از آن به سرعت جارى مى شود) نجس است، ولى خون حیواناتى كه خون جهنده ندارند مانند ماهى و مار و همچنین خون پشه پاك است.

مسأله 103ـ هرگاه حیوان حلال گوشت را مطابق دستور شرع سر ببرند و خون آن به مقدار معمول بیرون آید خونى كه در بدنش باقى مى ماند پاك است، مگر این كه سر حیوان را در جاى بلند قرار دهند و خون به بدن حیوان بر گردد و اگر به علّت نفس كشیدن، خون برگردد نیز احتیاط واجب، اجتناب است.

مسأله 104ـ خونى كه در تخم مرغ است نجس است بنابر احتیاط واجب و خوردن آن نیز حرام است.

مسأله 105ـ خونى كه به هنگام دوشیدن شیر در آن دیده مى شود نجس است و شیر را هم نجس مى كند.

مسأله 106ـ خونى كه از لثه یا جاى دیگر دهان بیرون مى آید هرگاه در آب دهان حل شود و از بین برود پاك است و فرو بردن آب دهان نیز در این صورت جایز است، ولى عمداً این كار را نكند.

مسأله 107ـ هرگاه خون به واسطه كوبیده شدن زیر پوست یا ناخن بمیرد، اگر طورى باشد كه دیگر به آن خون نگویند پاك است و اگر به آن خون بگویند مادام كه زیر پوست و ناخن است براى وضو و غسل نماز اشكال ندارد، امّا هرگاه سوراخ شود اگر ضرر و زحمت فوق العاده اى ندارد باید آن را بیرون آورند و اگر زحمت زیاد دارد باید براى وضو و غسل اطراف آن را شست و پارچه اى روى آن بگذارد و روى پارچه دست تر بكشد و احتیاطاً تیمّم هم بكند.

مسأله 108ـ اگر انسان نداند سیاهى زیر پوست، خون مرده است یا گوشت بر اثر كوبیده شدن، به آن رنگ درآمده، پاك است.

مسأله 109ـ زردابه اى كه گاه موقع خراشیدگى پوست یا در اطراف زخم پیدا مى شود چنانچه معلوم نباشد خون است یا با خون مخلوط شده، پاك است.

مسأله 110ـ پوست سرخ رنگى كه بعد از شستن زخم یا هنگام بهبودى روى زخم ظاهر مى شود پاك است، مگر این كه یقین حاصل شود خون در آن است.

 

6 و 7ـ سگ و خوك

مسأله 111ـ سگ و خوك معمولى نجس است، حتّى مو و پنجه و ناخن و رطوبتهاى آن نجس مى باشد ولى سگ و خوك دریایى پاك است.

مسأله 112ـ حیوانى كه از این دو یعنى سگ و خوك متولّد گردد، یا از جفت گیرى یكى از این دو باحیوان دیگرى متولّد شود و به آن سگ و خوك نگویند پاك است.

8ـ كافر و كسانى كه در حكم كافرند

مسأله 113ـ كافر یعنى كسى كه خدا، یا پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) را قبول ندارد، یا براى خدا شریكى قرار مى دهد بنابر احتیاط نجس است، هرچند به یكى از ادیان آسمانى، مانند آیین یهود و نصارى ایمان داشته باشد.

مسأله 114ـ كسانى كه به خدا و پیامبر اسلام(صلى الله علیه و آله) ایمان دارند، ولى وسوسه هایى براى آنها پیدا مى شود و به مطالعه و تحقیق مى پردازند پاكند و این وسوسه ها ضررى ندارد.

مسأله 115ـ كسى كه ضرورى دین اسلام یعنى چیزى را كه همه مسلمانان مى دانند (مانند معاد روز قیامت و واجب بودن نماز و روزه و امثال آن) را منكر شود، چنانچه ضرورى بودن آن را بداند، كافر است و اگر در ضرورى بودن آن شك دارد كافر نیست، ولى احتیاط مستحبّ آن است كه از او اجتناب شود.

مسأله 116ـ آنچه در بالا درباره نجس بودن كافر گفته شد، تمام اجزاى بدن او حتّى مو و ناخن را شامل مى شود.

مسأله 117ـ كسى كه در جامعه اسلامى زندگى مى كند و از اعتقادات او خبر نداریم، پاك است و جستجو و تفتیش لازم نیست و نیز در جوامع غیر اسلامى چنانچه افرادى باشند كه معلوم نباشد مسلمان هستند یا كافر، پاكند.

مسأله 118ـ بچّه هاى كفّار به حكم آنها هستند و بچّه هاى مسلمانان حتّى بچّه اى كه فقط پدرش مسلمان است پاك است، امّا اگر فقط مادرش مسلمان باشد احتیاط، اجتناب است.

مسأله 119ـ هرگاه كسى ـ پناه بر خدا ـ به خدا، یا پیامبر(صلى الله علیه وآله) یا یكى از ائمّه معصومین(علیهم السلام) یا فاطمه زهرا(علیهم السلام) دشنام و ناسزا گوید یا عداوت داشته باشد، كافراست.

مسأله 120ـ كسانى كه در حق على(علیه السلام) و سایر امامان(علیهم السلام) غلوّ كنند; یعنى، آن بزرگواران را خدا بدانند یا صفات مخصوص خدایى براى آنها قائل باشند، كافرند.

مسأله 121ـ كسانى كه عقیده به وحدت وجود دارند یعنى مى گویند در عالم هستى یك وجود بیش نیست و آن خداست و همه موجودات عین خدا هستند و كسانى كه معتقدند خدا در انسان، یا موجود دیگرى حلول كرده و با آن یكى شده، یا خدا را جسم بدانند احتیاط واجب، اجتناب از آنهاست.

مسأله 122ـ تمام فرقه هاى اسلامى پاكند، مگر آنها كه با ائمه معصومین(علیهم السلام)عداوت و دشمنى دارند و خوارج و غُلات، یعنى غلوكنندگان در حق ائمّه(علیهم السلام).

 

9ـ مسكر مایع

مسأله 123ـ شراب و هر مایعى كه انسان را مست مى كند نجس است بنابراحتیاط واجب، امّا اگر مثل بنگ و حشیش باشد كه مخدّر و مستى آور است و ذاتاً مایع نیست پاك است، هرچند آن را با آب مخلوط كنند و به صورت مایع درآورند، ولى استعمال آن به هر حال حرام است.

مسأله 124ـ الكل طبّى و صنعتى كه انسان نمى داند از چیز مست كننده مایع گرفته شده، پاك است همچنین ادكلن و عطرها و داروهایى كه با الكل طبّى یا صنعتى مخلوط است.

مسأله 125ـ الكلهایى كه ذاتاً قابل شرب نیست یا جنبه سمّى دارد نجس نیست، ولى هرگاه آن را رقیق كنند و مشروب و مسكر باشد نوشیدنش حرام است و احتیاطاً حكم نجس دارد.

مسأله 126ـ هرگاه آب انگور به خودى خود جوش آید (جوش آمدنى كه معمولاً مقدّمه شراب شدن است) نجس و حرام است، ولى اگر با حرارت آتش یا غیر آن به جوش آید نجس نیست، ولى خوردنش حرام است. همچنین آب خرما و مویز و كشمش، بنابر احتیاط واجب.

مسأله 127ـ هرگاه خرما و مویز و كشمش را در غذا بریزند و بجوشد، خوردن آن اشكال ندارد.

 10ـ آبجو

مسأله 128ـ مشروب الكى كه از جو گرفته مى شود و به آن «آبجو» مى گویند حرام و از جهت نجاست مانند شراب است، ولى آبى كه براى خواصّ طبّى از جو مى گیرند و به آن «ماء الشّعیر» مى گویند و ابداً مسكر نیست، پاك و حلال است.

مسأله 129ـ مخمّر آبجو كه به آن «لوردوبیر» نیز مى گویند و به صورت گردى است كه مصرف طبّى دارد نه مسكر است و نه مایع، پاك و حلال است.

 

11ـ عرق حیوان نجاستخوار

مسأله 130ـ عرق شتر نجاستخوار بلكه حیوانات دیگر نجاستخوار نجس است بنابر احتیاط واجب.

عرق جُنُب از حرام

مسأله 131ـ كسى كه از طریق حرام جُنُب شود، خواه به واسطه زنا باشد، یالواط و یا استمناء، عرق او نجس نیست، ولى مادام كه بدن یا لباس او عرق دارد با آن نماز نخواند بنابر احتیاط واجب.

مسأله 132ـ احتیاط مستحبّ آن است كه از عرق جُنُب از حرام پرهیز شود و
براى رعایت این احتیاط، بهتر است با آب ملایم غسل كند، كه به هنگام غسل بدن او عرق نكند، این در صورتى است كه با آب قلیل غسل نماید و اگر با آب كر و مانند آن باشد اشكال ندارد، امّا بعد از پایان غسل یك بار همه بدن را آب بكشد (بنابراحتیاط مستحبّ).

مسأله 133ـ نزدیكى كردن با همسر در حال عادت ماهیانه یا در حال روزه ماه مبارك رمضان حرام است و اگر عرق كند، احتیاط واجب آن است كه با آن، معامله عرق جُنُب از حرام كند.

مسأله 134ـ منظور از عرق جُنُب از حرام عرقى است كه در آن حال یا بعد از آن، پیش از آن كه غسل كند از بدن او بیرون مى آید.

مسأله 135ـ هرگاه جنب ازحرام به واسطه نداشتن آب، یا عذر دیگر، یا تنگى وقت تیمّم كند، عرقهاى بدن او بعد از آن پاك و نمازخواندن با آن، جایز است.

 

راههاى ثابت شدن نجاست

مسأله 136ـ نجس بودن چیزى از سه راه ثابت مى شود: اوّل آن كه انسان یقین پیدا كند، ولى گمان حتّى گمان قوى كافى نیست; بنابراین، غذا خوردن در بعضى از اماكن عمومى كه گاه انسان گمان قوى به نجس بودن آنها دارد جایز است، مگر آن كه یقین به نجاست پیدا كند. دوم آن كه «ذوالید» یعنى كسى كه چیزى در اختیار اوست (مانند صاحب خانه و فروشنده و خدمتكار) خبر دهد كه آن چیز نجس است. سوم دو نفر عادل و یا حتّى یك نفر گواهى دهد.

مسأله 137ـ هرگاه چیزى پاك بوده شك دارد نجس شده است یا نه، پاك است و اگر چیزى قبلاً نجس بوده شك دارد پاك شده یا نه، نجس است.

مسأله 138ـ هرگاه مى داند یكى از دو ظرف، یا دو لباس كه هر دو قابل استفاده اوست نجس شده و نداند كدام است باید از هر دو اجتناب كند، امّا اگر مثلاً نداند لباس خودش نجس شده، یا لباس شخص بیگانه اى كه مورد استفاده او نیست، اجتناب لازم نمى باشد.

مسأله 139ـ افراد وسواسى نباید به علم و یقین خود در طهارت و نجاست توجّه كنند، بلكه باید ببینند افراد معمولى درچه مورد یقین به طهارت یانجاست پیدا مى كنند و به همان ترتیب عمل كنندوبراى ترك وسواس،بهترین راه، بى اعتنایى است.

مسأله 140ـ احتیاط زیاد از حد در مسأله طهارت و نجاست از نظر شرع كار پسندیده اى نیست، بلكه اگر سبب وسواس گردد اشكال دارد.

مسأله 141ـ هرگاه گمان كند چیزى نجس شده، تفحّص و جستجو و سؤال كردن لازم نیست و اگر جستجو موجب وسواس گردد، آن هم اشكال دارد.

مسأله 142ـ مستحبّ است علاوه بر رعایت مسائل مربوط به طهارت و نجاست، نظافت و پاكیزگى در بدن و لباس و خانه و مسكن و مركب و تمام محیط زندگى رعایت شود ، همان گونه كه پیغمبر اكرم(صلى الله علیه و آله) و ائمّه هدى(علیهم السلام) رعایت مى فرمودند.

 

اسباب سرایت نجاست

مسأله 143ـ هرگاه چیز پاكى با چیز نجسى ملاقات كند و یكى از آن دو رطوبت داشته باشد نجس مى شود، امّا اگر هر دو خشك باشند یا رطوبت بقدرى كم باشد كه سرایت نكند، پاك است (مگر در ملاقات چیزى با مرده انسان پیش از غسل دادن كه احتیاط واجب اجتناب است، هرچند خشك باشد).

مسأله 144ـ اگر در ملاقات یا در رطوبت داشتن شك كند، آن چیز نجس نمى شود.

مسأله 145ـ هرگاه بداند قسمتى از فرش، یا لباس نجس شده امّا نمى داند كدام قسمت آن است اگر دست، به قسمتى از آن بزند نجس نمى شود، همین طور هر دو چیزى كه مى داند یكى از آن دو نجس شده ،ولى نمى داند كدام نجس است ملاقات با یكى از آن دو سبب نجاست نمى شود.

مسأله 146ـ زمین یا پارچه و مانند آن اگر رطوبت داشته باشد و چیز نجسى به آن برسد همان قسمت نجس مى شود و بقیّه پاك است، مگر این كه رطوبت بقدرى زیاد باشد كه از جایى به جاى دیگر سرایت كند. همچنین خیار و خربزه و ماست و امثال آنها اگر رطوبت زیاد و مسرى نداشته باشد، همان محلّ ملاقات نجس مى شود.

مسأله 147ـ روغن و شیره اگر روان باشد هرگاه نقطه اى از آن نجس شود تمام آن نجس مى شود، امّا اگر روان نباشد، بطورى كه از جایى به جایى سرایت كند فقط محلّ ملاقات نجس است و مى توان آن را برداشت و دور ریخت.

مسأله 148ـ اگر مگس یا مانند آن روى چیز نجسى بنشیند، كه تر است و بعد روى چیز پاكى بنشیند نجس نمى شود، چون احتمال دارد پاى این حشرات رطوبتى به خود نگیرد،امّا اگر بدانیم نجاستى را باخود حمل كرده وسرایت نموده،نجس مى شود.

مسأله 149ـ هرگاه جایى از بدن كه عرق دارد نجس شود، هرجا كه عرق به آن سرایت كند نجس مى شود.

مسأله 150ـ اخلاطى كه از بینى یا گلو مى آید هرگاه غلیظ باشد و نقطه اى از آن خون داشته باشد همان نقطه نجس است اگر روان باشد،همه نجس مى شود.

مسأله 151ـ هرگاه ظرفى را كه ته آن سوراخ است روى زمین نجسى بگذارند، چنانچه آب با فشار از آن خارج شود داخل ظرف نجس نخواهد شد.

مسأله 152ـ هرگاه چیزى مانند سوزن در داخل بدن با نجاستى مانند خون ملاقات كند نجس مى شود بنابر احتیاط واجب ، هر چند موقع بیرون آمدن آلوده نباشد، همچنین است آب دهان و بینى هرگاه در داخل دهان و بینى با خون ملاقات كند احتیاط، اجتناب است.

مسأله 153ـ چیزى كه نجس شده مثلاً دستى كه با بول ملاقات كرده، اگر با رطوبت با چیز پاكى ملاقات كند آن هم نجس مى شود.

 احكام نجاسات

مسأله 154ـ اوّل: خوردن و آشامیدن چیز نجس حرام است و خورانیدن عین نجس، مانند مسكرات به اطفال نیز حرام مى باشد و بنابر احتیاط واجب باید از خورانیدن غذایى كه نجس شده به اطفال نیز خوددارى كرد، امّا آنچه بر اثر نجس بودن دست خود آنها نجس مى شود، اشكال ندارد.

مسأله 155ـ فروختن و عاریه دادن چیز نجس اشكال ندارد و اطّلاع دادن نیز لازم نیست، مگر در صورتى كه بداند گیرنده آن را در خوردن و نماز و مانند آن استعمال مى كند، كه احتیاط واجب اعلام است. همچنین اگر نزد عاریه گیرنده نجس شود، به هنگام برگرداندن در همین صورت اعلام مى كند.

مسأله 156ـ هرگاه انسان ببیند كسى بدون اطّلاع چیز نجسى را مى خورد، یا با لباس نجس نماز مى خواند لازم نیست به او خبر دهد، امّا اگر صاحب خانه ببیند میهمان با لباس و بدن تر روى فرش نجسى مى نشیند، احتیاط آن است كه به او اعلام كند.

مسأله 157ـ هرگاه صاحب خانه در بین غذا خوردن بفهمد غذا نجس است، بنابر احتیاط باید به میهمانها بگوید، ولى اگر یكى از میهمانها بفهمد لازم نیست به دیگران بگوید فقط خودش باید اجتناب كند، مگر این كه با او معاشرت داشته باشند كه براى جلوگیرى از آلودگى خودش مى تواند بعد از غذا خوردن به آنها بگوید، تا دست و دهان خود را آب بكشند.

مسأله 158ـ دوم: نجس كردن خط و ورق قرآن حرام است و اگر نجس شود باید فوراً آن را آب كشید. نجس كردن جلد قرآن اگر سبب بى احترامى به قرآن باشد نیز،همین حكم را دارد.

مسأله 159ـ گذاشتن قرآن روى عین نجس چنانچه موجب بى احترامى باشد، حرام است و باید آن را برداشت.

مسأله 160ـ نوشتن قرآن با مركّب نجس حرام است و اگر عمداً یا سهواً نوشته شود باید آن را محو كنند، یا آب بكشند.

مسأله 161ـ دادن قرآن به دست كافر اگر موجب بى احترامى باشد حرام است
و اگر امید هدایت او برود، یا براى تبلیغ اسلام باشد جایز، بلكه گاهى واجب
است.

مسأله 162ـ هرگاه ورق قرآن و دعا یا ورقى كه نام خدا، یا پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یا ائمّه(علیهم السلام)روى آن نوشته باشد در جاى آلوده و نجسى بیفتد باید فوراً آن را بیرون آورد و آب كشید، هرچند مخارجى داشته باشد و اگر بیرون آوردن آن ممكن نباشد احتیاط واجب آن است كه اگر مستراح باشد به آن مستراح نروند تا یقین كنند آن ورق پوسیده، یا خطّ آن محو شده است.

مسأله 163ـ پاك كردن ورق قرآن فقط وظیفه كسى كه آن را نجس كرده نیست، بلكه اگر دیگران هم باخبر شوند وظیفه همه است كه آن را پاك كنند و اگر یكى این وظیفه را انجام دهد، از دیگران ساقط مى شود، ولى اگر قرآن مال دیگرى است و با شستن از بین مى رود یا ناقص مى شود آن كس كه آن را نجس كرده، باید خسارت آن را بدهد.

مسأله 164ـ سوم: نجس كردن تربت امام حسین(علیه السلام) حرام است و پاك كردن آن واجب و اگر درمحلّ آلوده اى بیفتد باید همانند ورق قرآن كه در مسأله 162 گفته شد عمل نماید.

مسأله 165ـ چهارم: نجس كردن مسجد حرام است و پاك كردن آن واجب است و شرح این مسأله در بحث احكام مسجد در مكان نمازگزار به خواست خدا خواهد آمد.

مسأله 166ـ پنجم: بدن و لباس نمازگزار و محلّ سجده او باید پاك باشد، شرح این مسائل نیز در بحث لباس و مكان نمازگزار خواهد آمد.

مسأله 167ـ هرگاه «ذوالید» یعنى كسى كه چیزى در اختیار اوست خبر دهد كه آن چیز، نجس یا پاك است باید قبول كرد، خواه عادل باشد یا نه، به شرط این كه بالغ باشد بنابراین، خبر دادن غیربالغ دراین باره قبول نیست، مگر این كه اطمینان از گفته او حاصل شود.


شنبه 2 اردیبهشت 1391 08:32 ق.ظ
كراحت به جه معناست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر