تبلیغات
احادیث دینی - زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا ((ع))قسمت دوم
پنجشنبه 13 خرداد 1389

زندگی نامه حضرت فاطمه زهرا ((ع))قسمت دوم

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

با عرض تبریک ولادت یگانه بانوی دو عالم خدمت تمامی شیعیان

روز مادر مبارک باشه

ازدواج و فرزندان آن حضرت :

صدیقه كبری خواستگاران فراوانی داشت. نقل است كه عده ای از نامداران صحابه ازاو خواستگاری كردند .  رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به آنها فرمود که اختیار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالك نقل نموده است ، عده ای دیگر از میان نامداران مهاجرین ، برای خواستگاری فاطمه (علیها السلام) به نزد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رفتند و گفتند حاضریم برای این وصلت ، مهر سنگینی را تقبل نمائیم . رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول می نمود تا سرانجام  جبرئیل بر پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نازل شد و گفت: " ای محمد ! خدا بر تو سلام می رساند و می فرماید فاطمه را به عقد علی در آور ، خداوند علی برای فاطمه و فاطمه را برای علی پسندیده است ". امام علی (علیه السلام) نیز از خواستگاران فاطمه (علیها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گردید ، به امر الهی با این وصلت موافقت نمود. در روایات متعددی نقل گشته است  كه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود: اگر علی نبود ، فاطمه همتایی نداشت . بدین ترتیب بود که مقدمات زفاف فراهم شد . حضرت فاطمه (علیها السلام) با مهری اندك (بر خلاف رسوم جاهلی كه مهر بزرگان بسیار بود) به خانه  امام علی (علیه السلام) قدم گذارد . (3) ثمره  این ازدواج مبارک ، 5 فرزند به نامهای حسن ، حسین ، زینب ، ام كلثوم و محسن (كه در جریان وقایع پس از پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) سقط شد) ، بود .  امام حسن و امام حسین (علیهما السلام) از امامان 12 گانه می باشند كه در دامان چنین مادری تربیت یافته اند و 9 امام دیگر (بغیر از امام علی(علیه السلام) و امام حسن(علیه السلام)) از ذریه امام حسین (علیه السلام) می باشند و بدین ترتیب و از طریق فاطمه (علیها السلام) به رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) منتسب می گردند و از ذریه ایشان به شمار می روند. (4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرین (بغیر از امیر مؤمنان(علیه السلام)) به آن حضرت ، فاطمه (علیها السلام) را  " ام الائمه " ( مادر امامان ) گویند.

زینب (سلام الله علیها) كه بزرگترین دختر فاطمه (علیها السلام) به شمار می آید ، بانویی عابد و پاكدامن و عالم بود. او پس از واقعه  عاشورا ، و در امتداد حركت امام حسین (علیه السلام) ، آن چنان قیام حسینی را نیكو تبیین نمود ، که پایه های حكومت فاسق اموی به لرزه افتاد و صدای اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور یزید بارها و بارها بلند شد. تا جایی كه حركتهای گسترده ای بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت . آنچه از جای جای تاریخ درباره  عبادت زینب کبری (علیها السلام )  بدست می آید ، آنست كه حتی در سخت ترین شرایط و طاقت فرسا ترین لحظات نیز راز و نیاز خویش با پروردگار خود را ترك ننمود و این عبادت و راز و نیاز او نیز ریشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبی داشت.

ام كلثوم نیز كه در دامان چنین مادری پرورش یافته بود ، بانویی جلیل القدر و خردمند و سخنور بود كه او نیز پس از عاشورا به همراه زینب (سلام الله علیها) حضور داشت و نقشی عمده در آگاهی دادن به مردم ایفا نمود.



فاطمه (علیها السلام) در خانه:


فاطمه (علیها السلام) با آن همه فضیلت ، همسری نیكو برای امیر مؤمنان بود. تا جایی كه روایت شده هنگامی كه علی (علیه السلام) به فاطمه (علیها السلام) می نگریست ، غم واندوهش زدوده می شد. فاطمه (علیها السلام) هیچگاه حتی اموری را كه می پنداشت امام علی (علیه السلام) قادر به تدارك آنها نیست ، از او طلب نمی نمود. اگر بخواهیم هر چه بهتر رابطه زناشویی آن دو نور آسمان فضیلت را بررسی نمائیم ، نیكوست از امام علی (علیه السلام) بشنویم ؛ چه آن هنگام كه در ذیل خطبه ای به فاطمه (علیها السلام) با عنوان بهترین بانوی جهانیان مباهات می نماید و او را از افتخارات خویش بر می شمرد و یا آن هنگام که می فرماید: " بخدا سوگند كه او را به خشم در نیاورم و تا هنگامی كه زنده بود ، او را وادار به كاری كه خوشش نیاید ننمودم ؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نا فرمانی هم ننمود ".



مقام حضرت زهرا (علیها السلام) و جایگاه علمى ایشان:


فاطمه زهرا (علیها السلام) در نزد شیعیان اگر چه امام نیست ، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بین مسلمانان به خصوص شیعیان ،  نه تنها كمتر از سایر ائمه نیست ، بلكه آن حضرت همتای امیر المؤمنین و دارای منزلتی عظیم تر از سایر ائمه طاهرین (علیهم السلام ) می باشد .  

اگر بخواهیم مقام علمی فاطمه (علیها السلام) را درك كنیم و به گوشه ای از آن پی ببریم ، شایسته است به گفتار او در خطبه  فدکیه بنگریم ؛ چه آنجا كه استوار ترین جملات را در توحید ذات اقدس ربوبی بر زبان جاری می كند ،  یا آن هنگام كه معرفت و بینش خود را نسبت به رسول اكرم آشكار می سازد و یا در مجالی كه در آن خطبه ، امامت را شرح مختصری می دهد. جای جای این خطبه و احتجاجات این بانوی بزرگوار به قرآن كریم و بیان علت تشریع احكام ، خود سندی محكم بر اقیانوس بی كران علم اوست كه متصل به مجرای وحی است.( قسمتی از این خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد) . از دیگر شواهدی كه به آن وسیله می توان گوشه ای از علو مقام فاطمه (علیها السلام) را درك نمود ، مراجعه زنان و یا حتی مردان مدینه در مسائل دینی و اعتقادی به آن بزرگوار می باشد كه در فرازهای گوناگون تاریخ نقل شده است. همچنین استدلالهای عمیق فقهی فاطمه ( علیها سلام ) در جریان فدک (که مقداری از آن در ادامه ذکر خواهد گردید ) ، به روشنی بر احاطه فاطمه  ( علیها سلام ) بر سراسر قرآن کریم و شرایع اسلامی دلالت می نماید .



مقام عصمت:


در بیان عصمت فاطمه (علیها السلام) و مصونیت او نه تنها از گناه و لغزش  بلكه از سهو و خطا ، استدلال به آیه تطهیر ما را بی نیاز می كند. ما در این قسمت جهت جلوگیری از طولانی شدن بحث ، تنها اشاره می نمائیم كه عصمت فاطمه (علیها السلام) از لحاظ كیفیت و ادله اثبات همانند عصمت سایر ائمه و پیامبر است كه در قسمت مربوطه در سایت بحث خواهد شد .



بیان عظمت فاطمه از زبان پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) :


رسول اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) ، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود . در مواقع بسیاری می فرمود: " پدرش به فدایش باد " و گاه خم می شد و دست او را می بوسید. به هنگام سفر از آخرین كسی كه خداحافظی می نمود ، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی كه وارد می شد ، خانه  او بود.

عامه  محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیده ای ،این كلام را نقل نموده اند كه حضرت رسول می فرمود: " فاطمه پاره  تن من است هر كس او را بیازارد مرا آزرده است " . از طرفی دیگر ، قرآن كریم پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) را از هر سخنی كه منشأ آن هوای نفسانی باشد ،  بدور دانسته و صراحتاً بیان می دارد كه هر چه پیامبر می فرماید ،  سخن وحی ست. پس می توان دریافت كه این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام) ، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز خود به این مطلب اشاره می فرمود. گاه در جواب خرده گیران ، لب به سخن می گشود كه خداوند مرا به این كار امر نموده و یا می فرمود : " من بوی بهشت را از او استشمام می كنم ".

اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در كنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم ، مشاهده می نمائیم  قرآن كریم عقوبت كسانی كه رسول خدا (صلی الله علیه واله وسلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناك ذكر می كند. و یا می فرماید كسانی كه خدا و رسول را اذیت نمایند ، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور می دارد و برای آنان عذابی خوار كننده آماده می نماید. پس به نیکی مشخص می شود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیق تر ، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا كه نمی توان فرض نمود ، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود ، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت ، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد.

نكته ای دیگر كه از قرار دادن این حدیث در كنار آیات قرآن کریم  بدست می آید ، آنست كه رضای فاطمه (علیها السلام) ، تنها در مسیر حق بدست می آید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل می شود و در این امر حتی ذره ای تمایلات نفسانی و یا انگیزه های احساسی مؤثر نیست. چرا كه از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری كه برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست ، عقوبت نماید.



فاطمه (علیها السلام )  و فدک :

ازدیگر ستمهایی كه پس ازارتحال پیامبر در حق فاطمه (علیها السلام) روا داشته شد، مسأله فدك بود. فدك قریه ای است كه تا مدینه حدود 165 كیلومتر فاصله دارد و دارای چشمه جوشان و نخلهای فراوان خرماست و خطه ای حاصلخیز می باشد. این قریه متعلق به یهودیان بود و آن را بدون هیچ جنگی به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بخشیدند  ؛ لذا مشمول اصطلاح انفال می گردد و بر طبق صریح قرآن ، تنها اختصاص به خداوند و پیامبر اسلام دارد. پس از این جریان و با نزول آیه « و ات ذا القربی حقه » ، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) بر طبق دستور الهی آن را به فاطمه (علیها السلام) بخشید. فاطمه (علیها السلام) و امیر مومنان (علیه السلام) در فدك عاملانی داشتند كه در آبادانی آن می كوشیدند و پس از برداشت محصول ، درآمد آن را برای فاطمه (علیها السلام) می فرستادند. فاطمه (علیها السلام) نیز ابتدا حقوق عاملان خویش را می پرداخت و سپس مابقی را در میان فقرا تقسیم می نمود ؛ و این در حالی بود كه وضع معیشت آن حضرت و امام علی (علیه السلام) در ساده ترین وضع به سر می برد. گاه آنان قوت روز خویش را هم در راه خدا انفاق می نمودند و در نتیجه گرسنه سر به بالین می نهادند. اما در عین حال فقرا را بر خویش مقدم می داشتند و در این عمل خویش ، تنها خدا را منظور نظر قرار می دادند . ( چنانچه در آیات آغازین سوره دهر آمده است). پس از رحلت رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) ، ابابكر با منتسب نمودن حدیثی به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) با این مضمون كه ما انبیا از خویش ارثی باقی نمی گذاریم ، ادعا نمود آنچه از پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) باقی مانده ، متعلق به تمامی مسلمین است.

فاطمه در مقام دفاع از حق مسلم خویش دو گونه عمل نمود. ابتدا افرادی را به عنوان شاهد معرفی نمود كه گواهی دهند پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در زمان حیات خویش فدك را به او بخشیده است و در نتیجه فدك چیزی نبوده كه به صورت ارث به او رسیده باشد. در مرحله بعد حضرت خطبه ای را در مسجد پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) ایراد نمود كه همانگونه كه قبلاً نیز ذكر شد ، حاوی مطالب عمیق در توحید و رسالت و امامت است. در این خطبه كه در نهایت فصاحت و بلاغت ایراد گردیده است ، بطلان ادعای ابا بكر را ثابت نمود. فاطمه به ابو بكر خطاب نمود كه چگونه خلاف كتاب  خدا سخن می گویی؟! سپس حضرت به شواهدی از آیات قرآن اشاره نمود كه در آنها سلیمان ، وارث داود ذكر گردیده و یا زكریا از خداوند تقاضای فرزندی را می نماید كه وارث او و وارث آل یعقوب باشد. از استدلال فاطمه (علیها السلام) به نیكی اثبات می گردد بر فرض كه فدك در زمان حیات پیامبر به فاطمه (علیها السلام) بخشیده نشده باشد ، پس از پیامبر به او به ارث می رسد و در این صورت باز هم مالك آن فاطمه است و ادعای اینكه پیامبران از خویش ارث باقی نمی گذارند ، ادعایی است خلاف حقیقت ، و نسبت دادن این كلام به پیامبر اكرم (صلی الله علیه وآله وسلم) امری است دروغ ؛ چرا كه محال است آن حضرت بر خلاف كلام الهی سخن بگوید و خداوند نیز بارها در قرآن كریم این امر را تائید نموده و بر آن تاكید كرده است. اما با تمام این وجود ، همچنان غصب فدك ادامه یافت وبه مالك حقیقی اش باز گردانده نشد.

باید توجه داشت صحت ادعای فاطمه (علیها السلام) چنان واضح و روشن بود و استدلالهای او آنچنان متین و استوار بیان گردید كه دیگربرای كسی جای شك باقی نمی ماند و بسیاری از منكرین در درون خود به وضوح آنرا پذیرفته بودند. دلیل این معنا است كه عمر خلیفه دوم هنگامی كه فتوحات اسلامی گسترش یافت و نیاز دستگاه خلافت به در آمد حاصل از آن بر طرف گردید، فدك را به امیر مؤمنان (علیه السلام) و اولاد فاطمه (علیها السلام) باز گرداند. اما بار دیگر در زمان عثمان فدك غصب گردید.



بیمارى فاطمه (علیها السلام) و عیادت از او:


سرانجام فاطمه بر اثر شدت ضربات و لطماتی كه به او بر اثر هجوم به خانه اش و وقایع پس از آن وارد گشته بود ، بیمار گشت و در بستر بیماری افتاد. گاه به زحمت از بستر بر می خاست و كارهای خانه را انجام می داد و گاه به سختی و با همراهی اطفال كوچكش ، خود را كنار تربت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می رساند و یا كنار مزار حمزه عموی پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و دیگر شهدای احد حاضر می گشت و غم و اندوه خود را بازگو می نمود.

در همین ایام بود كه روزی زنان مهاجر و انصار كه از بیماری او اگاهی یافته بودند ، جهت عیادت به دیدارش آمدند. فاطمه (علیها السلام) در این دیدار بار دیگر اعتراض و نارضایتی خویش را از اقدام گروهی كه خلافت را به نا حق از آن خویش نموده بودند ، اعلام نمود و از آنان و عده ای كه در مقابل آن سكوت نموده بودند ، به علت عدم انجام وظیفه  الهی و نادیده گرفتن فرمان نبوی درباره  وصایت امام علی (علیه السلام) انتقاد كرد و نسبت به عواقب این اقدام و خروج اسلام از مجرای صحیح خود به آنان هشدار داد . همچنین بركاتی را كه در اثر عمل به تكلیف الهی و اطاعت از جانشین پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از جانب خداوند بر آنان نائل خواهد شد ، خاطر نشان نمود.

در چنین روزهایی بود كه ابابكر و عمر به عیادت حضرت آمدند. هر چند در ابتدا فاطمه (علیها السلام) از آنان رویگردان بود و به آنان اذن عیادت نمی داد ، اما سر انجام آنان بر بستر فاطمه (علیها السلام) حاضر گشتند . فاطمه (علیها السلام) در این هنگام ، این كلام پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) را كه فرموده بود: " هر كس فاطمه را به غصب در آورد من را آزرده و هر كه او را راضی نماید مرا راضی نموده " ، به آنان یادآوری نمود. ابابكر و عمر نیز صدق این كلام و انتساب آن به پیامبر( صلی الله علیه وآله وسلم) را تأیید نمودند . سرانجام فاطمه (علیها سلام ) ، خدا و ملائكه را شاهد گرفت فرمود : " شما من را به غضب آوردید و هرگز من را راضی ننمودید ؛ در نزد پیامبر، شكایت شما دو نفر را خواهم نمود. "



وصیت:


در ایام بیماری ، فاطمه (علیها السلام) روزی امام علی (علیه السلام) را فراخواند و آن حضرت را وصی خویش قرار داد و به آن حضرت وصیت نمود كه پس از وفاتش ، فاطمه (علیها السلام) را شبانه غسل دهد و شبانه كفن نماید و شبانه دفن كند و احدی از کسانی كه در حق او ستم روا داشته اند ،  در مراسم تدفین و نماز خواندن بر جنازه  او حاضر نباشند.
.


زهرا
یکشنبه 10 بهمن 1389 01:17 ب.ظ
عنوان بسیار جالبی برای وبلاگتون گذاشتید به امید ان روز
اللهم عجل لولیک الفرج
هیچ
چهارشنبه 29 دی 1389 03:30 ب.ظ
هزاران درود و تحیت بر فاطمه زهرا (س) بانوی دو عالم كه بنده مخلص خداوند مهربان و آمرزنده بودند.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر