تبلیغات
احادیث دینی - مطالب فروردین 1389
پنجشنبه 19 فروردین 1389

بهترین حدیث در مورد کار

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

از زوایای مختلفی می توان به موضوع کار پرداخت. ما نمی دانیم کدام وجهه آن مد نظر شما است؟ با این وجود چند حدیث به طور پراکنده در ارتباط با کار برای شما می آوریم.
1. على بن ابى حمزه گوید: روزى امام موسى بن جعفر(ع) را دیدم كه در مزرعه اش كار مى كرد و از سختى كار، سر تا پا در عرق فرو رفته بود. عرض كردم: مگر كارگران كجایند كه شما خود كار مى كنید؟ فرمود: آن كس كه از من و از پدرم بهتر بود به دست خویش در مزرعه اش كار مى كرد! گفتم: آن كه بود؟ فرمود: پیغمبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع)، و نیز همه پدرانم به دست خود كار مى كردند، و این روش پیامبران و اوصیاى آنان و بندگان شایسته خدا است.
2. محمد بن منكدر گوید: امام باقر(ع) را دیدم كه (از خستگى كار در باغ خود و ضمناً شاید به سبب آن که بدن حضرت هم سنگین بوده است) به دو تن از غلامان خود تكیه زده (از باغ برمى گشت). بر ایشان سلام كردم. حضرت نفس زنان و عرق ریزان سلام مرا پاسخ داد. عرض كردم: خدا شما را سلامت دارد اگر بدین حال كه در طلب مال دنیا مى باشید مرگتان فرا رسد چه خواهى كرد؟ حضرت دستش را از دست غلامان به در آورد و تكیه داد و فرمود: اگر در این حال بمیرم در حالى مرده ام كه به عبادتى از عبادات خدا مشغولم، زیرا بدین عمل خویشتن را از تو و از مردم بى نیاز مى سازم. آرى از آن بیم دارم كه خداوند مرا در حال معصیتى ببیند. گفتم: خدا تو را رحمت كند. خواستم ترا پندى دهم، ولى تو مرا موعظه نمودى.
3. از امام صادق(ع) نقل است كه: یكى از اصحاب پیغمبر(ص) سخت دچار فقر و تنگدستى شد. همسرش به وى گفت: خوب است به نزد پیغمبر(ص) رفته و از حضرتش مساعدتى بخواهى. وى به نزد حضرت رفت. چون پیغمبر وى را بدید، پیش از آن كه وى اظهار حاجت خویش كند فرمود: هر كه از ما چیزى طلب كند به وى مى دهیم، ولى اگر مناعت طبع داشته باشد و خود را محتاج ما نداند خداوند او را بى نیاز سازد. وى نزد خود گفت: منظور پیغمبر جز من كسى نیست؛ لذا چیزى اظهار نكرده برخاست و به خانه بازگشت و ماجرا را به همسر گفت. زن گفت: پیغمبر بشر است و علم غیب ندارد. برو و خواسته ات را بگوى. وى دوباره رفت و چون حضرت او را دید همان را تكرار نمود. شدت فقر وى را بار سوم نیز به نزد پیغمبر بازگرداند، ولى چون این بار همان را از حضرت شنید. برخاست و تبرى از دوستى به عاریت گرفت و به كوه رفت و مقدارى هیزم فراهم ساخت و به شهر آمد و هیزمها را به نیم مد (حدود نیم كیلو) آرد فروخت و به خانه برد، و با خانواده اش مصرف نمود. روز بعد هیزم بیشترى آورد و به یك مد فروخت و همچنان به كارش ادامه داد تا توانست تبرى بخرد. دیر زمانى نگذشت كه وى توانست دو شتر جهت حمل هیزم و غلامى كه وى را مدد كند بخرد، و تدریجاً یكى از ثروتمندان شد. آنگاه به خدمت پیغمبر(ص) آمد و ماجراى سه بار آمدنش به نزد حضرت به منظور مساعدت معروض داشت. پیغمبر فرمود: آرى من گفتم: اگر مناعت طبع به خرج دهى و چیزى طلب نكنى خداوند بى نیازت سازد.
4. مجاهد از تابعین از امیرالمؤمنین(ع) نقل كرد كه فرمود: روزى در مدینه سخت گرسنه بودم. از شهر بیرون شدم؛ باشد كه كارى و مزدى بدست آرم. رفتم تا به عوالى (محلی در چهار میلى مدینه) رسیدم. كنار خانه زنى مقدارى خاک انباشته دیدم. دانستم وى مى خواهد آن گلها را (جهت ساختمان) آب بزند و گل بسازد. به نزد او رفتم و با وى قرار بستم در ازاء هر دلو بزرگ آب كه بر آن خاکها بریزم یك دانه خرما مزد بستانم. شانزده دلو كشیدم. دستم تاول زد. وى شانزده دانه خرما به من داد و من خرماها را به نزد پیغمبر(ص) بردم و دو نفرى آن را خوردیم.
5. امام صادق(ع) فرمود: امیرالمؤمنین(ع) بیل مى زد و زمین احیاء مى كرد و از درآمد دست رنج خویش هزار برده آزاد نمود.
6. على بن عبدالعزیز گوید: روزى امام صادق(ع) حال یكى از دوستانش به نام عمر بن مسلم از من پرسید كه وى چه مى كند؟ گفتم: فدایت گردم وى چندى است كه از كسب و كار دست برداشته و به عبادت پرداخته است. فرمود: واى بر او مگر نمى داند كه دعاى كسى كه در پى كسب و كار نباشد به اجابت نمى رسد؟! سپس حضرت فرمود: گروهى از اصحاب پیغمبر(ص) هنگامى كه آیه "ومن یتّق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لایحتسب" نازل شد دست از كسب و كار برداشته، درب خانه به روى خود بستند و به عبادت پرداختند، و مى گفتند: خداوند روزى ما را به عهده گرفته، دگر نیازى به كار نیست. پیغمبر(ص) چون شنید، به دنبال آنها فرستاد و به آنها فرمود: چرا چنین كردید؟! گفتند: چون دیدیم خداوند خود روزى بندگان را عهده دار گشته، نیازى به كار ندیدیم. حضرت فرمود: خیر، چنین نیست كه شما فهمیده اید. هر آن كس كسب و كار را رها سازد هرگز دعایش مستجاب نگردد.
7. ابوعمرو شیبانى گوید: امام صادق(ع) را دیدم كه بیلى بدست داشت و روپوشى زبر و خشن پوشیده بود و در باغ خود كار مى كرد و از پشتش عرق مى ریخت. گفتم: فدایت گردم بیل را به من ده تا به جاى شما كار كنم. فرمود: من دوست دارم كه شخص در راه معیشت خود رنج حرارت آفتاب را تحمل نماید.
8. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: بهترین كارها كارى است كه آغازش آسان و انجامش نیكو و فرجام و نتیجه اش پسندیده باشد.
9. امام موسى بن جعفر(ع) فرمود: چون در برابر دو كار قرار گرفتى آن یك را انتخاب كن كه بر خلاف هواى دلت باشد كه در مخالفت هواى نفس سود بسیار است.


پنجشنبه 19 فروردین 1389

کار از نظر اسلام

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

ارزش انسانى كار در مكتب اسلام
نخست مقدمه مختصرى را درباره اهمیت حیاتى كار متذكر مى‏شویم :

به طور كلى پدیده حیات بشرى به هر معنایى كه در نظر بگیریم از فعالیت طبیعت آغاز مى‏شود و با كار انسانى در مجراى قوانین طبیعى ادامه پیدا مى‏كند ،

و با اختلال تركیب وجودى او كه موجب خنثى‏شدن كار درباره او مى‏گردد ،

رخت از سطح طبیعت برمى‏بندد .

این جریان عمومى پدیده حیات آدمى از بدو حركت او در روى زمین چه در حال انفرادى و چه در قلمرو جمعى ، از آن قانون پایدار ناشى مى‏شود

كه موجود برین آن را وضع و تثبیت نموده است .

احساس این اهمیت درباره كار ، یك پدیده تازه نیست . چنانكه توجه به ضرورت حیاتى استنشاق هوا و برخوردارى از اشعه خورشید ، مساوى عمر آدمى در این كره خاكى است . توجهات مشروح و آگاهى‏ها و اطلاعات مفصل درباره كار و وضع قوانین فراوان درباره آن و همچنین ارزیابى و كشف اهمیت‏هاى اجتماعى آن از آغاز صنایع دسته‏جمعى ، نمى‏تواند تاریخ گذشته بشرى را به بى‏اعتنائى و چشم‏پوشى درباره كار متهم به‏سازد .

انسانى كه معناى حیات را درك كند و ضرورت تلاش را در دریاها و خشكیها ، در جنگلها و قله‏هاى صعب العبور كوهها دریافت كند ، اهمیت كار را هم شناخته است . آثار تجسم‏یافته از كار بشرى و كتیبه‏ها و تألیفات باستانى همه و همه شاهد گویاى درك اهمیت كار براى حیات بشرى مى‏باشد .

نكته‏اى كه قابل توجه است و به نظر ما مى‏تواند روشنگر علت بى‏ارزش نمودن كار در گذشته بوده باشد ، پدیده قدرت‏هاى متنوع است كه كار و انجام دهنده كار را مملوك یا مانند مملوك خود تلقى كرده است .

هیچ جامعه بشرى حتى در قدیمى‏ترین دورانهاى تاریخ دیده نمى‏شود كه كار در متن زندگى آن نبوده باشد . آنچه كه مهم است این است كه قدرتهائى كه غیر قابل مهار بودند ، با تسلط مطلقى كه بر ناتوانان داشته‏اند ، نه تنها كار آنان را بلكه حتى هستى آنان را هم در اختیار خود مى‏دیدند ، لذا یك اراده از آنان كافى بوده است كه هر كارى كه بخواهند و امكان داشته باشد به وجود بیاید . چنانكه یك اراده جزئى براى جابجا كردن یك برگ ناچیز كفایت مى‏نماید . و این قاعده كلى است كه هر موضوعى كه تحت سلطه مطلقه « خود طبیعى » آدمى قرار گرفت ، اهمیت و ارزش خود را از دست میدهد .

در دورانهاى متوسط یا در بعضى از جوامع پیشرفته‏تر كه طبقات اجتماعى تا حدودى مشخص مى‏گردند ، كار فكرى ، هنرى و مدیریت بجاى آنكه به اهمیت

و ارزش خود قناعت نماید ، سایر انواع كار را از اهمیت مى‏اندازد ، یعنى بااهمیت تلقى نمى‏گردند .

این رفتار هم دلیل آن نیست كه مردم دورانهاى گذشته ضرورت حیاتى كار بطور عموم را درك نمى‏كردند ، بلكه چنانكه مى‏بینیم فرهنگ مردم را چنان مى‏ساختند كه كار عضلانى و سایر تلاشها به عنوان یك پدیده جبرى كه مردم باید انجام بدهند ، تلقى مى‏گشت و مى‏بایست آنان این جریان جبرى را به‏پذیرند و ضمنا زنده هم بمانند این بوده است عامل عقب‏ماندگى جوامع از فهم اصول و ارزشهاى كار انسانى . پس از این مقدمه ، مى‏پردازیم به توضیح و تفسیر ارزش انسانى كار در اسلام .

بررسى لازم و كافى در آئین اسلام این قضیه را كاملا روشن مى‏سازد كه :

كار و كوشش در این دین انسانى از نظر ارزیابى به حد نصاب رسیده ، هیچ مكتب و متفكرى نخواهد توانست فوق ارزشى را كه اسلام به كار داده‏است ،

مطرح نماید . رجوع فرمائید به مبحث گذشته ( كار و كوشش از دیدگاه قرآن ) در آن مبحث دیدیم كه قرآن كه اساسى‏ترین منابع دین اسلام است ، محور همه ارزشها را روى معرفت و ایمان و كار قرار داده است . روایات وارده در مسئله كار و ضرورت و ارزش آن مافوق تواتر است كه براى جمع‏كردن آنها مجلد بیش از 1000 صفحه‏اى لازم است . تنها چند روایت را به عنوان نمونه‏اى از صدها روایات در اینجا مى‏آوریم .


محمّد بن الحسن باسناده عن محمّد بن احمد . . . قال مرّ شیخ مكفوف یسئل ، فقال أمیر المؤمنین علیه السّلام ما هذا ؟ قالوا یا أمیر المؤمنین نصرانىّ ، فقال امیر المؤمنین علیه السّلام : استعملتموه فاذا كبر و عجز منعتموه انفقوا علیه من بیت المال

( محمد بن الحسن [ شیخ طوسى ] با اسناد خود نقل مى‏كند كه پیرمردى نابینا مى‏گذشت و از مردم سؤال مى‏كرد ، امیر المومنین فرمود .

این چیست ؟ ( گدائى یعنى چه ) گفتند :

یا امیر المومنین مردى است مسیحى .

آن حضرت فرمود :

این مرد را در جوانى به كار وادار كرده‏اید ، یعنى جوانى‏اش را در كار سپرى كرده است ، اكنون كه پیر شده ناتوان گشته است ، از معاش محرومش ساخته‏اید معاش او را از بیت المال به‏پردازید ) .

اگر در این روایت با دقت كامل تأمل شود ، این نكات را خواهیم دید :

نكته یكم در آن اجتماع عادلانه‏اى كه امیر المومنین زمامدارى آن را به دست دارد ، سؤال و گدائى معنائى ندارد ، به همین جهت است كه حضرت با كلمه « ما » استفهام فرمودند كه به معناى چیز است ، نه با « من » كه به معناى كس است ، یعنى سئوال و گدائى در این اجتماع چه پدیده‏ایست نكته دوم در برابر سئوال امیر المومنین ( ع ) از پدیده گدائى ، این پاسخ را دادند كه مردى است نصرانى آن حضرت با تعجب جمله سئوال بعدى را كه جنبه سرزنش سخت داشت ، فرمود :

( او در جوانیش براى شما كار كرده ، اكنون كه پیر شده است ، از معاش محرومش ساخته‏اید ) .

نكته سوم حكم اسلامى درباره كارگران است كه با ناتوانى از كار ،

نباید از معیشت خود ساقط شوند ، بلكه بایستى معاش معمولى آنان پرداخت شود . این حكم اسلامى در دورانى صادر شده است كه نه از عظمت انسانى كار خبرى بود و نه از ارزش آن اثرى . این حكم درباره ارزش و عظمت كار در اسلام قرنها پیش از سن‏سیمون و لوئى‏بلان و پردون و روبرت‏اون و پیروان

 

آنان صادر شده است .

روى همین ارزیابى حیاتى كار از نظر اسلام بوده است كه عبد الرحمن بن خلدون چند قرن پیش از متفكران اخیر ارزش كار را به طور جدى مطرح مى‏كند ،

چنانكه پس از این مبحث مشروحا بررسى خواهیم كرد .

بنابر حقایقى كه از مجموع مباحث گذشته به دست آوردیم ، متفكران اسلامى بایستى اهمیت و ارزش كار را رسما و در آثار حقوقى و اقتصادى و سیاسى خود به طور جدى مطرح نمایند .

مسامحه‏اى كه در این پدیده حیاتى به چشم مى‏خورد ، نه به جهت مقتضاى خود مكتب است ، بلكه به جهت خودخواهیها و سودجویى اداره‏كنندگان جوامع اسلامى بوده است كه بعضى از محققان و متفكران را وادار مى‏كرد كه تنها به جنبه بحثى و اخلاقى كار بسنده نموده ، چهره حیاتى آن را آشكار نسازند .

خلفاى بنى امیه و امراى بنى عباس و سایر سلسله‏هائى كه اسلام را وسیله اشباع حس مقام و ثروت‏پرستى خود نموده بودند ، متفكران را براى توضیح حقایق اسلام آزاد نمى‏گذاشتند تا آنجا كه جهاد در نظر آنان چپاول ملل دیگر براى پركردن خزانه‏ها و عمل صالح و سعى و كار كه در آیات قرآنى آمده است ، به عبادات شخصى و اعتیادى و حرفه‏اى تفسیر مى‏شود . با این حال ،

ائمه معصومین و فقهاء و محققان راستین كه تنها محافظین متن حقیقى مكتب اسلام بودند ، پدیده كار و اهمیت و ارزش حیاتى آن را در اشكال حدیث و فقه و اخلاق و عمل و رفتار عینى خودشان گوشزد مى‏كردند . اینكه در منطق پیشوایان عالم تشیع ، كار براى تنظیم معاش ، با اهمیت حیاتى تلقى شده حتى گاهى جهاد در راه خدا معرفى شده است ، اصلى است كه هیچ گونه تردیدى ندارد . به عنوان نمونه

از امام صادق علیه السلام روایت است كه :

الكادّ لعیاله كالمجاهد فی سبیل اللّه 1

-----------

( كسى كه براى معاش عائله خود مى‏كوشد ، مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مى‏كند ) .


الّذى یطلب من فضل اللّه عزّ و جلّ ما یكفّ به عیاله اعظم اجرا من المجاهد فی سبیل اللّه 1 ( كسى كه براى كفاف معاش عائله‏اش ، از فضل الهى مى‏جوید ، داراى پاداشى بزرگتر از پاداش مجاهد در راه خداست ) .

این روایت در منابع معتبر اسلامى مكرر نقل شده است كه

پیغمبر اكرم فرموده است :

ما اكل احدكم طعاما قطّ خیرا من عمل یده ( هیچ كس از شما هرگز طعامى بهتر از كار دست خویش نخورده است ) .


الحسن بن علىّ بن حمزة عن ابیه رأیت ابا الحسن ( موسى بن جعفر علیه السّلام ) یعمل فى ارض له قد استنقعت قدماه فی العرق ، فقلت له جعلت فداك این الرّجال ؟ فقال یا علىّ قد عمل بالید من هو خیر منىّ فى ارضه و من ابى فقلت له : من هو ؟ فقال : رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و أمیر المؤمنین و آبائى علیهم السّلام كلّهم كانوا قد عملوا بأیدیهم و هو من عمل النّبیّین و المرسلین و الاوصیاء و الصّالحین 2 ( حسن بن على بن حمزة از پدرش نقل مى‏كند كه ابو الحسن موسى بن جعفر علیه السلام را دیدم كه در زمینى كه داشت كار مى‏كرد و پاهایش عرق كرده بود .

به او عرض كردم :

فدایت شوم ، كجا هستند مردانى كه به شما كمك كنند ؟

فرمود :


 

اى على ، بود كسى بهتر از من و پدرم ، كه با دست خود كار مى‏كرد .

عرض كردم :

چه كسى بود ؟

فرمود :

رسول خدا ( ص ) و أمیر المومنین و پدرانم علیهم السلام ، همه آنان با دستشان كار كرده‏اند . كار سیرت پیامبران و مرسلین و اوصیاء و نیكوكاران بوده است ) .


ابو عمرو الشّیبانى : قال رأیت ابا عبد اللّه و بیده مسحاة و علیه ازار غلیظ یعمل فی حایط و العرق یتصابّ عن ظهره فقلت جعلت فداك اعطنى اكفك فقال لی : انّى احبّ ان یتأذّى الرّجل بحّر الشّمس فى طلب المعیشة . 1 ( ابو عمرو شیبانى مى‏گوید :

امام صادق ( ع ) را دیدم در حالیكه وسیله صاف‏كننده زمین به دست و لنگ ضخیمى به كمر ، در باغى كه داشت ، كار مى‏كرد و عرق از پشتش مى‏ریخت ،

عرض كردم :

فدایت شوم ، وسیله را به من بدهید تا كار شما را انجام به‏دهم .

به من فرمود :

من دوست دارم مرد در گرماى آفتاب در تحصیل معاش ، به مشقت بیافتد ) .

این روایت را هم مورد دقت قرار بدهیم :


ابو بصیر : قال سمعت ابا عبد اللّه علیه السّلام یقول : انّى لأعمل فی بعض ضیاعى حتّى اعرق و انّ لى من یكفینى لیعلم اللّه عزّ و جلّ انّى اطلب الرّزق الحلال 2 ( ابو بصیر مى‏گوید : از امام صادق علیه السلام شنیدم كه مى‏فرمود :

 

من در بعضى از زمینهاى خود تا حدى كار مى‏كنم كه عرق مى‏كنم با اینكه كسى را دارم كه كار مرا به عهده بگیرد و براى من كفایت كند ، تا خداوند عز و جل به‏داند كه من روزى حلال جستجو مى‏كنم ) .

قاطعانه‏ترین روایات و تهدیدآمیزترین آنها درباره تحقیركنندگان كار و كوشش ، آن روایت بسیار معروف است كه از پیامبر اكرم ( ص ) نقل شده است :


ملعون من القى كلّه على النّاس 1 ( ملعون است ، كسى كه بار معاش خود را بر دوش مردم بنهد ) .

این بود نمونه‏اى از منطق پیغمبر اسلام و پیشوایان عالم تشیع و عمل عینى آنان كه تردیدى در اهمیت حیاتى كار باقى نمى‏گذارد .

نظام مناسبات كار در اسلام
ازدیـدگـاه مـولای متقیـان علـی(ع)، هیـچ گونه خدمتی ولو اندك و ناچیز نبایست نادیده گرفته شود و سزاوار آن است كه مورد تشویق وسپاسگزاری واقع گردد.1
در همین راستا پیامبر اكرم(ص) نیز یادآور شده است كه در مقابل كمترین عمل و كارنیك بیشترین تشكر وامتنان صورت پذیرد.2
از جمله ظرایف قابل اعتنا در این رهنمودها آن است كه پاداش را به هر بهانه اثبات شده و با كمترین دلیل می‌توان بذل نمود ولی در تنبیه می‌بایست ضوابط و شرایطی را مد نظر قرار داد. سفارش شده است در صورتی كه فردی خطا و اشتباهی را مرتكب شد در وهله نخست با گذشت و اغماض مواجه شـود، لكن در صورت اصرار بر خطا و تكرار آن تنبیهی متناسب با او اعمال گردد.3
مشخصا در خصوص كسانی كه در اموری از قبیل احتكار، گرانفروشی، خیانت و امانت(و یا مسئولیت) و سایرمنكرات دیگر تنبیه توصیه شده است. 4
نكتـه قـابل توجه در مورد حد و مرز تنبیه و تشویق آنكه در تنبیه لازم و واجـب اسـت تـا حـدود رعـایت شود و در صورت تجاوز از آن حدود مقرر، مجـازات كننـده مسئـول اسـت و گـاهی خود باید قصاص گردد ولی در مورد پـاداش و تشـویـق حتـی تـاكید شده كه كار نیك افراد با فراوانی پاداش روبرو شود.5
بـه لحـاظ روانشنـاسـی رویكرد كلی در مبحث تنبیه آن است كه بهترین مكـانیسم تنبیهی برای افراد خاطی محروم كردن آنان از تشویق و بزرگداشت نیكـوكـار مـی‌بـاشـد. امام علی(ع) در این رابطه می‌فرماید: <با پاداش دادن به نیكوكار بدكار را بیازار>6 قطعا اثرات و پیامدهای این روش بازدارندگی مثبت به مراتب بیش از روش تنبیهی صریح و مستقیم است. در معارف اسلامی، هم جد و جهد از سوی كارگر و گارگزار از شانیت و منزلت خاصی برخوردار است و هـم تقـدیـر و تشكـر از نـاحیـه كـارفرما و مدیرمسئول شایان توجه می‌باشد. بـركـارگـزار واجـب اسـت تـا همه تلاش خود را برای انجام وظایف محوله به احسـن وجـه مبذول دارد و كارفرما نیز موظف می‌باشد كه از آن سپاسگزاری بعمل آورد.7
در آمـوزه‌های دینی برخوردهای مذمومی چون تحقیر و تمسخر ازدایره تنبیه جدا می‌شود و نسبت به آنها حساسیت خاصی نشان داده شده است. فرد نباید به نحوی تنبیه شود كه امكان بازگشت به خود و زمینه سازی برای ارتقا از او گرفته شود. تخریب روحی افراد كه از بدترین اشكال تخریب می‌باشد، راه را برای هر گونه كوششی جهت بازگشت به مسیر صحیح سد می‌كند. لذا استفاده از چنین روشهایی در تنبیه و مجازات به شدت ممنوع و محدود شده است.8
از دیگـر مقـولات مهـم در منـاسبـات كـار، پـرداخـت حقـوق و دستمزد مـی‌بـاشـد. این بحث همواره در طول تاریخ بشر مطرح بوده است و همیشه تلاش شده تا با وضع قوانین و با در نظر گرفتن دگرگونی در اوضاع و شرایط این ارتباط اقتصادی میان انسانها تصحیح ومتناسب شود. در اسلام نیز حساسیت و دقت ویژه‌ای به مساله حقوق ودستمزد گردیده است و حتی در كتب فقهی ابوابی به آن اختصاص داده شده است. ‌ ‌
از امام صادق(ع) منقول است كه قبل از انعقاد قرارداد كار – كتبی یا شفاهی — باید روشن گردد. اولا میزان حقوق و دستمزد و ثانیا پرداخت آن به فاعل كار پس از اتمام آن.


بررسی ساختار كار در نظام اسلامی
نقش دولت در ایجاد شغل
دولتها و حكومت هایی كه در طول تاریخ در ایران به وجود آمده اند متناسب با قدرت و وسعت حكومت دارای تشكیلات بوده و از وجود افراد مشخص و معینی جهت انجام امور گوناگون استفاده نموده اند به نحوی كه در سیر تاریخ به طبقه بندی خام و كلی نظیر موبدان، كشاورزان، بازرگانان و جنگجویان روبرو می شویم .
شغل و كار در تشكیلات نظام اداری از مهمترین مباحثی است كه همواره با دیگر ابعاد نظام اداری همچون: آموزش، انتصاب، ارزشیابی و پرداخت حقوق و دستمزد در ارتباط بوده و می تواند نقش اساسی و مؤثری در پیشبرد طرحها و برنامه های نظام اداری ایفا نماید.
از طرف دیگر با توجه به پیوستگی بین شغل و شاغل در سازمانهای دولتی و غیردولتی می توان گفت:
شغل عبارت است از مجموعه اعمال و فعالیت هایی كه هر فرد در زندگی به منظور تأمین یك رشته اهداف مادی و معنوی به طور مداوم در پیش می گیرد كه این تعریف در مشاغل دولتی هم صادق است زیرا شغل دولتی در واقع مجموعه اعمال و رفتاری است كه از طرف دولت به عهده شاغل واگذار می گردد.
بیان معنی و مفهوم شغل
شغل در لغت به معنی به كار و داشتن، كسب و كار، حرفه و كاری كه شخص در زندگی برای خود انتخاب كرده است.
شغل در دو معنی عام و خاص به كار می رود:
معنی عام: عبارت است از آن چیزی كه مایه مشغولیت انسان می شود خواه در اعمال دنیوی باشد یا اخروی.
معنی خاص: عبارت است از نوع كار و حرفه ای كه انسان در زندگی برای خود انتخاب كرده است اعم از یدی، فكری، احساسی و عاطفی.
ارزش و جایگاه كار در اسلام: در مكتب حیات بخش اسلام كار و شغل دارای ارزش و اهمیت ویژه ای بوده و از هر فردی به اندازه وسع و توانایی اش خواسته شده كه به منظور رفع نیازهای زندگانی و همچنین نیازمندی های جامعه اش در جهت كسب و كار سودمند كه شارع مقدس اسلام آنرا پذیرفته باشد تلاش كند.
نقش دولت در ایجاد كار و شغل: بشر موجودی است اجتماعی و نیازمند، پس بناچار می بایست جهت رفع نیازمندی اعم مادی و معنوی از شغل و حرفه ای برخوردار باشد تا هم بتواند نیازمندی زندگی خود را برطرف سازد و هم در رشد و خودكفایی جامعه مثمر ثمر واقع شود و در این راستا دولت وظیفه دارد وسایل و امكانات لازم كار را در اختیار صاحبان حرفه و مشاغل قرار دهد تا هر كسی به میزان توانایی و نوع استعدادش كار و شغل مورد علاقه خود را انتخاب نماید خواه ایجاد این برنامه ها در ارتباط با مشاغل دولتی و یا غیردولتی باشد. بهر صورت بر دولت است در ارتباط با این امر مهم و حیاتی چاره اندیشی كند تا از بین رفتن نیروی خلاق و فعال جامعه ممانعت به عمل آید زیرا كار و شغل می تواند در به حركت درآوردن چرخهای اقتصادی و دیگر ابعاد مانند بعد فرهنگی و اجتماعی و اخلاقی و تحكیم پایه های اساسی جامعه نقش بسزایی را ایفا نماید. در اصل چهل و سوم قانون اساسی بند دوم آمده است: تأمین شرایط و امكانات كار به منظور رسیدن به اشتغال كامل و قرار دادن وسایل كار در اختیار همه كسانی كه قادر به كارند ولی وسایل كار در اختیار ندارند «در شكل شركت تعاونی، از راه وام بدون بهره یا هر راه مشروع دیگر» كه نه به تمركز و تداول ثروت در دست افراد و گروه خاصی منتهی شود و نه دولت را به صورت یك كارفرمای بزرگ مطلق درآورد ، وظیفه دولت است .
این اقدام باید با رعایت ضرورت های حاكم بر برنامه ریزی عمومی اقتصاد كشور در هر یك از مراحل رشد صورت گیرد و در بند نهم همین اصل بر افزایش تولیدات كشاورزی، دامی و صنعتی كه نیازهای عمومی را تأمین كند و كشور را به مرحله خودكفایی برساند و از وابستگی برهاند تاكید نموده است.
ساختار نهایی شغل
در ساختار نهایی شغل پاسخ به سؤالات زیر اطلاعات مورد نیاز را برای تجزیه شغل تأمین می كند:
1- چه كاری انجام می شود؟
با مشخص شدن نوع و ماهیت كار، فعالیت های مكرر جسمی لازم برای كار تعیین می شود ممكن است كارمند به طرح ریزی یا محاسبه ذهنی بپردازد و یا عملیات دیگران را رهبری، هدایت و كنترل كند یا كوشش او صورت فیزیكی داشته باشد مانند كارگری كه مواد را جابجا می كند و اشیا را در محلی روی هم قرار می دهد كه این كار موجب كاهش قوای بدنی و ایجاد خستگی می شود.
در بعضی موارد مستخدمان برای انجام وظایف و تكالیف سازمانی همزمان از قوای ذهنی و بدنی خود استفاده می كنند.
2- كار چطور انجام می شود؟
نحوه انجام دادن كار و شیوه استفاده از ابزار و وسایل برای انجام دادن كار مشخص می گردد
3- چرا كار انجام می گیرد؟
تعیین چگونگی و علت انجام دادن كار است و ارتباط وظایف و تركیب آنها را معین می كند، افراد برای اینكه كار را به نحو مطلوب انجام دهند لازم است آگاهی از اشتباهات و جلوگیری از آنها و به كاربردن روشهای تازه و منطقی را مدنظر قرارداده زیرا عدم آگاهی از اشتباهات موجب تكرار و درنهایت خسارات مادی و معنوی در بر خواهدداشت.
4- انجام دادن كار نیاز به چه مهارتهایی دارد؟
دراین قسمت متوجه خواهیم شد كه امر تخصص مورد نظر بوده و میزان سهولت و دشواری وظایف و مسئولیتهای مربوط به شغل از لحاظ فكری، جسمی و فیزیكی مشخص می شود.
شرایط احراز مشاغل دولتی
تصدی مشاغل دولتی یا به عبارت دیگر افتخار كارگزاری در نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای هر فردی میسر نیست بلكه متصدیان مشاغل دولتی از یك سلسله شرایط و خصوصیات باید برخوردار باشند تا بتوانند از عهده وظایف و تكالیف محوله به نحو مطلوب برآیند.
شرایط و ضوابط احراز مشاغل دولتی
شرایط عام:
1- تعهد به اسلام
2- تخلق به اخلاق اسلامی 3- لیاقت و شایستگی
شرایط خاص:
 1- تخصص و كارایی
2- تجربه و مهارت
3- توانایی جسمی و قدرت روحی
شرایط عام:
1- تعهد: یكی از برجسته ترین شرایط در احراز مشاغل دولتی تعهد و اعتقاد داشتن به نظام اسلامی است. بنابراین شرط تعهد و اعتقاد به مبانی اسلام در همه حالات و مراحل دستیابی به مشاغل دولتی از بالاترین تا پایین ترین امری ضروری است.
2- تخلق به اخلاق اسلامی: اخلاق اسلامی در حقیقت نموداری از مراتب ایمانی و اعتقادی درونی افراد كه در ارتباط با تعهد می باشد نشان می دهد پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد(ص) می فرماید:
كامل ترین مومنین، ازلحاظ ایمان نیكوترین آنها از لحاظ خلق است. ازطرفی ایجاد شغل همانند پیاده نمودن و تحقق ارزشهای اسلامی در راستای ارائه خدمت به جامعه اسلامی می باشد.
3- لیاقت و شایستگی: ازدیگر شرایط احراز مشاغل لیاقت و شایستگی است كه هر فرد شاغل به تناسب نوع شغل كه به وی محول می گردد باید از این ویژگی بهره مند بوده زیرا ممكن است فردی ازلحاظ ایمان و اعتقادات و رعایت اصول و موازین اخلاقی واجد صلاحیت بوده اما از نظر لیاقت و شایستگی همچون رشد فكری و درك مسائل سیاسی و اجتماعی و نیز نحوه برخورد با مشكلات و نارساییها قدرت توان انجام كار را به طور شایسته كه مدنظر می باشد نداشته باشد. زیرا مقامات و مناسب اجتماعی فقط وفقط در گرو لیاقت و شایستگی است و هرگز سن مانع از آن نیست كه در صورت شایستگی، جوان مقام و منصب اجتماعی را بدست نیاورد كه نمونه بارز آن انتصاب اسامه به فرماندهی لشكر كه او هم جوانی كم سن و سال بود و این امر خود گواه زنده و قابل توجهی می باشد.
شرایط خاص
1- تخصص و كارایی: تخصص و كاردانی از مهمترین و با اهمیت ترین خصوصیات است كه باید هر شاغلی از آن برخوردار بوده تا بتواند از عهده انجام دادن شغلی كه به وی محول شده است به نحو احسن برآید زیرا كسی كه با علم و آگاهی كاری را شروع می كند نه تنها بر میزان كارایی خویشتن می افزاید بلكه از مسائل دیگری كه برای خود و برای جامعه زیانبار است جلوگیری می نماید، این خود در مقوله اثربخشی كه از مباحث كلیدی بهره وری سازمانهاست قابل تأمل می باشد.

نقش کار و تولید در فقرزدایی
 


كار و تولید
فعالیت‌های تولیدی، عنصر اساسی در طلب روزی است، اهمیت و تشویق به كار را می‌توان از آیات متعدد استفاده كرد. قرآن كریم به تصرف در عوامل تولید كه خداوند برای بشر خلق كرده، توصیه و به شكر این نعمت‌ها و استفادة درست و مناسب از آن‌ها تأكید و دوری كردن از تصرف در عوامل تولید را پیروی از گام شیطان دانسته و نكوهش می‌كند. خداوند متعال در آیات مختلف با یادآوری این كه او منابع و امكانات را برای انسان‌ها آفریده و آن‌ها را مسخر «رام» ایشان قرار داده است، به جیتجو در زمین، بهره‌مندی از منافع آن، آباد كردن و برطرف ساختن نیازهای معیشتی به وسیلة امكانات نهفته در آن تشویق و بیان‌های مختلف، اهمیت آن را گوشزد نموده و می‌كند، بدین‌ترتیب می‌توان پی برد، كه اقدام به عملیات تولیدی، امكان دارد، مظهری از مظاهر عبودیت حق باشد و هم‌چنین می‌توان به خطا بودن ذهنیت افرادی متوجه شد كه اشتغال به امور معیشت را از قبیل پرداختن به امور مادی و منقطع از دین، و تدین را جدا شدن از مظاهر مادی دانسته و رهبانیت را پیشة خود می‌سازند، قرآن كریم با متذكر شدن این كه خداوند نعمت‌ها و منابع را برای شما آفریده است، به جستجو در زمین برای طلب روزی، امر و به تهیه قوه (توان و نیرو) دستور داده خواستار ابادانی در زمین شده و با بیان‌های مختلف، اهمیت تولید و تشویق به آن را گوشزد كرده است.[1]

مجموعه‌ی از آیات به جستجوی روزی و طلب از فضل خداوند امر می‌كند. یكی از شیوه‌های بارز جستجو از فضل خداوند، فعالیت‌های تولیدی به شمار می‌رود، نكتة مهم در فعالیت‌های تولیدی برای گسترش روزی، دامنه‌ی این فعالیت‌ها است، نه تنها خشكی بلكه سراسر زمین و آسمان قلمرو فعالیت‌های تولیدی بشر هست، نمونة آن، آیات تسخیر زمین، آسمان و دریا است، تا بشر بتواند از همه نعمت‌های الهی بهره‌مند شود. نكته‌ی نهفته در تسخیر آسمان و زمین، دریا و كشتی، این است كه بشر بدون فن‌آوری لازم نمی‌تواند از این نعمت‌ها بهره‌مند گردد، پس تصرف در آسمان و زمین و بهره‌مند شدن از نعمت‌های آن بدون تولید ابزارهای لازم و وسایل مدرن و فن‌آوری‌های نوین میسر نیست، در واقع تشویق به تولید، ترغیب به فراهم سازی زمینه‌ی تولید نیز هست. « وَجَعَلْنَا اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ آیَتَیْنِ فَمَحَوْنَا آیَةَ اللَّیْلِ وَجَعَلْنَا آیَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُواْ فَضْلاً مِّن رَّبِّكُمْ»[2] ما شب و روز را دو نشانه‌ی (توحید و عظمت خود) قرار دادیم سپس نشانه‌ی شب را محو كردیم و نشانه‌ی روز را روشنی‌بخش ساختیم تا (در پرتو آن) فضل پروردگارتان را بطلبید (و به تلاش زندگی برخیزید). بعضی از آیات واژة ابتغاء از فضل الهی را ندارند، ولی به جستجوی روزی سفارش می‌كنند و در آیه‌ی دیگر آبادانی را طلب می‌كند، « وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ یَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَیْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِیهَا...»[3] به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را (فرستادیم) گفت: ای قوم من! خدا را پرستش كنید، معبودی جز او برای شما نیست، اوست كه شما را از زمین آفرید و آبادی آن را به شما واگذاشت ...، در واقع قرآن كریم از انسان‌ها خواسته، زمین را آباد كرد و در اختیار شما گذاشت، بلكه می‌گوید: عمران و آبادی زمین را به شما تفویض كرد، اشاره به این كه وسایل از هر نظر آماده است، اما شما باید با كار و كوشش سهمی ندارید. بدیهی است كه طلب عمران حكم تكوینی است نه تشریعی. در تعدادی از آیات با لفظ «كلوا» امر به تصرف در مافی الارض رزق و غیره شده است. در برخی آیات به فراهم سازی زمینة تولید و بالملازمه بر اهمیت و تشویق به آن دلالت دارند، « وَلَقَدْ مَكَّنَّاكُمْ فِی الأَرْضِ وَجَعَلْنَا لَكُمْ فِیهَا مَعَایِشَ قَلِیلاً مَّا تَشْكُرُونَ»[4] (بنا بر معنای عملی تشكر، یعنی استفادة مناسب از نعمت‌ها) مؤیدی بر اهمیت و تشویق به تولید است.[5]

 از تأكیدات مهم اسلام به انسان‌ها، آن است كه در هیچ زمانی از زندگی خود، از كار و تلاش باز نایستند، انسان همواره باید در عرصه‌های مختلف زندگی- كه بخشی از آن، تلاش برای تأمین نیازهای اقتصادی و معیشتی است- به صورت جدی و مستمر كوشش كند تا در پرتو چنین تلاش‌ها و زحماتی، جامعة دینی، هم از جهت فردی به صلاح دست یابد و هم از جهت اجتماعی به اهداف خود نایل شود. بیان نورانی حضرت رسول اكرم(ص) به خوبی روشن كنندة میزان سعی مسلمان در زندگی خود است، «ان قامت الساعة و فی ید احدكم فسیلة فان استطاع ان لایقوم حتی یغرسها فلیغرسها»[6] یعنی اگر خوشه یا نهالی در دست تو است و قیامت هم در آستانة برپایی است، و چیزی نمانده كه بمیری، این نهال را بكار و بمیر. طبق این بیان، انسان تا نفس دراد، باید كار كند و در جامعة اسلامی هركسی به تناسب استعداد و قابلیتی كه دارد، باید تلاش و كوشش كند.[7]

انسان دین باور وظیفه دارد به عمران و آبادی زمین بپردازد و به این وسیله بر بسیاری از خواسته‌های خویش نایل آید، یكی از مهم‌ترین اهرم‌ها در این راستا كار و تلاش سازنده است. كار و تلاش در فرهنگ دین از امور لازم و اجتناب ناپذیر است كه همه لحظات زندگی را دربر می‌گیرد، خداوند از انسان بی‌كار بیزار و رو گردان است. امام كاظم(ع) فرمود: «ان الله لیبغض البد الفارغ»[8] خداوند انسان بی‌كار را دشمن می‌دارد. در رهنمودهای دینی، فردی كه برای تذمین نیازهای خود تلاش نمی‌كند مورد لعن قرار گرفته است. پیامبر(ص) فرمود: «ملعون ملعون من ضیع من یعول»[9] آنكه عایلة خویش را ضایع سازد ملعون است. سستی، تنبلی و بی‌كاری، جامعه را به شدت آسیب‌پذیر می‌سازد، و انواع فسادها در آن رواج می‌یابد و از علل مهم واپسگرایی است. دین اجازه نمی‌دهد در صورت امكان حتی در سخت‌ترین شرایط از كار و تلاش دست بكشد و به سوال و تكدی بپردازد، كار و تلاش در سلامت جسمی و روانی انسان نقش به‌سزا دارد، راه بهره‌مندی انسان از یافته‌های علمی است، و خود زمینه‌ساز آگاهی به ناشناخته‌ها است، سرمایه‌ی بس گران‌بها است كه با آن می‌توان به اهداف مورد نظر دست یافت. كار و عمل عرصه‌ی نمایش قدرت برتر واقعی ملتی بر ملت دیگر است و پیشینه‌های ناخوش‌آیند را می توان با آن جبران كرد و روشن است كه انسان سرمایه‌ی جز حاصل تلاش عملی خویش ندارد. هر قدر ملتی در وادی كار و تلاش كوشا باشد، درصد دست‌یابی به كمال‌های مطلوب در آن بیشتر است، از این رو است كه اسلام توصیه می‌كند انسان‌ها فرصت‌ها را غنیمت شمارند و از كار و تلاش غفلت نورزند. كار و تلاش سازنده خواست خداوند، سیرة انبیا و بزرگان دین است. امام كاظم(ع) فرمود: «رسول الله(ص) و امیرالمؤمنین، و آبائی كلهم كانوا قد عملوا بایدیهم، و هو من عمل النبین و المرسلین و الاوصیاء و الصالحین»[10]

كار و تلاش زن و مرد نمی‌شناسد و در صورت نیاز وقت خاص ندارد، لیكن شایسته است برنامه‌ریزی لازم برای همه فعالیت‌ها به‌عمل آید. و با رعایت اعتدال از افراط‌ها و تفریط‌ها جلوگیری شود. فعالیت‌های كاری می‌بایست خدا پسندانه، حق محورانه، عالمانه و عاقلانه صورت گیرد و با پشتكار ادامه یابد. در یك كلام می‌توان گفت كار گوهر ذاتی انسان را می‌نمایاند، و آن‌كه با كار بیگانه است با فرهنگ دین ناآشنا است، فرهنگ دین فرهنگ شور و نشاط است. انسان دینی در هر شرایطی كار و تلاش را رها نمی‌سازد و آن را مایه عزت و كرامت می‌داند و تركش را خطای بزرگ و سبب بی‌ثمر شدن زندگی انسان می‌پندارد.[11]

بدون شك نوع انسان از طریق كار توانسته است تا بر محیط خود چیره شود، بر طبیعت تسلط یابد، معیارهای برای رفتار خود ابداع نماید و قوانین حاكم بر روابط اجتماعی و زنگی عاطفی خود به وجود آورد، مسلماً جوانب تیره و منفی در بعض كارها وجود دارد، كه باید به آن‌ها توجه شود، لیكن عادلانه است كه بگوییم تمام فرهنگ بشر محصول كار است، و مادامی كه بشر هست كار هم هست.[12]

در اسلام بیكاری مردود و مطرود است و كار به عنوان یك امر مقدس شناخته شده است، در زبان دین وقتی می‌خواهند تقدس چیزی را بیان كنند به این صورت بیان می‌كنند كه خداوند فلان چیز را دوست دارد، مثلاً در حدیث وارد شده است: «ان الله یحب المؤمن المحترف»[13] خداوند مؤمنی را كه درای یك حرفه است و بدان اشتغال دارد دوست دارد. یا این كه گفته‌اند: «الكاد لعیاله كالمجاهد فی سبیل الله»[14] كسی كه خود را برای اداره زندگی‌اش به مشقت بیاندازد مانند كسی است كه در راه خدا جهاد می‌كند. یا ان حدیث معروفی كه فرمود: «ملعون من القی كله علی الناس»[15] هركس بیكار گردد و سنگینی (اقتصادی) خود را بر دوش مردم بیاندازد ملعون است و لعنت خدا شامل اوست.[16]

اسلام جهاد كننده در راه دعوت به اسلام و كسی را كه برای كسب روزی و فعالیت اقتصادی می‌كوشد، مساوی دانسته چنان‌كه در قرآن كریم آمده‌است: «وَآخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الْأَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَآخَرُونَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»[17] برخی از شما برای تجارت و كسب درآمد به سفر می‌روند و از كرم خدا روزی می‌طلبند و برخی دیگر به جهد در راه خدا می‌پردازند. افزون بر این، اسلام كوشش برای كسب روزی و خدمت به جامعه و رشد آن را از برترین اقسام عبادت به شمار آورده است.

اسلام به‌عنوان مكتب نجات‌بخش و تعالی‌بخش انسان‌ها از هر قشر، ملت و نژاد و وابسته به هر بخش از بخش‌های جهان، قشر كارگر را دارای ارزش و حرمت می‌شناسد، ما مفتخریم كه رهبر عزیز و عالی‌قدر الهی ما یعنی رسول اكرم(ص) در برابر چشم همگان خم شدند و بوسه بر دست كارگر زدند، این حادثه‌ی است كه ما هرگز آن را فراموش نمی‌كنیم. هم‌چنین ما مفتخریم، كه رهبران دینی ما، امیرالمؤمنین(ع) و ائمة دیگر در شمار كارگران بودند، كار كردند، آباد كردند، تولید كردند، ساخته‌اند و با سازندگی خود، خود را با خدا نزدیك كردند، كار جزء چیزهایی است كه هر بندة مؤمن و صالحی می‌تواند با آن قصد قربت كند و به خدا نزدیك شود. ارزشی كه كار و كارگر در دیدگاه اسلام و منطق آن دارا است از ارزش كار و كارگر در هر مكتب مادی بیشتر است.[18]

این درست برعكس آن چیزی است كه در میان برخی متصوفه و زاهدمآبان و احیاناً در فكر خود ما رسوخ داشته كه كار را فقط در صورت بیچارگی و ناچاری درست می‌دانیم، یعنی هركس كاری دارد می‌گوییم این بی‌چاره محتاج است و مجبور است كار كند. فی حد ذاته آن چیزی كه آن را توفیق و مقدس می‌شمارند، بیكاری است، كه خوشا به حال كسانی كه نیاز ندارند، كاری داشته باشند، حال كسی كه بیچاره است، دیگر چه كارش می‌شود كرد؟ در صورتی كه اصلاً موضوع نیاز و بی‌نیازی مطرح نیست. اولاً كار یك وظیفه است. حدیث «ملعون من القی كله علی الناس» ناظر به این جهت است. دو رباعی منسوب به امیرالمؤمنین(ع) در دیوان منسوب به ایشان است كه در یكی می‌فرماید:

لنقل الصخر من قلل الجبــــــال                      احب الی من منن الرجـــــــال

یقول الناس فی الكسب عـــــار                      فان العار فی الذل الســـــــوال[19]

برای من سنگ‌كشی از قله‌های كوه‌ها، یعنی چنین كاری سختی گواراتر و آسان‌تر است از این كه منت دیگران را به‌دوش بكشم، به من می‌گویند: در كار و كسب ننگ است، و من می‌گویم: ننگ این است كه انسان نداشته باشد و از دیگران بخواهد. در رباعی دیگر می‌فرماید: 

«كد كد العبد ان احببت ان تصبح حـــراً     واقطع الآمال من مـال بنی آدم طـــــراً»    لاتقل ذا مكسب یزری فقصد الناس ازری ** انت ما استغنیت عن غیرك اعلی الناس قدراً»[20]

اگر می‌خواهی آزاد زندگی كنی، مثل برده زحمت بكش،  آرزویت را از مال هركس كه باشد ببر و قطع كن، نگو این كار مرا پست می‌كند، زیرا از مردم خواستن از هر چیزی بیشتر ذلت آور است، وقتی كه از دیگران بی‌نیاز باشی، هر كاری داشته باشی، از همه مردم بلند قدرتر هستی.[21]

 

الگو قرار دادن سیره عملی پیشوایان دین
علی(ع) مردی بود كه بیش از هركسی وارد اجتماع می‌شد، فعالیت‌های اجتماعی و تولید ثروت می‌كرد، ولی ثروت در كف‌اش قرار نمی‌گرفت، ثروت را اندوخته و ذخیره نمی‌كرد، كدام كار تولیدی مشروع است كه در آن زمان وجود داشته و علی(ع) انجام نداده است؟ اگر تجارت است او عمل كرده، اگر زراعت، اگر باغ‌داری و درخت‌كاری است او انجام داده، اگر حفر قنوات است او انجام داده است.[22]

شیوه عملی آن‌حضرت اشتغال به اصل كار مفید بود و شكل كار برایش اهمیت نداشت، گروهی چنان می‌پندارند، كه كار انسان برای خود، با موقعیت اجتماعی‌اش ناسازگار است، ولی كار در برابر دستمزد با جایگاه اجتماعی‌اش منافات دارد، این پندار با سیرة امام علی(ع) مخالف است، جامعه باید هر كار مفید و سازنده‌ی را با موقعیت و جایگاه اجتماعی افراد سازگار بداند، امام علی(ع) گاه خود به كارگری تن می‌داد و روزگار می‌گذراند «جعت یوماً بالمدینة جوعاً شدیداً فخرجت اطلب العمل فی عوالی المدینه فاذا انا بامرأة قد جمعت مدراً فظننتها ترید بلة فاتیتها فقاطعتها علیه، كل ذنوب علی تمرة فمررت ستة عشر ذنوباً حتی مجلت یدای ثم اتیت الماء فاصبت ثم اتیتها فقلت: بكفی هذا بین یدیها فعدت لی ستة عشرة تمرة، فاتیت النبی(ص) فاخبرته فاكل معی منها»[23] در اطراف مدینه در پی كار بودم، دیدم زنی مقدار كلوخ گرد آورده و می‌خواهد گل كند، با او در برابر هر ظرف آب، یك دانه خرما قرار گذاشتم، شانزده ظرف آب آوردم، تا دستانم تاول زد، پس مقداری آب نوشیدم، ماجرا را با پیامبر(ص) تعریف كردم

ابن ابی‌الحدید نیز در بارة آن‌حضرت می‌گوید و باز هم از آن خرما خوردیم.

امام صادق(ع) در باره حضرت علی(ع) می‌فرماید: «كان امیرالمؤمنین(ع) یضرب بالمر و یستخرج الارضین»[24] علی ابن ابی‌طالب(ع) با بیل زمین را آمادة كشت می‌كرد.: «كان امیرالمؤمنین(ع) یعمل بیده و یحرث الارض و یستقی الماء و یغرس النخل كل ذالك یباشره بنفسه الشریفه»[25] او با دستان خود كار می‌كرد، همواره زمین را آبیاری و كشت می‌كرد و هسته‌ی خرما می‌كاشت.

كار و كوشش، راه و رسم انبیاء الهی و پرهیزگاران است، این نكته را امام كاظم(ع) به یكی از شیعیان خود گوشزد كرده‌اند: «رأیت اباالحسن(ع) یعمل فی ارض له و قد استنقعت قدماه فی العرق، فقلت له: جعلت فداك این الرجال، فقال: یا علی، عمل بالید من هو خیر منی و من ابی فی ارضه، فقلت له: من هو؟ فقال: رسول الله(ص) و امیرالمؤمنین و آبائی(ع) كلهم قد عملوا بایدیهم و هو عمل النبیین و المرسلین و الاوصیاء و الصالحین»[26] زمانی كه او حضرت را عرق ریزان مشغول كار دید، پرسید: كارگران و غلامان كجایند؟ حضرت فرمود: «كار و تلاش، سیرة عملی رسول  گرامی اسلام(ص) و امیرمؤمنان و امامان بزرگوار از پدران‌شان بوده‌است و همة انبیاء، پیامبران و صالحان چنین راه و رسمی داشته‌اند.[27] یكی از شیعیان می‌گوید در یكی از روزهای گرم تابستان، در میان گرمای شدید امام باقر(ع) را در زمین‌های اطراف مدینه، عرق‌ریزان مشغول كار دیدم، با خود گفتم، بوم و او را نصیحت كنم، نزد آن‌حضرت رفته و گفتم: آیا سزاوار است كه بزرگی از بزرگان قریش در چنین ساعتی در پی طلب دنیا باشد، و اگر در این ساعت و با این حال عمرت تمام شود چه می‌كنی؟ امام(ع) در جواب فرمود: «لو جائنی الموت و انا علی هذه الحال جاءنی و انا فی طاعة من طاعات الله ‌عزوجل، اكف بها نفسی و عیالی عنك و عن الناس و انما كنت اخاف ان لو جائنی الموت و انا علی معصیة من معاصی الله عزوجل، فقلت صدقت یرحمك الله اردت ان اعظك فوعظتنی.[28] اگر در این ساعت مرگ من فرا رسد در حال اطاعت و بندگی خدا برای تذمین و بی‌نیاز ساختن خانواده‌ام از دنیا رفته‌ام، و ترس من این است كه در ساعتی مرگم فرا رسد كه در حال معصیت الهی باشم، به آن حضرت گفتم: كلام شما منطقی و صحیح است، من خواستم شما را نصیحت كنم، ولی شما با جواب خود مرا پند و اندرز دادید.[29]


پنجشنبه 19 فروردین 1389

کار از دیدگاه امام علی (ع)

   نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

چكیده

حضرت على علیه‏السلام ضمن دفاع از اصول و موازین دین مبین اسلام از كار و تلاش در مسیر احیا و آبادانى جامعه دریغ نكرد و مزارع و باغ‏هاى متعددى را احیا و آباد كرد. در مدت خلافت خویش نیز از كار غافل نگشت. در طول حیات خود اثرى گران‏بها به نام «نهج‏البلاغه» را به یادگار گذاشت. در این اثر جاویدان بسیارى از آموزه‏هاى الهى، سیاسى، مذهبى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و... آمده است.

در این مقاله سعى شده است با بهره‏گیرى از نهج‏البلاغه و كتب مرتبط با آن و استفاده از اندیشه‏هاى برخى از متفكران، كار بررسى شود و با دیدگاه جامعه‏شناختى مقارنه و مقایسه گردد.

واژه‏هاى كلیدى: كار، تقسیم كار، كار آزادانه و اجبارى، بیكارى، كارهاى شایسته، كارهاى ناشایست

1. مقدمه

هر جامعه‏اى براى تداوم حیات و بقا به كار و فعالیت مردم و مسؤولان احتیاج دارد. نیاز به كار از قرون باستان وجود داشته است و هرچه مى‏گذرد، بر اهمیت آن افزوده مى‏گردد. كار قسمت اعظم از زندگى انسان را در بر مى‏گیرد.

( 83 )
  • به عقیده‏ىِ بسیارى از متفكران اجتماعى و اندیشمندان اسلامى انسان موجودى اجتماعى است. انسان‏ها قسمت اعظم نیازها و احتیاجات خود را از طریق كار گروهى و اجتماعى تأمین مى‏كنند. حضرت امیرالمؤمنین على علیه‏السلام ، اندیشمند و پیشواى برجسته شیعیان و امت اسلامى كار و تلاش را با درایتى واقع‏بینانه بیان نموده است.

    كار از مفاهیم مهم علم جامعه‏شناسى است. كار سرمایه و ذخیره‏ىِ ملى است و مى‏تواند به رشد تمدن كمك كند. اگر افراد جامعه‏اى به طور نسبى بتوانند كار و شغل مناسب به دست آورند و شغل آنان متناسب با استعدادها، توانایى‏ها و علائق آنها باشد، زمینه براى نوآورى، ابتكار، رشد و پیشرفت در ابعاد اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى جامعه به وجود مى‏آید. برعكس اگر زمینه‏هاى اشتغال و كار در جامعه محدود و تقاضا براى كار بسیار باشد، به تدریج بیكارى افزایش مى‏یابد. گسترش بیكارى منجر به آسیب‏ها و پیامدهاى ناگوار در جامعه مى‏شود.

    2. تعریف كار

    از نظر لغوى كار به معناى فعل و عمل و كردار انسان است و در اصطلاح، كار فعالیتى است نسبتاً دائمى كه به تولید كالا یا خدمات مى‏انجامد و به آن دستمزدى تعلق مى‏گیرد.

    به عقیده‏ىِ بعضى از صاحب‏نظران در تعریف كار به نوع خاصى از كار توجه نشده است؛ بلكه كار را در مفهوم عام سرچشمه‏ىِ انباشت ثروت و سرمایه و نهایتاً رشد و شكوفایى جوامع تلقى كرده‏اند. پولكس فن(*) مى‏گوید:

    مردم سرچشمه ثروت‏هاى منقول بوده و افزایش ثروت از كار و زحمت آنها ناشى مى‏شود.(1)

    از نظر برخى از اقتصاددانان لیبرال از جمله كلسن كار عبارت است از:

    استفاده‏اى كه انسان از نیروهاى مادى و معنوى خود در راه تولید ثروت یا

    ______________________________

    * Pollex fen

    ( 84 )
  • ایجاد خدمات مى‏كند.(2)

    بر اساس این تعریف فعالیت و كار به طور عمده از طریق هدف‏ها و ارزش محصولى كه تولید شده معین مى‏گردد؛ به عبارت دیگر كار زمینه را براى تولید و افزایش خدمات ایجاد مى‏كند.

    به طور كلى كار عبارت است از:

    مجموعه عملیاتى كه انسان با استفاده از مغز، دست‏ها، ابزار و ماشین‏ها براى استفاده‏ىِ عملى از ماده روى آن انجام مى‏دهد و این اعمال نیز متقابلاً بر انسان اثر مى‏گذارد و او را تغییر مى‏دهد.(3)

    بر اساس تعریف مذكور كار داراى سه خصوصیت است:

    نخست، كار مبتنى بر فعالیت فكرى و بدنى است؛

    دوم، از طریق كار، كالایى تولید مى‏شود یا خدمتى عرضه مى‏گردد؛

    سوم، در قبال انجام كار، دستمزدى پرداخت مى‏گردد.

    در اندیشه‏ىِ حضرت على علیه‏السلام مى‏توان به صورت استنباطى كار را چنین بیان نمود: كار عبارت است از تلاش و كوشش انسان‏ها براى آماده كردن زاد و توشه‏ىِ آخرت در دوران زندگى در دنیاى مادى.

    حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید:

    فَعَلَیكُمْ بِالجِدِّ وَ الاْءجْتِهَادِ، وَ التَأَهُّبِ، وَ الاْءستعدادِ، وَ التزَوّدِ فِى مَنْزِلِ الزادِ؛(4)بر شما باد به تلاش و كوشش، آمادگى و آماده شدن و جمع آورى زاد و توشه‏ىِ آخرت در دوران زندگى.

    از دیدگاه على علیه‏السلام در جامعه یكى از حقوق اولیه‏ىِ مردم این است كه همه حق دارند، شاغل باشند. كار كوچكى و بزرگى ندارد؛ مگر با توجه به كارى كه انجام مى‏دهند و هركس اعم از مرد و زن پاداش كار خود را خواهد دید.

    3. ارزش و اهمیت كار

    یكى از معیارهاى مهم براى پیشرفت و سعادت جوامع توجه به شكل، نوع و كیفیت كار و فعالیت است. در برخى از جوامع بین اشكال كار یدى و فكرى

    ( 85 )
  • تمایزاتى وجود داشته است. كارهاى یدى و فیزیكى فاقد ارزش بود و معمولاً این فعالیت‏ها وكارها به اقشار پایین جامعه واگذار مى‏شد. براى مثال در شهرهاى یونان باستان و در اروپاى قرون وسطى و در جوامع كاستى(*) چنین چیزى وجود داشته است؛ در حالى كه در برخى از جوامع و ادیان الهى و آسمانى عموماً به كار و فعالیت و به ویژه كارهاى فیزیكى توجه فراوان مى‏شده است. پیامبران الهى خود بر كار و فعالیت تاكید داشته و خود به آن مى‏پرداختند.

    پیامبر اكرم صلى‏الله‏علیه‏و‏آله قبل از بعثت گوسفندچرانى مى‏كرد و با مال و سرمایه‏ىِ خدیجه علیهاالسلام تجارت مى‏نمود. حضرت موسى علیه‏السلام نیز گوسفند چرانى مى‏نمود. حضرت ابراهیم علیه‏السلام به كارهاى چوپانى و بنّایى اشتغال داشت و حضرت ادریس علیه‏السلام خیّاط و حضرت نوح علیه‏السلام نجّار بوده است.(5)

    در زمینه‏ىِ احترام و بزرگداشت كار و تلاش مفید و سودمند حضرت رسول صلى‏الله‏علیه‏و‏آله صرفاً به تمجید و تعریف نپرداخته است. بلكه دستى را مى‏بوسد كه از كار ورم كرده و پینه بسته است و مى‏فرماید:

    این دستى است كه خدا و پیامبرش آن را دوست دارند.(6)

    حضرت محمد صلى‏الله‏علیه‏و‏آله باز مى‏فرماید:

    خداوند بنده‏ىِ باایمان پیشه‏ور را دوست دارد و هیچ‏یك از شما غذایى گواراتر از دسترنج خود نخورده است.(7)

    علاوه بر پیامبر اسلام صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ائمه‏ىِ اطهار علیهم‏السلام هر كدام به كار و فعالیت مى‏پرداختند. پس از رسول اسلام، امیرالمؤمنین علیه‏السلام از هركس متواضع‏تر بود. در امور خانه به همسر خویش كمك مى‏كرد و شخصاً به كار و تلاش در مزرعه مى‏پرداخت.

    با كلنگ زمین را مى‏كند و آن را شیار و آبیارى مى‏كرد و بارهاى هسته‏ىِ خرما را روى شانه مى‏گذاشت و به صحرا مى‏برد و بر زمین مى‏فشاند و اگر یك دانه‏اى از آن بر زمین مى‏افتاد، خم مى‏شد و آن را بر مى‏داشت و

    _______________________

    * cast

    ( 86 )
  • مى‏فرمود: امروز هسته است و فردا خرما.(8)

    حضرت على علیه‏السلام در طول عمر خویش علاوه بر رسالت زمامدارى و امامت به كارهاى زراعت و باغبانى مى‏پرداخت و درآمد آن را صرف فقرا و یتیمان و اقشار پایین جامعه مى‏نمود. در مورد اهمیت و ارزش كار و تلاش مى‏گوید:

    كشیدن سنگ‏هاى گران از قله‏هاى كوه، نزد من از منّت دیگران كشیدن محبوب‏تر است. مردم به من مى‏گویند: كار براى تو عیب است و حال آن كه عیب آن است كه انسان دست سئوال نزد مردم دراز كند.(9)

    در اندیشه و مرام امام على علیه‏السلام كار از تقدّس و احترام خاص برخوردار است؛ به همین رو مقرّر داشت كه برترى بعضى از مردم بر برخى دیگر صرفاً بر اساس كار و فعالیت باشد؛ نه حسب و نسب موروثى و امتیازات قبیله‏اى و عشیره‏اى؛ چنان كه گفت:

    «پاداش هركس در قبال هر كارى است كه انجام مى‏دهد.»

    و در این‏باره چنان سخت گرفت كه معروف شد، على یاور هر كسى است كه كار مى‏كند و دشمن آن كسى است كه به گدایى مى‏پردازد.(10)

    4. ملاك‏ها و معیارها در انتخاب شغل و كار

    در مورد انتخاب شغل و كار نظرهاى گوناگونى مطرح شده است. برخى از صاحب‏نظران معتقدند كه افراد در انتخاب شغل آزادند و برخى انتخاب شغل را با ساختار اقتصادى و اجتماعى جامعه مرتبط مى‏دانند. حال سئوالات ذیل مطرح مى‏شود:

    آیا انتخاب شغل با آگاهى همراه است یا نه؟

    آیا انتخاب شغل و كار بر اساس جبر است یا اختیار؟

    آیا انتخاب شغل تصادفى است یا نه؟

    آیا انتخاب شغل آگانه‏است یا ناآگاهانه؟

    آیا انتخاب شغل عقلانى است یا بر اساس عواطف و احساسات؟

    از دیدگاه برخى از محققان انتخاب شغل امرى تصادفى است و افراد

    ( 87 )
  • به‏صورت شانسى شغلى را انتخاب مى‏كنند؛ در مقابل عده‏اى عامل اراده را در این امر مهم مى‏دانند.

    بعضى از صاحب‏نظران از جمله آدامس(*) 1957م اظهار مى‏دارد:

    انتخاب شغل افراد بر اساس آگاهى و تامل صورت مى‏گیرد؛ در حالى كه به نظر فروید(**) كار و فعالیت و انتخاب شغل به طور ناآگاهانه انجام مى‏شود به‏عبارت دیگر عامل اجبار و فشار و اضطراب باعث مى‏شود تا افراد هركدام كارى را انتخاب كنند.(11)

    یكى از ملاك‏ها و معیارهاى حضرت على علیه‏السلام پیرامون كار و انتخاب شغل آگاهى داشتن و شناخت لازم به كار است؛ زیرا كار توأم با آگاهى در مسیر زندگى و ترّقى افراد نقش مؤثر دارد؛ چنان كه ایشان مى‏فرماید:

    فَإنَّ العامل بغیر علم كالسائر على غیر طریق فلایزیده بعده عَن الطِریقِ الواضِح إِلا بعداً مِن حاجَتِهِ و العامل بالعلم كالسائر على الطریق الواضح؛(12)عمل كننده بدون آگاهى چون رونده‏اى است كه بیراهه مى‏رود. پس هرچه شتاب كند، از هدفش دورتر مى‏شود و عمل كننده از روى آگاهى، چون رونده‏اى بر راه راست است.

    هم چنین على علیه‏السلام مى‏فرماید:

    إذا ارتأیْتَ فافعلْ؛(13) هر گاه نظر و تأمل كردى، عمل كن(یعنى در هر كارى نخست باید فكر كرد؛ آنگاه انجام داد).

    از نظر على علیه‏السلام اخلاص از ملاك‏ها و معیارهاى دیگر در كارها و فعالیت‏ها است. على علیه‏السلام فرمود:

    خیر العَمَل مَا صَحِبه الإخْلاصُ؛(14)بهترین عمل آن است كه با اخلاص همراه باشد.

    باز مى‏فرماید:

    صَلاحُ العمل بصلاح النیة؛(15) صلاح و درستى عمل به خالص بودن نیَّت است.

    از این سخنان چنین استنباط مى‏شود كه اخلاص در عمل یكى از شرایط مهم

    _____________________________

    * Adams

    ** Froid

    ( 88 )
  • در زندگى انسان‏ها به‏ویژه در زمینه‏ىِ كار و فعالیّت است؛ زیرا عمل خالص علاوه بر نفع شخصى و مادى براى افراد، داراى منافع اخروى است؛ هم چنین در اصلاح و گرایش مردم و جامعه به سوى كمال و سعادت دنیوى و اخروى نقش ارزنده دارد.

    5. كار از دیدگاه‏هاى فیزیولوژى و روان‏شناسى

    از این منظر وضعیت فیزیكى، اندام‏ها، ماهیچه‏ها، دستگاه‏هاى تنفسى، عصبى و جز اینها در ارتباط با كار و تلاش مورد توجه قرار مى‏گیرد. موضوعاتى كه در این دیدگاه مطرح است، عبارتند از:

    1ـ تاثیر محیط كار بر قواى انسانى؛

    2ـ توانایى ارگانیسم انسان بر محیط كار؛

    3ـ توانایى‏هاى بدنى انسان.

    در این زمینه كه چه عاملى باعث خستگى در محیط كار مى‏شود و با چه راه‏كارهایى مى‏توان خستگى را در محیط كار كاهش داد، على علیه‏السلام مى‏فرماید:

    قلیلٌ مدومٌ علیه خیرٌ من كثیرٍ مملولٍ منه؛(16) كار اندك كه به آن ادامه داده شود، بهتر از كار بسیار است كه خستگى آورد( از كار زیاد و خستگى‏آور پرهیز كنید كه نشاط و نوآورى را سلب مى‏كند).

    باز مى‏فرماید:

    دل‏ها همانند بدن‏ها، خسته و افسرده مى‏شوند؛ پس براى آنها لطایف حكمت‏آمیز و جالب برگزینید.(17)

    از این مطلب استنباط مى‏شود كه با ایجاد تنوّع و نوآورى در محیط كار مى‏توان از ملامت و خستگى جلوگیرى كرد و زمینه‏هاى رضایت را فراهم نمود.

    6. كار آزدانه و غیر آزادانه (اجبارى)

    بررسى‏هاى به عمل آمده حاكى از آن است كه در مواردى كار موجب استثمار و

    ( 89 )
  • از خود بیگانگى(*) انسان مى‏گردد.

    اگر انتخاب كار، ناصحیح و با فرد ناسازگار باشد، آثار مضرى خواهد داشت. چنانچه كار براى فردى كه آن را انجام مى‏دهد، امرى خارجى تلقى شود، در معناى خاص كلمه، از خود بیگانه‏كننده است.

    برخى از كارهاى از خود بیگانه‏كننده عبارتند از:

    1ـ كارها و فعالیت‏هایى كه به نوعى سلب‏كننده‏ىِ شخصیت افراد باشد؛

    2ـ كارى كه فرد علاقه‏مند به آن نباشد؛

    3ـ كارى كه فرد از روى اختیار و آزادى انجام ندهد؛

    4ـ كارهایى كه فرد در پایان روز به‏مانند برده از آن فرار مى‏كند و براى وى مفید نباشد؛

    5ـ كارهایى كه خم و راست شدنى بیش نیستند.

    از نظر حضرت امیرالمؤمنین علیه‏السلام بر پایه دو عامل آبادى و عمران زمین و پاداش عادلانه براى كار مى‏توان جامعه‏اى سالم بنا نهاد. ایشان از كار فاقد اختیار و رضایت نهى مى‏كرد و به مسئولان و زمامداران توصیه مى‏كرد، در امور و فعالیت‏ها مردم را مجبور نسازند.

    یكبار مردم یكى از ایالات به نزد وى آمده، گفتند: در سرزمین آنها نهرى بوده كه گذشت روزگار مجراى آن را خراب كرده و اگر از نو حفر و ترمیم گردد، براى آنها درآمد و سود زیادى خواهد داشت. آنان از على علیه‏السلام خواستند كه به فرماندار خود در آن سرزمین دستور دهد كه مردم آنجا را براى كمك در ترمیم و نوسازى نهر تخریب شده مجبور سازد. ایشان حفر مجدد نهر را پذیرفتند؛ ولى با مجبور ساختن مردم براى چنین امرى مخالفت كردند.

    امام على علیه‏السلام به عامل خود به نام قرظة بن كعب چنین نوشت:

    ... از من خواستند كه به تو بنویسم كه آنان را به كار وادار كنى و مردم را براى حفر نهر گردآورى.... به نظر من كسى را نباید به كارى كه نمى‏خواهد

    ____________________________

    * Alienation

    ( 90 )
  • مجبور ساخت. آنان را به نزد خود بخوان، اگر نهر آن چنان باشد كه تعریف كرده‏اند، هركسى كه بخواهد كار كند، او را به كار بخوان و نهر باید از آن كسانى باشد كه كار كرده‏اند؛ نه كسانى كه در آن شركت نجسته‏اند....(18)

    مجبور ساختن افراد براى انجام كارها امرى ناشایست است. آن كارى صحیح است كه افراد با میل و علاقه انجام دهند.

    چنان كه آمد، على علیه‏السلام كار اندكى را كه با اشتیاق تداوم یابد، بهتر از كار فراوانى شمرده‏است كه رنج آور باشد.

    كار باید بر اساس آزادى و میل باشد، نه اجبارى و حتى نباید در كارى سودمند، مردم را اجبار كرد. فعالیت‏ها و كارهاى اجبارى پیامدهاى ذیل را به همراه دارد:

    نخست، كارهاى غیر آزادانه از شكوفایى استعدادها و توانایى‏هاى انسان جلوگیرى مى‏كند و زمینه‏ىِ رشد، نوآورى، ابداع و ابتكار افراد را تقلیل مى‏دهد.

    دوم، ارزش انسانى افراد را كاهش مى‏دهد؛

    سوم، كارهاى اجبارى نوعى توهین به آزادى انسانى است؛

    چهارم، فعالیت‏هاى تحمیلى توهین و اهانت به خودِ كار و عمل مى‏باشد.

    امام على علیه‏السلام آزادى و اجبار در كار را از دو منظر مورد توجه قرار داده است:

    اولاً، كار اجبارى را حتى در امور عام المنفعه و سودمند مقبول ندانسته است؛ زیرا فعالیت‏هاى اجبارى به فقدان شكوفایى، نزول ارزش انسانیت و اهانت به آزادى و كار منجر مى‏گردد؛

    ثانیاً، منافع و درآمد و سودى را كه به دست مى‏آید، سهم آنانى مى‏داند كه به كار و فعالیت پرداخته‏اند.

    از نگاه على علیه‏السلام افرادى كه در عمل و كار كوتاهى و سستى كنند، پیامدهاى سوئى برایشان است. آن حضرت فرمود:

    من قصر فى العمل ابتلى بالهمّ؛(19) كسى كه در عمل كوتاهى كند، به غم و اندوه دچار شود.

    ( 91 )
  • كار آزادانه شامل فعالیت‏هایى است كه:

    اولاً بر استعدادها و توانایى‏هاى انسان مبتنى باشد؛

    ثانیاً فرد به آن علاقه‏مند باشد؛

    ثالثاً به شخصیت انسان خدشه وارد نكند؛

    رابعاً به شكوفایى و ابتكار فرد منجر شود.

    7. كارهاى شایسته

    در قرآن مجید آیات متعددى راجع به كار و فعالیت وجود دارد. یكى از اهداف مهم اسلام در جامعه انجام كار و اعمال شایسته است.

    انَّ الذین آمنوا و عملوا الصالحات كانت لهم جنات الفردوس نزلا؛(20) كسانى كه ایمان آوردند و كارهاى شایسته كرده‏اند، در بهشت فردوس منزل خواهند یافت.

    انّ هذا القران یهدى للتى هى اقوم و یبشر المؤمنین الذین یعملون الصالحات ان لهم اجرا كبیرا؛(21) این قرآن خلق را به راست‏ترین و استوارترین طریق هدایت مى‏كند و مومنان را كه كارهاى شایسته مى‏كنند، به اجر و ثواب عظیم بشارت مى‏دهد.

    در دین مبین اسلام كار و شغل به انواع ذیل تقسیم‏بندى شده است:

    1ـ كارهاى واجب: شامل كار كردن به منظور تأمین احتیاجات شخصى و خانواده و كارهایى كه در صورت قصور و انجام ندادن، وقفه در فرایند زندگى اجتماعى و جامعه ایجاد مى‏كند؛

    2ـ كارهاى حرام: كارهایى كه شارع مقدس آن را براى جامعه مضر و زیان‏آور مى‏داند؛ مانند خمرسازى؛

    3ـ كارهاى مستحب: شامل فعالیت‏هایى كه به خیر و عمران جامعه منجر مى‏شود؛ مانند كمك به محرومان؛

    4ـ كارهاى مكروه: فعالیت‏هایى كه در اسلام نهى نشده و انجام دهنده‏ىِ آن مورد عقوبت قرار نمى‏گیرد؛ اما بهتر است كه انجام نگیرد؛ مانند قصابى؛

    ( 92 )
  • 5ـ كارهاى مباح: كارهایى كه انجام دادن و ندادن آن تفاوتى نمى‏كند.

    در اندیشه مولاى متقیان كارها و فعالیت‏ها به دو نوع عمده تقسیم مى‏شود:

    1ـ كارهاى شایسته؛ 2ـ كارهاى ناشایست.

    كارهاى شایسته شامل فعالیت‏هایى است كه داراى خصوصیات ذیل باشد:

    نخست، این كه افراد با انجام آن به حق و خداوند نزدیك شوند؛ به عبارت دیگر كار زمینه‏اى براى ایجاد ارتباط بین مخلوق و خالق گردد. در این مورد امام على علیه‏السلام مى‏فرماید:

    افضل العمل ما أرید به وجه اللّه؛(22)برترین عمل آن است كه به قصد نزدیكى به خدا انجام شود.

    دوم، این كه كارها منطبق و مبتنى بر موازین الهى و اسلامى باشد و شارع مقدّس آن را براى سلامتى جامعه زیان‏آور ندانسته باشد. در این مورد على علیه‏السلام مى‏گوید:

    أحسن الافعال ما وافق الحق؛(23) نیكوترین كارها آن است كه موافق با حق باشد.

    سوم، كارى در جامعه شایسته است كه انجام دادن آن آسیب و انحراف فردى و اجتماعى به همراه نداشته باشد؛ به عبارت دیگر نه‏تنها به فساد و انحراف در جامعه منجر نشود؛ بلكه انسان را از خطا و اشتباه مصون نگه دارد و زمینه‏اى براى انجام صالحات و نیكى‏ها در فرد و جامعه گردد.

    على علیه‏السلام فرمود:

    أحسن الافعال الكفُّ عن القبیح؛(24) نیكوترین كار باز ایستادن از كار زشت است.

    چهارم، از خصوصیات كارهاى شایسته آن است كه علاوه بر دارا بودن ویژگى‏هاى مذكور نیّت و قصد انجام‏دهنده، خیر و براى صلاح و آبادانى جامعه باشد؛ زیرا هدف‏دار (نیت‏دار) بودن كار و تلاش باعث مى‏شود كه مسیر و فرایند كار مشخص باشد و فرد و به تبع آن جامعه دچار سرگردانى و انحراف نگردد. على علیه‏السلام فرمود:

    ( 93 )
  • لایكمل صالح العمل الا بصالح النیةِ؛(25) شایستگى عمل كامل نمى‏گردد، مگر به شایستگى نیت.

    پنجم، از مهم‏ترین ویژگى‏هاى كارهاى شایسته آن است كه مناسب و حلال باشد. دین اسلام چنین كارهایى را براى فرد و جامعه مفید دانسته و برخوردار از آثار دنیوى و اخروى مطلوبى شمرده است. على علیه‏السلام فرمود:

    الحرفة مع العفة خیر من الغنى مع الفجور؛(26) شغل همراه با پاكدامنى از ثروت فراوانى كه با گناهان به‏دست آید، بهتراست .

    از این حدیث مى‏توان استنباط كرد كه كار و فعالیت نباید به گناه و ستم و ضایع شدن حقى از كسى منجر گردد.

    8. كارهاى ناشایست

    كارهاى ناشایست و ناپسند مبتنى بر ویژگى‏هاى ذیل است:

    نخست، از ویژگى‏هاى كارهاى ناپسند و ناشایست آن است كه انجام آن براى انسان، شرمندگى به همراه داشته باشد. على علیه‏السلام فرمود:

    احذر كل عملٍ یُعمَل به فى السرّ و یستحى منه فى العلانیة؛(27) بپرهیز از هر كارى كه در نهان انجام گیرد و در آشكار شرمندگى آورد.

    از این حدیث این نكته استنباط مى‏گردد كه آدمى باید از انجام دادن كارى كه از علنى شدن آن شرم دارد، پرهیز كند.

    كارى ناشایست است كه وقتى از عامل آن سئوال شود، نه‏تنها فخر و مباهات نكند، بلكه احساس شرم و انكار نماید. امام على علیه‏السلام فرمود:

    احذر كل عمل اذا سئل عنه صاحبه، استحیى منه و انكره؛(28) از هر عملى كه وقتى از صاحبش پرسیده شود، از آن شرم نموده، انكارش كند، دورى كنید.

    دوم، خصوصیت دیگر كارهاى ناشایست این است كه براى فرد و جامعه مضر و زیان آور باشد و پیامدهاى ناگوارى به بار آورد. این گونه كارها اگر گسترش یابد به تدریج كل نظام اجتماعى را از حیات متعادل خود خارج مى‏كند.

    ( 94 )
  • 9. تقسیم كار

    از عهد باستان متفكران به تقسیم كار توجه كرده‏اند. یكى از اندیشمندان اجتماعى كه در مورد تقسیم كار اظهارنظر كرده است، افلاطون است. بر اساس عقیده‏ىِ وى وجود جامعه‏ىِ طبقاتى الزامى است و علت نابرابرى‏هاى بین افراد تفاوت در استعدادهاى آنان است.

    ارسطو شاگرد افلاطون اظهار داشته است كه تقسیم كار براى حیات جامعه لازم است. وى افراد جوامع را به سه طبقه تقسیم مى‏كند كه هریك كار و فعالیت خاصى را انجام مى‏دهند.

    از نظر فارابى انسان موجودى اجتماعى است. انسان‏ها بسیارى از نیازهاى خود را به تنهایى و بدون تقسیم كار نمى‏توانند، برآورده سازند. تقسیم كار علت عمده‏ىِ پیدایش اجتماعات و جوامع است و در پرتو تقسیم كار، جوامع پیشرفت مى‏كنند.

    از دیدگاه امام على علیه‏السلام انسان موجودى اجتماعى است و براى حیات و استمرار و ثبات جامعه لازم است كه هر فرد متناسب با استعداد و توانایى و مهارت خویش به كارى مشغول باشد؛ زیرا بسیارى از احتیاجات و نیازهاى مردم از طریق تقسیم كار و كار جمعى و گروهى بهتر و سهل‏تر برطرف مى‏گردد.

    امام على علیه‏السلام فرمود:

    یرجع اصحاب المهن الى مهنتهم، فینتفع الناس بهم كرجوع البنّاء الى بنائه، و النسّاج الى مَنْسَجه، و الخبّاز الى مَخْبَزه؛ (29) صاحبان كسب و كار و پیشه‏وران به كارهاى خود باز مى‏گردند و مردم از تلاش آنان سود مى‏برند: بنّا به ساختن ساختمان و بافنده به بافندگى و نانوا به نانوایى روى مى‏آورد.

    ابن خلدون همانند فارابى تقسیم كار را علت عمده‏ىِ پیدایش جوامع دانسته است. وى مى‏گوید:

    تقسیم كار این آثار را به بار مى‏آورد:

    1ـ باعث افزایش مهارت افراد مى‏گردد؛

    2ـ از اتلاف وقت و منابع مى‏كاهد؛

    ( 95 )
  • 3ـ سبب ابداع، نوآورى و اختراع مى‏شود.

    از منظر امیرالمؤمنین على علیه‏السلام تقسیم كار آثار مفید و مناسبى در جامعه ایجاد مى‏كند كه به شرح ذیل است:

    1ـ همان طورى كه اشاره شد، تقسیم كار سبب مى‏شود كه بسیارى از احتیاجات و ضروریات زندگى افراد تأمین گردد(30).

    2ـ با تخصصى شدن كارها و تقسیم كار زمینه براى موفقیت و شكوفایى افراد و جامعه فراهم مى‏گردد؛ در صورتى كه اگر افراد به كارهاى گوناگون بپردازند، ممكن است نه تنها موفقیتى كسب نكنند؛ بلكه ضمن اتلاف منابع و امكانات و به هدر دادن وقت از كارایى لازم برخوردار نگردند.

    امام على علیه‏السلام فرمود:

    من أوْمَأَ الى متفاوت خَذَلَتْه الحِیَلُ؛(31) كسى كه به كارهاى گوناگون بپردازد، خوار شده و پیروز نمى‏شود.

    3ـ یكى از وجوه تقسیم كار در جوامع تفكیك كار بین زنان و مردان است كه تُرْن والْد(*) آن را «تقسیم كار اولیه» نامیده است.

    حضرت على علیه‏السلام در زمینه‏ىِ تقسیم كار به تفكیك كار بین زن و مرد توجه داشته، امور خانه را به عهده‏ىِ زن و كارهاى خارج از منزل را به عهده‏ىِ مرد مى‏داند. هم چنین معتقد است كه باید كارهایى به زنان واگذار شود كه با روحیه و جسم آنها انطباق و سازگارى داشته باشد.

    امام على علیه‏السلام فرمود:

    لاتملكِ المرأةُ مِن أمرها ما جاوز نفسَها، فإنّ المراةَ ریحانةٌ و لیست بقهرمانةٍ؛(32) كارى را كه برتر از توانایى زن است، به او وا مگذار، كه زن گل بهارى است، نه پهلوانى سخت كوش.

    4ـ یكى از آثار تقسیم كار جلوگیرى از اتلاف وقت و منابع و انجام امور براساس مدیریت و برنامه‏ریزى است. تقسیم كار به سرعت در فعالیت‏ها و

    ______________________________

    * Thurn wald

    ( 96 )
  • افزایش كارایى مى‏انجامد.

    در این مورد على علیه‏السلام طى نامه‏اى به حضرت امام حسن علیه‏السلام مى‏فرماید:

    اجعل لكل انسان من خَدَمِك عَمَلاً تَأْخُذه به، فإنّه احرى ألایَتَوالَكوا فى خِدْمَتِك؛(33) كار هر كدام از خدمت‏كارانت را معین كن كه او را در برابر آن كار مسئول بدانى. تقسیم درست كار سبب مى‏شود كارها را به یكدیگر وانگذارند و در خدمت سستى نكنند.

    از این مطلب استنباط مى‏شود:

    اولاً تقسیم كار سبب مشخص شدن مسئولیت‏هاى افراد مى‏گردد و هر فرد به انجام كار بر اساس مسؤولیت و سمت خویش موظف است؛

    ثانیاً تقسیم كار صحیح به بهبود امور و فعالیت‏ها و افزایش تولید مى‏انجامد؛

    ثالثاً تقسیم كار از سستى و تنبلى افراد در كارها جلوگیرى مى‏كند و وجدان كارى را افزایش مى‏دهد.

    5ـ مطالب مذكور توجه امام على علیه‏السلام را به تقسیم كار در معناى كلى و در سطح جامعه نشان مى‏دهد. آن حضرت به تقسیم كار از نظر فردى و تأثیر آن بر زندگى خانوادگى و شخصى افراد نیز سفارش كرده است. مسلمان واقعى لازم است كه ساعات شبانه روز زندگى خویش را به سه قسم طبقه‏بندى كند: یك قسم به عبادت و امور معنوى، قسمتى براى كار و فعالیت و كسب درآمد و قسمتى دیگر را براى استراحت و امور منزل.

    امام على علیه‏السلام فرمود:

    للمؤمن ثلاث ساعات: فساعةٌ یُناجى فیها ربَّه، و ساعةٌ یَرُم معاشَه، و ساعةٌ یُخْلى بین نفسه و بین لذّتِها فیما یَحلّ و یَجمل و لیس للعاقلٍ انْ یكون شاخصاً الاّ فى ثلاث: مَرَمّةٍ لمعاشٍ، او خُطْوةٍ فى معادٍ، او لذّةٍ فى غیر مُحَرَّمٍ؛(34)

    مؤمن باید شبانه روز خود را به سه قسمت تقسیم كند: زمانى را براى نیایش و عبادت پروردگار و زمانى را براى تأمین هزینه‏ىِ زندگى، و زمانى را براى خود و لذت‏هایى كه حلال و زیباست. خردمند را نشاید جز آن كه در پى سه چیز برود: كسب حلال براى تأمین زندگى، یا گام نهادن در راه

    ( 97 )
  • آخرت، یا به دست آوردن لذت‏هاى حلال.

    مولاى متقیان سفارش مى‏كردند كه كار و تلاش بر طبق برنامه‏ریزى و روزانه صورت گیرد:

    أَمْضِ لك یومٍ عَمَلَه، فإنّ لكل یومٍ ما فیه؛(35) كار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زیرا هر روزى، كار مخصوص به خود دارد.

    10. رابطه‏ىِ طبقات و اقشار با تقسیم كار

    امام على علیه‏السلام در عهدنامه‏ىِ معروف خود به مالك اشتر به وجود طبقات و اقشار در جوامع انسانى اشاره مى‏كند. در این مورد مى‏فرماید:

    امور مردم جز با سپاهیان استوار نگردد و پایدارى سپاهیان جز به خراج و مالیات رعیت انجام نمى‏شود. با آن براى جهاد با دشمن تقویت گردند و براى اصلاح امور خویش به آن تكیه كنند و نیازمندى‏هاى خود را برطرف سازند. سپس سپاهیان و مردم، جز با گروه سوم نمى‏توانند پایدار باشند و آن قضات و كارگزاران دولت، و نویسندگان حكومت‏اند، كه قراردادها و معاملات را استوار مى‏كنند و آنچه به سود مسلمانان است، فراهم مى‏آورند و در كارهاى عمومى و خصوصى مورد اعتمادند و گروه‏هاى یاد شده بدون بازرگانان و صاحبان صنایع نمى‏توانند، دوام بیاورند؛ زیرا آنان وسایل زندگى را فراهم مى‏آورند و در بازارها عرضه مى‏كنند و بسیارى از وسایل زندگى را با دست مى‏سازند كه از توان دیگران خارج است. قشر دیگر، طبقه‏ىِ پایین از نیازمندان و مستمندان‏اند كه باید به آنها بخشش و یارى كرد.(36)

    وجود نیازها و احتیاجات مختلف در طول زندگى افراد در جامعه ایجاب مى‏كند كه طبقات و اقشار متعددى وجود داشته باشد تا بر اساس همكارى و تعاون نیازها برطرف شود. این تعاون و همكارى به گسترش «تقسیم كار» مى‏انجامد. هریك از انسان‏ها بر اساس استعدادها، توانایى‏ها، خصوصیات جسمانى و روحى و علائق به كارى مشغول مى‏گردند. طبقات و اقشار در تعارض و تضاد با یكدیگر نیستند؛ بلكه به تداوم و بقاى حیات اجتماعى و افزایش

    ( 98 )
  • انسجام اجتماعى كمك مى‏كنند.

    نیازهاى مختلف انسان از طرفى و عجز و ناتوانى آدمى در برآوردن همه‏ىِ آنها از طرف دیگر، همكارى مشترك انسان‏ها را موجب مى‏شود و عوامل مختلف مانند استعدادهاى مختلف انسان‏ها تقسیم كار را ایجاب مى‏كند و تقسیم كار به تشكیل طبقات اجتماعى مى‏انجامد و از رهگذر آن، نیازهاى انسان بر طرف و جامعه‏هاى انسانى از نابودى حفظ مى‏گردد.(37)

    على علیه‏السلام معتقد است كه علاوه بر تقسیم كار در جامعه، انجام كارها و فعالیت‏ها و تولیدات زمانى مى‏تواند به طور مطلوب انجام شود كه امنیت نسبى در جامعه به وجود آید و خلاف‏كاران و اوباش در جامعه توانایى انجام اعمال خلاف را نداشته باشند.

    11. بیكارى و كم كارى

    بیكارى در طول ادوار تاریخ بشر به اشكال گوناگون وجود داشته است. در قرن معاصر نیز یكى از پدیده‏ها و مسائل بسیارى از كشورها به ویژه كشورهاى در حال توسعه بیكارى و كم كارى است.

    در دوره‏ىِ زندگى حضرت على علیه‏السلام و صدر اسلام گرچه پدیده‏ىِ مذكور متداول و حاد نبوده، ولى ایشان به این امر توجه كرده است. آن حضرت فرمود:

    آفة العمل البطالة؛(38) آفت عمل بیكارى است (یعنى هركه عادت به آن كرد هرگز كار نمى‏كند یا اگر كار كند، ناقص انجام مى‏دهد.)

    باز فرمود:

    مَن أطاع التوانى ضیَّع الحقوق؛(39) كسى كه تنبلى و سستى پیشه كند، حقوق خویش و دیگران را ضایع مى‏كند.

    بیكارى تحت تأثیر عوامل اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در جامعه افزایش مى‏یابد. این عوامل عبارتند از: فقر، كمبود سرمایه و اندك بودن سرمایه‏گذارى در بخش‏هاى مختلف اقتصادى، فقدان آموزش، نبودن فرهنگ كار، فقدان تقاضا براى تولید كالاها، سستى و تنبلى افراد، فقدان مشاركت اجتماعى و...

    ( 99 )
  • گسترش بیكارى و كم‏كارى به تدریج آسیب‏ها و مشكلات اقتصادى و اجتماعى دیگرى را به همراه دارد كه برخى از آنها عبارتند از: افزایش فقر و تهیدستى، گسترش انحرافاتى نظیر اعتیاد، فساد، تبعیض، تكّدى‏گرى و جز اینها.

    على علیه‏السلام از كسالت و تنبلى دورى مى‏جست و مرد عمل و كار بود و مردم را به كار و كوشش دعوت مى‏كرد و آنها را از بى‏حوصلگى و تن‏آسایى كه موجب فقر و تهیدستى است، بر حذر مى‏داشت.(40)

    آن حضرت مى‏فرمود:

    هرگاه كسالت و ناتوانى با هم همراه شدند، از آنها فقر و تهیدستى متولد مى‏شود.(41)

    یكى از سفارش‏هاى مولاى متقیان به مردم كار كردن در زمان جوانى و میان‏سالى و قبل از پیرى و كهولت است؛ زیرا عمر انسان كوتاه و دوران جوانى و تحرّك و فعالیت محدود است؛ لذا بایستى در دوران جوانى و میان‏سالى به كار و كوشش صحیح و شایسته پرداخت تا در دنیاى فانى توشه‏اى براى آخرت فراهم آید.

    امیرالمؤمنین علیه‏السلام در این مورد مى‏فرماید:

    پیش از كشیدن بار سنگین حیات در سالیان پایانى زندگى و ورود به دار مشاهده‏ىِ نتایج عمر و قبل از دست دادن همه‏ىِ مشاعر و نیروهاى خود، كار و تكاپو كنید.(42)

    اى كه دستت مى‏رسد كارى بكن پیش از آن كز تو نیاید هیچ كار
    سال دیگر را چه مى‏داند حیات با كجا رفت آن كه با ما بود یار
    دیر و زود این شكل و شخص نازنین خاك خواهد گشتن و خاكش غبار(43)

    12. نظارت در كار

    یكى از امور مهم، نظارت و كنترل بر كارها و فعالیت‏ها است. اگر نظارت بر كار به‏نحو مطلوب صورت گیرد، كاهش آسیب‏ها و افزایش كارایى‏هاى كاركنان، مدیران و زمامداران و نهایتاً رشد و رونق اقتصادى و اجتماعى را به دنبال

    ( 100 )
  • مى‏آورد.

    نظارت در كار اقشار مختلف، مهم تلقى مى‏شود؛ اما به نظر مى‏رسد كه نظارت بر فعالیت‏ها و كارهاى دو قشر بازرگانان و مدیران (زمامداران) ضرورى‏تر است.

    چنان كه حضرت على علیه‏السلام مى‏فرماید:

    اى گروه بازرگانان از خدا بترسید، به خریداران نزدیك شوید، با بردبارى و حوصله خود را از سوگند خوردن دور كنید و از دروغ بپرهیزید و از ستم بر كنار باشید و ستمدیدگان را یارى كنید و پیمانه و ترازو را به صلاح آورید، در كار مردم تقلّب نكنید و در روى زمین فساد برپا ننمایید و تبه‏كارانه زندگى نكنید.(44)

    در مورد مدیران امام على علیه‏السلام مى‏فرماید:

    به سبب مالیات، لباس تابستانى و زمستانى مردم و رزقى را كه مى‏خورند نفروشید و چهارپایى را كه با آن به كار مشغول‏اند، از دستشان نگیرید و بر احدى به جهت یك درهم تازیانه مزنید و روى دوپایش نگه ندارید. هیچ‏چیز از اثاث زندگى آنان را به فروش نرسانید؛ زیرا برنامه‏هاى ما آن است كه با گذشت و اغماض از مردم مالیات بگیریم و توجه تو به آبادانى زمین بیشتر از جمع‏آورى مالیات باشد.(45)

    على علیه‏السلام هر روز خود به بازار كوفه مى‏رفت و از وضع خریداران و فروشندگان تحقیق مى‏كرد.

    13. نتیجه‏گیرى

    بر اساس مطالب و مباحث پیش‏گفته در مورد كار و تلاش، نتایج به‏دست آمده، به شرح ذیل است:

    1ـ در اندیشه و سیره‏ىِ حضرت على علیه‏السلام كار و تلاش از مباحث مهم محسوب مى‏شود. یكى از حقوق اولیه‏ىِ مردم آن است كه همه حق دارند، شاغل باشند و در برابر كار و كوشش خود مزد و پاداش مناسب دریافت كنند؛

    2ـ حضرت على علیه‏السلام در طول عمر خویش علاوه بر حمایت از اسلام و امامت

    ( 101 )
  • به كارهاى زراعت و باغبانى مى‏پرداخت و درآمد آن را صرف امور مسلمانان به‏ویژه محرومان و یتیمان مى‏كرد؛

    3ـ یكى از وجوه تمایز و برترى برخى انسان‏ها بر بعضى دیگر، كار و تلاش است؛ زیرا كارها آثار دنیوى و اخروى به همراه دارد؛

    4ـ ملاك‏ها و معیارهاى مهم در انتخاب شغل و كار عبارتند از: كار توأم با آگاهى (آگاهى و شناخت نسبت به كار)، اخلاص در كارها (هدف‏دار بودن)؛

    5ـ با ایجاد تنوّع و نوآورى در محیط كار مى‏توان از ملامت و خستگى جلوگیرى كرد؛

    6ـ كار آزادانه عبارت است از كارى كه بر علاقه، استعداد مبتنى باشد و به رشد شخصیت فرد منجر شود؛

    7ـ ویژگى‏هاى كار غیرآزادانه (اجبارى) و موافق علاقه و رضایت انسان‏ها نبودن عبارت است از: جلوگیرى از رشد و شكوفایى استعدادهاى افراد، توهین به آزادى انسان، ممانعت از رشد و نوآورى و ابداع؛

    8ـ كارهاى شایسته داراى این ویژگى‏هاست: نزدیك‏سازى انسان به سوى حق و خداوند، منطبق بودن با موازین الهى و اسلامى، مضر نبودن براى جامعه، منجر نشدن كار به آسیب و انحراف فردى و اجتماعى، انجام دادن كار با هدف صلاح و آبادانى جامعه، حلال بودن كار از نظر شرع؛

    9ـ كارهاى ناشایست فعالیت‏هایى است كه انجام دادن آن براى عامل، شرمندگى به همراه داشته باشد؛ هم چنین براى جامعه آثار و پیامدهاى ناگوار ایجاد نماید؛

    10ـ تقسیم كار نقش مؤثر در استمرار، بقا و تعادل جامعه دارد؛

    11ـ آثار تقسیم كار عبارت است از: تأمین احتیاجات و نیازهاى زندگى فردى و اجتماعى، هموار شدن زمینه‏هاى موفقیت و شكوفایى فردى و شخصى و اجتماعى، همراهى با طبیعت متفاوت زنان و مردان، كاستن از اتلاف زمان و منابع؛

    ( 102 )
  • 12ـ تقسیم كار در رشد استعدادها و توانایى‏ها و رفع نیازهاى فردى و اجتماعى نقش مؤثر دارد؛

    13ـ تداوم بیكارى و كم‏كارى به سستى و تنبلى افراد جامعه مى‏انجامد و پیامدهاى سوء آن افزایش فقر و تهیدستى است؛

    14ـ نظارت در كارها و فعالیت‏ها در جامعه مهم تلقى مى‏شود و لازم است نظارت و كنترل در كارها و مشاغل بیشتر مورد توجه قرار گیرد.


  • پنجشنبه 19 فروردین 1389

    احادیث نماز (قسمت 4 )

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    درخواست بی نماز در برزخ

    پیامبر (ص ) : ارک الصلاة یسأل الرجعة الی الدنیا، و ذلک قول الله تعالی : حتی اذا جاء احدهم الموت قال : "رب ارجعون لعلی أعمل صالحا فیما ترکت ، کلا انها کلمة  هو قائلها و من ورائهم برزخ الی یوم یبعثون "

    بی نماز درخواست می کند به دنیا برگردد، و این است سخن خداوند متعال تا گاهی که به یکی  از آنان مرگ آمد گوید: "پروردگارا مرا برگردانید تا شایدعمل شایسته انجام دهم در آنچه بازگزاردم ، نه چنین است آن سخنی است که  او گوینده اش هست ، واز پشت آنهاتا روزی که برانگیخته شوند برزخ است .

    ( بحار الانوار، ج ,77 ص .58 اصول وافی ، ج 2، ص 65 )

     

    نتیجه ترک نماز

    پیامبر (ص ) :لتنقضن عری الاسلام عروة ، کلما انتقضت عروة تشبث الناس بالتی تلیها، فاولهن نقض الحکم ، و اخرهن الصلاة

    دستگیره های اسلام یک به یک شکسته می شود، هرگاه یک دستگیره نابود شود ردم به آنچه نزدیک آن است چنگ می زنند، اول آنها شکستن حکومت است (حکومت اسلامی را از دست صاحب آن خارج می کنند) و آخر آنها نمازاست (نماز را ترک می کنند).

    ( اصول وافی ، ج 2، ص 72 )

     

    وضو کلید نماز

    پیامبر (ص ) :...والوضوء مفتاح الصلاة

    وضو کلید نمازاست .

    ( نهج الفصاحه ، حدیث 1588 )

     

    نصف ایمان

    پیامبر (ص ) :الوضوء نصف الایمان

    وضو گرفتن نیمی از ایمان است .

    ( بحار الانوار، ج ,80 ص 238 )

     

    اثر تجدید وضو

    پیامبر (ص ) :الوضوء علی الوضوء نور علی  نور

    وضوی پس از وضو بسیار پسندیده است .

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص 302 )

    آثار وضو

    پیامبر (ص ) :أمتی الغر المحجلون من اثار الوضوء یوم القیامة

    امت مرا دست و پای نورانی باشد روز قیامت ، از آثار وضو که در دنیا گرفته باشد.

    ( شهاب الاخبار، ص 122 )

     

    مسواک و وضو

    پیامبر (ص ) :السواک شطر الوضوء

    مسواک کردن جزئی ازوضو است .

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص 297 )

     

    مسواک هنگام هر وضو

    پیامبر (ص ) : یا علی ! و علیک بالسواک عند کل وضوء

    ای علی ! بر تو باد مسواک زدن هنگام هر وضو.

    ( اصول کافی ، ج 8، ص 72 )

     

    مسواک در سحر

    امام باقر (ع ) :ان السواک فی السحر قبل الوضوء من السنة

    سحرگاه ، پیش از وضو، مسواک زدن از سنت اسلامی  است .

    ( میزان الحکمه ، ج 4،ص 596 )

     

    پاکی ، کلید نماز

    پیامبر (ص ) :مفتاح الصلاة الطهور

    کلید نماز، پاکی است .

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص 281 )

     

    ورود به مسجد با وضو

    پیامبر (ص ) :لا تدخل المساجد الا بالطهارة

    داخل مساجد مشو، مگر با وضو.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 3، ص 388 )

     

    گشایش دربهای بهشت

    پیامبر (ص ) :من اسبغ وضوءه و احسن صلاته ، و ادی زکاة ماله و کف غضبه و سجن لسانه ، و استغفر لذنبه ، و ادی النصیحة لاهل بیت نبیه فقد استکمل حقایق الایمان و ابواب الجنة مفتحة له

    کسی که وضوی خود را شاداب وکامل به جای آورد، و نماز خویش را نیکوبخواند، زکات مالش را بپردازد، و خشم خود را فرو نشاند و زبانش را ازگناهان مربوطبه زبان ببندد، و برای گناه خودبا توبه طلب آمرزش کند، و نسبت به اهل بیت پیامبر خویش خیرخواه باشد، البته تمام حقایق ایمان در او کامل شده و درهای بهشت به روی او باز است .

    ( ثواب الاعمال ، ص 64 )

     

    بستر همانند مسجد

    امام صادق (ع ) :من تطهر ثم اوی الی فراشه بات وفراشه کمسجده

    هر کس وضو بگیرد، سپس در رختخواب خود برود و بخوابد، بستر اومانندمسجد او خواهد بود.

    ( وسائل الشیعه ، ج 1، ص .265 ثواب الاعمال ، ص 48 )

     

    وضو پیش و بعد از غذا

    امام صادق (ع ) :الوضوء قبل الطعام و بعده یذهبان الفقر

    وضو پیش از غذا و بعد از غذا، فقر را از بین می برد.

    ( وسائل الشیعه ، ج 1، ص 256 )

     

    وضو هنگام غذا

    پیامبر (ص ) :یا علی ! ان الوضوء قبل الطعام و بعده شفاءفی الجسد و یمن فی  الرزق

    یا علی ! قبل از غذا و بعد از غذا، وضو گرفتن ، شفای بدن و برکت در روزی است .

    ( بحار الانوار، ج ,66 ص 356 )

     

    وضو برای نماز مغرب

    امام کاظم (ع ) :من توضأ للمغرب کان وضوئه ذلک کفارة لما رضی من ذنوبه فی نهاره ما خلاالکبائر

    کسی که برای  نماز مغرب وضوبگیرد، وضویش کفاره گناهان گذشته آن روزاوست بجز گناهان کبیره .

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص 302 )

     

    وضو برای نماز صبح

    امام کاظم (ع ) :و من توضأ الصلاة الصبح کان وضوئه ذلک کفارة لما مضی من ذنوبه فی  لیلته الا الکبائر

    کسی که برای نماز صبح وضومی گیرد، وضویش کفاره گناهان گذشته آن شب اوست بجز گناهان کبیره .

    ( محجة البیضاء، ص 1، ص 302 )

     

    وضو برای تلاوت قرآن

    امام علی (ع ) :لا یقرأ العبد القران اذا کان علی غیر طهور حتی  یتطهر

    هنگامی  که وضو ندارید، قرآن نخوانید، تا این که وضو گرفته شود.

    ( خصال ، ج 2، ص 164 )

     

    طهارت ظاهر و باطن

    امام صادق (ع ) :طهر قلبک بالتقوی و الیقین عندطهارة جوارحک بالماء

    در وقت پاکیزه نمودن اعضای خود با آب ، دل خویش را به پرهیزگاری و یقین پاک گردان .

    ( بحار الانوار، ج ,80 ص 239 )

     

    پاکی به وسیله وضو

    امام رضا (ع ) :انما امر بالوضوء لیکون العبد طاهرااذا قام بین یدی الجبار و عند مناجاته ...

    همانا امر شده است به وضو، تا آن که بنده پاک باشد، به هنگامی که می ایستددر مقابل خداوند جبار و همچنین وقت مناجات نمودن .

    ( عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 104 )

     

    با طهارت به مسجد رفتن

    امام صادق (ع ) :علیکم باتیان المساجد فانهابیوت الله فی الارض من اتاه مطهرا طهره الله من ذنوبه و کتب من زواره

    بر حضوردر مساجد مواظبت کنید! چرا که مساجد، خانه های خداوند در زمین است . کسی که باحالت طهارت وارد مسجد شود، خداوند او را از گناهانش تطهیر می نماید و نام وی رادر زمره زایرین خویش می نویسد.

    ( وسائل الشیعه ، ج 1، ص 267 )

     

    کار مانع از اول وقت

    امام علی (ع ) :صل الصلوة لوقتها الموقت لها و لاتعجل وقتها لفراغ و لا تؤخرها عن وقتها لأشتغال و اعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلوتک

    نماز را در وقت مقرر آن به جای آور، و به خاطر فراغت عجله مکن وبه علت اشتغال آن را به تأخیر میفکن ، و بدان که همه اعمال تو بسته به نمازتوست .

    ( نهج البلاغه ، نامه 27 )

     

    مانع وقت نماز

    امام رضا (ع ) : حافظوا علی مواقیت الصلوات ، فان العبدلا یأمن الحوادث

    مراقب وقتهای نماز باشید (که تا وقتش فرا رسید انجام دهید)چرا که انسان از حوادثی که مانع انجام نماز در وقت گردد، ایمن نیست .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 20 )

     

    وقت نماز صبح

    امام باقر (ع ) : وقت صلاة الغداة ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس

    وقت نماز صبح از طلوع فجر تا طلوع خورشید است .

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 152 )

     

    محبوبیت نماز در وقت

    امام صادق (ع ) :افضل الاعمال الی  الله الصلاة لوقتها و بر الوالدین و الجهاد فی سبیل الله

    بهترین اعمال نزد خداوند، نمازاول وقت است پس از آن نیکی بر پدر و مادر، و سپس جهاد در راه خدا است .

    ( بحار الانوار، ج 3، ص 85 )

     

    دو وقت نماز

    امام رضا (ع ) :اعلم ان لکل صلاة وقتین اول و اخر فأول الوقت رضوان الله و اخره عفو الله

    بدان که هر نماز دو وقت دارد: اول وقت وآخر وقت . اول وقت خشنودی پروردگار و آخر آن بخشش خداوند است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص .249 الحکم الزاهره ، ص 286 )

     

    مذمت تأخیر نماز

    پیامبر (ص ) :ثلاث لا تؤخر و هن الصلاة اذا انت والجنازة اذا حضرت و الأیم اذا وجدت  کفؤا

    سه چیز را نباید به تأخیر انداخت ،نماز همین که وقت آن رسید، و برداشتن  جنازه وقتی آماده شد، و شوهر دادن بیوه وقتی هم کفو خود را یافت .

    ( نهج الفصاحه ، ص ,262 حدیث 1261 )

    ثواب نماز صبح در اول وقت

    امام صادق (ع ) :فاذا صلی العبد صلاة الصبح مع طلوع الفجر اثبتت له مرتین تثبتها ملائکة اللیل و ملائکة النهار

    پس هرگاه نمازگزار نماز صبح را با طلوع فجر به جای آورد دو مرتبه برای  او نوشته می شود، هم فرشته صبح و هم فرشته شب می نویسند (نماز صبح را فرشته روز و فرشته شب هر دومشاهده می کنند).

    ( ثواب الاعمال ، ص 62 )

     

    اذان در اول وقت نماز

    پیامبر (ص ) : اذا دخل الوقت یا بلال اعل فوق الجدار و ارفع صوتک بالاذان

    ای بلال ! هنگامی  که وقت نماز رسید بالای دیوار بروو صدای خود را به وسیله اذان بلند کن .

    ( فروع کافی ، ج 3، ص 307 )

     

    بخشایش یا عذاب خداوند

    امام باقر (ع ) :و من صلاها لغیر وقتها مؤثراعلیها غیرها فان ذلک الیه ان شاء غفر له و ان شاء عذبه

    کسی که نماز را در غیروقتش به جا آورد و چیز دیگری را بر نماز انتخاب کند و ترجیح دهد، به درستی که این کار، خدا را مختار می کند که اگربخواهد او را ببخشاید و اگر بخواهد او راعذاب کند.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 83 )

     

    نماز اول وقت ، جدایی از غافلین

    امام باقر (ع ) : ایما مؤمن حافظ علی الصلوات المفروضة فصلاها لوقتها فلیس هذا من الغافلین

    هر مؤمنی  محافظت برنمازش نماید، و او را در وقتش به جا آورد، از انسانهای غافل شمرده نمی شود.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 79 )

     

    نورانیت اذان

    پیامبر (ص ) : یا علی ألاذان نور

    یا علی ! اذان نور است .

    ( بحار الانوار، ج 84، ص 154 )

     

    پاداش مؤذن بهتر است

    پیامبر (ص ) :من اذن محتسبا یرید بذلک وجه الله - عز و جل - اعطاه الله ثواب اربعین الف شهید و اربعین الف صدیق و یدخل فی شفاعته اربعین الف مسی ء من امتی الی  الجنة

    کسی که اذان بگوید، و به خداوندتوجه داشته باشد، خداوند به او ثواب چهل هزار شهید و چهل هزار راستگو را عطامی کند و چهل هزار از امت گناهکاران شامل شفاعتش گردیده و داخل بهشت می شوند.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 130 )

     

    آفات بی توجهی به اذان

    امام علی (ع ) :من سمع النداء و هو فی المسجد ثم خرج فهو منافق ، الا رجل یرید الرجوع الیه ، او یکون علی غیر طهارة فیخرج لیتطهر

    کسی که صدای اذان را در مسجد شنید، و بدون خواندن نماز (جماعت ) از مسجد خارج شودمنافق است ، مگر این که قصد برگشت برای نماز خواندن دارد، یا وضو ندارد و برای گرفتن وضو از مسجد خارج شود.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 161 )

     

    سربلندی اذان گویان در قیامت

    امام علی (ع ) :یحشر المؤذنون یوم القیامة طوال الأعناق

    اذان گویان ، روز قیامت با سرافرازی و سربلندی محشور می شوند.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 149 )

     

    نجات از آتش

    پیامبر (ص ) : ان لحوما محرمة علی النار و هی  لحوم المؤذنین

    همانا، گوشتهایی  بر آتش (جهنم ) حرام است (آتش آنها را نمی سوزاند) وآن

    گوشت بدن اذان گویان است .

    ( مستدرک الوسائل ، ص 249 )

     

    ثواب برای اذان گو

    امام باقر (ع ) :المؤذن یغفر الله له مد بصره و مدصوته فی السماء و یصدقه کل رطب ویابس سمعه ، و له من کل یصلی معه فی مسجده سهم و له بکل من یصلی  بصوته

    خداوند مؤذن را به اندازه ای که چشمش می بیند و صدایش در آسمان می پیچد می آمرزد، هر خشک و تری که آواز او را می شنود او را تصدیق می کند، و از ثواب هر کس که با او در مسجد نماز گزارد سهمی نصیب او شود و به شمار هرکس که به بانگ او نماز بخواندحسنه ای برای  اوست .

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص .331 من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 287 )

     

    پاداش شهید

    پیامبر (ص ) :للمؤذن فیما بین الاذان و الاقامة مثل اجرالشهید المتشحطبدمه فی سبیل الله

    برای شخص اذان گو در فاصله اذان و اقامه ،ثوابش مانند ثواب شهیدی  است که در راه خدا در خون خود می غلطد.

    ( ثواب الاعمال ،ص 58 )

     

    واجب شدن بهشت بر مؤذن

    پیامبر (ص ) :من اذن فی مصر من أمصار المسلمین سنة وجبت له الجنة

    هر کس در یکی از شهرهای مسلمانان یک سال اذان بگوید بهشت بر او واجب می شود.

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص .337 وسائل الشیعه ، ج 4، ص 613 )

     

    تأثیر گفتن اذان و اقامه

    امام صادق (ع ) :من صلی باذان و اقامة صلی خلفه صفان من الملائکة و من صلی باقامة بغیراذان صلی خلفه صف واحد ما بین المشرق والمغرب

    هر کس که نماز را با اذان و اقامه بخواند، دو صف از فرشتگان در پشت سرش نماز می گزارند، و کسی که نماز را با اقامه تنها بخواند یک صف  از فرشتگان در پشت سرش نماز می خوانند و اندازه صف به قدر میان مشرق ومغرب است .

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص .338 ثواب الاعمال ، ص 59 )

     

    اذان با صدای بلند

    امام صادق (ع ) : کان رسول الله - صلی الله علیه واله - یقول لبلال اذا دخل الوقت یا بلال اعل فوق الجدار و ارفع صوتک بالاذان

    رسول خدا (ص ) هنگامی که وقت نماز فرا می رسید به بلال می فرمود: بالای دیوار (مسجد)برو و اذان را با صدای بلند بگو.

    ( وسائل الشیعه ، ج 4، ص 624 )

     

    محشور با شهداء و پیامبران

    پیامبر (ص ) :یحشر المؤذنون من امتی مع النبیین و الصدیقین و الشهداء

    اذان گویان ، از امت من با پیامبران و راستگویان و شهیدان محشور می شوند.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 4، ص 23 )

     

    تأثیر هفت سال اذان گفتن

    امام باقر (ع ) :من أذن سبع سنین محتسبا جاءیوم القیامة و لا ذنب له

    هر کس هفت سال برای خدا اذان بگوید، روز رستاخیزبدون گناه وارد محشر می شود.

    ( ثواب الاعمال ، ص .83 من لا یحضره الفقیه ، ج 1،ص .288 وسائل الشیعه ، ج 4، ص 613 )

     

    اجابت اذان مؤذن

    پیامبر (ص ) :اجابة المؤذن کفارة الذنوب

    اجابت اذان مؤذن ، کفاره گناهان است .

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 227 )

     

    فرار شیطان از اذان

    پیامبر (ص ) :ان الشیطان اذا سمع النداء هرب

    به درستی که شیطان وقتی صدای اذان را شنید فرار می کند.

    ( کنز العمال ، حدیث 20951 )

     

    قرعه برای اذان گفتن

    پیامبر (ص ) :لو علم الناس ما فی النداء و الصف الاول لاستهموا علیه

    اگر مردم می دانستند چه فضیلتی دارد اذان گفتن و شرکت در صف اول

    جماعت ، هر آینه برای این کار قرعه کشی  می کردند.

    ( بحار الانوار، ج ,88 ص 200 )

     

    اذان گفتن در همه حال

    امام رضا (ع ) :یؤذن الرجل و هو جالس و یؤذن و هوراکب

    شخص اذان گو چه نشسته باشد و چه سواره اذان می گوید.

    ( من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 285 )

     

    دعا هنگام اذان

    امام علی (ع ) :اغتنموا الدعاء عند اربع : عند قرائة القران و عند الاذان و عند نزول الغیث وعند التقاء الصفین للشهادة

    در چهارزمان دعا را غنیمت شمارید: 1- هنگام قرائت قرآن . 2- هنگام اذان .3- هنگام نزول باران . 4- هنگام رو به رو شدن دو لشکر مؤمنین و کفاربرای  جنگ .

    ( وسائل الشیعه ، ج 4، ص 1114 )

     

    تأثیر اذان و اقامه در گوش نوزاد

    پیامبر (ص ) :من ولد له مولود فلیؤذن فی  اذنه الیمنی ، و لیقم فی الیسری ، فأن ذلک عصمة من الشیطان

    کسی که فرزندی به او داده شد (به دنیا آمد) در گوش راستش اذان و درگوش چپش اقامه بگوید، زیرااین عمل ، نوزاد را از شر شیطان حفظ می نماید.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 162 )

     

    اجابت ندای مؤذن

    امام علی (ع ) :اجابة المؤذن یزید فی  الرزق

    اجابت دعوت اذان گو، سبب افزایش روزی  می شود.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 177 )

     

    تکرار اذان مؤذن

    امام باقر (ع ) :کان رسول الله - صلی  الله علیه و اله -اذا سمع المؤذن یؤذن قال مثل مایقوله فی کل شی ء

    رسول خدا (ص ) وقتی صدای اذان مؤذن را می شنید، آن جملات را تکرارمی کرد.

    ( الکافی ، ج 3، ص ,310 حدیث 29 )

     

    علاقه بلال به رسول خدا (ص )

    امام صادق (ع ) :ان بلالا کان عبد صالحا، فقال :لا اؤذن لاحد بعد رسول الله - صلی  الله علیه و اله -

    همانا که بلال بنده ای شایسته بود و گفت : من برای احدی بعد از رسول الله (ص ) اذان نمی گویم .

    ( من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 286 )

     

    اذان با صدای بلند

    ابوعبدالله (ع ) :اذا اذنت فلا تخقین صوتک فان الله یأجرک مد صوتک فیه

    زمانی که اذان گفتی ، صدایت را کوتاه مکن ، زیرا که خداوندبه مقدار بلندی صدای تو در اذان ، پاداش می دهد.

    ( التهذیب ، باب اذان ، حدیث 45 )

     

    آشنایی با وقت اذان

    ابوعبدالله (ع ) :لا یستقیم الأذان و لا یجوز ان یؤذن به الا رجل مسلم عارف

    اذان برپا نمی شود و نباید آن را بگوید، مگر مرد مسلمانی که به وقت آن آشنا باشد.

    ( فروع کافی ، ج 3، ص ,307 حدیث 13 )

     

    تحقیر اذان

    پیامبر (ص ) :سیأتی علی الناس زمان یترکون الاذان علی ضعفائهم

    زمانی  خواهد آمد که اذان را تحقیر کرده و آن را به افرادی  ناتوان می سپرند.

    ( کنز العمال ، ج 7، ص 690 )

     

    علت نماز جماعت

    امام رضا (ع ) :انما جعلت الجماعة لئلا یکون الاخلاص والتوحید و الاسلام و العبادة لله الاظاهرا مکشوفا مشهورا

    نماز جماعت قرار داده شده است ، تا اخلاص و یگانگی و اسلام و عبادت برای خداوند آشکار، باز و ظاهرباشد.

    ( وسائل الشیعه ، ج 5، ص .372 بحار الانوار، ج ,88 ص 12 )

     

    خوش گمانی به نمازگزار

    امام صادق (ع ) :من صلی خمس صلوات فی الیوم واللیلة فی جماعة فظنوا به خیرا و اجیزوا شهادته

    هر که پنج نماز شبانه روز را به جماعت می خواند به او خوش گمان باشید و گواهی اش را بپذیرید.

    ( بحار الانوار، ج ,88 ص 8. وسائل الشیعه ، ج 5، ص 371 )

     


    پنجشنبه 19 فروردین 1389

    احادیث نماز (قسمت 3)

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    التجا به نماز در سختیها

    پیامبر (ص ) : اذا حزنه امر فزع الی  الصلاة

    شیوه رسول خدا (ص ) چنان بود که چنانچه مشکلی برای او پیش می آمد، به

    نماز پناه می برد و از آن استعانت می جست .

    ( تفسیر درالمنثور، ج 1، ص 67 )

    جبران ناراحتی با نماز

    ابوعبدالله (ع ) :کان علی - علیه السلام - اذا هاله شی ء، فزع الی الصلاة ، ثم تلی هذه الآیة "واستعینوا بالصبر و الصلاة "

    هنگامی که برای  امیرالمؤمنین (ع ) مشکلی پیش می آمد، به نماز پناه می برد (ناراختی خود را به طریق نماز جبران می کرد) و آیه "واستعینوا بالصبر و الصلاة " را تلاوت می نمود.

    ( وسائل الشیعه ، ج 5، ص 263 )

    استقبال خدا از نمازگزار

    امام باقر (ع ) : اذا استقبل المصلی القبلة استقبل الرحمن بوجهه

    آنگاه که نمازگزار رو به قبله نماید، خداوند رحمان به صورتش رو می آورد.

    ( اصول وافی ، ج 2، ص 58 )

    عبور از صراط

    پیامبر (ص ) :الصلاة جواز علی  الصراط

    نماز جواز عبور ازصراط است .

    ( بحار الانوار، ج ,98 ص 168 )

    اثر کار نیک برای میت

    امام صادق (ع ) :یدخل علی  المیت فی قبره الصلاة و الصوم و الحج و الصدقة و البر و الدعاء، و یکتب اجره للذی یفعله و للمیت

    نماز و روزه و صدقه و نیکی و دعا برای میت در قبر او داخل می شود، و اجر و پاداش این امور برای میت و آن کسی که آن را انجام می دهد، نوشته می شود.

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 62 )

    نماز پاسدار انسان

    امام علی (ع ) :و عن ذلک ما حرس الله عباده المؤمنین بالصلوات و الزکوات

    و از اینجاست که خداوند با نمازها و زکاتها و سختکوشی درنماز، از بندگان با ایمانش پاسداری  می کند.

    ( نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص 798 )

    حایل آتش دوزخ

    پیامبر (ص ) : و تکون صلاة العبد عند المحشر تاجا علی رأسه و نورا علی وجهه و لباسا علی بدنه و سترا بینه و بین النار

    نماز بنده در محشرتاجی است بر سر او، و موجب نورانیت صورتش ، لباس

    برای بدن وی ، و ساتر و حایل بین او و آتش جهنم است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 231 )

    شفیع نمازگزار

    پیامبر (ص ) :الصلاة شفیع بینه و بین ملک الموت

    نمازشفیع نمازگزار در نزد ملک الموت است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 232 )

    نماز محبوب پارسایان

    امام علی (ع ) : الصلاة قربان کل تقی ، و الحج جهاد کل ضعیف ، و لکل شی ء زکاة و زکاة البدن الصیام ، و جهاد المرأة حسن التبعل

    نمازوسیله تقرب و نزدیک شدن هر پارسایی به خداست ، و حج ، جهاد افراد ناتوان است .هر چیزی زکات دارد و زکات و پاک کردن بدن ، روزه گرفتن  است . جهاد زن هم خوب شوهرداری کردن می باشد.

    ( نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص 1152 )

    اجر نماز

    پیامبر (ص ) : الصلاة ... مفتاحا للجنة و مهورا لحورالعین و ثمناللجنة

    نماز موجب فتح و گشایش ابواب جنت برای او می باشد و مهریه حورالعین وثمن و بهای بهشت است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 231 )

    حق نماز را چه کسانی  می شناسند؟

    امام علی (ع ) :و قد عرف حقها (الصلوة )رجال من المؤمنین الذین لا تشغلهم عنها زینة متاع ،و لا قرة عین من ولد و لا مال ،یقول الله سبحانه : "رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله و اقام الصلاة وایتاء الزکوة "

    حق نماز را مؤمنین شناخته اند که نه زینت های دنیا، نه نور چشمی هااز فرزند و نه مال ، آنان را از عبادت پروردگارشان باز نمی دارد، زیرا که خداوندسبحان می گوید: "مردانی هستند که تجارت و داد و ستد آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات باز نمی دارد".

    ( نهج البلاغه ، خطبه 199 )

    تأثیر قنوت و سجده طولانی

    امام علی (ع ) : طول القنوت و السجود ینجی من عذاب النار

    قنوت و سجده طولانی در نماز، نمازگزار را از عذاب آتش نجات می دهد.

    ( تصنیف غرر الحکم ، ص ,175 حدیث 3353 )

    تأثیر سلام نماز

    امام حسن عسکری (ع ) :فاذا سلم من صلاته ، سلم الله علیه وسلم علیه ملائکته

    پس زمانی  که بنده نمازش را سلام داد، خداوند و ملائکه بر اوسلام می فرستند.

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 221 )

    ارزش نماز واجب

    امام صادق (ع ) :صلاة فریضة ، خیر من عشرین حجة ...

    نمازواجب بهتر از بیست حج مستحبی  است .

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص .339 بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )

    طلب عبادت

    امام حسن (ع ) : ان من طلب العبادة تزکی لها و اذا اضرت النوافل بالفریضة فارفضوها

    هر کس طلب عبادت دارد، دل را برای آن پاک می کند،و هرگاه نمازهای مستحبی  به نمازهای واجب ضرر رسانید (باعث آسیب رسانی به یکی از صفات و ابعاد نمازهای واجب شد) نمازهای مستحبی را ترک کنید.

    ( تحف العقول ، ص 267 )

    نمازهای واجب یومیه

    امام باقر (ع ) : عما فرض الله - عز و جل - من الصلاة ؟ فقال : خمس صلوات فی اللیل و النهار

    زراره می گوید: از حضرت امام باقر(ع ) سؤال کردم که خداوند عز و جل چه مقدار نماز را واجب کرد؟ آن حضرت فرمودند:پنج نماز را واجب کرد.

    ( من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 205 )

    سؤال از نمازهای پنج گانه

    امام صادق (ع ) : اذا لقیت الله بالصلوات الخمس المفروضات لم یسألک عما سوی  ذلک

    هنگامی که خداوند را با نمازهای پنج گانه واجب ملاقات کردی ، سؤال از شما نمی شود، مگر از نمازهای پنج گانه .

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 5 )

    نشانه شیعه بودن

    امام صادق (ع ) : شیعتنا اهل الورع و الاجتهاد و اهل الوفاء و الامانة و اهل الزهد و العبادة و اصحاب الاحدی و خمسین رکعة فی الیوم واللیلة

    شیعیان ما اهل تقوی و پاکدامنی و کوشش و جدیت اند و مردمی  باوفا وامین اند و اهل زهد و عبادتند و کسانی هستند که در شبانه روز پنجاه و یک رکعت نماز می خوانند.

    ( بحار الانوار، ج ,68 ص 167 )

    افضل واجبات

    امام رضا (ع ) : اعلم ان افضل الفرائض بعد معرفة الله - عزو جل - الصلوة الخمس

    بدان که افضل واجبات بعد از معرفت خدای عز و جل نمازپنج گانه است .

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 175 )

    نخستین عمل واجب

    پیامبر (ص ) : اول ما افترض الله علی أمتی ، الصلوات الخمس

    اولین چیزی که خداوند بر امت من واجب کرد، نمازهای پنج گانه است .

    ( کنز العمال ، ج 7، حدیث 18851 )

    وجوب نماز

    امام صادق (ع ) : ان الله فرض الزکوة کما فرض الصلاة

    خدازکات را واجب کرد، همان طور که نماز را واجب کرد.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 3 )

    شرط قبولی نماز نافله

    امام باقر (ع ) : انما تقبل النافلة بعد قبول الفریضة

    همانا، نماز مستحبی زمانی مورد قبول است که نماز واجب مورد قبول واقع شود.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 20 )

    نشانه های مؤمن

    امام حسن عسکری (ع ) : علامات المؤمن خمس ، صلاة الخمسین ، وزیارة الاربعین و التختم فی الیمین ، و

    تعفیر الجبین و الجهر "بسم الله الرحمن الرحیم ".

    علایم و نشانه های مؤمن پنج چیز است :1- خواندن 51رکعت نماز در شبانه  روز ( 17 رکعت نماز واجب و 34رکعت نافله ).2- زیارت اربعین امام حسین  (ع ).3- انگشتر به دست راست کردن .4- پیشانی بر خاک نهادن .5- بلند گفتن "بسم الله الرحمن الرحیم " درنمازها.

    ( وسائل الشیعه ، ج ,10ص 373 )

    حاجت خواستن بعد از نماز

    امام صادق (ع ) : ان الله - عز و جل - فرض علیکم الصلوات فی احب الاوقات الیه ، فاسئلواالله حوائجکم عقیب فرائضکم

    به درستی  که خداوند نمازهای واجب را در محبوبترین اوقات واجب کرد، پس حاجات خودرا بعد از نمازهایتان بخواهید.

    ( بحار الانوار، ج ,85 ص 324 )

    عابدترین مردم

    معصوم (ع ) : سمعته - علیه السلام - یقول : قال الرب تعالی :اذا صلیت ما افترضت علیک فانت اعبد الناس

    ابی حمزه گفت : از امام (ع )شنیدم که فرمود: خداوند می فرماید: آن وقتی  که نمازی  را که بر تو واجب کردم ، به جا آوردی ، پس عابدترین مردم هستی .

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 183 )

    تربت امام حسین (ع )

    امام صادق (ع ) : السجود علی تربة الحسین - علیه السلام - یخرق الحجب السبع

    سجده بر تربت امام حسین (ع ) هفت پرده و مانع را می شکافد.

    ( بحار الانوار، ج ,101 ص 135 )

    طهارت

    امام صادق (ع ) : لا صلوة الا بطهور

    نماز درست نیست ، مگر باطهارت (وضو، غسل ، تیمم ).

    ( وسائل الشیعه ، ج 1، ص 261 )

    مسواک با هر نماز

    پیامبر (ص ) : لو لا ان اشق علی امتی ، لأمرتهم بالسواک مع کل صلوة

    اگر بر امت من سخت و دشوار نبود، هر آینه به آنها دستور می دادم که با هر نماز مسواک بزنند.

    ( میزان الحکمه ، ج 4، ص 597 )

    نماز و عطر

    امام صادق (ع ) : رکعتان یصلیها المتعطر، افضل من سبعین رکعة یصلیها غیر متعطر

    دو رکعت نماز با عطر بهتر است از هفتاد رکعت نماز کسی که عطر نزده است .

    ( مکارم الاخلاق ، ص 42 )

    نماز و مسواک

    پیامبر (ص ) : رکعتین بسواک ، احب الی الله - عز و جل -من سبعین رکعة بغیر سواک

    دو رکعت نماز با دندانهای مسواک زده ، نزد خداوند ازهفتاد رکعت نماز بدون مسواک بهتر است .

    ( سفینة البحار، ج 1، ص 675 )

    انتظار بعد نماز

    پیامبر (ص ) :انتظار الصلوة بعد الصلوة کنز من کنوزالجنة

    انتظار کشیدن از نماز تا نماز دیگر، گنجی است از گنجهای  بهشت .

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 78 )

    قنوت طولانی

    پیامبر (ص ) : اطولکم قنوتا فی دار الدنیا اطولکم راحة یوم القیامة فی  الموقف

    هر کسی از شما قنوتش در این دنیا طولانی تر باشد، در آخرت در موقف

    محشر راحتی او بیشتر خواهد بود.

    ( ثواب الاعمال ، ص 59 )

    لباس تمیز برای نماز

    امام علی (ع ) : النظیف من الثیاب یذهب الهم والحزن و هو طهور للصلاة

    لباس تمیز غم و ناراحتی را برطرف کرده و آن لباس پاک (مناسب ) نماز است .

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 346 )

    سلام بر نمازگزار

    امام صادق (ع ) : اذا دخلت المسجد و القوم یصلون فلا تسلم علیهم و سلم علی النبی - صلی الله علیه و اله - ثم اقبل علی صلاتک و اذا دخلت علی قوم جلوس یتحدثون فسلم علیهم

    هنگامی که داخل مسجد شدی و زمانی که مردم مشغول نماز هستند، بر آنها سلام نکن ، بلکه بر رسول خدا (ص ) سلام کن و مشغول نمازشو، ولی  وقتی وارد بر گروهی شدی که مشغول صحبت هستند، بر آنها سلام کن .

    ( بحار الانوار، ج ,76 ص 8 )

    لباس دارای تصویر

    امام صادق (ع ) : انه کره ان یصلی و علیه ثوب فیه تماثیل

    از امام صادق (ع ) روایت شده است که آن حضرت کراهت داشت از این که با لباسی که در آن تصویری هست نماز بخواند.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 317 )

    نماز کامل همراه با صلوات

    امام صادق (ع ) : ان من تمام الصوم اعطاءالزکوة (لفطرة ) کما ان الصلاة علی النبی - صلی  الله علیه و اله و سلم - من تمام الصلاة

    همانا پرداخت زکات فطره (در آخر ماه رمضان ) مایه تمامیت روزه می باشد،چنان که صلوات بر محمد (و آل او) باعث تمامیت نماز است (یعنی نماز با صلوات و روزه با زکات فطره کامل می شود).

    ( وسائل الشیعه ، ج 6، ص 221 )

    کلید نماز

    پیامبر (ص ) :الوضوء مفتاح الصلاة

    وضو کلید و وسیله افتتاح نماز است .

    ( نهج الفصاحه ، حدیث 1588 )

    نماز در مکانهای مقدس

    پیامبر (ص ) :جعلت لی الارض مسجدا و طهورا

    همانا زمین برای من سجده گاه و پاک کننده قرار داده شده است .

    ( وسائل الشیعه ، ج 3،ص 593 )

    نماز کامل با پرداخت زکات

    پیامبر (ص ) : لا تتم صلاة الا بزکوة

    نماز کسی کامل نمی شود مگر با پرداخت زکات .

    ( بحار الانوار، ج ,96 ص 29 )

    بی احترامی به نماز

    امام علی (ع ) : من لم یأخذ اهبة الصلوة قبل وقتها فماوقرها

    کسی  که قبل از نماز خود را برای اقامه نماز آماده نکند، به نمازبی احترامی نموده است .

    ( شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ,20 باب ,768 ص 329 )

    خواب قبل از نماز عشا

    امام صادق (ع ) : قال رسول الله - صلی الله علیه واله - : لما اسری بی الی السماء مضیت باقوام ترضخ رؤسهم بالصخر، فقلت : من هؤلاءیا جبرئیل ؟ فقال : هؤلاء الذین ینامون عن صلاة العشاء

    از امام صادق (ع ) نقل شده که پیامبر خدا (ص ) فرمود: آنگاه که مرا به آسمان بردند، به جماعتی گذشتم سرهای آنهابا سنگ کوفته می شد، گفتم ای جبریل اینها کیانند؟ گفت : اینها آنانند که قبل ازخواندن نماز عشاء می خوابند.

    ( بحار الانوار، ج 2، ص 213 )

    قبله

    امام صادق (ع ) : اذا استقبلت القبلة فانس من الدنیا و ما فیها والخلق و ما هم فیه و استفرغ قلبک عن کل شاغل یشغلک عن الله

    هنگامی که برای نماز به جانب قبله ایستادی ، دنیا و آنچه در آن است را فراموش کن و قلب خود رااز هر گونه سرگرم کننده ای که تو را از خدا باز دارد، فارغ ساز.

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص 396 )

    قرائت صد آیه در نماز

    امام صادق (ع ) : من قرأ مائة ایة یصلی بها فی لیلة کتب الله - عز و جل - له بها قنوت لیلة

    هر کس در یک شب یکصد آیه از قرآن را در نمازی بخواند، خدا به این وسیله برای او عبادت سراسر شب بنویسد.

    ( الکافی ، ج 2، ص 445 )

    تلاوت قرآن در نماز

    امام حسین (ع ) : من قرأ ایة من کتاب الله - عز و جل - فی صلاته قائما یکتب له بکل حرف مائة حسنة

    کسی که آیه ای از قرآن را ایستاده در نماز خود بخواند، به هر حرفی  صد حسنه برای او نوشته می شود.

    ( الکافی ، ج 2، ص 447 )

    قرائت قرآن در نماز

    پیامبر (ص ) :قراءة القران فی الصلاة افضل من قراءة القران فی  غیرالصلاة

    قرائت قرآن در نماز افضل است از غیر نماز.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 292 )

    رکوع و سجود طولانی

    امام صادق (ع ) : و علیکم بطول الرکوع و السجود فان احدکم اذا طال الرکوع و السجود یهتف ابلیس من خلفه ، فقال یا ویلتاه ! اطاعوا وعصیت و سجدوا و ابیت

    بر شما باد به طول رکوع و سجده ، که هرگاه یکی از شمارکوع و سجودش طول بکشد شیطان به دنبال او فریاد می زند: وای بر من ! او اطاعت کردو من معصیت کردم او سجده کرد و من سر باز زدم .

    ( بحار الانوار، ج ,78 ص .199 مواعظ العددیه ، ص 242 )

    سجده

    امام علی (ع ) :لو یعلم المصلی  ما یغشاه من جلال الله ما سره ان یرفع رأسه من السجود

    اگر نمازگزار بداند چه اندازه مشمول جلال الهی است ، هرگز راضی نمی شود که سر از سجده بردارد.

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 207. میزان الحکمه ، ج 5، ص 379 )

    حق سجود

    امام صادق (ع ) : ما خسر و الله من اتی بحقیقة السجود و لو کان فی العمر مرة واحدة

    به خدا قسم کسی که حق سجود را به جای آورد و سجده حقیقی  کند به هیچ عنوان زیان متوجه او نشود، اگر چه در تمام مدت عمر چنین سجودی را یک بار به جای  آورد.

    ( بحار الانوار، ج ,85 ص 136 )

    سجده نزدیکترین حالت

    امام صادق (ع ) :اقرب ما یکون العبد الی الله -عز و جل - و هو ساجد، قال الله - عز وجل - : "و اسجد و اقترب "

    نزدیکترین حالت بنده به خداوند بزرگ وقتی است که در سجده است خداوندفرمود: سجده کن وتقرب جوی ".

    ( روضة المتقین ، ج 2، ص 38 )

    عادت به نماز

    امام صادق (ع ) :لا تنظروا الی  طوع رکوع الرجل و سجوده ، فان ذلک شی ء اعتاده فلو ترکه استوحش لذلک و لکن انظروا الی صدق حدیثه و اداءامانته

    به رکوع و سجده های طولانی افراد نگاه نکنید، زیرا ممکن است به آن عادت کرده باشند و برای او یک امر عادی شده باشد، و اگر آن را ترک کنندوحشت کنند،بلکه راستگویی و امانتداری او را بنگر.

    ( تفسیر نور الثقلین ، ج 1، ص .496 اصول کافی ، ج 2، ص 105 )

    سلام

    امام صادق (ع ) :معنی السلام فی کل صلوة الامان ، ای من ادی امر الله وسنة نبیه - صلی  الله علیه و اله - خاشعا منه قلبه فله الامان من بلاء الدنیا وبرائة من عذاب الاخرة

    معنی  "سلام " در پایان نماز، امان است ، یعنی هر کس که امرخدا و سنت پیامبرش را با خشوع قلب به جای آورد، از بلای دنیا در امان ، و ازعذاب آخرت برکنار است .

    ( مصباح الشریعه ، باب سلام )

    سجده مایه تقرب

    امام علی (ع ) :اقرب ما یکون العبد من الله اذا سجد

    نزدیکترین وقتی که بنده به خدا نزدیک می شود، در هنگام سجده است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 233 )

    سوره حمد، عطیه الهی

    پیامبر (ص ) : اعطانی الله - عز و جل - فاتحة الکتاب

    خداوند سوره حمد را به من عطا کرده است .

    ( امالی شیخ صدوق ، ص 117 )

    رکوع و سجود ناقص

    پیامبر (ص ) :و لا صلاة لمن لا یتم رکوعها و سجودها

    نمازگزاری  که رکوع و سجودش را ناقص انجام دهد، آن نمازش ، نماز نیست .

    ( بحار الانوار، ج ,29 ص 198 )

    سجود و رکوع بهترین عبادت

    امام علی (ع ) : نعم العبادة السجود و الرکوع

    سجود و رکوع در پیشگاه الهی ، خوب عبادتی  است .

    ( تصنیف غرر الحکم ، ص 175 )

    تأثیر طولانی رکوع و سجود

    امام علی (ع ) :لا یقرب من الله سبحانه الا کثرة السجود و الرکوع

    چیزی جز کثرت سجود و رکوع ، شخص را به تقرب خداوند سبحان نرساند.

    ( تصنیف غرر الحکم ، ص 175 )

    طولانی کردن سجده

    پیامبر (ص ) : و اذا اردت ان یحشرک الله معی فاطل السجود بین یدی الله الواحد القهار

    و اگر خواستی خداوند تو را با من محشورسازد، سجده در پیشگاه خدای یکتای قهار را طولانی  کن .

    ( بحار الانوار، ج ,85 ص 164 )

    مقدمه نماز

    پیامبر (ص ) : و لکل شی ء انف و انف الصلاة التکبیر

    برای هرچیزی مقدمه ای است و مقدمه نماز، تکبیر است .

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 16 )

    توجه خداوند به نمازگزار هنگام قبله

    امام باقر (ع ) :اذا استقبل المصلی القبلة استقبل الرحمان بوجهه ، لا اله غیره

    آنگاه که نمازگزار رو به قبله کرد،پروردگار عالم به صورتش رو می آورد، جز او خدایی  نیست .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 219 )

    حمد و سوره در نماز

    امام رضا (ع ) :امر الناس بالقراءة فی الصلوة لئلایکون القران مهجورا مضیعا

    مردم به خواندن حمد و سوره در نماز به این جهت موظف شده اند که قرآن مجید متروک و ضایع نشود.

    ( من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 84 )

    تعلیم سوره حمد

    پیامبر (ص ) :منها ما روی  عن النبی - صلی الله علیه واله - انه قال لجابر بن عبدالله الانصاری : یا جابر! الا اعلمک افضل سورة انزلهاالله فی کتابه ؟ فقال له جابر: بلی بابی انت و امی یا رسول الله ! علمنیها. قال :فعلمه "الحمد" ام الکتاب . ثم قال : یا جابر! الااخبرک عنها؟ قال : بلی ، بابی انت و امی یا رسول الله ! اخبرنی .قال : هی شفاء من کل داء الا السام

    از پیامبر (ص )روایت شده که به جابر بن عبدالله انصاری فرمود: ای جابر، آیا برترین سوره ای  راکه خدا در کتابش نازل فرموده به تو نیاموزم ؟ جابر عرض کرد: آری  پدر و مادرم فدای تو باد ای رسول خدا، آن را به من بیاموز. پس رسول الله سوره "حمد"(ام الکتاب ) را به او تعلیم داد و فرمود: ای جابر آیا آگاهت نسازم از این سوره ؟عرض کرد: چرا، پدر و مادرم فدای تو باد یا رسول الله ! از آن مرا باخبر ساز.فرمود: آن شفای هر دردی است جز مرگ .

    ( تفسیر عیاشی ، ج 1، ص ,20 حدیث 9 )

    خشوع زینت نماز

    پیامبر (ص ) : الخشوع زینة الصلاة

    خشوع ، زینت و زیورنماز است .

    ( بحار الانوار، ج ,77 ص 131 )

    خشوع در نماز

    امام صادق (ع ) : اذا کنت فی  صلاتک فعلیک بالخشوع و الاقبال علی صلاتک فان الله تعالی یقول : "الذین هم فی صلاتهم خاشعون "

    هرگاه در حال نمازبودی ، بر تو باد به خشوع و توجه کامل به نماز، چون خداوند در قرآن می فرماید: "اهل ایمان کسانی هستند که در نماز خشوع می ورزند".

    ( فروع کافی ، ج 3، ص .300 میزان الحکمه ، ج 5، ص .379 بحار الانوار، ج ,84 ص ,84 ص 260 )

    خشوع چیست ؟

    پیامبر (ص ) : ما الخشوع ؟ قال : التواضع فی الصلاة و ان یقبل العبد بقلبه کله علی  ربه ...

    از پیامبر اکرم (ص ) سؤال شد: خشوع چیست ؟ فرمود:فروتنی و خاکساری  در نماز و این که بنده با تمام قلبش به سوی خدا برود...

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 264 )

    نماز و حضور قلب

    پیامبر (ص ) : لیس لک من صلاتک الا ما احضرت فیه قلبک

    نیست برای تو از نماز، مگر قلب تو در حال نماز باشد.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 259 )

    چهار بخش نماز

    پیامبر (ص ) : بنیت الصلوة علی اربعة اسهم سهم منهااسباغ الوضوء، و سهم منها الرکوع و سهم منها السجود و سهم منها الخشوع

    نماز برچهار بخش بنا شد: 1- گرفتن وضوی کامل . 2- رکوع . 3- سجود. 4- خشوع .

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 265 )

    حضور در عبادت

    پیامبر (ص ) : اعبد الله کأنک تراه فان کنت لا تراه فانه یراک

    عبادت کن خداوند تعالی را، چنانچه گویا او را می بینی ، و اگر تو او رانمی بینی او تو را می بیند.

    ( نهج الفصاحه ، ص .65 سر الصلوة ، ص .26 مکارم الاخلاق ، ص 459 )

    حضور قلب

    پیامبر (ص ) :اذا قام العبد الی الصلوة فکان هواه و قلبه الی الله تعالی انصرف کیوم ولدته امه

    هنگامی که انسان برای نماز می ایستد، اگر همه توجه اش و قلبش به سوی  خدا باشد، در حالی  نمازش تمام می شود، که مثل روزی است که پاک به دنیا آمده .

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص 382 )

    محبت خداوند و محبت مؤمنین در دل

    امام صادق (ع ) : لیس من مؤمن یقبل بقلبه فی صلوته الی الله الا اقبل الله الیه بوجهه و اقبل بقلوب المؤمنین الیه بالمحبة له بعد حب الله - عز و جل - ایاه

    مومنی نیست که در نمازش با حضورقلب به خداوند توجه کند، مگر این که خداوند به او رو می کند، و بعد از محبت خداوند عز و جل در دل ، قلوب مومنین را به سوی او متوجه می کند.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 265 )

    آخرین نماز

    پیامبر (ص ) : صل صلوة مودع تری انک لا تصلی بعد ما صلوة ابدا

    آنچنان نماز بگزار که گویی آخرین نماز توست و دیگر هرگز نمازی  نخواهی خواند.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 264 )

    نماز و تفکر

    پیامبر (ص ) :رکعتان مقتصدتان فی تفکر خیر من قیام لیلة والقلب لاه

    دو رکعت نماز همراه با تفکر و حضور قلب ارزشمندتر از یک شب زنده داری با دل سرگردان و بدون توجه است .

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص .390 بحار الانوار، ج ,74 ص .82 مکارم الاخلاق ، ص 465 )

     

    طلب خیر به وسیله نماز

    امام صادق (ع ) :من توضأ فاحسن الوضوء ثم صلی رکعتین فاتم رکوعها و سجودها ثم جلس فاثنی علی الله و صلی  علی رسول الله - صلی الله علیه و اله - ثم سأل الله حاجته ، فقد طلب الخیر من مظانه و من طلب الخیرمن مظانه لم یخب "

    هر کس وضوی خوب بگیرد و دو رکعت نماز با رکوع و سجود کامل به جای آورد و با خدای خود خلوت کند و بر رسول خدا (ص ) درود فرستد،سپس حاجت خود را از خدا درخواست نماید، به تحقیق که در زمان مناسبش درخواست کرده و هرکس چنین نماید، هرگز ناامید وناموفق نخواهد بود.

    ( بحار الانوار، ج ,85 ص 324 )

    حالت خشوع در نماز

    پیامبر (ص ) :خیارکم الینکم مناکب فی  الصلوة

    بهترین شما کسی است که شانه هایش در نماز افتاده تر باشد.

    ( بحار، ج ,84 ص 262 )

    خشوع امیرالمؤمنین (ع ) در نماز

    امام صادق (ع ) :و کان علی - علیه السلام -اذا قام الی الصلوة فقال : "وجهت وجهی  للذی فطر السموات و الارض " تغیر لونه حتی یعرف ذلک فی  وجهه

    هنگامی که علی (ع ) به نماز می ایستاد، این آیه شریفه رامی خواند: "رو می آورم با تمام وجودم به کسی که آسمانها و زمین را آفرید" و رنگ مبارک حضرتش تغییر می کرد، به طوری که تغییر حالت و دگرگونی از صورت مبارکش بخوبی

    مشاهده می گشت .

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص 381 )

    خوف حضرت فاطمه (س ) در نماز

    معصوم (ع ) :کانت فاطمة - علیهاالسلام -تنهج فی الصلاة فی خیفة الله تعالی

    فاطمه زهرا (س ) در حال نماز از شدت ترس نفسش به شماره می افتاد.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص .258 میزان الحکمه ، ج 5، ص 382 )

    ملاک قبولی نماز

    امام صادق (ع ) :قال الله تبارک و تعالی : انما اقبل الصلاة لمن تواضع لعظمتی ، و یکف نفسه عن الشهوات من اجلی  و یقطع نهاره بذکری ولا یتعاظم علی خلقی و یطعم الجائع و یکسو العاری ، و یرحم المصاب و یؤوی الغریب ...

    خداوند متعال فرمود: نماز کسی را می پذیرم که :1- درمقابل عظمت من خاضع باشد.2- از خواسته های نفسانی به خاطر من خود را دور کند.3-روزش را با یاد من به پایان برد.4- بر بندگانم بزرگی نفروشد.5- به گرسنه غذا دهد.6- برهنه را بپوشاند.7- به مصیبت دیده مهربانی کند.8- غریب راپناه دهد.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص .242 میزان الحکمه ، ج 5، ص 386 )

    قبولی یک نماز

    امام صادق (ع ) :من قبل الله منه صلاة واحدة لم یعذبه

    اگر خداوند از کسی یک نماز بپذیرد او را عذاب نمی کند.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص .23 محجة البیضاء، ص 339 )

    نشانه قبولی نماز

    امام صادق (ع ) :من احب ان یعلم اقبلت صلاته ام لم تقبل فلینظر هل منعته صلاته عن الفحشاءو المنکر فبقدر ما منعته قبلت منه

    هرکس دوست دارد بداند که نمازش قبول شده یا نه ، ببیند که آیا نمازش او را ازگناه و زشتی  باز داشته یا نه ؟ پس به هر قدر که نمازش او را از گناه باز داشته ، به همان اندازه نمازش قبول شده است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 198 )

    حضور قلب

    امام سجاد (ع ) : ان العبد لا یقبل من صلاته الا ما اقبل علیه منهابقلبه

    همانا نماز بنده پذیرفته نمی شود، مگر آنچه را که با قلبش به نماز توجه کرد.

    ( وسائل الشیعه ، ج 4، ص .688 المواعظ العددیه ، ص 270 )

    استخفاف در نماز مانع قبولی نماز

    امام صادق (ع ) :و الله انکم لتعرفون من جیرانکم و اصحابکم من لو کان یصلی لبعضکم ما قبلها منه لاستخفافه بها ان الله لایقبل الا الحسن فکیف یقبل ما یستخف به ؟

    قسم به خدا، شما از همسایگان و دوستان خود کسانی را می شناسید که اگر برای بعضی  از شما نمازی بخوانند از او قبول نخواهیدکرد، به علت استخفاف  و بی اعتنایی که بر آن روا داشته ، همانا خداوند چیز نیکو وشایسته را فقط

    می پذیرد، پس چگونه بپذیرد عبادتی راکه به آن بی توجهی شده است ؟

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص 387 )

    سخت ترین چیز

    امام صادق (ع ) : والله انه لیأتی  علی الرجل خمسون سنة ، وما قبل الله صلاة واحدة فای  شی ء اشد من هذا

    قسم به خدا، از زندگی انسان پنجاه سال بگذرد (و نماز خوانده باشد)، ولی خداوند یک نماز او را قبول نمی کند، چه چیزی سخت تر از این !

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص 387 )

    نماز و ولایت

    امام سجاد (ع ) : فی جواب سائل سأله عن حدود الصلاة ... قال :و ما سبب قبولها؟ قال - علیه السلام - : ولایتنا و البراءة من اعدائنا

    در پاسخ کسی که پرسید از حدود نماز... و چه چیزی سبب قبولی نماز است ؟ فرمود: "ولایت مااهل بیت ، و برائت از دشمنان ما".

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص 386 )

    چهار چیز مانع قبولی نماز

    امام صادق (ع ) : اربعة لا تقبل لهم صلوة : الامام الجائر و الرجل یؤم القوم و هم له کارهون و العبد الابق من موالیه من غیر ضرورة والمرئة تخرج من بیت زوجها بغیر اذنه

    چهار گروه هستند که نمازشان قبول نیست :1- پیشوای جائر.2- مردی  که امامت نماز جماعتی را به عهده می گیرد که جماعت از امامت اوکراهت دارد.3- عبدی که بدون ضرورت از مولایش فرار کند.4- زنی که بدون اجازه شوهرش از خانه بیرون رود.

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 5، ص 52 )

    مانع قبولی نماز زن

    امام صادق (ع ) : ایما امراة باتت و زوجها علیها ساخطفی حق ، لم تقبل منها صلوة حتی  یرضی عنها

    هر زنی  که شب بخوابد در حالی که شوهرش به خاطر (مطلب ) حقی از وی خشمگین باشد، هیچ نمازی از او قبول نمی شود، مگرآن که شوهرش از او راضی  شود.

    ( فروع کافی ، ج 5، ص 507 )

    شرط قبولی نماز

    پیامبر (ص ) : لو صلیتم حتی تکونوا کالاوتار و صمتم حتی تکونوا کالحنایا لم یقبل الله منکم  الا بورع

    اگر آن قدر نماز بخوانید تا همچون زه کمان شوید، و آن قدر روزه بگیرید تا همچون کمان خم شوید، خدا از شما قبول نمی کند، مگر این که انسان با ورع باشید.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 258 )

    غیبت ، مانع قبولی نماز

    پیامبر (ص ) : من اغتاب مسلما او مسلمة لم یقبل الله صلوته و لا صیامه اربعین یوما و لیلة الا ان یغفر له صاحبه

    هر کس غیبت مردیا زن مسلمانی را کند، تا چهل شبانه روز نماز و روزه اش پذیرفته نیست ، مگر این که غیبت شونده او را ببخشد.

    ( بحار الانوار، ج ,75 ص 258 )

    خشم بر والدین ، مانع قبولی نماز

    امام صادق (ع ) : من نظر الی  ابویه نظرماقت ، و هما ظالمان لم یقبل الله له صلاة

    هر که به پدر و مادر نگاه تند و خشم آلود کند، اگر چه به وی ستم کرده باشند، خداوند نمازش را نمی پذیرد.

    ( جامع السعادات ، ج 2، ص 351 )

    نتیجه لقمه حرام

    پیامبر (ص ) :من اکل لقمة حرام لم تقبل له صلوة اربعین لیلة و لم تستجب له دعوة اربعین صباحا

    کسی که لقمه حرام بخورد، تا چهل شب نماز او قبول نمی شود و دعای  وی نیز تا چهل روز به اجابت نمی رسد.

    ( دارالسلام نوری ، ج 4، ص 213 )

    نماز و زکات

    امام رضا (ع ) :من صلی و لم یزک لم تقبل صلوته

    هر کس نماز بخواند، ولی زکات و مالیات اسلامی نپردازد، نمازش قبول نمی شود.

    ( بحار الانوار، ج ,96 ص 12 )

    گناه مانع نماز شب

    امام علی (ع ) :جاء رجل الی امیرالمؤمنین - علیه السلام - فقال : یا امیرالمؤمنین انی  قد حرمت الصلاة باللیل ، فقال امیرالمؤمنین -علیه السلام - : انت رجل قد قیدتک ذنوبک .

    مردی نزد امیرالمؤمنین (ع ) آمد وگفت : ای امیر مؤمنان ! من از نماز شب محروم شدم . علی (ع ) فرمود: تو مردی هستی که گناهانت تو را زندانی  (اسیر) کرده است .

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص 422 )

    شرب خمر مانع نماز

    امام صادق (ع ) :لا تقبل صلوة شارب الخمر اربعین یوماالا ان یتوب

    نماز شرابخوار تا چهل روز مقبول نخواهد شد، مگر این که توبه کند.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص .317 میزان الحکمه ، ج 5، ص 388 )

    آمادگی کامل برای نماز

    امام باقر (ع ) : لا تقم الی الصلاة متکاسلا و لامتناعسا و لا متثاقلا

    در حال کسالت و خواب آلودگی و سنگینی به نماز نایستید.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 23 )

    دروغ ، مانع نماز شب

    امام صادق (ع ) :ان الرجل لیکذب الکذبة فیحرم بهاصلاة اللیل

    همانا مردی دروغ می گوید، پس به خاطر آن دروغگویی از نماز شب محروم می شود.

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص 422 )

    نماز و آزردن همسر

    پیامبر (ص ) :من کان له امرئة تؤذیه لم یقبل الله صلاتها و لا حسنة من عملها حتی تعینه وترضیه و ان صامت الدهر... و علی الرجل مثل ذلک الوزر اذا کان لها مؤذیاظالما

    کسی که همسر خود را بیازارد، نماز و اعمال نیک او مورد پذیرش الهی  قرار نمی گیرد، مگر آن که به کمک او بپردازد و رضایتش را جلب کند، گر چه همیشه روزه دار باشد و البته شوهر نیز دارای همین نوع از عقاب است ، در صورتی که همسر خویش را بیازارد و به او ظلم روا دارد.

    ( وسائل الشیعه ، ج ,14 ص 116 )

    مانع تقرب به خدا

    امام علی (ع ) : لا قربة بالنوافل اذا اضرت بالفرائض

    نوافل و مستحبات اگر به واجبات ضرر برسانند موجب تقرب به درگاه خدای تعالی نخواهند بود.

    ( غرر الحکم ، ص 345 )

    کیفر مضاعف

    امام باقر (ع ) :من شرب الخمر فسکر منها لم یقبل الله صلاته اربعین یوما فان ترک الصلاة فی هذه الایام ضوعف علیه العذاب لترک الصلاة

    کسی که شراب بنوشد و مست شود، تا چهل روز نماز او قبول نیست ، پس اگر نمازی  را دراین روزها ترک کند عقاب و کیفر وی نیز چند برابر است .

    ( ثواب الاعمال ، ص 551 )

    پنج چیز مانع قبولی نماز

    پیامبر (ص ) :لا یقبل الله صلاة خمسة نفر. الابق من سیده و امرأة لا یرضی عنها زوجها و مدمن الخمر و العاق و اکل الربا

    خداوندنماز پنج گروه را نمی پذیرد:1- بنده ای که از نزد مولای خود فرارکرده است .2- زنی که شوهرش از وی راضی نیست .3- شرابخوار و دائم الخمر.4- کسی که عاق والدین شده است .5- رباخوار.

    ( مستدرک الوسائل ، ج ,13 ص 332 )

    تحقیر نماز و محروم از شفاعت

    امام صادق (ع ) : لا ینال شفاعتنا من استخف بالصلاة

    هر کس نماز را سبک بشمارد، به شفاعت ما دست نخواهد یافت .

    ( فروع کافی ، ج 3، ص ,270 حدیث 15 )

     

    آفات سریع خواندن نماز

    امام صادق (ع ) :ابصر علی بن ابی طالب - علیه السلام - رجلا ینقر صلاته فقال : منذ کم صلیت بهذه الصلاة ؟ فقال له الرجل : منذ کذا وکذا فقال : مثلک عند الله مثل الغراب اذا نقر لو مت ، مت علی غیر ملة ابی القاسم محمد - صلی الله علیه واله - ثم قال علی - علیه السلام - :ان اسرق الناس من سرق من صلاته

    علی  (ع ) به مردی که نمازش را به سرعت می خواند، نگاه کرد. امام سؤال کرد از چه وقتی این طور نماز می خوانی ؟ مرد پاسخ داد: از فلان وقت تا به حال . امام فرمودند: مثل (نماز خواندن ) تو در پیش خداوند مثل کلاغی است که (بسرعت ) از زمین دانه می چیند، اگرتو به این حالت بمیری ، مرده ای به غیر دین پیامبر اسلام . امام فرمودند: همانا که دزدترین مردم کسی است که از نمازش بدزدد (یعنی کم کند).

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 24 )

    عذاب ضایع کننده نماز

    پیامبر (ص ) : لا تضیعوا صلاتکم ، فان من ضیع صلاته حشره الله مع قارون و فرعون و هامان - لعنهم الله و اخزاهم - و کان حقا علی الله ان یدخله النار مع المنافقین ، فالویل لمن لم یحافظ صلاته

    نماز خودتان را ضایع نکنید، به حقیقت هر کس نماز خویش را ضایع کند،خداوند عز و جل او را با قارون و فرعون و هامان محشور می کند، خداوند به آنان لعنت کند و آنها را رسوا سازد، وبر خدا لازم است آنها را با منافقها به آتش داخل کند، پس وای بر کسی که به نمازش مواظب نباشد.

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 202 )

    محرومیت از شفاعت

    پیامبر (ص ) :لا ینال شفاعتی من اخر الصلوة بعد وقتها

    کسی که نماز را از وقتش تأخیر بیندازد، (فردای قیامت ) به شفاعت من نخواهدرسید.

    ( بحار الانوار، ج ,83 ص 20 )

    ترک نماز باعث حبطعمل

    پیامبر (ص ) :من ترک صلاته حتی تفوته من غیرعذر فقد حبط عمله

    کسی که نمازش را بدون عذر ترک کند (نخواند) تا وقت آن بگذرد، عمل او نابود شده است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص .203 میزان الحکمه ، ج 5، ص 403 )

    فاصله کفر و ایمان

    پیامبر (ص ) :بین العبد و بین الکفر ترک الصلاة

    فاصله کفر و بندگی ترک نماز است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص .202 میزان الحکمه ، ج 5، ص 403 )

    مورد لعن واقع شدن

    پیامبر (ص ) :تارک الصلاة ملعون فی  التوراة ملعون فی الانجیل ملعون فی الزبور ملعون فی القران ملعون فی  لسان جبرئیل ملعون فی لسان میکائیل ملعون فی لسان اسرافیل ملعون فی لسان محمد

    ترک کننده نماز در تورات و انجیل و زبور و قرآن مورد لعنت قرار گرفته و به زبان جبرئیل و میکائیل واسرافیل و محمد (ص ) ملعون است .( انوار الهدایه ، ص .197 الحکم الزاهرة ، ص 294 )

    ترک نماز و هنگام مردن

    پیامبر (ص ) :من ترک صلوة لا یرجو ثوابها و لایخاف عقابها فلا ابالی ایموت یهودیا ونصرانیا او مجوسیا

    کسی که نماز را ترک کند، در حالی که امید به پاداش نمازش ندارد و ازعذاب ترک نماز نیز ترسناک نیست ، پس باکی نیست که یهودی بمیرد، یانصرانی ، یا مجوسی .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص .203 میزان الحکمه ، ج 5، ص 403 )

    عاقبت ترک نماز

    پیامبر (ص ) :من ترک الصلاة متعمدا کتب اسمه علی باب النار ممن یدخلها

    هر کس عمدا نمازش را ترک کند، بر درب جهنم نامش ازدوزخیان نوشته می شود.

    ( کنز العمال ، ج 7، حدیث 19090 )


    پنجشنبه 19 فروردین 1389

    احادیث نماز قسمت (2)

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    جایگاه نماز

    پیامبر (ص ) : موضع الصلوة من الدین کموضع الرأس من الجسد

    جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است .

    ( کنز العمال ، ج 7، حدیث 18972 )

     

    سیمای دین

    امام علی (ع ) : لکل شی ء وجه و وجه دینکم الصلاة

    هر چیز دارای سیماست ، سیمای دین شما نماز است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 227 )

     

    وصیت امیرالمؤمنین (ع )

    امام علی (ع ) : الله ، الله فی الصلوة ، فانها عموددینکم

    خدا را، خدا را درباره نماز، چرا که ستون دین شماست .

    ( نهج البلاغه ، نامه ها، ص 47 )

     

    کلید بهشت

    پیامبر (ص ) : الصلوة مفتاج الجنة

    نماز کلید بهشت است .

    ( نهج الفصاحه ، حدیث 1588 )

     

    تداوم نماز و انتظار

    پیامبر (ص ) : لا یزال العبد فی صلوة ما انتظر الصلوة

    بنده مادام که منتظر نماز است در حال نماز است .

    ( نهج الفصاحه ، ص ,527 حدیث 2538 )

     

    روشنایی چشم پیامبر (ص)

    پیامبر (ص ) : قره عینی فی  الصلاة

    روشنی چشم من در نماز است .

    ( نهج الفصاحه ، ص ,283 حدیث .1343 بحار الانوار، ج ,82 ص 193 )

     

    نماز و خدمت

    امام صادق (ع ) : ان طاعة الله خدمته فی الارض فلیس شی ء من خدمته یعدل الصلاة

    پیروی و اطاعت از پروردگار خدمت کردن به او در زمین است وهیچ چیز در خدمت به پروردگار معادل نماز نیست .

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص 318 )

     

    حقیقت نماز

    پیامبر (ص) : مثل الصلاة مثل عمود الفسطاط، اذا ثبت العمودثبتت الاطناب و الاوتاد و الغشاء، و اذا انکسر العمود لم ینفع وتد و لا طنب و لاغشاء

    مثل نماز مانند مثل ستون خیمه است ، هرگاه ستون ثابت باشد طنابها و میخهاو پرده ها ثابت و سودمند خواهند بود و هرگاه ستون بکشند و در هم فرو ریزد، نه میخ نافع است و نه ریسمان سودی دارد و نه پرده ای اثری  خواهد داشت .

    ( من لایحضره الفقیه ، ج 1، شماره 639 )

     

    بهترین اعمال در قیامت

    امام صادق (ع ) : ان افضل الاعمال عند الله یوم القیامة ، الصلوة

    همانا بهترین عمل در روز قیامت نزد خداوند، نماز است .

    ( مستدرک الوسائل ، ج 3، ص 7 )

     

    نماز، روش پیامبران

    پیامبر (ص ) : الصلاة من شرایع الدین ، و فیها مرضاة الرب - عز و جل - فهی منهاج الانبیاء

    نماز از سنتهای  دین ، و مایه خشنودی پروردگار و راه و روش پیامبران است .

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص .22 بحار الانوار، ج ,82 ص 231 )

     

    نماز، سفره الهی 

    پیامبر (ص ) : الا ان الصلاة مأدبة الله فی الارض قد هنأهالاهل رحمته فی کل یوم خمس مرات

    آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی  پنج  بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت ) گوارا نموده است .

    ( مستدرک الوسایل ، ج 1، ص 170 )

     

    ماهیت نماز

    پیامبر (ص ) : ... لان الصلاة تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر وتمجید و تقدیس و قول و دعوة

    چون نماز، تسبیح ، تهلیل ، تکبر، تمجید، تقدیس ،قول ، و دعوت به حق است .

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص .22 بحار الانوار، ج ,82 ص 232 )

     

    نماز، رأس اسلام

    پیامبر (ص ) : الصلاة رأس الاسلام

    نماز (به منزله ) رأس اسلام است .

    ( بحار الانوار، ج ,17 ص .127 میزان الحکمه ، ج 5، ص 367 )

     

    آخرین سفارش رسول خدا (ص )

    امام صادق (ع ) : علیک بالصلاة ! فان اخر مااوصی به رسول الله و حث علیه الصلاة

    بر تو باد به نماز! زیرا آخرین چیزی که رسول خدا (ص ) به آن سفارش نمود (و انسان ) را بر انجام آن تاکید نمود، نماز بود.

    ( بحار الانور، ج ,84 ص 236 )

     

    فریاد ابلیس از نمازگزار

    امام علی (ع ) : ان العبد اذا سجد نادی ابلیس :یا ویله اطاع و عصیت و سجد و ابیت

    وقتی که بنده ای  سجده کرد، ابلیس فریادمی زند وای بر من ! او اطاعت کرد، ولی  من معصیت کردم ، او سجده کرد و من از این عمل سرباز زدم .

    ( بحار الانور، ج ,82 ص 233 )

     

    نماز، بهترین عبادت

    امام رضا (ع ) : ان الصلواة افضل العبادة لله

    همانا، نماز، بهترین عبادت برای  خداست .

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 50 )

     

    نماز، نیکوترین صورت خلق

    امام رضا (ع ) : ان الصلوة احسن صورة خلقها الله

    به درستی نماز نیکوترین صورتی است که خدا آن را خلق کرد.

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 50 )

     

    سفارش اکید برای نماز

    امام علی (ع ) : فیما اوصی به امیرالمؤمنین - علیه السلام - عند وفاته : الصلوة ، الصلوة ، الصلوة

    در آن چیزی که امیرالمومنین (ع ) هنگام وفات وصیت کرد، این بود: نماز، نماز، نماز.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 173 )

     

    ارزش نماز

    امام صادق (ع ) : اذا قام المصلی  الی الصلاة ، نزلت علیه الرحمة من اعنان السماء الی  اعنان الارض و حفت به الملائکة و ناداه ملک لو یعلم هذاالمصلی ما فی الصلاة ما انفتل

    هنگامی که انسان به نماز ایستاد، رحمت خدا ازآسمان بر او نازل می شود و ملائکه اطرافش را احاطه می کنند و فرشته ای می گوید: اگراین نمازگزار ارزش  نماز را می دانست هیچ گاه از نماز منصرف نمی شد.

    ( اصول کافی ، ج 3، ص 265 )

     

    علامت عامل دین

    امام صادق (ع ) : قال لقمان لابنه : لکل شی ء علامة یعرف بهاو یشهد علیها و ان للدین ثلاث علامات : العلم و الایمان و العمل به ، (الی ان قال ) وللعامل ثلاث علامات الصلوة و الصیام و الزکوة

    حضرت لقمان به فرزندانش فرمود:برای هر چیزی علامتی است که به وسیله آن علامت شناخته می شود و به او شهادت داده می شود، به درستی که برای دین سه علامت است : 1- علم ، 2- ایمان ، 3- عمل به ایمان تا آنجا که فرمود: برای عامل به دین سه علامت است : 1-نماز، 2- روزه ، 3- زکات .

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 183 )

     

    باقیات صالحات

    امام صادق (ع ) : سئلت ابا عبدالله - علیه السلام - عن الباقیات الصالحات ، فقال : هی  الصلواة فحافظوا علیها

    (ادریس قمی  می گوید:) ازامام صادق (ع ) در مورد کارهای نیک ماندگار سؤال کردم ، امام فرمود: آن نماز است ،پس محافظت بر نماز کنید.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 172 )

     

    برتری نماز

    امام صادق (ع ) : اما انه لیس شی ء افضل من الحج الا الصلاة

    به درستی که هیچ عملی بالاتر از حج نیست ، مگر نماز.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 26 )

     

    نماز، عطیه الهی

    امام رضا (ع ) : (الصلوة ) صلة الله للعبد بالرحمة

    نمازعطیه و احسانی است از طرف خداوند برای بنده ، که از راه رحمت و عنایت بخشنده است .

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 246 )

     

    نماز، نشانه دین

    امام علی (ع ) : واقام الصلاة فاتها الملة

    بر پا داشتن نماز، نشانه اصلی دین است .

    ( نهج البلاغه ، خطبه 110 )

     

    اولین سؤال از انسان

    پیامبر (ص ) : اول ما یسالون عنه الصلوات الخمس

    اولین چیزی که از انسانها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است .

    ( کنز العال ، ج 7، حدیث 18859 )

     

    نور نماز

    پیامبر (ص ) : الصلاة نور

    نماز، روشنی  است .

    ( میزان الحکمه ، ج ,10 ص 234 )

     

    زیادی خواب ، سبب قلت نماز

    حضرت عیسی (ع ) : یا بنی اسرائیل لا تکثرواالاکل فانه من اکثر الاکل اکثر النوم و من اکثر النوم اقل الصلاة و من اقل الصلاة کتب من الغافلین

    ای بنی اسرائیل در خوردن زیاده روی نکنید، همانا محصول زیادخوردن بسیار خوابیدن است و هر کس بسیار بخوابد، نماز و عبادتش کم خواهد بود وآنگاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد.

    ( تنبیه الخواطر و نزهة النواظر، ص 38 )

     

    تاثیر زیاد سجده کردن

    پیامبر (ص ) : ادع الله ان یدخلنی الجنة ، فقال :اعنی بکثرة السجود

    مردی  به حضور پیامبر اسلام (ص ) آمد و عرض کرد: دعا کن خدامرا به

    بهشت داخل کند، فرمود: مرا با زیادی سجده کردن همراهی  کن .

    ( وسائل الشیعه ، ج ,30 ص 30 )

     

    دور کعت نماز و بخشش گناهان

    امام صادق (ع ) : من صلی رکعتین یعلم مایقول فیهما انصرف و لیس بینه و بین الله - عز وجل - ذنب الا غفره له

    هر کس دو رکعت نماز بخواند و بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود، در حالی که میان اوو میان خدای عز و جل گناهی نیست ، مگر اینکه خداوند برای او می بخشاید.

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص .240 اصول وافی ، ج 2، ص 100 )

     

    وسیله سنجش

    پیامبر (ص ) : الصلواة میزان

    نماز وسیله سنجش است .

    ( پرتوی از اسرار نماز، ص 80 )

     

    نماز در سفر

    امام علی (ع ) :لایخرج فی سفر یخاف فیه علی دینه و صلاته

    درسفری که می ترسید بر دینتان و نمازتان خارج نشوید.

    ( بحار الانوار، ج ,10 ص .108 میزان الحکمه ، ج 4، ص 475 )

     

    چهار نیاز شیعه

    امام کاظم (ع ) : لاتستغنی شیعتتا عن اربع : خمرة یصلی علیها، و خاتم یتختم به و سواک یستاک به و سبحة من طین قبر ابی عبدالله -علیه السلام -

    پیروان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند:1- سجاده ای که بر روی آن نماز خوانده شود.2- انگشتری که در انگشت باشد.3- مسواکی که با آن دندانها را مسواک کنند.4- و تسبیحی از خاک مرقد امام حسین (ع ).

    ( تهذیب الاحکام ، ج 6، ص 75 )

    امتحان شیعه از طریق نماز

    امام صادق (ع ) : امتحنوا شیعتنا عند ثلاث : عندمواقیت الصلاة کیف محافظتهم علیها، و عند سرارهم کیف حفظهم لها عند عدونا والی اموالهم کیف مواساتهم لاخوانهم فیها

    شیعیان ما و پیروان ما را به سه مساله امتحان کنید:1- اهمیت به اوقات نماز، که آیا اول وقت نماز را برپا می دارند یا خیر؟2 - حفظ اسرار، یعنی  در حفظ اسرار و مسائل محرمانه کوشا هستند یا خیر؟3 - و از حیث  توانمندیهای  مالی ، یعنی آیا در مال خودبرای برادران دینی سهمی قائلند و دست  آنها را می گیرند یا خیر؟

    ( خصال صدوق ، ج 1، ص 103 )

     

    جایگاه والای نماز

    امام علی (ع ) : ا اهمنی ذب امهلت بعده حتی اصلی رکعتین ، و اسال الله العافیة

    از آن گناه پروایی  ندارم که پس از آن فرصت یابم دو رکعت نماز گزارم و ازخدا عافیت و سلامتی  بطلبم .

    ( نهج البلاغه ، فیض الاسلام ، ص 1230 )

     

    نماز نگهبان الهی 

    امام صادق (ع ) : ان الصلوة حجزة الله فی  الارض

    همانانماز نگهبان الهی در زمین است .

    ( بحار الانور، ج ,78 ص 199 )

    محبوبترین اعمال

    پیامبر (ص ) : ان احب الاعمال الی الله - عزوجل - الصلاة و البر و الجهاد

    همانا، محبوبترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاددر راه خداست .

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 27 )

     

    نماز مستحبی در خفا

    پیامبر (ص ) :صلاة الرجل تطوعا حیث لایراه الناس تعدل صلاته علی اعین الناس خمسا و عشرین

    نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.

    ( نهج الفصاحه ، م ,1848 ص 391 )

     

    عامل علو درجه

    پیامبر (ص ) : بالصلاة یبلغ العبد الی الدرجة العلیاء لان الصلاة تسبیح و تهلیل و تحمید و تکبیر و تمجید و تقدیس و قول و دعوة

    به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص .232 جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 22 )

     

    خواب با علم

    پیامبر (ص ) :نوم علی علم خیر من صلاة علی  جهل

    خواب باعلم بهتر از نماز با جهل است .

    ( نهج الفصاحه ، م ,3140 ص 633 )

     

    اجر نماز، پس از مرگ

    پیامبر (ص) : الصلاة انس فی قبره و فراش تحت جنبه و جواب لمنکر و نکیر

    نماز مونس (نمازگزار) در قبر، فراش نیکو در زیرش ،و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 232 )

     

    زاد و توشه مؤمن

    پیامبر (ص ) :الصلاة زاد للمؤمن من الدنیا الی  الاخرة

    نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد.

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 232 )

     

    عوامل رستگاری

    امام صادق (ع ) : المنجیات : اطعام الطعام و افشاء السلام والصلاة باللیل و الناس نیام

    عوامل رستگاری : اطعام کردن ، آشکارا سلام کردن ، نمازشب خواندن در

    حالی که مردم آرمیده اند.

    ( محاسن البرقی ، ص 387 )

     

    موجب اجابت دعا

    پیامبر (ص ) : الصلاة اجابة للدعاء و قبول للاعمال

    نمازموجب اجابت دعا و قبولی اعمال است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 1 )

     

    سلاح مؤمن

    پیامبر (ص ) : الصلاة سلاح علی  الکافر

    نماز سلاح مؤمن علیه کافراست .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 56و 231 )

     

    نماز وسیله تقرب به خدا

    امام علی (ع ) : الصلوة قربان کل تقی

    نمازخواندن وسیله نزدیکی به خدا است برای هر شخص پرهیزکار.

    ( میزان الحکمه ، ج 5،ص ,367 بحار الانوار، ج ,10 ص .99 من لایحضره الفقیه ، ج 1، ص ,56 ح 16 )

     

    نماز، شست و شو در چشمه زلال

    پیامبر (ص ) : مثل الصوات الخمس کمثل نهرجار عذب علی باب احدکم یغتسل فیه کل یوم  خمس مرات فما یبقی ذالک من الدنس

    نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، دیگر هیچ پلیدی باقی  نمی ماند.

    ( کنز العمال ، ج 7، ص ,291 حدیث 18931 )

     

    نگاه شیطان بر نمازگزار

    امام علی (ع ) :اذا قام الرجل الی الصلاة اقبل الیه ابلیس ینظر الیه حسدا لما یری من رحمة الله التی  تغشاء

    هنگامی که کسی به نماز برمی خیزد، شیطان می آید و به نظر حسادت به او نگاه می کند، زیرا می بیند که رحمت خدا او را فرا گرفته است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 207 )

     

    برکات نماز

    امام علی (ع ) :ان الانسان اذا کان فی الصلاة ، فان جسده وثیابه و کل شی ء حوله یسبح

    هنگامی  که انسان در حال نماز است ، اندام و جامه اوو هر چه پیرامون اوست ، خدا را تسبیح می گویند.

    ( میزان الحکمه ، ج 5، ص .377بحار الانوار، ج ,82ص .213 علل الشرایع ، ج 1، ص 237 )

     

    سیاه شدن چهره شیطان

    پیامبر (ص ) : الصلوة تسود وجه الشیطان

    نماز چهره شیطان را سیاه می کند.

    ( نهج الفصاحه ، ص 396 )

     

    نماز، دژ محکم در مقابل شیطان

    امام علی (ع ) : الصلوة حصن من سطوات الشیطان

    نماز قلعه و دژ محکمی است که نمازگزار را از حملات شیطان نگاه می دارد.

    ( غررالحکم ، ص .56 میزان الحکمة ، ج 5، ص 367 )

     

    سازندگی نماز

    پیامبر (ص ) : لاصلوة لمن یطع الصلوة ، و طاعه الصلوة ان تنهی عن الفحشاء و المنکر

    کسی که مطیع نماز نباشد، نمازش کامل نیست و اطاعت ازنماز همان دوری  از فحشاء و منکر است . (نمازی نیست برای کسی که اطاعت و پیروی از نماز نکند. سپس پیامبر (ص ) می افزاید: طاعت و پیروی از نماز به این است که نماز

    او را از فحشاء و منکرات وزشتیها باز دارد.)

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 198 )

     

    کمک ملائکه به نمازگزار هنگام مرگ

    امام صادق (ع ) : ان ملک الموت یدفع الشیطان عن المحافظ علی الصلاة و یلقنه شهادة ان لا اله الله و ان محمدا رسول الله فی تلک الحالة العظمیة

    همانا "ملک الموت " شیطان را در دم مرگ از کسی که حافظ نماز است ، دور می کند و شهادت بر وحدانیت خدا و رسالت رسول خدا (ص ) رادر هنگام هولناک مرگ به او تلقین می کند (توفیق شهادتین پیدا می کند).

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 19 )

     

    گناه زدایی نماز

    امام علی (ع ) : و انها لتحت الذنوب حت الورق

    نمازگناهان را مانند ریزش برگ درختان فرو می ریزد.

    ( نهج البلاغه ، خطبه 199 )

     

    پاداش نماز

    پیامبر (ص ) : قال الله تعالی : افترضت علی امتک خمس صلوات و عهدت عندی عهدا انه من حافظ علیهن لوقتهن ادخلته الجنة و من لم یحافظعلیهن فلا عهد له عندی

    خداوند متعال فرمود: نمازهای پنج گانه را بر امت توواجب کردم و با خود پیمان بستم که هر کس مراقب آن نمازها و وقت آنها باشد، اورا به بهشت  داخل نمایم ، و کسی که مراقب آنها نباشد من تعهدی نسبت به او ندارم .

    ( کنز العمال ، ج 7، ص ,279 حدیث 18872 )

     

    راهیابی به درگاه خداوند

    پیامبر (ص ) : ا اباذر! مادمت فی الصلاة فانک تقرع باب الملک الجبار و من یکثر قرع باب الملک فانه یفتح له

    ای ابوذر! تاهنگامی  که در نماز هستی درب خانه ملک جبار را می کوبی ، و هر کس درب خانه ملک را بسیار بکوبد، به رویش باز می شود.

    ( بحار الانوار، ج ,77 ص .80 میزان الحکمة ، ج 5، ص 377 )

     

    نماز، عامل شکست شیطان

    امام مهدی (ع ) : ما ارغم انف الشیطان بشی ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشیطان

    هیچ چیز مثل نماز بینی شیطان را به خاک نمی مالد و او را خوار نمی کند، پس  نماز بخوان و بینی شیطان را به خاک بمال .

    ( بحار الانوار، ج ,53 ص 182 )

     

    نماز رحمت الهی

    امام علی (ع ) : لو یعلم المصلی ما یغشاه من الرحمة لمارفع رأسه من السجود

    اگر نماز گزار بداند که چقدر از رحمت (خداوند تعالی ) او رافرا گرفته است ، سرش را از سجده بر نمی دارد.

    ( غرر الحکم ، ص 261 )

     

    نماز، عامل دوری شیطان

    پیامبر (ص ) : لا یزال الشیطان یرعب من بنی ادم حافظ علی الصلوات الخمس فاذا ضیعهن تجرء علیه و اوقعه فی  العظائم

    شیطان پیوسته از فرزندان آدم در وحشت و هراس است تا آنگاه که نمازهایش را به دقت و با شرایطو آداب می خواند. پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره می اندازد و وی  راگرفتارمی کند.

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص 202 )

     

    نماز و باران رحمت

    امام علی (ع ) : الصلوة تنزل الرحمة

    نماز رحمت الهی را نازل می کند.

    ( غرر الحکم ، ص .52 میزان الحکمة ، ج 5، ص 367 )

     

    اعمال ، تابع نماز

    امام علی (ع ) :و اعلم ان کل شی ء من عملک تبع لصلاتک

    بدان که تمام اعمالت تابع نمازت خواهند بود.

    ( نهج البلاغه ، نامه 27 )

     

    بی بهره از نماز

    پیامبر (ص ) : من لم تنهه صلاته عن الفحشاء و المنکر لم تزده من الله الا بعدا

    هر کس که نمازش او را از فحشاء و منکر باز ندارد، هیچ بهره ای از نماز جز دوری از خدا حاصل نکرده است .

    ( بحار الانوار، ج ,82 ص .198 شهاب الاخبار، ص 215 )

     

    کبر زدایی نماز

    حضرت فاطمه زهرا (س ) : (جعل الله ) الصلاة تنزیها لکم عن الکبر

    خداوند نماز را جهت دوری شما از کبر و خود پسندی مقرر فرمود.

    ( اعیان الشیعه ، ج 1، ص 316 )

     

    نماز، خانه اخلاص

    امام باقر (ع ) : الصلاة بیت الاخلاص

    نماز (حقیقی وکامل ) جایگاه و خانه اخلاص است .

    ( میزان الحکمة ، ج 5، ص .375 بحار الانوار، ج ,78 ص 183 )

     

    نجوای نمازگزار

    حدیث قدسی  : یقول الله تعالی : المصلی  یناجینی

    نمازگزار(هنگام خواندن نماز با من ) نجوا می کند.

    ( کلمة الله ، ص 255 )

     

    نماز و شست و شوی گناهان

    پیامبر (ص ) :لو کان علی باب دار احدکم نهر واغتسل فی کل یوم منه خمس مرات اکان یبقی فی  جسده من الدرن شی ء؟ قلت : لا. قال :فان مثل الصلاة کمثل النهر  الجاری کلما صلی صلاة کفرت ما بینهما من الذنوب

    - اگر باشد در کنار خانه شما نهری و در آن روز پنج نوبت خود را شست و شو دهید،آیا در بدن شما چیزی از آلودگیها می ماند؟- هرگز! (انسان از آلودگی پاک می شود).- نماز نیز مثل نهر جاری و روانی است که هرگاه بر پا می شود گناهان را می شوید وازبین می برد.

    ( وسائل الشیعه ، ج 2، ص 7 )

     

    نماز، وسیله شفا

    پیامبر (ص ) : قم فصل فان فی الصلوة شفاء

    بر خیز نمازبه جا آور! پس همانا در نماز شفا است .

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 28 )

    کفاره گناه

    پیامبر (ص ) : الصلوة کفارة الخطایا ثم قرأ: "ان الحسنات یذهبن السیئات "

    نماز کفاره گناهان می باشد. سپس آن حضرت این آیه را خواند که :"حسنات سیئات را از بین می برد".

    ( تفسیر ابوالفتوح رازی ، ج 1، ص 248 )

     

    تأثیر دو رکعت نماز مقبول

    امام صادق (ع ) : من قبل الله منه صلاة واحدة لم یعذبه

    اگر خداوند از کسی دو رکعت نمازش را قبول کند، او را عذاب نمی کند.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 22 )

     

    وسیله راندن شیطان

    امام علی (ع ) :الصلوة حصن الرحمن و مدحرة الشیطان

    نماز قلعه خدای بسیار مهربان ، و وسیله ای برای دور کردن شیطان است .

    ( غرر الحکم ، ج 2، ص ,166 چاپ دانشگاه )

     

    نورانیت منزل

    پیامبر (ص ) : نوروا منازلکم بالصلاة و قرائة القران

    به خانه هایتان با خواندن نماز، و قرائت قرآن ، نورانیت ببخشید.

    ( کنز العمال ، ج ,15 ص ,392 حدیث 41518 )

     

    نماز وسیله خاموشی  آتشها

    پیامبر (ص ) : ما من صلاة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس : ایها الناس ! قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم

    هیچ نمازی  نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای  درپیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم ! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خودافروخته اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.

    ( محجة البیضاء، ج 1، ص 339 )

     

    مونس نمازگزار در قبر

    پیامبر (ص ) : ان الصلاة تأتی الی  المیت فی قبره بصورة شخص انور اللون یونسه فی قبره و یدفع عنه اهوال البرزخ

    نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشتهای برزخ را از اوبرطرف می کند.

    ( لآلی الاخبار، ج 4، ص 1. الحکم الزاهره ، ص 283 )

     

    تأثیر انتظار نماز

    امام صادق (ع ) : من اقام فی مسجد بعد صلوته انتظارللصلوة فهو ضیف الله و حق علی الله ان یکرم ضیفه

    کسی که بعد از هر نماز درمسجد بایستد، در حالی که انتظار نماز بعدی  را می کشد، پس او مهمان خداست ، و برخداست که مهمانش را اکرام کند.

    ( جامع احادیث الشیعه ، ج 4، ص 78 )

    شهادت زمین در قیامت

    پیامبر (ص ) : ما من رجل یجعل جبهته فی بقعة من بقاع الارض الا شهدت له بها یوم القیامة

    هر انسانی که پیشانی خود را برای سجده بر قطعه ای از زمین بگذارد، آن زمین

    در روز قیامت به نفع او شهادت خواهد داد.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص .474 مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 175 )

    نماز، وسیله تقرب بنده

    امام رضا (ع ) : (الصلوة ) طلب الوصال الی الله من العبد

    (نماز) مطالبه وصال و تقرب بنده به سوی خداوند است .

    ( بحار الانوار، ج ,84 ص 264 )

     

    رفع بلا به وسیله نماز گزار

    امام صادق (ع ) :ان الله یدفع بمن یصلی  من شیعتنا عمن لا یصلی من شیعتنا و لو اجمعوا علی ترک الصلوة لهلکوا

    همانا خداوندبه وسیله شیعیانی که نماز به جا می آورند، از شیعیان بی نماز (بلا) را دفع می کند،ولی  اگر همه تارک نماز بودند، هر آینه همه هلاک می شدند.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 184 )

     

    نماز ناظر بر اعمال

    پیامبر (ص ) :

    الصلوة تنظر و لا تنظر بها

    برای نمازباید انتظار کشید ولی نماز را معطل کار دیگر نباید کرد.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 183 )

    توجه خدا به نمازگزار

    پیامبر (ص ) :

    اذا اقام العبد المؤمن فی صلاته نظرالله - عز و جل - الیه

    وقتی که بنده مؤمن به نماز می ایستد، خداوند سبحان به اونظر می کند.

    ( وسائل الشیعه ، ج 3، ص 21 )

    نماز، مانع عذاب

    پیامبر (ص ) :

    کنا عند رسول الله - صلی الله علیه واله - یوما، فقال : رایت البارحة عجایب

    فقلنا: یا رسول الله و ما رأیت حدثنابه فداک انفسنا و اهلونا و اولادنا (الی  ان

    قال ...) قال - صلی الله علیه و اله -و رایت رجلا من امتی قد احتوشته

    ملائکة العذاب فجائته صلوته فمنعته منه

    عبدالرحمن بن سمره گفت : روزی خدمت رسول گرامی اسلام (ص ) بودم ،

    حضرت فرمودند:من دیشب عجایبی دیدم . عرض کردم : یا رسول الله ! چه

    دیدید؟ برای  ما بیان بفرمایید، جان و اهل و اولاد ما فدای تو باد! حضرت

    فرمودند: دیدم مردی از امت مرا که ملائکه عذاب او را محاصره کرده بودند

    در این حال نمازش آمد و مانع ازعذابش شد.

    ( مستدرک الوسائل ، ج 1، ص 183 )

    نماز موجب بخشش گناهان

    امام علی (ع ) :

    ما اهمنی ذنب امهلت بعده حتی اصلی رکعتین و اسأل الله العافیة

    گناهی که پس از ارتکاب آن فرصت یافته ام که دو رکعت نماز بخوانم و از

    خدای بزرگ آمرزش بخواهم مرا غمگین نساخته است .

    ( نهج البلاغه  کلمات قصار، 299 )

     


    پنجشنبه 19 فروردین 1389

    چهل حدیث در مورد نماز

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    01نماز جلوگیری میکند از فحشاو منکر

    02نماز بهترین قرب الهی است

    03نماز حصاری در مقابل مکر شیطان است

    04نماز بهترین اعمال بعد از شناخت خداست

    05نماز بهتر از بیت حج است

    06نماز رضایت پروردگاراست

    07نماز چراغ قلب مومن است

    08نماز نزول رحمت است

    09نماز روزی را زیاد میکند                  

    10.نماز مهریه حورالعین است

    11.نماز در محشر تاج سر است

    12.نماز توشه ی مومن برای آخرت است

    13.نماز دور میکند از آتش

    14.نماز آرامش برای بدن است

    15.نماز معراج مومن است

    16. نماز ستون دین است

    17. نماز کلید بهشت است

    18. نماز بهترین اعمال بسوی خداست

    19.نماز سیره ی انبیا است

    20.نماز دعا را مستجاب میکند

    21.نماز نوری در صورت نماز گزار است

    22.نماز سلاح است در مقابل دشمن

    23.نماز جواز عبور از پل صراط است

    24.نماز در قبر چراغ است

    25.نماز تکیه گاهی در قبر است

    26.نماز جواب بر نیکرو منکر است

    27.نماز اولین سوال قیامت است

    28.نماز مایه تقرب هر متقی است

    29.نماز نور مومن است

    30.نماز بهایی برای بهشت است

    31.نماز نور چشم من است

    32. نماز گزار محبوب ملاءکه است

    33. نماز مناجات با پروردگار است

    34.نماز برکت است بر مال

    35.نماز از کفاره گناهان است

    36. نماز نور وسایه ای در محشر است

    37. نماز نجات میدهد بدن را از آتش

    38.نماز شفاعت میدهد بین او وملک الموت

    39. نماز گزار اعمالش قبول میشود

    40. نماز کفاره آنچه قبول نشده است


    پنجشنبه 19 فروردین 1389

    عالم برزخ از دیدگاه قران و احادیث

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    



     

     
     

    عالم برزخ، عالم متوسطى میان دنیا و آخرت است كه مردگان تا قیامت در آن بسر مى‏برند.


    پس از اثبات وجود روح مجرد و بقاى آن پس از مرگ و تخلیه بدن، این مساله اساسى مطرح مى‏گردد كه ارواح پس از مرگ و خارج شدن از قالب اجسام بدنى در كجا زندگى مى‏كنند؟


    آیا عالمى به نام برزخ كه واسطه بین عالم دنیا و عالم آخرت است وجود دارد؟ یعنى ما در سلسله عقاید خود و ملاحظه مراحل تكاملى انسانها قبل ا ز این دنیاى مادى، نطفه بودیم و قبل از نطفه عناصرى در زمین، و بعد از نطفه به صورت انسانى در آمدیم و در دنیا زندگى مى‏كنیم آیا بعد از این دنیا هم به عالم دیگرى وارد مى‏شویم به نام عالم برزخ یا نه؟


    كلمه برزخ در لغت‏به معناى فاصله و حائل میان دو چیز راگویند.


    مرحوم طریحى (1) در مجمع‏البحرین (2) در معناى كلمه برزخ چنین مى‏نویسد:


    «البرزخ: الحاجز بین الشیئین‏» یعنى «برزخ حائل بین دو شى‏ء است‏»، سپس روایتى از معصوم علیه السلام چنین نقل مى‏كند: «نخاف علیكم هول البرزخ‏» پس مراد از برزخ در این روایت‏بین دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا رستاخیز مى‏باشد پس كسى كه مى‏میرد، داخل برزخ مى‏شود. این كلمه و واژه در قرآن سه بار و در سه آیه ذكر شده است: در دو آیه كه یكى در سوره فرقان و دیگرى در سوره «الرحمان‏» است، واژه برزخ به معناى فاصله و حائل میان دو دریا كه یكى شور است و دیگرى شیرین و به هم نمى‏آمیزند، آمده و در آیه سوم كه در سوره «مؤمنون‏» است، در معناى عالم برزخ یا فاصله میان مرگ و رستاخیز ذكر شده است.


    آیه اول: «و هو الذی مرج البحرین هذا عزب فرات و هذا ملح اجاج و جعل بینهما برزخا و حجرا محجورا» (3).


    «او خدائى است كه آب دو دریا را بهم آمیخت، دو دریایى كه آب یكى از آن دو شیرین و گوارا است و آب دیگرى شور و تلخ، و میان این دو آب فاصله و حائلى قرار داد تا همیشه از هم جدا باشند و به هم نیامیزند».


    آیه دوم: «.. و بینهما برزخ لا یبغیان...» (4).


    «میان آن دو دریا فاصله‏اى است كه به حدود یكدیگر تجاوز نمى‏كنند و به هم نمى‏آمیزند».


    آیه سوم: «لعلى اعمل صالحا فیما تركت كلا انها كلمة هو قائلها و من ورائهم برزخ الى یوم یبعثون‏» (5).


    «گناهكاران گویند تا شاید به تدارك و جبران گذشته كردار نیك انجام دهم و به آن خطاب شود كه هرگز چنین نخواهد شد و گناهكاران كلمه «ارجعننى‏» را كه از سر حسرت بر زبان رانند و نتیجه‏اى نگیرند، كه از عقب آنها عالم برزخ است تا روزى برانگیخته شوند.


    غیر از این آیه، آیات دیگرى نیز در قرآن ذكر شده كه از مجموع مطالب آنها استفاده مى‏شود كه عالم برزخ واسطه بین عالم دنیا و عالم آخرت است از جمله آنها:


    «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون‏» (6).


    «(اى پیامبر) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‏اند و نزد پروردگارشان (در عالم برزخ) روزى داده مى‏شوند».


    در آیه 171 سوره آل عمران مى‏فرماید:


    «و از نعمت‏خدا و فضل او (نسبت‏به خودشان در عالم برزخ) مسرورند و (مى‏بینند كه) خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمى‏كند (نه پاداش شهیدان و نه پاداش مجاهدان را كه شهید شدند)».


    «یثبت الله الذین آمنوا بالقول الثابت فی الحیوة الدنیا و فی‏الآخرة...» (7).


    خداوند كسانى را كه ایمان آوردند، به خاطر گفتار و اعتقاد ثابتشان، استوار مى‏دارد هم در این جهان و هم سراى دیگر (در عالم برزخ و سراى آخرت).


    از همه این آیات استفاده مى‏شود كه بعد از مرگ، عالم برزخ است تا روزى كه مبعوث شوند و این برزخ عالم قیامت نیست‏یعنى انسان پس از مرگ بلافاصله به روز قیامت منتقل نمى‏شود.


    شخصى به امام صادق علیه السلام عرض كرد: چه مى‏فرمایید در آیه «النار یعرضون علیها غدوا و عشیا...» (8). «آتش است كه هر صبح و شام كه آنان بر آن عرضه مى‏شوند؟» فرمود: «دیگران چه مى‏گویند؟» عرض كرد: «مى‏گویند آن آتش جهنم جاوید (آخرت) است و گویند كه بین صبح و شام عذابى نباشد». فرمود: «پس اینها خوشبخت‏اند «كه بخشى از روز را در آسایش بسر مى‏برند». عرض كرد: «پس چگونه است؟» فرمود: «این، در دنیا است كه مربوط به عالم برزخ است. و اما جهنم جاوید محتواى این آیه است: «... و یوم تقوم الساعة ادخلوا آل فرعون اشد العذاب‏» (9).


    «روزى كه قیامت‏برپا شود (مى‏فرماید:) آل فرعون را در سخت‏ترین عذابها وارد كنید».


    در احادیث معتبر از پیامبر و ائمه علیهم السلام در توضیح عالم برزخ چنین وارد شده است:


    «البرزخ هو امر بین امرین و هو الثواب و العقاب بین الدنیا و الآخرة و هو قول الصادق علیه السلام و الله ما اخاف علیكم الا البرزخ‏» (10).


    «برزخ همان امر بین دو امر ثواب و عقاب بین دنیا و آخرت است و آن قول امام صادق علیه السلام است كه مى‏فرماید: «به خدا سوگند من بر شما (شیعیان) نمى‏ترسم جز از مرحله برزخ بین دنیا و آخرت‏».


    در مورد آیه «و من ورائهم برزخ..» امام صادق علیه السلام فرمود: «هو القبر و ان لهم فیه لمعیشة ضنكا و الله ان القبر لروضة من ریاض الجنة او حفرة من حفر النار».


    «مراد از برزخ همان قبر مى‏باشد و البته براى كافران هر آینه زندگى سختى در آنجا مى‏باشد به خدا سوگند كه قبر هر آینه باغى از باغهاى بهشتى (براى مؤمنین) و یاحفره‏اى از حفره‏هاى آتش جهنم (براى كافران و..). مى‏باشد (11).


    از اینرو امام صادق علیه السلام خطاب به شیعیان آن زمان مى‏فرماید:


    «والله اتخوف علیكم فی البرزخ. قلت ما البرزخ؟ فقال: القبر منذ حین موته الى یوم القیامة‏».


    من بر شما (شیعیان) در عالم برزخ مى‏ترسم، راوى مى‏گوید: من به امام صادق علیه السلام گفتم كه عالم برزخ كجا است؟ فرمود: قبر است، زندگى در آن از زمان مرگ تا روز رستاخیز ادامه دارد».


    امام صادق علیه السلام به جمعى از شیعیان خود فرمود: به خدا قسم كه تنها خطرى كه من بر شما احساس مى‏كنم، برزخ است و چون قیامت‏شود و كار به دست ما برسد، ما بر كار شما از خودمان اولویت داریم (12).


    از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت‏شده است كه فرمود: «ارواح مؤمنان عالم در برزخ به كنار چشمه‏اى از بهشت‏به نام «سلمى‏» زندگى مى‏كنند (13).


    «ابوبصیر» مى‏گوید: از امام صادق علیه السلام پرسیدم ارواح مؤمنین پس از مرگ در چه وضعند؟ فرمود: «در برزخ در میان غرفه‏هایى از بهشت‏بسر مى‏برند، از خوراك بهشتى مى‏خورند و از آب آن مى‏نوشند و منتظر انجاز وعده پروردگار خود هستند» (14).


    پس عالم برزخ حائل بین دو شى‏ء یعنى مابین دنیا و آخرت از هنگام مرگ تا روز بعثت است پس كسى كه مى‏میرد، داخل برزخ مى‏شود كه واسطه و حائل بین دنیا و آخرت است (15).



    پنجشنبه 19 فروردین 1389

    احادیث نماز _قسمت 1)

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    نماز و پایه های دین


    امام باقر (ع ) : بنی  الاسلام علی خمس : الصلوة و الزکوة و الصوم و الحج و الولایة


    اسلام بر روی پنج پایه بنا شده است : نماز، روزه ،زکات ، حج ، ولایت .

    نماز آخرین توصیه انبیاء


     

    امام صادق (ع ) : احب الاعمال الی الله - عز وجل - الصلوة و هی اخر وصایا الأنبیاء


     

    نماز، بهترین کارها نزد خداوند و آخرین وصیتهای پیامبران الهی  است .

    اهل بیت (ع) و اقامه نماز


     

    امام حسین (ع ) : "الذین ان مکنا هم فی الارض اقاموا الصلاة " قال : هذه فینا اهل البیت


     

    (در تفسیر آیه ) "کسانی که اگر ما به آنها در زمین قدرت و حکومت دهیم ،


     

    نماز را به پا می دارند" فرمود: این در مورد ماخاندان اهل بیت است .

    نماز وسیله تقرب مؤمن


     

    پیامبر (ص ) : ان الصلوة قربان المؤمن


     

    همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست .

    تقرب به وسیله نماز


     

    امام کاظم (ع ) : افضل ما یتقرب به العبد الی الله بعد المعرفة به ، الصلوة


     

    بهترین چیزی  که بنده بعد از شناخت خدا به وسیله آن به درگاه الهی  تقرب


     

    پیدا می کند، نماز است .

    تقرب به وسیله نماز

    پرچم اسلام


     

    پیامبر (ص ) : علم الاسلام الصلاة


     

    نماز، پرچم اسلام است .

    نماز نور مؤمن


     

    پیامبر (ص ) : الصلوة نور المؤمن


     

    نماز نور مؤمن است .

    نماز ستون دین


     

    پیامبر (ص ) : الصلوة عماد دینکم


     

    نماز، پایه و ستون دین شماست .

    نشانه ایمان


     

    پیامبر (ص ) : علم الایمان الصلوة


     

    علامت و نشانه ایمان نمازاست .

    معراج مؤمن


     

    پیامبر (ص ) : الصلوة ، معراج المؤمن


     

    نماز، معراج مؤمن است .


     

     


    چهارشنبه 18 فروردین 1389

    ارزش كار و كارگر در اسلام

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

     به مناسبت روز جهانی كار و كارگر

    از هنگامی كه آدمی بر كره زمین پدید آمد، برای رفع نیازهای خود نیازمند كوشش بود. زندگی انسان بر محور كار می‌گردد و كار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معین است. كلید گشایش هر استعدادی در درون  انسان كار است. كار بزرگ‌ترین و شاید زیربنایی‌ترین بخش زندگی انسانی است. چرا كه از كار می‌توان به جوهره درونی افراد  پی برد و وقتی این جوهره‌های  درونی‌ آشكار شوند  و استعدادهای بالقوه به منصه ظهور  برسند می‌توان به وجود جامعه‌ای پویا امیدوار بود.

    مكاتب كوناگون بشری دیدگاه‌های مختلفی درباره كار داشته‌اند. در اندیشه یونان  باستان از آنجا كه كار به بردگان اختصاص داشت فعالیتی تحقیرآمیز و پست شمرده می‌شد و این دیدگاه در آثار فلاسفه یونان نیز وجود دارد. بتدریج در قرون وسطا وحاكمیت كلیسا بر اروپا تشویق به انجام كار برای كسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شكل‌گیری عقاید جدید درباره‌ انسان و دین و دنیا‌، كار جایگاه و اصالت ‌خاصی یافت. در جهان‌بینی اسلامی‌، كار مفهوم ویژه‌ای ‌دارد و آثار آن تمام‌ صحنه هستی را می‌گیرد  و دنیا و آخرت‌ را به هم گره می‌زند‌.

     در فرهنگ غنی اسلامی ما، سلوك الهی دارای دو بخش است: بخش مادی و بخش معنوی، بخش مادیش كار است و بخش معنویش نماز، و از اینجا می‌توان به اهمیت كار در جامعه اسلامی پی برد.

     كارگر  از نظر قانون كار، كسی است كه به هر عنوان در مقابل  دریافت حق‌السعی،  اعم از  مزد، حقوق، سهم سود و سایر  مزایا به درخواست كارفرما  كار می‌كند. طبقه كارگر یك طبقه اجتماعی است و از افرادی تشكیل می‌شود كه در مشاغلی  كار می‌كنند كه نیاز به قدرت بدنی و كار  دستی دارد. كارگر از دیدگاه اسلام  بسیار محترم  و ارزشمند است. كارگران  شریف‌ترین انسان های اجتماع هستند،  بطوری كه رسول  گرامی اسلام(ص) و امیرالمؤمنین ‌علی(ع)  و سایر امامان معصوم(ع) از كار كردن‌ به عنوان  عملی دنیوی  و اخروی كه دارای  اجر و ثواب بسیار است یاد نموده و نسبت به آن توصیه‌های بسیار  شده كرده‌اند. در این آموزه‌ها، به كارگری كه برای اداره زندگی خانواده‌اش  سعی و تلاش می‌كند عنوان  «جهاد كننده  در راه خدا اطلاق شده است.»  امامان و پیشوایان دین(ع) در سخن و در عمل به مسئله كار و اشتغال تأكید داشته و از بیكاری به شدت  دوری كرده‌اند. در روایات آمده است كسی كه به كار و تلاش مشغول است، از كسی كه كار را رها كرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشی فزون‌تر دارد. و نیز در روایات است كه دعای بیكار  هر چند عابد  باشد مستجاب نمی‌شود. همچنین  در خبر آمده است كه پیامبر اكرم(ص) كارهای خانه را انجام می‌داد و در احادیث ذكر شده است كه امام صادق(ع) فرمود:  هر آنكس كه جامه خود را بدوزد و نعلینش را وصله زند وكالای مورد نیاز خانه را خود حمل كند از تكبر ایمن باشد. در مكتب اسلام دستورهای متعددی وارد شده كه از مجموع آنها می‌توان به دیدگاه ارزشی اسلام درباره كار پی برد:

    1- محبوب بودن و قداست شغل

    انجام كار، مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خدا مقدس است. پیامبر اكرم(ص) می‌فرماید: عبادت هفتاد پاره است و برترین آن، طلب روزی حلال است. مقام معظم رهبری در خصوص قداست شغل می‌فرماید: تقدس كار و تكریم كارگر باید در راس برنامه‌ها باشدو در منطق اسلام، كار، عمل صالح و عبادت است كه این، جایگاه و ارزش كارگر را در نظام اسلامی نشان می دهد.

    2- منفور بودن بیكاری

    در مكتب اسلام ‌بیكاری و نیازمند دیگران بودن امری ناپسند‌ شمرده شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید: خداوند  متعال بیكاری را دشمن انسان می‌داند.

    3- وجوب كسب معیشت

    از واجبات مسلم بر هر فرد مؤمن لزوم انجام كار برای تأمین زندگی خود و خانواده  است. پیامبر  اكرم(ص) می فرماید: استفاده از صدقه و زكات  برای شخص بی نیاز ، نیرومند ، سالم، صاحب مهارت و توانایی جایز نیست.

    4- وظیفه اجتماعی انسان  و خدمت رسانی  به جامعه: مسئولیت  اجتماعی  شخص  مؤمن، رفع نیازهای جامعه  در حد توان است. بر آوردن  نیازهای جامعه واجب كفایی است و شخص باید در برآوردن آن بكوشد.

    5- رشد عقلانی

    كار، وسیله كسب تجربه انسان است و بر رشد عقلانی  و اجتماعی او می‌افزاید. امام صادق(ع) می‌فرماید: «‌التجارت تزید فی العقل‌، تجارت  عقل را رشد می‌دهد.

    6- كسب آرامش  روحی

     انسان با كسب درآمد از نظر  روحی آرامش می‌یابد. زیرا فرد نیازمند از نظر روحی در اضطراب و نگرانی است پیامبر(ص) می فرماید: انسان هر گاه نیازهای خود را تأمین كند آرام می‌گیرد. 

    7-سلامت جسم

    با كار، اعضای  انسان توان  خود را بروز  می‌دهد. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: من یعمل یزدد  قوه. هر كس كار كند بر توان  او افزوده می‌شود.

    8 -رفع فقر و تأمین اجتماعی نیازمندان

     با كار و تلاش ‌فقر دفع می‌شود. كسب در آمد  باعث می‌شود فرد بتواند ‌به دیگران كمك كند. فرد باید در بعد اجتماعی  مفید  و مؤثر باشد. امام باقر(ع) می‌فرماید:‌ هر كس برای بی‌نیازی از مردم  و تلاش برای رفاه  خانواده  و مهربانی و خیرخواهی به همسایه در طلب مال و امكانات  زندگی بر آید روز قیامت در حالی كه صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات می كند.

    در بررسی  رابطه  مسائل  اخلاقی و اعتقادی با كار، دیدگاه كلی اسلام  درباره كار مشخص گردید و معلوم شد كه امور اعتقادی  و اخلاقی اسلام مانعی در ایجاد جامعه توسعه یافته نیست.  كار اقتصادی  ذاتاً مطلوبیت دارد و مؤمن حتی اگر درآمد  كافی داشته باشد، نباید از كار دست بكشد.

    مقام معظم رهبری در خصوص كار و كارگر  فرموده است:  من به كارگران سفارش می‌كنم در هر بخشی و در هر جایی كه مشغول هستند كار را عبادت بدانند. این كاری  كه شما برای توسعه و پیشرفت  كشور می‌كنید  یك عبادت قطعی است. به مسئولان  هم سفارش می‌كنم  كه ارزش طبقات  كارگر و محروم و مستضعف  و این  مردم مؤمن را بدانند. كارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند كه وجود آنها  چقدر در سرنوشت  یك ملت مؤثر است.


    چهارشنبه 18 فروردین 1389

    ارزش کار در اسلام

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    از هنگامی که آدمی بر کره زمین پدید آمد، برای رفع نیازهای خود نیازمند کوشش بود. زندگی انسان بر محور کار می‌گردد و کار، تلاش انسان جهت حصول به هدف معین است. کلید گشایش هر استعدادی در درون  انسان کار است. کار بزرگ‌ترین و شاید زیربنایی‌ترین بخش زندگی انسانی است. چرا که از کار می‌توان به جوهره درونی افراد  پی برد و وقتی این جوهره‌های  درونی‌ آشکار شوند  و استعدادهای بالقوه به منصه ظهور  برسند می‌توان به وجود جامعه‌ای پویا امیدوار بود.


    مکاتب کوناگون بشری دیدگاه‌های مختلفی درباره کار داشته‌اند. در اندیشه یونان  باستان از آنجا که کار به بردگان اختصاص داشت فعالیتی تحقیرآمیز و پست شمرده می‌شد و این دیدگاه در آثار فلاسفه یونان نیز وجود دارد. بتدریج در قرون وسطا وحاکمیت کلیسا بر اروپا تشویق به انجام کار برای کسب درآمد به وجود آمد. با گذشت زمان در دوران رنسانس و شکل‌گیری عقاید جدید درباره‌ انسان و دین و دنیا‌، کار جایگاه و اصالت ‌خاصی یافت. در جهان‌بینی اسلامی‌، کار مفهوم ویژه‌ای ‌دارد و آثار آن تمام‌ صحنه هستی را می‌گیرد  و دنیا و آخرت‌ را به هم گره می‌زند‌.


     در فرهنگ غنی اسلامی ما، سلوک الهی دارای دو بخش است: بخش مادی و بخش معنوی، بخش مادیش کار است و بخش معنویش نماز، و از اینجا می‌توان به اهمیت کار در جامعه اسلامی پی برد.


     کارگر  از نظر قانون کار، کسی است که به هر عنوان در مقابل  دریافت حق‌السعی،  اعم از  مزد، حقوق، سهم سود و سایر  مزایا به درخواست کارفرما  کار می‌کند. طبقه کارگر یک طبقه اجتماعی است و از افرادی تشکیل می‌شود که در مشاغلی  کار می‌کنند که نیاز به قدرت بدنی و کار  دستی دارد. کارگر از دیدگاه اسلام  بسیار محترم  و ارزشمند است. کارگران  شریف‌ترین انسان های اجتماع هستند،  بطوری که رسول  گرامی اسلام(ص) و امیرالمؤمنین ‌علی(ع)  و سایر امامان معصوم(ع) از کار کردن‌ به عنوان  عملی دنیوی  و اخروی که دارای  اجر و ثواب بسیار است یاد نموده و نسبت به آن توصیه‌های بسیار  شده کرده‌اند. در این آموزه‌ها، به کارگری که برای اداره زندگی خانواده‌اش  سعی و تلاش می‌کند عنوان  «جهاد کننده  در راه خدا اطلاق شده است.»  امامان و پیشوایان دین(ع) در سخن و در عمل به مسئله کار و اشتغال تأکید داشته و از بیکاری به شدت  دوری کرده‌اند. در روایات آمده است کسی که به کار و تلاش مشغول است، از کسی که کار را رها کرده و به عبادت خدا مشغول است اجر و پاداشی فزون‌تر دارد. و نیز در روایات است که دعای بیکار  هر چند عابد  باشد مستجاب نمی‌شود. همچنین  در خبر آمده است که پیامبر اکرم(ص) کارهای خانه را انجام می‌داد و در احادیث ذکر شده است که امام صادق(ع) فرمود:  هر آنکس که جامه خود را بدوزد و نعلینش را وصله زند وکالای مورد نیاز خانه را خود حمل کند از تکبر ایمن باشد. در مکتب اسلام دستورهای متعددی وارد شده که از مجموع آنها می‌توان به دیدگاه ارزشی اسلام درباره کار پی برد:


    1- محبوب بودن و قداست شغل


    انجام کار، مطلوب خداوند است و همچون عبادت و جهاد در راه خدا مقدس است. پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: عبادت هفتاد پاره است و برترین آن، طلب روزی حلال است. مقام معظم رهبری در خصوص قداست شغل می‌فرماید: تقدس کار و تکریم کارگر باید در راس برنامه‌ها باشدو در منطق اسلام، کار، عمل صالح و عبادت است که این، جایگاه و ارزش کارگر را در نظام اسلامی نشان می دهد.


    2- منفور بودن بیکاری


    در مکتب اسلام ‌بیکاری و نیازمند دیگران بودن امری ناپسند‌ شمرده شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید: خداوند  متعال بیکاری را دشمن انسان می‌داند.


    3- وجوب کسب معیشت


    از واجبات مسلم بر هر فرد مؤمن لزوم انجام کار برای تأمین زندگی خود و خانواده  است. پیامبر  اکرم(ص) می فرماید: استفاده از صدقه و زکات  برای شخص بی نیاز ، نیرومند ، سالم، صاحب مهارت و توانایی جایز نیست.


    4- وظیفه اجتماعی انسان  و خدمت رسانی  به جامعه: مسئولیت  اجتماعی  شخص  مؤمن، رفع نیازهای جامعه  در حد توان است. بر آوردن  نیازهای جامعه واجب کفایی است و شخص باید در برآوردن آن بکوشد.


    5- رشد عقلانی


    کار، وسیله کسب تجربه انسان است و بر رشد عقلانی  و اجتماعی او می‌افزاید. امام صادق(ع) می‌فرماید: «‌التجارت تزید فی العقل‌، تجارت  عقل را رشد می‌دهد.


    6- کسب آرامش  روحی


     انسان با کسب درآمد از نظر  روحی آرامش می‌یابد. زیرا فرد نیازمند از نظر روحی در اضطراب و نگرانی است پیامبر(ص) می فرماید: انسان هر گاه نیازهای خود را تأمین کند آرام می‌گیرد. 


    7-سلامت جسم


    با کار، اعضای  انسان توان  خود را بروز  می‌دهد. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: من یعمل یزدد  قوه. هر کس کار کند بر توان  او افزوده می‌شود.


    8 -رفع فقر و تأمین اجتماعی نیازمندان


     با کار و تلاش ‌فقر دفع می‌شود. کسب در آمد  باعث می‌شود فرد بتواند ‌به دیگران کمک کند. فرد باید در بعد اجتماعی  مفید  و مؤثر باشد. امام باقر(ع) می‌فرماید:‌ هر کس برای بی‌نیازی از مردم  و تلاش برای رفاه  خانواده  و مهربانی و خیرخواهی به همسایه در طلب مال و امکانات  زندگی بر آید روز قیامت در حالی که صورتش همچون بدر درخشان است خداوند را ملاقات می کند.


    در بررسی  رابطه  مسائل  اخلاقی و اعتقادی با کار، دیدگاه کلی اسلام  درباره کار مشخص گردید و معلوم شد که امور اعتقادی  و اخلاقی اسلام مانعی در ایجاد جامعه توسعه یافته نیست.  کار اقتصادی  ذاتاً مطلوبیت دارد و مؤمن حتی اگر درآمد  کافی داشته باشد، نباید از کار دست بکشد.


    مقام معظم رهبری در خصوص کار و کارگر  فرموده است:  من به کارگران سفارش می‌کنم در هر بخشی و در هر جایی که مشغول هستند کار را عبادت بدانند. این کاری  که شما برای توسعه و پیشرفت  کشور می‌کنید  یک عبادت قطعی است. به مسئولان  هم سفارش می‌کنم  که ارزش طبقات  کارگر و محروم و مستضعف  و این  مردم مؤمن را بدانند. کارگران قدر خود را بشناسند و بفهمند که وجود آنها  چقدر در سرنوشت  یک ملت مؤثر است.


    چهارشنبه 18 فروردین 1389

    احادیثی از نهج البلاغه

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    سرآمد بی نیازی ها خرد است

    بالاترین ترس خودپسندی است

    بیشترین نیازمندی بی خردی است

    گرامی ترین بزرگی نیكوئی است

     هر كس به حساب خویش رسیدگی نمود سود یرد

    وهر آنكه از آن غافل ماند زیان كرد

    وهر كه ترسید آسوده باشد وهر كه پند گرفت بینا گردید

    وهر كه بینا شد فهمید و دریافت

    وهر كه فهمید دانا گردید

     سینه خردمند مخزن راز اوست

    گشاده روئی و خوش خوئی دام دوستی است

    تحمل و بردباری از سختی ها پوشنده بدیهاست

    صلح و آشتی پنهان كردن عیب هاست.

     مقام ومرتبه مرد به اندازه همت اوست

    وراستی او به اندازه جوانمردی اوست

    و شجاعت و دلیری او به اندازه حمیت و ننگ داشتن اوست از كار زشت

    وعفت و پاكدامنی او به اندازه غیرت اوست.


    چهارشنبه 18 فروردین 1389

    چهل حدیث گهر بار از امام زین العابدین(ع)

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    حضرت سجاد

    ‏1 - قالَ الاْ مامُ عَلی بنُ الْحسَین، زَیْنُ الْعابدین عَلَیْهِ السَّلامُ: ثَلاثٌ مَنْ كُنَّ فیهِ مِنَ الْمُؤمِنینَ كانَ فی كَنَفِ اللّهِ، وَ أظَلَّهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فی ظِلِّ عَرْشِهِ، وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ ‏الْیَوْمِ الاْكْبَرِ: مَنْ أعْطی النّاسَ مِنْ نَفْسِهِ ما هُوَ سائِلهُم لِنَفْسِهِ، و رَجُلٌ لَمْ یَقْدِمْ یَداً وَ رِجْلاً حَتّی یَعْلَمَ أنَّهُ فی طاعَةِ اللّهِ ‏قَدِمَها أوْ فی مَعْصِیَتِهِ، وَ رَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أخاهُ بِعَیْبٍ حَتّی یَتْرُكَ ذلكَ الْعِیْبَ مِنْ نَفْسِهِ.(1)

    سه حالت و خصلت در هر یك از مؤمنین باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قیامت در سایه رحمت عرش ‏الهی می‌باشد و از سختی‌ها و شداید محشر در امان است.

    اوّل آن كه به  مردم  چیزی را دهد كه از آنان برای خویش می‌خواهد (آنچه برای خود می‌پسندد را به آنان عطا كند).

    دوّم آن قدم از قدم برندارد تا آنكه بداند آن حركتش در راه اطاعت خداست یا معصیت و نافرمانی او

    سوّم از برادر مومن خود (به عیبی كه در خود نیز دارد ) عیب جویی نكند تا آنكه آن عیب را از خودش دور سارد

    ‏2 - قال علیه السلام:  ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُؤْمِن: كَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَاغتِیابِهِمْ، وَإ شْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاَِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُكأ ‏عَلی خَطیئَتِهِ .(2)

    سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود:

    نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم غیبت آنان،

    مشغول شدنش به خویشتن با كارهایی ‏كه برای آخرت و دنیایش ‍ مفید باشد.

    و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.‏

    ‏3 - قال علیه السلام:أرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فیهِ كَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راضٍ: وِقأ لِلّهِ بِما ‏یَجْعَلُ عَلی نَفْسِهِ لِلنّاس، وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ، وَ الاْ سْتحْیأ مِنْ كُلِّ قَبِیحٍ عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ، وَ حسْنِ ‏خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.(3) 

    چهار خصلت است كه در هركس باشد، ایمانش كامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتی خداوند را ‏ملاقات می‌كند كه از او راضی و خوشنود است:

    ‏1 - تقوای الهی با كارهایی كه برای مردم به به دوش می‌كشد.

    ‏2 - راست گوئی و صداقت با مردم .

    ‏3 - حیا و پاكدامنی نسبت به تمام زشتی‌های در پیشگاه خدا و مردم.

    ‏4 - خوش اخلاقی و خوش برخوردی با خانواده‌ی خود.‏

    ‏4 - قال علیه السلام: یَا ابْنَ آدَم، إ نَّكَ لا تَزالُ بَخَیْرٍ ما دامَ لَكَ واعِظٌ مِنْ نَفْسِكَ، وَ ما كانَتِ الْمُحاسَبَةُ مِنْ ‏هَمِّكَ، وَ ما كانَ الْخَوْفُ لَكَ شِعارا.(4)

    ای فرزند آدم، همیشه در عافیت و خیر خواهی بود  مادامی كه از درون خود پند دهنده‌ای داشته باشی و محاسبه‌(نفس) از كارهای مهمت باشد و ترس از (عاقبت امور) سرلوحه‌ات گردد.

    ‏5 - قال علیه السلام: وَ أمّا حَقُّ بَطْنِكَ فَأنْ لا تَجْعَلْهُ وِعأ لِقَلیلٍ مِنَ الْحَرامِ وَلا لِكَثیرٍ، وَ أنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی ‏الْحَلالِ.(5)

    حقّی كه شكم بر تو دارد این است كه آن را ظرف چیزهای حرام - چه كم و چه زیاد - قرار ندهی و (نیز) در ‏چیزهای حلال میانه‌روی كنی.‏

    ‏6 - قال علیه السلام: مَنِ اشْتاقَ إلی الْجَنَّةِ سارَعَ إلی الْحَسَناتِ وَ سَلا عَنِ الشَّهَواتِ، وَ مَنْ أشْفَقَ مِنَ النارِ ‏بادَرَ بِالتَّوْبَةِ إلی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِهِ وَ راجَعَ عَنِ الْمَحارِمِ.(6)

    كسی كه مشتاق بهشت باشد در انجام كارهای نیك، سرعت می‌نماید و شهوات را زیر پا می‌گذارد و ‏هركس از آتش جهنم هراسناك باشد به درگاه خداوند از گناهانش توبه می‌كند و از گناهان و چیزهای حرام روی برمی‌گرداند.‏

    ‏7 - قال علیه السلام: طَلَبُ الْحَوائِجِ إلی النّاسِ مَذَلَّةٌ لِلْحَیاةِ وَ مَذْهَبَةٌ لِلْحَیاء، وَ اسْتِخْفافٌ بِالْوَقارِ وَ هُوَ الْفَقْرُ ‏الْحاضِرِ، وَ قِلَّةُ طَلَبِ الْحَوائِجِ مِنَ النّاسِ هُوَ الْغِنَی الْحاضِر.(7)

    دست نیاز به سوی مردم دراز كردن، سبب ذلّت و خواری در زندگی و در معاشرت خواهد بود. و نیز موجب از بین رفتن حیا و كاهش وقار خواهد گشت. و همین خود فقر بالفعل است(كه گریبانگیر شخص شده) و (اما) كم بودن نیازمندیها از مردم خود غنا و توانمندی بالفعل است (كه شخص به آن آراسته است).‏

    ‏8 - قال علیه السلام:اَلْخَیْرُ كُلُّهُ صِیانَةُ الانْسانِ نَفْسَهُ.(8)

    تمام سعادت و خوشبختی، حفظ (و كنترل اعضا و جوارح خود از هرگونه بدی) از سوی خویش است.‏

    ‏9 - قال علیه السلام: سادَةُ النّاسِ فی الدُّنْیا الاَسْخِیاء، وَ سادَةُ الناسِ فی الاخِرَةِ الاتْقیاء.(9)

    در این دنیا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ و در قیامت سیّد و سرور مردم، پرهیزكاران خواهند بود.‏

    ‏10 - قال علیه السلام: مَنْ زَوَّجَ  لِلّهِ، وَ وَصَلَ الرَّحِمَ تَوَّجَهُ اللّهُ بِتاجِ الْمَلَكِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.(10)

    هركس برای (رضا و خوشنودی) خداوند ازدواج نماید و با خویشان خود صله رحم نماید، خداوند او را در قیامت ‏مفتخر و سربلند می‌گرداند.‏

    حضرت سجاد

    ‏11 - قال علیه السلام: إنَّ أفْضَلَ الْجِهادِ عِفَّةُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(11) 

    با فضیلت‌ترین و مهمترین مجاهدتها، عفت شكم و عورت است (از چیزهای حرام و شبهه ‏ناك).‏

    ‏12 - قال علیه السلام: مَنْ زارَ أخاهُ فی اللّهِ طَلَبا لاِنْجازِ مَوْعُودِ اللّهِ، شَیَّعَهُ سَبْعُونَ ألْفَ مَلَكٍ، وَ هَتَفَ بِهِ ‏هاتِفٌ مِنْ خَلْفٍ ألا طِبْتَ وَ طابَتْ لَكَ الْجَنَّةُ، فَإذا صافَحَهُ غَمَرَتْهُ الرَّحْمَةُ.(12)

    هركس به دیدار دوست و برادر خود برود و برای رضای خداوند او را زیارت نماید به امید آن كه به وعده‌های ‏الهی برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشایعت خواهند كرد، و نیز هاتفی از پشت سر ندایش در دهد كه بهشت گوارایت باد‏ كه از آلودگی‌ها پاك شدی . پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه كند  رحمت فرایش خواهد گرفت.‏

    ‏13 - قال علیه السلام:إ نْ شَتَمَكَ رَجُلٌ عَنْ یَمینِكَ، ثُمَّ تَحَوَّلَ إلی یَسارِكَ فَاعْتَذَرَ إلَیْكَ فَاقْبَلْ مِنْهُ.(13)

    چنانچه شخصی از سویی تو را بدگویی كند، و سپس برگردد و از سوی دیگر پوزش طلبد، عذرخواهی و پوزش او را پذیرا باش.‏

    ‏14 - قال علیه السلام: عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمی مِنَ الطَّعامِ لِمَضَرَّتِهِ، كَیْفَ لایَحْتَمی مِنَ الذَّنْبِ لِمَعَرَّتِهِ.(14)

    تعجّب دارم از كسی كه  به خاطر ضررهای غذا نسبت به ( تشخیص خوب و بد ) خوراكش ‍ اهتمام می‌ورزد ، چگونه نسبت به گناهان به خاطر زشتی و زیانش اهمیّت نمی‌دهد.

    ‏15 - قال علیه السلام: مَنْ أطْعَمَ مُؤْمِنا مِنْ جُوعٍ أطْعَمَهُ اللّهُ مِنْ ثِمارِ الْجَنَّةِ، وَ مَنْ سَقی مُؤْمِنا مِنْ ظَمَأ ‏سَقاهُ اللّهُ مِنَ الرَّحیقِ الْمَخْتُومِ، وَ مَنْ كَسا مُؤْمِنا كَساهُ اللّهُ مِنَ الثّیابِ الْخُضْرِ.(15)

    هركس مؤمن گرسنه‌ای را طعام دهد خداوند او را از میوه‌های بهشت اطعام می‌نماید، و هر كه تشنه‌ای ‏را آب دهد خداوند از چشمه گوارای بهشتی سیرابش می‌گرداند، و هركس مومن برهنه‌ای را لباس بپوشاند ‏خداوند او را از لباس سبز بهشتی خواهد پوشاند.‏

    ‏16 - قال علیه السلام: إنَّ دینَ اللّهِ لایُصابُ بِالْعُقُولِ النّاقِصَةِ، وَ الاَّْرأ الْباطِلَةِ، وَ الْمَقاییسِ الْفاسِدَةِ، وَ لایُصابُ إلاّ بِالتَّسْلیمِ، فَمَنْ سَلَّمَ لَنا سَلِمَ، و مَنِ اهْتَدی بِنا هُدِی، وَ مَنْ دانَ بِالْقِیاسِ وَ الرَّأی هَلَكَ.(16)

    به وسیله عقل ناقص و نظریه‌های باطل، و قیاسهای فاسد و بی اساس نمی‌توان به دین خدا دست یافت؛  تنها وسیله رسیدن به دین واقعی، تسلیم محض می‌باشد؛ پس هركس تسلیم ما اهل بیت باشد (از هر انحرافی) در امان است و هر كه به وسیله ما هدایت یابد خوشبخت ‏خواهد بود. و شخصی كه با قیاس و نظریات شخصی خود بخواهد دین را دریابد، هلاك می‌گردد.‏

    ‏17 - قال علیه السلام: الدُّنْیا سِنَةٌ، وَ الاَّْخِرَةُ یَقْظَةٌ، وَ نَحْنُ بَیْنَهُما أضْغاثُ احْلامِ.(17)

    دنیا همچون نیمه خواب (چرت ) است و آخرت بیداری می‌باشد و ما در این میان این دو در خواب پریشانیم.‏

    ‏18 - قال علیه السلام: مِنْ سَعادَةِ الْمَرْءِ أنْ یَكُونَ مَتْجَرُهُ فی بِلادِهِ، وَ یَكُونَ خُلَطاؤُهُ صالِحینَ، وَ تَكُونَ لَهُ أوْلادٌ ‏یَسْتَعینُ بِهِمْ(18)

    از سعادت مرد آن است كه در شهر خود كسب و تجارت نماید و معاشرینش افرادی صالح و ‏نیكوكار باشند، و نیز دارای فرزندانی باشد كه با آنان یاری گردد و كمك حال او باشند.‏

    ‏19 - قال علیه السلام: آیاتُ الْقُرْآنِ خَزائِنُ الْعِلْمِ، كُلَّما فُتِحَتْ خَزانَةٌ، فَیَنْبَغی لَكَ أنْ تَنْظُرَ ما فیها.(19)

    آیه‌های قرآن، هر كدام آن، خزینه علوم (خداوند) است، هر گاه خزینه‌ای باز می‌شود شایسته است كه خوب در آن بنگری.‏

    ‏20 - قال علیه السلام: مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ بِمَكَّة لَمْ یَمُتْ حَتّی یَری رَسُولَ اللّهِ صَلّی اللّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ، وَ یَرَی مَنْزِلَهُ ‏فی الْجَنَّةِ(20)

    هر كه قرآن را در مكّه مكرّمه ختم كند نمی‌میرد مگر آن كه حضرت رسول اللّه و نیز جایگاه خود را در ‏بهشت رؤیت می‌نماید.‏

    ‏21 - قال علیه السلام: یا مَعْشَرَ مَنْ لَمْ یَحِجَّ اسْتَبْشَرُوا بِالْحاجِّ إذا قَدِمُوا فَصافِحُوهُمْ وَ عَظِّمُوهُمْ، فَإنَّ ذلِكَ ‏یَجِبُ عَلَیْكُمْ تُشارِكُوهُمْ فی الاْجْرِ.(21) 

    شماهائی كه به مكّه نرفته اید و در مراسم حجّ شركت نكرده اید، بشارت باد شماها را به آن حاجیانی كه ‏بر می‌گردند، با آن‌ها - دیدار و - مصافحه كنید تا در پاداش و ثواب حجّ آن‌ها شریك باشید.‏

    ‏22 - قال علیه السلام: الرِّضا بِمَكْرُوهِ الْقَضا، مِنْ أعْلی دَرَجاتِ الْیَقینِ.(22)

    راضی بودن به سخت‌ترین مقدّرات الهی از عالی‌ترین مراتب ایمان و یقین خواهد بود.‏

    ‏23 - قال علیه السلام: ما مِنْ جُرْعَةٍ أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ جُرْعَتَیْنِ: جُرْعَةُ غَیْظٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِحِلْمٍ، أوْ جُرْعَةُ ‏مُصیبَةٍ رَدَّها مُؤْمِنٌ بِصَبْرٍ.(23)

    نزد خداوند متعال حالتی محبوب‌تر از یكی از این دو حالت نیست:

    حالت غضب و غیظی كه مؤمن با بردباری و حلم از آن بگذرد و دیگری حالت بلا و مصیبتی كه مؤمن آن را ‏با شكیبائی و صبر بگذراند.‏

    ‏24 - قال علیه السلام: مَنْ رَمَی النّاسَ بِما فیهِمْ رَمَوْهُ بِما لَیْسَ فیِهِ.(24) 

    هركس مردم را عیب جوئی كند و عیوب آنان را بازگو نماید و سرزنش كند، دیگران او را متهّم به آنچه در او نیست ‏می‌كنند.‏

    ‏25 - قال علیه السلام: مُجالَسَةُ الصَّالِحیِنَ داعِیَةٌ إلی الصَّلاحِ، وَ أدَبُ الْعُلَمأ زِیادَةٌ فِی الْعَقْلِ.(25)

    هم نشینی با صالحان انسان را به سوی صلاح و خیر می‌كشاند، و معاشرت و هم صحبت شدن با علما، ‏سبب افزایش عقل است.‏

    ‏26 - قال علیه السلام: إنَّ اللّهَ یُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزینٍ، وَ یُحِبُّ كُلَّ عَبْدٍشَكُورٍ.(26)

    همانا خداوند دوست دارد هر قلب حزین و غمگینی را (كه در فكر نجات و سعادت خود باشد) و هر بنده ‏شكرگزاری را دوست دارد.‏

    حضرت سجاد

    ‏27 - قال علیه السلام:إنَّ لِسانَ ابْنَ آدَمٍ یَشْرُفُ عَلی جَمیعِ جَوارِحِهِ كُلَّ صَباحٍ فَیَقُولُ: كَیْفَ أصْبَحْتُمْ؟

    فَیَقُولُونَ: بِخَیْرٍ إنْ تَرَكْتَنا، إ نَّما نُثابُ وَ نُعاقَبُ بِكَ.(27)

    زبان آدمی بر تمام اعضا و جوارحش تسلط دارد هر روز صبحگاهان زبان انسان بر آنها می‌گوید: چگونه شب را به روز رساندید؟

    جواب دهند: اگر تو ما را رها كنی خوب و آسوده هستیم، چون كه ما به وسیله تو مورد ثواب و عقاب قرار ‏می‌گیریم.‏

    ‏28 - قال علیه السلام: ما تَعِبَ أوْلِیاء اللّهُ فِی الدُّنْیا لِلدُّنْیا، بَلْ تَعِبُوا فِی الدُّنْیا لِلاَّْخِرَةِ.(28)

    دوستان و اولیاء خدا در فعالیّت‌های دنیوی خود را برای دنیا به زحمت نمی‌اندازند و خود را خسته نمی‌كنند ‏بلكه برای آخرت زحمت می‌كِشند.‏

    ‏29 - قال علیه السلام: لَوْ یَعْلَمُ النّاسُ ما فِی طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ وَ خَوْضِ اللُّجَجِ.(29)

    چنانچه مردم منافع و فضایل تحصیل علوم را می‌دانستند هر آینه آن را تحصیل می‌كردند گرچه با ریخته ‏شدن خونها و یا فرو رفتن زیر آب‌ها در گرداب‌های خطرناك باشد.‏

    ‏30 - قال علیه السلام: لَوِ اجْتَمَعَ أهْلُ السّماء وَ الاْ رْضِ أنْ یَصِفُوا اللّهَ بِعَظَمَتِهِ لَمْ یَقْدِرُوا.(30)

    چنانچه تمامی اهل آسمان و زمین گِرد هم آیند و بخواهند خداوند متعال را در جهت عظمت و جلال توصیف ‏و تعریف كنند، قادر نخواهند بود.‏

    ‏31 - قال علیه السلام: ما مِنْ شَیْیءٍ أحبُّ إلی اللّهِ بَعْدَ مَعْرِفَتِهِ مِنْ عِفَّةِ بَطْنٍ وَ فَرْجٍ، وَ ما شَیْیءٌ  أحَبُّ إلی اللّهِ مِنْ أنْ یُسْألَ.(31)

    بعد از معرفت به خداوند چیزی محبوب‌تر از عفت شكم و عورت نیست، و نیز محبوبترین كارها نزد خداوند درخواست نیازمندیها به درگاهش ‍ می‌باشد.‏

    ‏32 - قال علیه السلام: یابْنَ آدَم إ نَّكَ مَیِّتٌ وَ مَبْعُوثٌ وَ مَوْقُوفٌ بَیْنَ یَدَی اللّهِ عَزَّ وَ جَلّ مَسْؤُولٌ، فَأعِدَّ لَهُ ‏جَوابا.(32)

    ای فرزند آدم (ای انسان، تو) خواهی مُرد و سپس محشور می‌شوی و در پیشگاه خداوند جهت سوال و ‏جواب احضار خواهی شد، پس جوابی (قانع كننده و صحیح در مقابل سؤالها) برایش مهیّا و آماده كن.‏

    ‏33 - قال علیه السلام: نَظَرُ الْمُؤْمِنِ فِی وَجْهِ أخِیهِ الْمُؤْمِنِ لِلْمَوَدَّةِ وَ الْمَحَبَّةِ لَهُ عِبادَة.(33)

    نظر كردن مؤمن به صورت برادر مؤمنش از روی علاقه و محبّت عبادت است.‏

    ‏34 - قال علیه السلام: إیّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الْفاسِقِ، فَإنّهُ بائِعُكَ بِأكْلَةٍ أوْ أقَلّ مِنْ ذلِكَ وَ إ یّاكَ وَ مُصاحَبَةُ الْقاطِعِ ‏لِرَحِمِهِ فَإنّی وَجَدْتُهُ مَلْعُونا فی كِتابِ اللّهِ.(34)

    بر حذر باش از دوستی و همراهی با فاسق چون كه او به یك لقمه نان و چه بسا كمتر از آن هم، تو را ‏می‌فروشد؛ و مواظب باش از دوستی و صحبت كردن با كسی كه قاطع رحم (كسی كه ارتباط خویشاوندی را بریده) می‌باشد چون كه او را در ‏كتاب خدا ملعون یافتم.‏

    ‏35 - قال علیه السلام: أشَدُّ ساعاتِ ابْنِ آدَم ثَلاثُ ساعاتٍ: السّاعَةُ الَّتی یُعایِنُ فیها مَلَكَ الْمَوْتِ، وَ السّاعَةُ ‏الَّتی یَقُومُ فیها مِنْ قَبْرِهِ، وَ السَّاعَةُ الَّتی یَقِفُ فیها بَیْنَ یَدَیِ اللّه تَبارَكَ وَ تَعالی، فَإمّا الْجَنَّةُ وَ إمّا إلَی ‏النّارِ.(35)

    مشكل‌ترین و سخت‌ترین لحظات و ساعات دوران‌ها برای انسان، سه مرحله است:

    ‏1 - آن موقعی كه عزرائیل بر بالین انسان وارد می‌شود و می‌خواهد جان او را برگیرد.

    ‏2 - آن هنگامی كه از درون قبر زنده می‌شود و در صحرای محشر به پامی خیزد.

    ‏3 - آن زمانی كه در پیشگاه خداوند متعال - جهت حساب و كتاب و بررسی اعمال - قرار می‌گیرد و نمی‌داند ‏راهی

    بهشت و نعمت‌های جاوید می‌شود و یا راهی دوزخ و عذاب دردناك خواهد شد.‏

    ‏36 - قال علیه السلام:إ ذا قامَ قائِمُنا أذْهَبَ اللّهُ عَزَوَجَلّ عَنْ شیعَتِنا الْعاهَةَ، وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كُزُبُرِ الْحَدیدِ، ‏وَ جَعَلَ قُوَّةَ الرَجُلِ مِنْهُمْ قُوَّةَ أرْبَعینَ رَجُلاً.(36) 

    هنگامی كه قائم ما ( حضرت حجّت، روحی له الفدأ و عجّ) قیام و خروج نماید خداوند بلا و آفت را از شیعیان ‏و پیروان ما بر می‌دارد ودلهای ایشان را همانند قطعه آهن محكم می‌نماید، و نیرو و قوّت هر یك از ایشان ‏به مقدار نیروی چهل نفر دیگران خواهد شد.‏

    ‏37 - قال علیه السلام: عَجَباً كُلّ الْعَجَبِ لِمَنْ عَمِلَ لِدارِ الْفَناء وَ تَرَكَ دارَالْبقاء.(37)

    بسیار عجیب است از كسانی كه برای این دنیای زودگذر و فانی كار می‌كنند و خون دل می‌خورند ولی ‏آخرت را كه باقی و ابدی است رها و فراموش كرده اند.‏

    ‏38 - قال علیه السلام: رَأیْتُ الْخَیْرَ كُلَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ فِی قَطْعِ الطَّمَعِ عَمّا فِی أیْدِی النّاسِ.(38)

    تمام خیرات و خوبی‌های دنیا و آخرت را در چشم پوشی و قطع طَمَع از زندگی و اموال دیگران می‌بینم ‏‏(یعنی قناعت داشتن ).‏

    ‏39 - قال علیه السلام: مَنْ لَمْ یَكُنْ عَقْلُهُ أكْمَلَ ما فیهِ، كانَ هَلاكُهُ مِنْ أیْسَرِ ما فیهِ.(39)

    كسی كه بینش و عقلش كاملترین چیزش نباشد هلاكتش آسانترین چیزش است.

    ‏40 - قال علیه السلام:إنَّ الْمَعْرِفَةَ، وَ كَمالَ دینِ الْمُسْلِمِ تَرْكُهُ الْكَلامَ فیما لایُغْنیهِ، وَ قِلَّةُ ریائِهِ، وَ حِلْمُهُ، ‏وَ صَبْرُهُ، وَ حُسْنُ خُلْقِهِ.(40)

    همانا معرفت و كمال دین مسلمان در گرو رها كردن سخنان و حرف‌هایی است كه به حالش ‏سودی ندارد.

    همچنین از ریاء و خودنمایی دوری جستن و در برابر مشكلات زندگی بردبار و شكیبا بودن و نیز دارای اخلاق ‏پسندیده و نیك سیرت بودن است.


    چهارشنبه 18 فروردین 1389

    تعدادی از احادیث حضرت علی علیه السلام در مورد همت

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    

    در ستایش همتهای بلند

    حضرت علی علیه السلام می فرماید:

    «خیر الهمم اعلاها»

    بهترین همت ها، بلندترین آن ها است.

    و نیز می فرماید:

    «ما رفع امرء کهمّته و لا وضعه کشهوته»

    هیچ چیز مانند همت بلند انسان را بزرگ نکرد؛ چنان که چیزی مانند شهوت رانی او را به زمین نزد.

    و نیز می فرماید:

    «من رقی درجات الهمم عظّمته الامم»

    هر که از نردبان همت بلند، بالا رود جهانیان او را به دیده تعظیم بنگرند.

    نتایج همت بلند

    حضرت علی علیه السلام می فرماید:

    «الفعل الجمیل ینبی عن علوّ الهمّة»

    و نیز می فرماید:

    «من بذل جهد طاقته بلغ کنه ارادته»

    هر که توان خود را برای رسیدن به هدف خود به کار گیرد به تمام خواسته هایش خواهد رسید.

    و نیز می فرماید:

    «قدر الرّجل علی قدر همّته»

    ارزش آدمی به اندازه ی همتش است

    و می فرماید:

    «من شرف الهمّة بذل الانسان»

    بذل و بخشش آدمی نشانه بلند همتی اوست.

    نیز می فرماید:

    «شجاعة الرّجل علی قدر همّته»

    شجاعت مرد به اندازه همت اوست.

    و می فرماید: «من شرف الهمّة لزوم القناعة»

    همت بلند، قناعت همیشگی همراه دارد.

    و می فرماید:

    «الکرم نتیجة علوّ الهمّة»

    بزرگواری و آقایی نتیجه داشتن همت بلند است.

    نکوهش کم همتی یا همت به خرج دادن در امور بی ارزش

    حضرت علی علیه السلام می فرماید:

    «من صغرت همّته بطلت فضیلته»

    کسی که همتش کوچک باشد فضائل او از دست می رود.

    و نیز می فرماید: «من دنت همّته فلا تصحبه»

    با آدم کوتاه همت هم صحبت مشو (که تو را نیز ساقط می کند).

    و نیز می فرماید: «من کانت همّته ما یدخل فی بطنه کانت قیمته ما یخرج من بطنه»

    کسی که همتی جز پر کردن شکم ندارد قیمت او نیز همان است که از شکم او بیرون می آید.

    و نیز می فرماید: «ما ابعد الخیر ممّن همّته بطنه و فرجه»

    چه بی خیر است کسی که فکری جز شکم و شهوت ندارد.

    و نیز می فرماید: «من کانت الدّنیا همّته اشتدّت حسرته عند فراقها»

    کسی که همتی جز دنیا ندارد هنگام مردن غصه او بسیار خواهد بود.

    و نیز می فرماید:

    «اجعل همّک و جهدک لآخرتک»

    همت و تلاش خود را صرف آخرتت کن.

    و می فرماید:

    « من کانت الآخرة همته بلغ من الخیر غایة امنیته »

    هرکس که آخرت همتش باشد ، از خیر به نهایت آرزویش می رسد

    منبع: غررالحکم و درر الکلم


    چهارشنبه 18 فروردین 1389

    عقیل برادر امیرالمومنین علی بن ابیطالب

       نوشته شده توسط: احمد زین گنجه    


    او پسر بزرگتر ابوطالب و نوه عبدالمطلب، پسرعموی پیامبر گرامی اسلام  و برادر بزرگتر امیرمومنان حضرت علی بن ابیطالب (علیهما السلام) است.


    عقیل، جعفر و علی، هر سه پسران ابوطالب از یک مادر زاده شدند، بدین صورت که  عقیل از جعفر ده سال بزرگتر بود و جعفر نیز از علی ده سال بزرگتر، و مادر آنان فاطمه بنت اسد بن هاشم، عموزاده شوی خود حضرت ابوطالب بوده است. 


    گویند که حضرت ابوطالب عقیل را بیش از سایر پسرانش دوست می داشت شاهد این مدعی آن است که پیامبر گرامی و عباس عموی ایشان تصمیم گرفتند تا قدری از فشار خشک سالی و گرانی که در مکه بر حضرت ابوطالب آمده بود بکاهند، پس نزد ابوطالب آمدند و به او بیان داشتند که ما آماده ایم تا در این تنگدستی و خشک سالی و گرانی پشتیبان تو باشیم و کودکانت را نزد خویش نگهداریم . حضرت ابوطالب بیان داشت عقیل را برای من بگذارید و هر که را خواستید ببرید.



    عقیل، جعفر و علی، هر سه پسران ابوطالب از یک مادر زاده شدند، بدین صورت که  عقیل از جعفر ده سال بزرگتر بود و جعفر نیز از علی ده سال بزرگتر

    پس پیامبر گرامی تربیت و حضانت "علی" علیه السلام را بعهده گرفت و عباس عموی پیامبر(ص)، نگهداری  "طالب" را  و حضرت حمزه سیدالشهدا حضانت و نگهداری "جعفر طیار" شهید موته را برگزید. 


    در روایتی معتبر آمده است هنگامی که عقیل ازدواج کرد عده ای به او مبارکباد گفته و تعبیری اینگونه بر زبان جاری ساختند و گفتند : در این وصلت همراه با آرامش، پیوستگی بوده و صاحب پسران شوی عقیل در پاسخ گفت این را نگویید؛ پس بدرستیکه پیامبر(ص) از چنین تهنیتی مردم را باز می داشتند و می فرمودند : بگویید خداوند مبارک گرداند تو را برای او، و او را برای تو.


    گویا کلمه «بالرفاء و البنین» تهنیتی بوده است که در زمان  جاهلیت برای تازه دامادان بکار می گرفتند که پیامبر ضمن انکه از بکار گیری این کلمه نهی فرمودند ، امر نمودند که بگویید «بارک الله لها فیک و بارک لک فیها» .


    مشابه همین روایت از عقیل آمده است که او زنی از بنی جُشَم را به کابین نکاح درآورد در مبارکی این وصلت، عده ای به او گفتند «بالرفاء و البنین» او گفت: چنین نگویید، گفتند: ای ابایزید چه بگوییم؟ گفت بگویید «بارک الله لکم و بارک علیکم» به ما چنین دستور داده شده است. 3


    فرزندان عقیل


    عقیل فرزندانی داشت که بزرگتر آنان، "یزید"  بود که کنیه عقیل نیز بسبب نام او  "ابایزید"  قرار گرفت.


    دیگری "سعید" که این دو، مادرشان ام سعید بنت عمرو بن یزید زنی بود از بنی عامر.


    "جعفراکبر" پسر دیگر او بود و "ابوسعید احول"  که نامش همین است پسران ام البنین دختر ثغر (اسماء بنت سفیان) بوده اند .


    فرزند دیگرش حضرت "مسلم"  است که رشادتهای او را در کوفه بسیار شنیده اید، دیگری "عبدالله" است و آن یکی "عبدالرحمن"  و "عبدالله اصغر" که مادر این سه پسر کنیزی به نام خلیله بوده است.


    پسر دیگری داشته است به نام "علی بن عقیل" که آن نیز از کنیزک دیگری بوده است.


    و "جعفراصغر" ، "حمزه"  و "عثمان" نیز پسران دیگر وی هستند که مادرشان نیز کنیز بوده است.


    و "محمد" و "رمله" فرزندان دیگر وی هستند باز از کنیزی دیگر.


    و "ام هانی" ، "اسماء" ، "فاطمه" ، "ابوالقاسم"  و "زینب" و "ام نعمان"  نیز هر یک  از مادران دیگر بوده اند.



    پیامبر خطاب به علی علیه السلام  فرمودند : پس در غم و اندوه او  (مسلم بن عقیل)اشکها بر دیدگان مومنین جاری خواهد شد و  فرشتگان  مقرب  بر  او  درود  خواهند فرستاد ، سپس پیامبر گریست تا آنکه اشکهایش بر روی سینه های مبارکش روان گردید سپس فرمود: به سوی خدا شکوه خواهم کرد از آنچه خاندانم پس از من درمی یابند

    دوستی پیامبر با عقیل


    پیامبر عقیل را دوست می داشت  و علت این دوستی از نظر می گذرد.


    1- بدین سبب که پیامبر ابوطالب را دوست می داشت.


    2- و دیگر به خاطر قرابت و نزدیکی که با وی داشت .


    3- سوم آنکه چون می دانست فرزندانش در راه دوستی حضرت ابا عبد الله حسین بن علی علیهما السلام کشته خواهند شد.


    4- و چهارم آنکه می دانست که عقیل در دفاع از حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب در گفتگوها و آورن برهان و دلیل در حقانیت "علی" فروگذار نخواهد کرد.


    5- و چون پیامبر می دانست عقیل در جنگ ها همراه علی خواهد بود.


    مسلم بن عقیل؛ یار وفادار حسین علیه السلام

    صدوق روایت می کند که روزی علی علیه السلام به پیامبر اسلام عرض کرد ای پیامبر گرامی آیا عقیل را دوست می دارید؟ حضرت فرمودند" آری به خدا قسم؛ به دو جهت او را دوست دارم یکی به خاطر خودش و دیگری به خاطر پدرش ابوطالب که او را نیز بسیار دوست می دارم و  بدرستیکه فرزندش در دوستی فرزند تو کشته خواهد شد (مراد شهادت مسلم بن عقیل است در کوفه و در نمایندگی از حضرت حسین بن علی).


    پس در غم و اندوه او (مسلم بن عقیل )اشکها بر دیدگان مومنین جاری خواهد شد و فرشتگان مقرب بر او درود خواهند فرستاد، سپس پیامبر گریست تا آنکه اشکهایش بر روی سینه های مبارکش روان گردید سپس فرمود به سوی خدا شکوه خواهم کرد از آنچه خاندانم پس از من درمی یابند. 


     


    برگردان شده از عربی توسط آقامیری


    بخش دین و اندیشه تبیان


     


    پاورقی ها


    ..........................



     1 -  علل الشرایع، الاستیعاب


     2 - کنز الفوائد


     3 - مسند ابن حنبل


    تعداد کل صفحات: 2 1 2